بسمه تعالی
سئوالات درس اندیشه اسلامی ( 2 ) 92
1. حقوق و تکالیف چیست و از کجا سرچشمه می گیرد ؟
2. چه رابطه ی بین حقوق و تکالیف وجود دارد ؟
3. چه فرقی بین اخلاق و حقوق وجود دارد ؟
4. انسان چه نیازی به حقوق و اخلاق دارد ؟
5. اقسام حقوق را نام ببرید و مثال بزنید ؟
6. منظور از حقوق اجتماعی چیست ؟
7. منظور از حقوق خانواده چیست ؟
8. منظور از حقوق سیاسی چیست ؟
9. حقوق بنیادین چیست نام ببرید ؟
10. حق حیات را تعریف کنید و شبهات آن را پاسخ دهید ؟
11. حق آزاد ی را تعریف کنید و اقسام آن را بنویسید ؟
12. شبهات مربوط به آزادی را پاسخ دهید ؟
13. حق حاکم و حکومت بر مردم را بنویسید ؟
14. حق مردم بر حکومت را بنویسید ؟
15. تفاوت های حقوقی زنان با مردان را بنویسید ؟
16. دلایل تفاوت حقوق زن و مرد را بنویسید ؟
17. مواردی از نقض حقوق بشر را نام ببرید و پاسخ دهید ؟
18. حق برابری را تعریف کنید و موارد استفاده آن را بنویسید ؟
19. مهمترین تفاوتهای حقوقی بشر سازمان ملل با حقوق بشراسلامی را بنویسید ؟
20. منظور از حقوق محیط زیست چیست ؟
21. حق النفس چیست مثال بزنید ؟
22. حق زبان چیست وچگونه آن را باید ادا کرد ؟
23. حق چشم چیست وچگونه آن را باید ادا کرد ؟
24. حق گوش چیست وچگونه آن را باید ادا کرد ؟
25. حقوق والدین بر فرزندان را نام ببرید ؟
26. حقوق فرزندان بر والدین را بنویسید ؟
27. حق زن بر شوهر را بنویسید ؟
28. حق مرد بر همسر را بنویسید ؟
29. حق همسایه بر همسایه را بنویسید ؟
30. پنجاه و یک مورد از حقوق مطرح در رساله حقوق امام سجاد را بنویسید ؟
1. . -حق حیات و زندگی چیست شبهه مربوط به آن را نقد کنید
2. . حق آزادی و شبهات مربوط به آن را نقد وبررسی کنید.
3. . دیدگاههای مختلف در مورد حق آزادی و انتخاب را نقد و بررسی کنید
4. . برخی از تفاوت های حقوقی زن ومرد رابنویسد و نقد نمایید
5. . رابطۀ حق و تکلیف را نقد و بررسی کنید
6. . حقوق وتکالیف دولت نسبت به مردم را نقد و بررسی کنید
7. . حقوق حکومت بر مردم ویا تکالیف مردم نسبت به حکومت را نقد و بررسی کنید
8. . شرایط یک گفتگوی سازنده برای بیان و دفاع از حق را بنویسید
9. راه کارهای کنترل و مدیریت بر بحث و مشاجره در بیان و دفاع از حق را بنویسید
10. . شرایط یک گفتگوی انتقادی را بنویسید
11. مهمترین حقوق مطرح در رساله حقوق امام سجاد (ع) را بنویسید
12. . مهمترین حقوق زن بر همسر را بنویسید
13. . مهمترین حقوق مرد بر همسر را بنویسید
14. حقوق بنیادی را تعریف کنید و نمونه های از شبهات مربوط به آن ها را نقد و پاسخ دهید
1- آیه شریفه «ولا تجعل یدک ؟؟؟؟؟ الی عنقک والاتبسطها کل البسط فتقعر ملموماً محسورا» به کدان نقطة اخلاقی اشاره دارد؟
الف) انفاق ب) بخل ج) اسراف د) میانه روی در انفاق
2- کدامیک از موارد زیر ریخت و پاش با ؟؟؟؟؟؟؟ و اتلاف است؟
الف) اسراف ب) تبذیر ج) حرص د) علّو
3- مصادق آیه «و اعبدو ربکم و افعلو الخیر لعلکم تفلحون» برای چیست؟
الف) دوری کنندگان از بخل ب) اهل ذکر کثیر
ج) اهل عبادت و کارهای نیک د) اهل تقوا
4- حضرت علی (ع) در سخن «شیهم التواضع» راز اوصاف چه کسانی می پندارد؟
الف) اهل تقوا ب) اهل پرهیزکاری ج) اهل جهاد د) اهل علم
5- کلام «الله الله فی الایتام» از کیست؟
الف) پیامبر (ص) ب) حضرت علی (ع) ج) امام صادق (ع) د) امام رضا (ع)
6- ........... ثمره بندگی و نخستین نشانه است؟
الف) نماز ب) توحید ج) تواضع د) ایمان
7- نشانه بندگان خاص خداوند چیست؟
الف) ایمان ب) شب زنده داری ج) ریاضت د) نماز
8- عبادت و بندگی خداوند نباید موجب ......... انسان شود که گمان می کند حتماً بهشتی است؟
الف) غرور ب) رضایت ج) فخر د) هر سه مورد
9- این جمله از کیست: «بخشش در راه باطل اسراف است گرچه کم باشد و بخل در راه حق اقتار است».
الف) امام علی (ع) ب) امام حسین ج) پیامبر اکرم د) امام صادق
10- این سخن از کیست؟ «خداوند روزی مردم را کم و زیاد تقدیر کرد تا آنان را در تنگناها و گشایش بیازماید و غنی و فقیر را با شکر و صبری که از خود بروز می دهند امتحان و آزمایش کند».
الف) پیامبر (ص) ب) امام رضا (ع) ج) حضرت علی (ع) د) امام جواد
11- مصادق آیه شریفة «والذین یتبون لربهم سجداً و قیاماً» چیست؟
1- شب زنده داری و نیایش ب) تواضع در گفتار و رفتار
ج) هراس از دوزخ د) همه موارد
12- عبارت هَون به چه معنی می باشد؟
الف) تواضع و مدارا ب) رفتار خوب ج) آرامش و وقار د) الف و ج
13- مصادق آیه شریفة «ولا تقربوالزنی انه کان ؟؟؟؟؟؟؟ و ساء سبیلاً»
الف) کارهای زشت ب) گناه کردن ج) پرهیز از روابط نامشروعP د) هیچکدام
14- مصادق آیة «و اوت ذی القربی و المسکین و ؟؟؟؟؟؟؟ » چیست؟
الف) احسان به خویشاوندان و محرومان ب) احسان به یتیمان
ج) احسان به دشمنان د) هیچکدام
1- معنی این آیه «والذین یبیتون لربهم سجداً و قیاماً» چیست؟
الف) آنان در حال سجده برای پروردگارشان، دعا می کنند.
ب) آنان در حال سجده و قیام برای پروردگارشان، شب زنده داری می کنند.
ج) آنان همیشه برای پروردگارشان، شب زنده داری می کنند.
د) هیچکدام
2) بیتوته به معنای .......... .
الف) دعا ب) نیایش ج) شب زنده داری د) هیچکدام
3) بالاترین مدال افتخار برای انسان، مدال ............ خداست.
الف) عاشقی ب) بندگی ج) دین داری د) مورد الف و ب
4- ....... هر کس، نشان دهندة شخصیت اوست.
الف) رفتار ب) کردار ج) اعمال د) هیچکدام
5- تواضع ثمرة ......... و نخستین نشانة آن است.
الف) عشق ب) بندگی خدا ج) عاشقی خدا د) هیچکدام
6- بهترین وقت برای عبادت هنگام ........ است.
الف) شب ب) مریضی ج) نیاز د) روز
7- به معنای بلا و مصیبتی است که انسان در برابر آن راه فرار ندارد و دامنگیر او شده است.
الف) بیتوته ب) غرام ج) هَون د) هیچکدام
8- بهترین شیوه نیایش و پرستش خدا است.
الف) سجده ب) نماز ج) دعا د) حج
9- کیفر گناه را گویند.
الف) اِثم ب) اُثام ج) قَوام د) قِوام
10- با توجه به آیات قرآن و روایات از بزرگترین گناهان شمرده شده اند.
الف) شرک ب) قتل ج) زنا د) هر سه مورد
11- در بعضی روایات و احادث پدر امت به حساب آمده اند.
الف) پیامبر اکرم ب) حضرت مهدی ج) امیرمومنان د) مورد الف و ج
12- در دعا خدای را به نام ........ بخوانیم.
الف) الله ب) رب ج) پروردگار د) هیچکدام
13- شرط برخورداری از مغفرت الهی .......... است.
الف) توبه ب) دعا ج) گناه د) هیچکدام
14- ریخت و پاش و مصرف بی مورد مال ........... است.
الف) مکروه ب) حرام ج) باطل د) موردی ندارد
15) تبذیر نشانة ....... است.
الف) کفران ناسپاسی ب) سخاوت ج) بخشندگی د) کفران
16- در احسان به والدین ......... آنها شرط نیست.
الف) مسلمان بودن ب) کافر بودن ج) مسیحی بودن د) هیچکدام
فصل هفتم
1- الباب جمع چه مي باشد وبه چه معنا مي باشد.
الف-لب،مغز ب-لب، دهان ج-لب، گردن د-لب،معده
2- کلمه اولواالالباب چند بار در قرآن آمده است .
الف-15 ب-16 ج-17 د-20
3- کدام يک از خصوصيات شامل ويژگي خردمندان در قرآن نمي باشد.
الف-آينده نگر مي باشند ب- از تاريخ درس عبرت ميگيرند
ج-دنيا را گذر گاه ميدانند نه توقفگاه د- اهل تجهد نمي باشند
4- قرآن، انسان بي خبر از حق را به چه تشبيه ميکند.
الف – نابينا ب- ناشنوا ج – نابيناو ناشنوا د –کم عقل
5- کدام يک از پيمانهاي زير شامل( عهد الله)نمي باشد.
الف – عقلي ب- سياسي ج – اجتماعي د – شرعي
6- ......... به امري گفته مي شود که موجب وثوق و اطمينا انسان مي گردد.
الف – الظالمين ب – ميثاق ج – خشيت د – مصداق
7- خداوند متعال چه نوع ارتباطي را امر نفرمودند.
الف – ارتباط فرهنگي با دانشمندان ب- ارتباط مالي با نيازمندان
ج- ارتباط همه جانبه با کافران د- ارتباط عاطفي با والدين
8- نسبت به آن امام جسارت کرده ،هديه کدام امام است که در آستانه رحلتش وصيّت کرد تا به بستگاني که اي داده شود.
الف- امام جواد ب- امام رضا ج- امام صادق د- امام علي
9- (وجه ربهم) به معناست.
الف- تاثير قلبي خداوند مي باشد ب- جلب توجه ورضايت خداوند
ج- بدي رااز خود دور کنيم د- وجه تمايزي در خداوند وجود دارد
10- کدام جمله در مورد درجات انفاق نادرست مي باشد.
الف – بخشش از فضل داده هاي الهي
ب- بخشش از دسترنج ديگران
ج- بخشش از آنچه دوست داريم
د – بخشش از آنچه خود به آن نياز داريم
11-کدام جملات زير در مورد انسان کامل صدق ندارد.
الف- يخافون ب- يخشون ج- يصلبون د- يوفون
12-واژه (جنّات)و (جنّت)چندمرتبه در قرآن آمده است.
الف- 138 ب- 137 ج- 136 د -140
13-خداوند به انبيا گذشته خود حضرت نوح ،حضرت موسي با چه کلمه اي درود مي فرستاد.
الف- سلام ب- عليکم السلام ج – سلام عليکم د- السلام
14-کدام مورد زير در موردصبر نادرست مي باشد.
الف – هدف از صبر را رضايت خود قرار دهيم که باعث خوشناميست
ب – صبر از صفات انبياست
ج – صبر کليد بهشت است
د- صبر ،ميزان درجات بهشتيان است.
15- در قرآن ناسزا را با ............و عذاب را با ..............دفع ميکنند.
الف- معروف ،صدقه ب- سلام،صله ج- مشورت،عفو د- سلام،صدقه
فصل هشتم
1- در مورد احسان به پدر و مادر کدام مورد اشتباه است .
الف – در احسان به پدر ومادر فرقي بين آنها نيست،
ب – احسان به والدين فقط در عمل لازم است،
ج – احسان به والدين حّد،مرز ندارد،
د – در احسان به والدين مسلمان بودن شرط نيست،
2- (قول کريم )چيست:
الف – همان نماز خواندن بعد از وفات والدين
ب – تندي کردن والدين ودعا فرزند براي بخشش از خداوند
ج – محتاج والدين به کمک مالي و کمک کردن
د – سفارش قرآن به احسان متوجه فرزند است نه والدين
3- در دعا خداوند را به چه نامي بايد خواند.
الف- رب ب- رحمان ج- رحيم د- الله
4- از شئون ربوبيّت خداوند در مقابل مخلوقات چه مي باشد
الف – علم ب- آگاهي ج-علم آگاهي د –دوران حيات
5- کدام يک از جملات زير در مورد توبه نادرست است:
الف – خداوند بخشنده است يکي از شرط استغفار توبه است
ب- توبه با انابه نبايد باشد
ج- اگر دل و درون صاف و صالح باشد در توبه باز است
6- .........به کسي گويند که در اثر فقر يا بيماري خانه نشين شده است.
الف- مسکين ب- افراد صالح ج- مومن د- مبذّر
7- تبذير در اسراف به چه معناست.
الف- سخاوت ب- کفران وناسپاسي ج- بخشندگي د- ريخت وپاش
8- کدام مورد از دستورات قرآن در مورد چگونه سخن گفتن با مردم درست نمي باشد.
الف- آسان ب- تند ج- رسا د- معروف
9- نتيجه زياده روي در انفاق باعث مي شود که..........
الف – بزرگي ب – خانه نشيني و حسرت ج- رزق د- مصلحت
10- خداوند بر چه اساسي رزق روزي انسان را مي دهد.
الف- نيکي به والدين ب- انفاق ج –اسراف نکردن د- حکمت و مصلحت
11- کدام مورد در مورد زنا صدق ميکند.
الف – نظام ارث بري از ميان ميرود بخاطر نامعلوم بودن فرزند
ب- معمولا زنا باعث دوستي بيشتر بين خانواده مي شود
ج- زنا باعث مي شود تشکيل خانواده از طريق ازدواج بيشتر شود
د- احساس تعهد وتکليف براي مادر مي آورد
12- کدام جمله در موردراهکار اسلام براي جلوگيري از زنا نادرست است.
الف- ممنوعيت خلوت مرد با زن نامحرم ب- حرمت نظر به نامحرم ج- عبادت دانستن عمل زنا د- توصيه به ازدواج و آسان گرفتن آن.
13- تصرف ظالمانه اموال يتيمان به چه چيزي تشبيه شده است
الف- آتش ب- حيوان ج- کوه د- بيابان
14- جمله ( الله الله في الايتام ) از کيست.
الف – امام علي ب- حضرت محمد ج-امام صادق د-امام حسن
15- واگذاري مال يتيم به او چه زماني است.
الف- بلوغ فکري ب- اقتصادي ج- جسمي د-همه موارد
16- قسطاس مرکب از دو کلمه قسط و طاس است معناي اين دو را به ترتيب بيان کنيد.
الف. عدل وعدالت ب. عدل و کفه تراز ج.عدل و ايمان د .عدل ونيکي
17- مردم در معاملات بيان شده در بزرگترين و مهمترين آيه قرآني در مورد اهميت رعايت حقوق کدام سوره مي باشد.
الف.بقره ب. ياس ج.عنکبوت د.آل عمران
1) سرمایه همه سعادت ها و اهم واجبات چیست ؟
الف) معرفت ب) معرفت نفس ج) علم و دانش د) خداشناسی
2) اولین جزء خودشناسی چیست ؟
الف) ارزیابی منفی از خود
ب) شناخت توانایی ها ، استعدادها و پیشرفت های شخصی
ج) شناخت ویژگی ها و صفات خویش
د) ارزیابی مثبت از خود
3) این سخن از کیست :
« اگر می خواهی عزت دنیا را فراهم آوری ، طمع خود را از آن چه در دست مردم است قطع نما »
الف) محمدباقر مجلسی ب) شهید ثانی ج) سید رضی د) لقمان
4) باور قلبی که به زندگی انسان جهت می دهد و در چگونه زیستن او نقشی مهم دارد عبارت است از:
الف) ایمان ب) عزت نفس ج) خودشناسی د) امید
5) طبق روایات ارکان ایمان عبارتند از :
الف) معرفت به دیگران و عمل به ارکان
ب) معرفت به قلب ، گفتار به زبان و عمل به ارکان
ج) گفتار به زبان و عمل به ارکان
د) معرفت به قلب و عمل به ارکان
6) دو بالی که انسان را در مسیر رضای خدا به پرواز درآورده و او را از آسیب ها و خطرها حفظ می کند ؟
الف) امید و آرزو ب) بیم و امید ج) ایمان و آرزو د) بیم و ایمان
7) این سخن از کیست ؟
« چنان به خداوند امیدوار باش که جرأت سرپیچی از خداوند را در تو ایجاد نکند و چنان از خداوند بترس که تو را از رحمت خداوند نا امید نکند »
الف) امام محمد باقر (ع) ب) امام سجاد (ع)
ج) امام رضا (ع) د) امام صادق (ع)
8) این سخن از کیست ؟
« کسی که خدا را بشناسد از او می ترسد و به او امیدوار می شود »
الف) امام صادق (ع) ب) امام محمد باقر (ع)
ج) امام علی (ع) د) امام رضا (ع)
9) حکایت حضرت عیسی (ع) مربوط به کدام مفاهیم و مبانی اخلاقی است ؟
الف) ایمان به خدا ب) تأثیر امید ج) عزت نفس د) خداشناسی
10) مهم ترین و سودمندترین عناصر برای دستیابی به موفقیت چیست ؟
الف) علم و دانش ب) موقعیت اجتماعی و علم
ج) نیروی اراده و تربیت نفس د) ثروت
11) داستانی که مولوی در مثنوی در مورد حضرت علی (ع) آورده مربوط به کدام مفاهیم و مبانی اخلاقی است ؟
الف) ایمان به خدا ب) تأثیر امید
ج) خداشناسی د) تسلط بر نفس و اراده درونی
12) این آیه در مورد ویژگی کدام یک از پیامبران خدا می فرمایند ؟ « انه کان من عبادنا المخلصین »
الف) حضرت موسی (ع) ب) حضرت عیسی (ع) ج) حضرت ابراهیم (ع) د) حضرت یوسف (ع)
13) این سخن از کدام امام معصوم می باشد : « زینت قلب ها ، اخلاص ایمان است » .
الف) حضرت علی (ع) ب) امام محمد باقر (ع)
ج) امام صادق (ع) د) امام سجاد (ع)
14) این سخن از کدام امام معصوم می باشد : « برترین عبادت اخلاص است »
الف) حضرت علی (ع) ب) امام محمد باقر (ع)
ج) امام صادق (ع) د) امام سجاد (ع)
15) « ارزش هر عمل بسته به نیت است » این روایت از کیست ؟
الف) پیامبر اسلام (ص) ب) حضرت علی (ع)
ج) امام صادق (ع) د) امام محمد باقر (ع)
16) این سخن از کیست ؟ « اخلاص نشانه سعادت است »
الف) پیامبر اسلام (ص) ب) حضرت علی (ع) ج) امام صادق (ع) د) امام محمد باقر (ع)
17) مفهوم این آیه کدام یک از مبانی اخلاقی را توضیح می دهد ؟ « الا بقا علی العمل اشد من العمل»
الف) اراده ب) اخلاص ج) تأثیر امید د) نیروی ایمان
18) داستان حضرت یوسف (ع) چه مفهوم اخلاقی را بیان می کند ؟
الف) توبه ب) اخلاص ج) ایمان د) توکل
19) عالمان اخلاق تحقق توبه را وابسته به چند چیز می دانند ؟
الف) قوت ایمان ، پشیمانی و ندامت ، ترک گناه در حال و تصمیم بر تر و جبران آن در آینده
ب) پشیمانی و ندامت
ج) قوت ایمان و ترک گناه
د) پشیمانی و ندامت و ترک گناه
20) آثار توبه چیست ؟
الف) محبوبیت الهی
ب) محبوبیت الهی و بخشش گناهان
ج) بخشش گناهان و تبدیل بدی ها به نیکی ها
د) محبوبیت الهی و بخشش گناهان و تبدیل بدی ها به نیکی ها
21) توبه نصوح چیست ؟
الف) توبه ای که خالصانه باشد و اگر بار دیگر گناه کرد دوباره بخشیده می شود .
ب) توبه ای که راستین باشد .
ج) توبه ای که راستین و خالصانه باشد و شخص توبه کار بار دیگر به گناه باز نگردد .
د) توبه ای که از روی درماندگی باشد .
22) این آیه خطاب به کدام پیامبر است و کدام مفهوم اخلاقی را بیان می کند ؟
« اذ قال له ربه اسلم قال اسلمت لرب العالمین » هنگامی که پروردگارش به او فرمود تسلیم شود » گفت : به پروردگار جهانیان تسلیم شدم .
الف) حضرت یوسف (ع) در مورد تسلیم بودن در برابر خدا
ب) حضرت ابراهیم (ع) در مورد تسلیم بودن در برابر خدا
ج) حضرت یوسف (ع) در مورد تواضع
د) حضرت ابراهیم (ع) در مورد تواضع
23) حکایت آیت ا... بروجردی کدام مبانی اخلاقی را بیان می کند ؟
الف) توبه ب) تواضع ج) ساده زیستی د) محاسبه و مراقبه
24) داستان سفر ناصرالدین شاه در خراسان کدام مفهوم اخلاقی را بیان می کند ؟
Pالف) ساده زیستی ب) تواضع ج) شکر د) توبه
25) وجه تمایز زندگی انسانی از حیوانی چیست ؟
الف) توبه ب) تواضع ج) ساده زیستی د) شکر
26) این سخن از کیست ؟ « اولین چیزی که در ارتباط با خدا بر شما واجب است شکرگذاری از نعمت های خدا و جستجوی رضایت اوست » .
الف) امام علی (ع) ب) امام محمد باقر (ع)
ج) امام حسن عسگری (ع) د) امام صادق (ع)
27) شکر چند عنصر دارد ؟
الف) 2 تا قلبی و رفتاری ب) 3 تا شناختی ، قلبی و رفتاری
ج) 1 قلبی د) 2 تا شناختی و رفتاری
28) این سخن از کیست ؟ « کسی که خداوند نعمتی به او عطا کن و او قلباً بداند که خداوند این نعمت را به او داده است شکر نعمت را به جا آورده است » .
الف) امام علی (ع) Pب) امام صادق (ع) ج) امام حسن عسگری (ع) د) امام محمد باقر (ع)
29) سخن پیامبر (ص) چه مفهومی را بیان می کند ؟
« خداوند باب شکر را بر برنده ای نمی گشاید تا باب زیادی نعمت را بر او ببندد »
الف) عواقب تأخیر توبه ب) ساده زیستی
ج) تسلیم بودن در برابر خدا د) آثار شکر
30) کدام یک جزو ارکان ایمان نیست ؟
الف) معرفت به قلب ب) گفتار به زبان
ج) باور به احکام د) عمل به ارکان
31) از نظر امام باقر (ع) برترین ثبات ................ است .
الف) اخلاص ب) توبه ج) توکل د) صبر
32) مهم ترین اثر اخلاص چیست ؟
الف) رساندن آدمی به حکمت ب) رساندن آدمی به پاداش
ج) رساندن آدمی به سعادت د) رساندن آدمی به توکل
33) حکایت خنده ی حضرت یوسف هنگامی که می خواستند او را به چاه بیفکنند مربوط به کدام است ؟
الف) عزت نفس ب) ایمان ج) توکل د) شک
34) حکایت رفتن ناصرالدین شاه به خانه حاج ملاهادی سبزواری و اصرار برای غذا خوردن با ایشان مربوط به کدام فضائل اخلاقی است ؟
الف) شکر ب) قناعت ج) تواضع Pد) ساده زیستی
35) نسبت .................. به .................. مانند نسبت سر به بدن است .
الف) توکل – ایمان ب) ایمان - توکل
ج) صبر – ایمان د) ایمان – صبر
36) بهترین عبادت چه چیزی است ؟
الف) عفاف ب) ایمان ج) صبر د) شکر
37) حکایت امام خمینی و نخوردن ریحان در صورت نبود در بین مردم مربوط به کدام فضیلت اخلاقی است ؟
الف) ساده زیستی ب) شکر Pج) قناعت د) اراده
38) اهل تقوا چه کسانی هستند ؟
الف) کسانی که به خدا ایمان دارند و اعمال صالح انجام می دهند .
ب) کسانی که از دستورات شیطان و هوی نفس پیروی نمی کنند .
Pج) کسانی که در پنهان از خدا می ترسند و از روز قیامت در هراس اند .
د) کسانی که پیوسته به یاد خداوند مشغولند و دچار غفلت نمی شوند .
39) مهم ترین و سودمندترین عناصر برای دستیابی به موفقیت کدامند ؟
الف) نیروی اراده و تربیت نفس ب) نیروی اراده واعتماد به نفس
ج) همت بالا و اعتماد به نفس د) توکل به خدا و به کارگیری نیروی اراده
40) نخستین نتیجه ی توکل کدام است ؟
الف) قدرت مندی
ب) بی نیازی از غیر خدا و دستیابی به عزت
ج) امید به آینده روشن و تحقق مصلحت انسان
د) رهایی از ترس و اضطراب و رسیدن به آرامش
41) در حدیث قدسی « اگر آنان که ( به لطف و بخشایش من ) پشت کردندو (از درگاهم روی برتافتند ) می دانستند چقدر مشتاق آنان هستم به یقین از شوق ، جان می سپردند » اشاره به کدام آثار توبه دارد ؟
الف) محبوبیت الهی ب) بخشش گناهان
ج) تبدیل بدی ها به نیکی ها د) پاک شدن و جبران گناه
42) چرا پیروان دین اسلام را مسلم و مسلمان می خوانند ؟
الف) از هر گونه شرک مبرا هستند
ب) پیروان این دین موحد واقعی اند
ج) پذیرای کامل ترین و برترین دین خدا هستند
Pد) در برابر خداوند تسلیم اند
43) مراتب تحقق توبه کدامند ؟
الف) خلوص نیت توبه کار – قوت ایمان – ترک گناه
ب) ترک گناه در حال و تصمیم بر ترک و جبران آن – پشیمانی و ندامت
ج) ترک گناه و جبران ان – خلوص نیت توبه کار – پشیمانی و ندامت
د) قوت ایمان – پشیمانی و ندامت – ترک گناه و تصمیم بر جبران آن
44) ارزش هر عمل بسته به .................... است .
الف) اخلاص ب) نیت ج) پایداری در عمل د) هر سه گزینه
45) کسی که خداوند و صفات او را به درستی بشناسد حالت ................ در او به وجود خواهد آمد .
الف)تقوی الهی ب) تسلیم بودن در برابر فرمان او
ج) یاد خدا و ترک غفلت د) خوف و رجا
46) کدام گزینه همگی از مصادیق احسان به مردم است ؟
الف) احسان به والدین ، کمک به مردم در سختی ها ، گرامی داشتن مؤمنان
ب) رفع نیازهای مردم ، کمک به مردم در سختی ها ، احسان به والدین
Pج) گرامی داشتن مؤمنان ، کمک به مردم در سختی ها ، رفع نیازهای مردم
د) گرامی داشتن مؤمنان ، رفع نیازهای مردم ، احسان به والدین
47) طبق سخن امام علی (ع) مایه تحقق جلالت و بزرگی چیست ؟
الف) افزایش نیکی ها ، ازدیاد تحمل ب) افزایش تقوا ، ازدیاد تحمل
ج) نیکی به والدین ، افزایش ورع د) افزایش نیکی ها ، افزایش تقوا
48) به فرموده امام صادق (ع) کدام چهار چیز است که مایه تکامل ایمان می شود ؟
الف) تقوا – ادای امانت – علم آموزی – حیا
ب) راستگویی – حیا – خلق نیکو – ادای امانت
ج) ادای امانت – خلق نیکو – حیا – تقوا
د) ادای امانت – احسان – علم آموزی - تقوا
49) در نظام اخلاقی اسلام معیار پسندیده و ناپسند بودن رفتار چیست ؟
الف) سنت پیامبر ب) احادیث ج) قرآن د) منابع دینی
50) به وسیله چه چیزی دیگر فریضه ها اقامه می شوند ؟
الف) تقوا ب) احسان
ج) امانت داری د) امر به معروف و نهی از منکر
51) کدام گزینه از آثار امر به معروف و نهی از منکر نیست ؟
الف) حاکمیت مؤمنان ب) امنیت راه ها
ج) آبادانی زمین ها د) دور شدن سستی از جامعه
52) تهدید جز کدام مراتب امر به معروف و نهی از منکر است ؟
الف) قلبی ب) زبانی ج) عملی د) زبانی و عملی
53) انفاق به چه معنی است ؟
الف) غنایم جنگی ب) زمین های زراعی
ج) زمین های موات د) زمین های بایر
54) به فرموده امام صادق (ع) ضمانت فقیر نشدن چیست ؟
الف) تقوا ب) میانه روی ج) خوش رویی د) امانت داری
55) طبق نظر فقها وصیت مسلمانان بر چه مقدار از اموالش نافذ است ؟
الف) تمام اموالش ب) سه چهارم اموالش
ج) دو سوم از اموالش د) یک سوم از اموالش
56) مسائل اخلاقی از جهت رابطه ی فرد و اجتماع به چند بخش تقسیم می شود و اخلاق فردی خلقیات و صفاتی است که در رابطه ی انسان با .................. و .................. مطرح می گردد .
الف) 2 بخش – خود – خود ب) 3 بخش – خود – خدا
ج) 2 بخش – خود – خدا د) 3 بخش – خدا – خود
57) سرمایه ی همه سعادت ها واهم واجبات .................. است و انسان کاری مهم تر از .................. ندارد و .................. آن را از همه مهم تر می شمارد .
الف) خودشناسی – عزت نفس – سقراط ب) خودشناسی – خودسازی – سقراط
ج) خودسازی – خودشناسی – افلاطون د) خودشناسی – عزت نفس – افلاطون
58) به گفته ی امام .................. : « چنان به خداوند .................. که جرأت سرپیچی از خداوند در تو ایجاد نکند و چنان از خدا بترس که تو را از رحمت خدا .................. نکند » .
الف) امام علی (ع) – امیدوار باش – منع ب) امام علی (ع) – ایمان داشته باشد – نا امید
ج) امام صادق (ع) – امیدوار باش – منع د) امام صادق (ع) – امیدوار باش – ناامید
59) باید دانست .................. از آلودگی ها و آراستن آن به .................. کاری بس دشوار است چرا که مستلزم آن است که فرد
الف) نیت – خیرخواهی – وجود خود را از دوستی دنیا و غیر خدا پاک کند .
ب) عمل – اخلاص – وجود خود را از زشتی پاک کردن
Pج) نیت – اخلاص – وجود خود را از دوستی دنیا و غیر خدا پاک کند .
د) عمل – خیر خواهی – وجود خود را از زشتی پاک کند .
60) .................. اثر توکل بی نیازی از غیر خدا و دستیابی به .................. است و .................. اثر توکل .................. است .
الف) اولین – عزت – دومین – قدرتمندی ب) اولین – رحمت – دومین – قدرتمندی
ج) دومین – عزت – اولین – سربلندی د) دومین – عزت – سومین – قدرتمندی
61) کدام یک از مصادیق ممدوح سکوت نیست ؟
الف) پرهیز از اتلاف وقت ب) تسلط بر نفس
ج) پرهیز از پرحرفی د) خودستایی
62) طیره عقل چیست ؟
الف) کم حرفی ب) دم فرو بستن به وقت گفتن
ج) گفتن به وقت خاموشی د) 2 و 3
63) طبق فرمایش امام علی (ع) وسیله خشنودسازی خداوند از طرف مؤمن چیست ؟
الف) صبر ب) ادب ج) تقوا د) عبادت
64) ملاک توجه به مردم از دیدگاه امام علی (ع) چیست ؟
الف) فراوانی نماز ب) روزه ج) کثرت حج د) راستگویی و ادای امانت
65) در برخی از روایات یکی از راه های شناخت دین و مذهب افراد کدام است ؟
الف) صداقت Pب) شناخت دوستان ج) تقوا د) امانت داری
66) خیر دنیا و آخرت در چیست ؟
الف) کثرت نماز ب) شناخت دوستان ج) تقوا د) امانت داری
67) از دیدگاه امام علی (ع) دلیل منع معاشرت با بدخواه چیست ؟
الف) یکی شدن نا آگاه طبع ها ب) امکان غیبت
ج) نداشتن حق امانت د) نداشتن تقوا
68) کدام یک از خصوصیات بهترین دوست نیست ؟
الف) دیدن او انسان را به یاد خدا اندازد ب) گفتارش بر دانش انسان بیفزاید
ج) رفتارش یاد آخرت را در دل زنده کند د) در مشکلات مالی به یاری انسان برسد
69) از دیدگاه امام علی (ع) دلیل اعتدال در دوستی چیست ؟
الف) نیاز نداشتن در همه مواقع به او ب) نیاز به او در آخرت
ج) امکان دشمنی با او در آینده د) هیچ کدام
70) از دیدگاه امام علی (ع) بدترین دوست چه ویژگی دارد ؟
الف) ادا نکردن امانت ب) زیاد جلوه دهنده گناه است
ج) تقوا ندارد د) با اهل بیت دوستی نمی کند
از خرید برای خانواده تا حقوق زن
توصیه های برای داشتن زندگی ای بهتر
آبروی همسایه ات را حفظ کن
حق همسايه اين است كه در غياب او نگاهبانش باشي و در حضورش او را گرامي داشته و ياور و كمك كار او در هر حال باشي و در صدد يافتن اسرار او مباش و از بدي او كاوش نكن كه بفهمي و اگر بدي از او فهميدي بدون عمد و قصد و بدون زحمت براي آنچه فهميدي همچون قلعه محكمي باشي و چون پرده ضخيمي به حدي كه اگر نيزه ها براي يافتنش جستجو كنند آن را نيابند چون پيچيده و مستور است . از آنجا كه نداند به سخن او گوش بر ضرر او نده و در مشكلات و سختيها او را تسليم نكن و در هنگامي كه نعمتي به او ديدي بر او حسد مورز، از لغزش او بگذر و از گناهانش صرف نظر كن و اگر بر تو ناداني كرد بردباري در مقابل آن داشته باش و با مسالمت با او رفتار كن و با او با بزرگواري معاشرت نما و هيچ قدرتي جز به خواست خداوند وجود ندارد.
حرف بی فایده نزن
همۀ خوبی ها را در بریدن طمع از آنچه در دست مردم است دیدم.همانا معرفت و كمال دین مسلمان در گرو رهاكردن سخنان و حرف هائى است كه به حال او ـ و دیگران ـ سودى ندارد. و از ریا و خودنمائى دورى جستن و در برابر مشكلات زندگى بردبار و شكیبا بودن و نیز داراى اخلاق پسندیده و نیك سیرت بودن است.
با اینها رفاقت نکن
بر حذر باش از دوستى و همراهى با فاسق چون كه او به یك لقمه نان و چه بسا كمتر از آن هم، تو را مى فروشد و مواظب باش از دوستى و صحبت كردن با كسى كه قاطع صله است، چون كه او را در كتاب خدا ملعون یافتم.
مهربان نگاه کن
امام سجاد(علیه اسلام) فرمود: نظر كردن مؤمن به صورت برادر مؤمنش از روى علاقه و محبّت عبادت است.
درس بخوان
چنانچه مردم منافع و فضایل تحصیل علوم را مى دانستند هر آینه آن را تحصیل مى كردند گرچه با ریخته شدن و یا فرو رفتن زیر آب ها در گرداب هاى خطرناك باشد.
عصبانی نشو،صبر کن
نزد خداوند متعال حالتى محبوب تر از یكى از این دو حالت نیست: حالت غضب و غیظى كه مؤمن با بردبارى و حلم از آن بگذرد و دیگرى حالت بلا و مصیبتى كه مؤمن آن را با شكیبائى و صبر بگذراند.
به دیدار حاجی برو
شماهائى كه به مكّه نرفته اید و در مراسم حجّ شركت نكرده اید، بشارت باد شماها را به آن حاجیانى كه بر مى گردند، با آن ها ـ دیدار و ـ مصافحه كنید تا در پاداش و ثواب حجّ آن ها شریك باشید.
در شهر خودت کار کن
از سعادت مرد آن است كه در شهر خود كسب و تجارت نماید و شریكان و مشتریانش افرادى صالح و نیكوكار باشند، و نیز داراى فرزندانى باشد كه كمك حال او باشند.
عذرخواهی را بپذیر
چنانچه شخصى تو را بدگویى كند، و سپس برگردد و پوزش طلبد، عذرخواهى و پوزش او را پذیرا باش.
بچه ها را ببخش
و اما حق کودک، مهرورزیدن به او ، پرورش و آموزش وی و گذشت و پرده پوشی از خطاهای کودکانه وی و نرمش و کمک کردن به اوست، زیرا سبب توبه ، مدارا و تحریک نکردن او و نیز کوتاهترین راه برای رشد او است.
قدر پدرت را بدان
و اما حق پدرت آن است که بدانی که او اصل توست و تو شاخه و فرع او. اگر نمی بود تو نیز نبودی پس هرگاه در خود چیزی دیدی که تو را شادمان ساخت بدان که اصل آن نعمت را از پدر داری و خدای را بر آن سپاس گو و شاکر باش.
شکرگذار مادرت باش
حق مادرت این است که بدانی او تو را در جایی نگه داشته که کسی نگه نمی دارد و از میوه دلش به تو داده که کسی به کسی نمی دهد و از تو با همه وجودش از گوش و چشم و دست و پا و موی و پوست ، با شادمانی و سرور نگهبانی و نگهداری کرده، و ناملایمات غم و اندوه و نگرانی ها را تحمل می کند و شادمان و خرم است که تو را سیر کند و خود گرسنه بماند ،تو را بپوشاند و خود برهنه باشد،تو را سیراب کند و خود تشنه بماند،خود در آفتاب باشد و بر تو سایه افکند،با تحمل مشقت ، آرامش و تنعم تو را فراهم آورد و با پذیرش رنج بی خوابی تو را از لذت خواب بهره مند سازد.شکمش ظرف وجود تو و دامنش پناهگاه امن تو و سینه اش چشمه جوشانی برای رفع عطش تو و جانش فدای تو شده و سرد و گرم روز گار را به خاطر تو پذیرا گشته است.پس باید به پاس این همه محبت و زحمت ، شکرگذار او باشی و هرگز نمی توانی مگر خدا یاری ات کند.
حواست به فرزندت باشد
فرزندت این است که بدانی او از تو و وابسته به توست.در زندگی دنیا و خیر و شرش با توست و تو مسئولیت سرپرستی او را از حسن تربیت و راهنمایی او بر خدای عز و جل و کمک بر طاعت و فرمانبرداری خدا در مورد تو و در مورد خودش به عهده داری.سپس در صورت انجام این مسئولیت ثواب می بری و در صورت کوتاهی کیفر می شوی.پس درباره او به گونه ای رفتار کن که خوبی اثر او در دنیا مشهود و در پیشگاه پروردگار عذری بین تو و او باشدبه سبب سرپرستی خوبی که از او کردی و نتیجه ای که از او گرفتی و کمکی جز از ناحیه خداوند نیست.
برای خانه ات خرید کن
دوست دارم پولی داشته، وارد بازار شوم و از قصابی گوشتی بخرم و برای همسر و عائله ام ببرم. من این کار را از آزاد کردن بنده در راه خداوند تبارک و تعالی بیشتر دوست دارم.خداوند از مردانی راضی تر است که در مخارج عائله گشایش دهند.
با همسرت مهربان باش
و اما حق همسرت آن است که بدانی خداوند متعال با آفرینش او وسیله ارامش و رفاه و انس و نگهداری تو را فراهم نموده است .هر کدام از شما زن و مرد بر نعمت وجود دیگری خدا را سپاس گوید و بداند که این نعمت الهی است. بر او و بر تو واجب است که نعمت الهی را گرامی داشته و در معاشرت با او خوشرفتاری و رفق پیشه کنی اگرچه حق تو بر زن سخت تر و رعایت محبوب و مکروه تو ( اگر زیاده خواهی نباشد) بر او لازم تر است ، ولی زن حق مهربانی و انس بر تو دارد و جایگاه آرامش و آسایش غریزه ای ست که گریزی از آن نیست و این حق بزرگی ست.
طمع نکن
تمامیِ خیر و خوبی در بریدن طمع و چشم نداشتن به آنچه که در دستان مردم جمع شده، است.
از امام جماعت هم تشکر کن
حقّ پيش نمازت اين است كه بدانى او واسطه ميان تو و خدا و نماينده تو در نزد خداوند می باشد.و او از جانب تو سخن می گويد و تو از جانب او سخن نمی گويى. براى تو دعا می كند و تو برايش دعا نمی كنى و براى تو [از خداوند چيزى را] خواستار می شود و تو در مورد او [چيزى را] خواستار نمی شوى و تو را از اضطراب ايستادن در نزد خداى و خواستار شدن از او بی نياز می كند و تو او را در اين كار بی نياز نمی سازى؛ پس اگر در بخشى از اين وظائف، كم كارى باشد بر دوش اوست و نه تو و چنانچه گناهكار باشد، تو شريك گناه او نيستى و او افزون بر تو چيزى، ندارد؛ پس تو را در پناه خويش گرفته و با نمازش، نماز تو را محافظت كرده است؛ پس او را بر اين كار سپاس بگزار.
وقتی کسی حرف کی زند،به چشم هایش نگاه کن
حقّ همنشين تو اين است كه با او نرم رويى و پاك خوئى نمايى و در سخن پردازى انصاف دهى و چون خواستى [در هنگام گفتگو] از او چشم بردارى، در چشم بردارى خويش زياده روى نكنى و در سخن پردازى، فهماندن به او را بخواهى؛ پس اگر تو به ديدنش رفتى و همنشين او شدى در برخاستن از نزد او، اختيار دارى و اگر او، همنشين تو شد، او نيز در برخاستن اختيار دارد ولى تو بدون اجازه او بلند نشو.
برای دوستت رحمت باش نه زحمت
حقّ دوست اين است كه تا آنجا كه می توانى با او نيك برخورد و نيكو رفتار باش و چون نتوانستى از انصاف خارج نشو و ارجمندش دار آن سان كه تو را ارج می نهد و نگاه دارش آن گونه كه نگاهت می دارد و در كارى پسند، بر تو پيشى نگيرد و چون پيش افتاد، جبرانش كن . در دوستى در خور او كم كارى نكن، پند دهى و نگهدارى و مدد بر بندگى پروردگارش و يارى دهى بر ترك نافرمانى خدايش را برخوردت لازم بدان؛ آنگاه بر او رحمت باش و نه زحمت.
کار همکارت را انجام بده
حقّ شريك اين است كه در نبودش، كارش را انجام دهى و چون باشد پا به پاى او، تلاش كنى و بدون توجه به خواسته او، تصميم نگيرى و بدون نظر خواهى از او، [خواسته ات را] به انجام نرسانى و دارايی اش را نگهدارى و در فزون و اندك بر او خيانت نكنى چرا كه به ما رسيده: تا آن زمان كه دو شريك به يك ديگر خيانت نكنند دست [عنايت] خدا بر ايشان است.
طلبکارت را سرندوان
حقّ بستان كار تو اين است كه اگر توانگرى، طلبش را بدهى و برآورده سازى و او را بی نياز كنى و او را سر ندوانى و امروز و فردا نكنى؛ چرا كه پيامبر خدا صلّى اللَّه عليه و آله فرمود: «امروز و فردا كردن توانگر در پرداخت بدهى ستم است» و اگر تهيدست بودى او را با نيك سخنى، خرسند نما و از او به نيكى فرصت بخواه و با خوش برخوردى او را، از خود بازگردان و بر از دست رفتن دارايی اش [كه به تو قرض داده]، برخورد ناپسند [خودت را] ميفزاى؛ چرا كه اين رفتار، پست پيشه گى است.
با سالمندها کشمکش نکن
حقّ سالمند اين است كه احترام سنّش را داشته باشى و اگر از فضيلتمندان باشد با پيشى داشتن او، اسلامش را بزرگ دارى و با او به كشمكش نپردازى و در راه، جلو نروى و از او پيش نيفتى و با او نابخردى نكنى و اگر او با تو نابخردى كرد شكيبايى نمايى و به احترام اسلام و سالمندی اش، او را بزرگ دارى، چرا كه به راستى حقّ سالمندى به قدر اسلام است.
ای کاش زن زندگی ام این رازها را می دانست
1– مرا تحسین کن.
2 – می دانم که همیشه با من موافق نیستی و برخی از تصمیم هایم را نمی پسندی، اما همیشه تاکید کن که عاشقم هستی.
3 – سعی کن نیازهای مهم مرا برطرف کنی، مثل نیاز جنسی و صداقت.
4 – مرا همین طور که هستم بپذیر و سعی نکن مرا تغییر دهی.
5 – طوری با من رفتار کن که احساس کنم بی همتا هستم. گاهی مردها مثل پسربچه ها می شوند.
6 – اگر می خواهی با من حرف بزنی، اول از من بپرس که در حال و هوای گفت و گو هستم یا نه. اگر نیستم، اصرار نکن.
7 – ما مردها گاهی به غار خودمان پناه می بریم. کمی به من زمان بده تا از غارم بیرون بیایم؛ آن گاه خودم به سوی تو خواهم آمد.
8 – وقتی گیج و سردرگم هستم به من نگو چه کار باید بکنم. وقتی در این حالت هستم سعی کن به نحوی مرا به مسیر مناسب برگردانی.
9 – هرگز مرا با شوهر دیگران مقایسه نکن.
10 – کارم برایم مهم است و من به آن نیاز دارم. زمانی که از کارم رضایت دارم، درباره چیزهای دیگر نیز احساس خوبی دارم.
11 – درک کن که برای کسب آرامش نیاز دارم تلویزیون تماشا کنم، به خصوص مسابقه فوتبال.
12 – درک کن که خیلی دوست دارم گاهی برای رابطه جنسی پیشقدم شوی.
13 – سعی نکن برای هر کاری که می کنم مرا سوال پیچ کنی و از من توضیح بخواهی. به قضاوتم احترام بگذار.
14 – به پدر و مادرم و خانواده ام احترام بگذار.
15 – زمانی که عصبانی می شوم، سعی کن صبور باشی.
16 – هرگز تصور نکن از قبل درباره هر حرفی که به تو می زنم فکر کرده ام. از این رو، مرا سرزنش نکن چرا حرفی زده ام که تو را عصبانی کرده است.
17 – نزد خانواده خودم و خانواده خودت و دوستانم از من بد گویی نکن.
18 – بیشتر مسایلی که بین من و تو می گذرد، محرمانه است؛ قرار نیست دیگران از آن مطلع باشند.
19 – وقتی با لحن پرتوقع حرف می زنی، چیزی جز این نمی شنوم که به اندازه کافی مفید نبوده ام و در را ضی کردن تو ناکام شده ام.
20 – تا زمانی که به طور مستقیم از تو درخواست توصیه نکرده ام، یعنی خواهان هیچ توصیه ای نیستم. توصیه هایی که در این جور مواقع می کنی باعث می شود احساس کنم می خواهی برای من تعیین تکلیف کنی.
21 – خواهشم از تو این است که هرچه را می خواهی، از من درخواست کن؛ چون به طور غریزی نیازهای تو را به یاد نمی آورم.
22 – به یاد داشته باش که من دوست دارم کارهایی شخصی مختص خودم داشته باشم که تحت اختیار خودم باشد.
23 – من بیشتر دوست دارم کارهایی را برایت انجام دهم که خودم آنها را انتخاب کرده باشم، نه این که مجبور باشم انجامش دهم.
24 – اگر گاهی پیش می آید که از تو فاصله می گیرم و بی توجهم، خیال نکن تو را دوست ندارم بلکه بی توجهی ام شاید نشانه این باشد که تحت فشار و تنش هستم.
25 – اگر در رابطه جنسی رضایتم تأمین شود، هر نوع دلخوری و فشار عصبی و تنش که در من وجود دارد، ناپدید خواهد شد.
26 – ما مردها فقط خواهان رابطه جنسی نیستیم بلکه خواهان عشق هستیم و تنها راهی که می توانیم عشقمان را ابراز کنیم، رابطه جنسی است.
27 – وقتی به داشتن رابطه جنسی با من اشتیاق نشان می دهی، این پیام را به من می رسانی که پذیرای من هستی و به من اعتماد داری. بدین طریق می توانم احساس قدرت کنم.
28 – اگر نتوانم «نه» بگویم احساس می کنم تحت سلطه هستم. وقتی آزادی «نه» گفتن را داشته باشم، احتمال «بله» گفتنم بیشتر می شود.
29 – گاهی با هم جر و بحث و دعوا می کنیم؛ چنین چیزی طبیعی است. اما مراقب حرف هایی که به من می زنی باش و هرگز خیال نکن دیگر دوستت ندارم.
30 – همان طور که تو عاشق گل گرفتن هستی، من هم دوست دارم چند ساعتی با دوستانم خوش باشم؛ اما مطمئن باش با شوق و ذوق و انرژی بیشتری نزد تو برخواهم گشت.
31 – قرار نیست همه کارها را با هم انجام بدهیم. اگر من می خواهم تلویزیون تماشا کنم و تو دوست داری به سینما یا خرید بروی، بهتر است هرکدام به فعالیت مورد علاقه خودمان بپردازیم.
32 – این حقیقت را بدان که من ذهن خوان نیستم. پس اگر خواسته و نیازی داری، به من بگو.
33 – گاهی به طور غیرمنتظره بغلم کن و به من ابراز عشق و علاقه کن.
34 – هرگز در حین ارتباط جنسی تحقیرم نکن، سرزنشم نکن، مرا ناتوان نخوان و نگو که مرد نیستم.
35 – می دانم تو مادرم نیستی، اما گاهی دوست دارم بچه شوم و تو خواسته های مرا برآورده کنی.
36 – هرگز خیال نکن من آدم کامل و بی نقصی هستم. اما بدان که تمام سعی ام را می کنم تا قهرمان زندگی ات باشم.
37 – همیشه مرا منبع آرامش، شادی و سرگرمی ات ندان. گاهی هم باید بتوانی برای خودت شوهری کنی.
38 – به یاد داشته باشد که من عاشق زنی قوی و توانمند و مستقل هستم، نه زنی نیازمند و وابسته.
39 – هرگز سکوت مرا به اشتباه تفسیر نکن. سکوتم به معنای بی توجهی به تو نیست بلکه درواقع می خواهم بگویم: «هنوز نمی دانم چه بگویم. اما دارم درباره اش فکر می کنم.»
40 – وقتی در حال فکر کردنم یا در غارم فرو رفته ام، سعی نکن از من انتقاد کنی، به من راه حل نده، از من نخواه احساساتم را بیان کنم، به حالم تاسف نخور. فقط به من زمان بده.
41 – گاهی احساس می کنی از تو فاصله گرفته ام. این امر طبیعی است چون من به استقلال نیاز دارم. اما پس از مدتی به سوی تو بازمی گردم چون به عشق و صمیمیت تو نیاز دارم.
42 – احساساتت را با من در میان بگذار و اجازه نده روی هم انباشته شوند، مبادا ناگهان منفجر شوند.
43 – برایم خیلی مهم است که به قدرت و توان مردانگی ام باور داشته باشی و بدانی که می توانم از پس مشکلات بربیایم.
44 – به من برای رشد و تغییر کمک کن. این بدان معنا نیست که مرا سرزنش و در موردم قضاوت کنی، من زن زندگی می خواهم نه زن ایرادگیر.
45 – برایم غذاهای خوشمزه درست کن، با این کار بیشتر احساس عشق می کنم.
46 – به من اجازه بده گاهی به تنهایی یا با دوستانم به مسافرت بروم، همان طور که من چنین فرصتی به تو می دهم.
47 – وقتی به بچه ها ویتامین می دهی، مرا هم فراموش نکن!
48 – به من فرصت بده عشق ورزیدن را بیاموزم و درمورد تو به کار ببرم.
49 – وقتی مشکلی داری به من بگو. درست نیست به من بگویی مشکلی ندارم و سپس از من توقع داشته باشی حدس بزنم مشکلت چیست.
50 – همیشه باورم کن.
انتظارات زنان از یک مرد ایده آل
زمانی كه پای عواطف به میان میآید خیلی از زنان هنوز شیوه مردان سنتی را ترجیح میدهند، به خصوص در ابتدای زندگی مشترك. آنها به خوبی میتوانند از پس كارهایی همچون باز كردن در یا جابهجا كردن صندلی بربیایند ولی وقتی تامل میكنند یعنی از شما انتظار ادای احترام و همكاری دارند و توقع دارند شما این كارها را برای او انجام دهید.
آهای آقایان، میدانید زنان تان از شما چه انتظاری دارند؟ تا به حال به این موضوع فكر كردهاید؟ این راهنمایی است كه به شما میگوید همسرانتان چه توقعاتی از شما دارند و چگونه میتوانید همسری ایدهآل باشید.
1. به عواطف او احترام بگذارید
بگذارید گریه كند
زنان همیشه قدردان مردهایی هستند كه به عواطف و احساساتشان اهمیت میدهند. به خصوص وقتی از چیزی ناراحتند. از همسرتان بپرسید از چه ناراحت است و اگر گریه میكند به او دستمال تعارف كنید. مطمئن باشید ابراز احساسات باعث تقویت رابطه میشود.
2. اهمیت آنچه میپوشید
با نظر او لباس بپوشید
مجله ایده آل:مدها میآیند و میروند اما توجه یك مرد به طرز پوشش خود باید مداوم باشد. این از همان روزهای اول آشنایی برای یك زن حائز اهمیت است. باید سعی كنید بفهمید همسرتان چه نوع ظاهری را میپسندد. مثلا اگر دوست دارد رنگ شلوار شما روشن باشد به خواستهاش توجه كنید. لباس پوشیدن شما آنطور كه همسرتان دوست دارد قدم مهمی در ایجاد علاقه بیشتر در زنان است. مردان باید بدانند كه بد نیست گاهی لباس قرمز بپوشند، زیرا روانشناسان میگویند این یكی از اولویتهای ناخودآگاه زنان است. آنها معتقدند رنگ قرمز باعث میشود مردها قویتر و جالبتر به نظر بیایند. اما توجه داشته باشید كه این رنگ به مهربانتر نشان دادن شما كمكی نمیكند.
3. از خودگذشتگی هیچ وقت از مد نمیافتد
یك مرد سنتی باشید
زمانی كه پای عواطف به میان میآید خیلی از زنان هنوز شیوه مردان سنتی را ترجیح میدهند، به خصوص در ابتدای زندگی مشترك. آنها به خوبی میتوانند از پس كارهایی همچون باز كردن در یا جابهجا كردن صندلی بربیایند ولی وقتی تامل میكنند یعنی از شما انتظار ادای احترام و همكاری دارند و توقع دارند شما این كارها را برای او انجام دهید.
4. اشتباهات خود را پنهان نكنید
شجاع باشید، اعتراف كنید
میخواهید دل همسرتان را به دست بیاورید؟ زنان عموما به رشد شخصیتی علاقه دارند و مردی را دوست دارند كه با ملاحظه و متفكر باشد، به خصوص وقتی میدانند به اشتباهش پی برده. این اشتباه میتواند اعم از بدخلقی یا بیتوجهی به آنها به دلیل خستگی از كار باشد. آنها مشتاقند ببینند كه شوهرشان سعی در جبران آن دارد. پس شجاع باشید و به اشتباهتان اعتراف كنید.
5. نقش حلال مشكلات را بازی نكنید
گوش كنید، راهحل ارائه ندهید
وقتی چیزی همسرتان را آزار میدهد او گوش شنوای شما را میخواهد نه نصیحت. مردها فكر میكنند باید همه چیز را حل كنند، زیرا عموما تمایل به حل مسئله دارند. اما برای یك زن گوش سپردن به حرفهایش مانند معجزهای عمل میكند كه به عمیقتر شدن رابطه كمك میكند.
6. سر تكان دادن كافی نیست
با دقت گوش كنید
خانمها واقعا دوست دارند بدانند كه به حرفهایشان توجه میكنید. كافـــی نیست سر تكان دهید و وقتی مكث میكنند منتظرند عكسالعمل شما همراه با توجه كامل باشد. مثلا اگر از كارفرمای خود شكایت میكنند دوست دارند چیزهایی از زبان شما بشنوند از قبیل: متاسفم كه روز سختی داشتی یا چه بد، نگران نباش و... یادتان باشد سعی كنید در ارائه راهحل شتاب نكنید.
7. تقلید میتواند نشانه علاقه باشد
نشانه عشق
همسر شما با تقلید از اعمال و رفتار شما میزان علاقهاش را به شما نشان میدهد. مثلا او ممكن است غذایی را كه باب میل شماست سفارش دهد یا لباس به رنگ مورد علاقهتان را بپوشد یا لبخند شما را با لبخند پاسخ دهد. پس به اینگونه رفتارها دقت بیشتری داشته باشید.
8. به یك بار گفتن اكتفا نكنید
چند بار بگویید، نه یك بار
بد نیست گاهی ویژگیهای فردی مثبت او را گوشزد كنید. مثلا از زیباییاش تعریف كنید و بدون اینكه به شما بگوید تغییرات ظاهریاش را تحسین كنید. تغییراتی از قبیل كاهش وزن، تغییر رنگ مو و از این قبیل هر چند كوچك هم باشد برای آنها از اهمیت خاصی برخوردار است. مطمئن باشید تحسین همسرتان او را بیشتر به شما علاقهمند میكند.
9. از رابطهتان صحبت كنید
فرصتی برای صحبت
وقتی او میخواهد سر صحبت در مورد روابطتان را باز كند لزوما قرار نیست مشكلی را مطرح كند. روانشناسان معتقدند كه زنان دوست دارند در مورد همبستگی در زندگی مشترك، خوب یا بد پیش رفتن اوضاع و به طور كلی راجع به زندگی گهگاهی حرف بزنند كه این نشانه خوبی است. یك صحبت صادقانه دونفره میتواند یك زوج را به هم نزدیكتر میكند.
10. با او چشم در چشم صحبت كنید
چشم در مقابل چشم
شما به عنوان یك مرد ممكن است ترجیح بدهید در كنار همسرتان نشسته و با او صحبت كنید اما او اغلب ترجیح میدهد با شما رودررو باشد. تماس چشمی در حین مكالمه باعث افزایش علاقه بین شما به عنوان یك زوج خواهد شد.
11. لحظه را از دست ندهید
گاهی شما فرمان را در دست بگیرید
نگذارید او همیشه پیشقدم شده و سرحرف را باز كند. اگر به شما فرصت صحبت كردن میدهد سعی كنید از آن استفاده كرده و بحث را هدایت كنید هرچند موضوع سادهای باشد. توجه به موضوع بحث و به نتیجه رساندن آن برای او بسیار حائز اهمیت است.
12. حفظ رابطه صمیمی اصلا سخت نیست
چرا شاعر نمیشوید
همسرتان همیشه خواستار محبت و عشق شماست. فرقی نمیكند 2 ماه از ازدواجتان گذشته باشد یا 20 سال. تقدیم یك شاخه گل، دعوت به یك شام ساده، چند بیت شعر، حتی اگر كلیشهای به نظر برسد باعث ایجاد صمیمیت بیشتر میشود. به گفته روانشناسان زنان از ابراز علاقههایی اینچنین ساده لذت برده و قدردان آن خواهند بود و این قدردانی را همیشه ابراز خواهند كرد.
__._,_.___
1. کدام یک ازاهداف و فواید اصلی ازدواج نیست؟
الف)ارامش روح وروان ب)بقای نسل و نوع ادمی
ج)بدست اوردن ثروت د)بزرگ شدن روح
2. کدام یک از ملاک های زیر جز ملاک های درجه اول انتخاب همسر نیست ؟
الف)زیبایی ب)اصالت خانوادگی
ج)دین داری د)اخلاق
3. تحولات عظیم فردی اجتماعی و رشد ارزش های انسانی از درون ..............سرچشمه می گیرد .
1)اجتماع 2)خانواده 3)تشکل های مذهبی 4)حکومت اسلامی
4. لیسکن الیها به چه معناست ؟
1)مرد و زن در کنار هم احساس شادی می کنند 2) مرد و زن در کنار هم احساس آرامش می کنند
3) مرد و زن در کنار هم احساس ناراحتی نکنند 4) مرد و زن در کنار هم احساس سعادت می کنند
5. از دید مقام معظم رهبری چرا ازدواج امر مهمی است؟
الف)خداوند از زن ومرد تنها خوشش نمی اید
ب)ازدواج یک سنت طبیعی و الهی است
ج)یکی از نعمت ها و اسرار الهی و اجتناب ناپذیر زندگی بشری
د)همه ی موارد
6. تشکیل خانواده اگر به شکل سالمی صورت بگیرد و اخلاق حاکم بر زوجین صحیح و منطقی و منطبق بر اصول ...............آنچه که خداوندمعین فرموده است این مایه اصلاح جامعه است .
1)عرف 2)جامعه 3)خانواده 4)شرع
7. اساس ازدواج و مهمترین مصلحت آن عبارت است از.................
1)آرامش بین همدیگر 2)انس و الفت بین همدیگر 3)ایجاد نقش های بین زن و مرد 4) تشکیل خانواده
1. اولین اصل بنیادی موثر در استحکام خانواده چیست ؟
1)هم کفو بودن از نظر فکری 2)عبودیت و بندگی خداوند 3)رسیدن به آرامش 4)محبت به همدیگر
2. بسنده کردن به قسمت خویش و خشنود بودن یعنی ............
1)رضایت 2)شفاعت 3)قناعت 4)ساده زیستی
3. مهمترین عاملی که موجب آسیب پذیری خانواده می شود ...........است .
1)عدم پای بندی به اعتقادات دینی 2)دروغ گویی و نیرنگ 3)احساس بی مسولیتی نسبت همسر و فرزندان 4)عدم شناخت و انحراف از هدف های ازدواج
4. بهترین تعریف برای سیاست ،از دیدگاه امام علی (ع) کدام است "
1) بهترین سیاست ،صداقت است " 2) بهترین صداقت ، سیاست است "3)سیاست همان صداقت است 4)درسیاست ،صداقت امکان پذیر نیست
5. از نظر قران چه چیزی مذموم است ؟
1)دل بستن به دنیاو بهره مند نساختن دیگران از نعمات الهی 2)ساده زیستی 3)دوری از دنیا 4)همه موارد
6. انضباط اقتصادی و مالی یعنی .....................
1)مقابله با ریخت و پاش،زیاده روی و اسراف 2)زیاده روی در مصرف 3)کم مصرف کردن 4)هیچ کدام
7. این جمله "آدم نان خالی بخورد اما دلش خوش باشد " بیانگر چیست ؟
1)آرامش در زندگی 2)انسان باید در زندگی امید داشته باشد 3)اهمیت بالا نیازهای روانی در مقابل نیازهای مادی 4)در زندگی دلش خوش باشد
8. امام صادق(ع) می فرمایند "جز این نیست که خداوند ،.............. را دوست ،و ............. را دشمن قرار می دهد .
1)حسنه –گناه 2)اقتصاد –اسراف 3)صبر – خشم 4)قناعت – اسراف
9. تحمیل و سلطع گری چه اثری بر روی رفتار اعضای خانواده می گذارد؟
الف- دستور پذیری و تحکیم جابگاه پدر در خانواده
ب- جلوگیری از انحراف و نا فرمانی فرزندان و سر کشی زن در خانواده
ج- سرکشی و نافرمانی و لجاجت در رفتار اعضای خانواده
د-مردسالاری و افزایش دعواهای خانوادگی
10. تجمل گرایی در فرد و جامعه چه تاثیری خواهد داشت؟
الف- فرد بیشتر از آنچه تولید می کند مصرف می کند و جامعه مصرف زده خواهد شد
ب-فرد محیط و جامعه خود را زیبا خواهد ساخت
ج- فرد بیشتر به دنیا و مسائل مادی توجه می کند
د- حس چشم و هم چشمی در فرد و جامعه زیاد می شود و جامعه به سمت ویرانی پیش خواهد رفت
11. این گفته ی حضرت رسول به چه نکته ای اشاره می کند.(خیرکم خیرکم لاهله و انا خیرکم لاهلی)
الف – اشاره به عاقبت به خیری
ب- اشاره به خوبی خواستن برای دیگران
ج- اشاره به خانواده واعضای آن
د- اشاره به بهتر بودن نسبت به خانواده
12. معنای سازگاری چیست و با کدام موضوع در ارتباط است؟
الف- یعنی شما با هر وضعیتی بسازید- تعامل همسران
ب- زن و مرد با هم تعامل داشته باشند- ازدواج
ج- در صورت بروز هرگونه انحراف و کجی اقدام به رفع /ان کنند- استحکام خانواده
د- قبل از ازدواج خود را با شرایط فرد مقابل همگام سازیم- زناشویی و ازدواج
13. یکی از عوامل ایجاد محبت چیست و اندازه محبت برای زن و شوهرباید تا چه حد باشد؟
الف- توجه به دیگران- هرچه بیشتر بهتر
ب- احترام متقابل- باید در حد متوسط باشد
ج- توجه به دیگران- باید در حد متوسط باشد
د- احترام متقابل- هرچه بیشتر بهتر
14. رعایت حقوق و حدود دیگرن و اظهار لفظی و عملی محبت) از عوامل کدام یک از موارد زیر می باشد؟
الف- محبت به دیگران و اطرافیان
ب- بقا و استمرار محبت
ج- برقراری ارتباط با دیگران
د- توجه به حضور دیگران
15. اعتماد زن و شوهر چگونه به یکدیگر جلب خواهد شد و دو جنبه ی وفاداری چیست؟
الف- با گفتگو با یکدیگر- عاطفی عشقی و جسمی جنسی
ب- با اعمالشان نسبت به یکدیگر- روحی روانی و مادی
ج- با گفتگو با یکدیگر – روحی روانی و مادی
د- ااعمالشان نسبت به یکدیگر- عاطفی عشقی وجسمی جنسی
16. از اثرات بی وفایی کدام یک از موارد زیر می باشد؟
الف- جدایی-دلزدگی-افسردگی
ب- طلاق- بدگمانی – دلزدگی – عدم اعتماد
ج- طلاق- سوظن-عدم اعتماد
د- جدایی- قتل- سوظن و بدگمانی
17. خانواده چه هنگام پایدار خواهد شد و عامل از بین برنده آن چیست؟
الف- هنگامی که محبت بوجود می آید – بی اعتمادی
ب- داشتن روابط با یکدیگر – بی اعتمادی
ج- هنگامیکه محبت بوجودمی آید – عدم وفاداری
د- داشتنروابط بایکدیگر – عدم وفاداری
18. اساس خوشبختی چیست و علت آن کدام است؟
الف- محبت- همه مشکلات را از بین می برد
ب- روابط متقابل- با برقراری ارتباط و گفتگوی سالم مشکلات را می توان حل کرد
ج- توجه به حدود متقابل- رعایت حقوق متقابل افراد خانواده مشکلات ازبین می روند
د- ثروتمندی- با پول بر تمام مشکلات فایق می شویم
19. مهمترین آفت محبت چیست و مهمترین شاخص در روابط زن و مرد کدام است؟
الف- تحقیر و سرزنش- درک متقابل- شناخت
ب- ریا و دورویی- محبت – ابراز محبت
ج- تکبر – عدم سو تفاهم- اعتماد
د- عدم توجه به دیگران- محبت- میزان وابستگی
20. مهمترین خصوصیت ایمان کدام است؟
الف- سفارش به راستی و پایداری
ب- سفارش به صبر و وفای به عهد
ج- سفارش به امر به معروف و نهی از منکر
د- کسب فضایل اخلاقی و دوری از رذایل اخلاقی
21. دلخوری ها ، ناآگاهی نسبت به مهارتهای یکدیگر ،ناتوانی در درک متقابل همسران جزء کدام یک از آفات خانواده است؟
1.تحمیل و سلطه گری
2.عدم تفاهم و ناسازگاری
3.احساس بی مسئولیتی نسبت به همسر و فرزندان
4.دروغگویی و نیرنگ
22. رمز دوام و استحکام بنیان خانواده و تقویت انس و الفت در همسران چیست؟
1)عفاف و کفاف
2)عدل وانصاف در زندگی
3)مراعات دو جانبه
4) گزینه 2 و 3
23. قدم اول در شکر نعمت الهی برای تشکیل خانواده چیست ؟
1) احترام
2) مشورت
3) توکل
4) محبت
24. کدام یک از موارد زیر جزء راههای ایجاد محبت نیست؟
1) دوست داشتن ومحبت ورزیدن
2) ازدیاد محبت
3) احترام متقابل
4) وفاداری
25. کدام یک از عوامل زیر جزء عوامل بقا و استمرار محبت نیست؟
1) ازدیاد محبت
2) وفاداری
3) اعتماد سازی
4) رعایت حقوق یکدیگر
26. این جمله که ( زنی که خوب شوهرداری کند، مثل سزبازی است که در جبهه جنگ مشغول نبرد می باشد) جزء کدام یک از عوامل بقا واستمرار محبت است؟
1) اعتماد سازی
2) اظهار لفظی و عملی محبت
3) رعایت حقوق و حدود یکدیگر
4) وفاداری
27. این آیه شریفه « قل انکنتم تحبون الله فاتبحونی یحببکم الله » جزء کدام یک از عوامل بقا واستمرار محبت است؟
1) اظهار لفظی و عملی محبت
2) رعایت حقوق و حدود یکدیگر
3) اعتماد سازی
4) وفاداری
28. کدام مورد باعث سوءظن و بدگمانی در زندگی زناشویی می شود؟
1) بی وفایی
2) بی اعتمادی
3) عشق را به صورت لفظی اظهار نکردن
4) عدم رعایت حقوق متقابل
29. چه عاملی پایه محبت را از بین می برد؟
1) بی وفایی
2) بی اعتمادی
3) تکبر
4) ابتذال
30. آفت محبت در زندگی اجتماعی افراد کدام گزینه است؟
1) بی اعتقادی
2) تحقیر و سرزنش
3) وفادار نبودن نسبت به یکدیگر
4) لجبازی
31. این جمله حضرت علی (ع) که فرمودند « انسان هیچ گاه از خویشان خود بی نیاز نمی شود حتی اگر مال و اولاد فراوان داشته باشد» مربوط به کدام مورد است؟
1) احترام به خویشان خود
2) احترام به خانواده همسر
3) احترام به همسر
4) احترام به دیگران
32. عامل اصلی تحلیل رفتن قوا و نیرو در زندگی زناشویی چیست ؟
1) ثروت و مال اندوزی
2) لج و لجبازی
3) تحقیر وسرزنش یکدیگر
4) مسائل و مشکلات زندگی
33. کدام یک از عوامل زیر جزء راههای ایجاد محبت است؟
1) اعتماد سازی
2) اظهار لفظی و عملی محبت
3) احترام متقابل
4) وفاداری
1. درمورد عوامل استحکام خانواده کدام گزینه صحیح است؟
الف)ساده زیستی ب)قناعت ج)صرفه جویی د)همه موارد
2. به فرموده حضرت محمد (ص) کامل شدن دین در گرو کدام گزینه چیست؟
الف)جهاد ب)نماز شب خواندن ج)امر به معروف نهی از منکر د)ازدواج
3. در آیات قرآن کریم کدام مورد زیر به طور مطلق معرفی شده است؟
الف) نیکی به فرزندان ب) نافرمانی از والدین ج) اطاعت از والدین د) احسان به والدین
4. احسان و نیکی کردن به والدین در چه مقطع زمانی پایان می پذیرد؟
الف) بعد از بلوغ فرزند ب) در دوران جوانی والدین
ج) هیچ گاه خاتمه نمی یابد د) بعداز مرگ والدین
5. در اسلام آمده که هیچ مسلمانی نباید خود را در مقابل انسان دیگری کوچک و تحقیر کند اما کوچکی در مقابل ................ از موارد استثناء است که عنوان شده است.
الف) در مقابل همسر و معلم ب) در مقابل پدر ومادر ومعلم ج) در مقابل پدر ومادر وهمسر د) در مقابل مقابل پدر ومادر و همسایه
6. به فرموده پیامبر چه چیزی سبب طول عمر و ازدیاد مال انسان می شود؟
الف) انجام واجبات و مستحبات ب) دادن زکات و نماز شب
ج) نیکی به پدر و مادر د) نیکی در خویشاوندان و صله رحم
7. به گفته امام موسی کاظم (ع) چه چیز باعث کم شدن روزی و به ذلت افتادن آدمی می شود؟
الف) دوری از خدا ب) بدکاری و نگاه کردن به زنان نامحرم
ج) نارضایتی پدر و مادر د) کسب و کار حرام و مال حرام
8. مبنای زندگی زناشویی بر چیست؟
الف ) احترام ب) اشتراک ج)عشق د)فداکاری
9. بزر گداشت زن مرد را کوچک نمی کند بلکه چه چیزی را به اثبات می رساند؟
الف)فداکاری ب)شجاعت ج)ب ود د)حق شناسی وصفا ومودت
10. چرا برخی مردان باتوجه به اینکه متدین هم هستند،ازتحکم وزورگوییشان نمی کاهند؟
الف:چون به وظایف مردانگی خود عمل می کنند ب:چون بامفاهیم اسلامی درست آشنا نیستند وبا اخلاق های مرتبط بازن ومرد آشنا نیستند
ج:چون فیزیک بدنی مرد بگونه ای خشن است د:چون غریزه ی مرد طوریست که می خواهد برزن حاکم باشد
11. در مواردی که زن ومرد،اختلاف نظر دارند،تنها راهی که به حل مسئله می انجامد،کدام است
الف:بحث وجد ل ب: گذر زمان مساله را حل می کند ج:مشورت با خانواده همسر د:تبادل نظر و گفتگو
12. ویزگی که زن رامحور خانواده قرار می دهدچیست؟
الف)آرامش بخشی به اعضای خانواده ب)انجام امور منزل ج) تربیت فرزندان د) ب و ج
13. خداوند در قران مرد را بعنوان .............معرفی می کند.
الف)قیم وسرپرست خانواده ب)مسوول همه چیز ج)مدیر ومدبر خانواده ج)دانا وعاللم
14. از ملاک های اصلی برای شایستگی زن و شوهر کدام است ؟
الف) داشتن کار ب) اخلاق نیکو ج) داشتن زیبایی د) توانایی مالی
15. هرگاه شخصی ازدواج می کرد پیامبر (ص) به اوچه بشارتی می داد .
الف) دوری از شیطان ب) کامل شدن دین ج) دوری از شهوت د) محبت در زندگی
16. یکی از راه های آسان برای نفوذ شیطان در انسان کدام است .
الف) مسائل جنسی و شهوانی ب) دروغ گویی ج) بدزبانی د) غیبت و بدگویی
17. وجود پرونده جنایی و ناموسی فحشا و روابط نامشروع بی شمار از عواقب عدم رعایت کدام امر ضروری است؟
الف- حیا و عفاف ب- عدم تبرج و خود نمایی ج- حجاب و عفاف د- عدم ازدواج موقت
18. شرم داشتن از ارتکاب زشتی ها و در اصطلاح حالت روانی خاصی که موجب متانعت و وقار در رفتار و حرکات و سکنات انسان می شود تعریف لغوی کدام اصطلاح است؟
الف- حیا ب- عفت ج- غیرت د- حجاب
19. طبق فرموده امام باقر(ع)خداوند برای کدام یک از موارد زیر عمومیت قائل است؟
الف-امانتداری چه طرف خوب باشد یا بد
ب- حفظ امانت، و نیکی به والدین چه خوب باشند وچه بد
ج- انفاق به دیگران و حفظ امانت،
د-احسان به والدین و انفاق به دیگران
20. به چه دلیل احسان به پدر و مادر نیاز به استقامت دارد؟
الف-برای اینکه فرزند وجود خود رامدیون والدینش است.
ب-چون هرچه پیرتر می شوند کم حوصله تر می شوند.
ج-چون نسبت به ما خدمات زیادی کردند.
د-چون در کودکی برای ما صبر زیادی به خرج دادند.
21. چه فریضه ای درتربیت دینی مهم شناخته شده وحتی درپیش ازبلوغ تنبیه مختصرفرزند به خاطر ترک ان روادانسته شده است؟ الف: ادب ب:اطاعت ازپدرومادر ج: نماز د:حیا
22. طبق بیانات مقام معظم رهبری حجاب وعفاف به خاطر چه چیزی است؟
الف) ماندگاری و سلامت خانواده ب) جلوگیری از فسادو فحشا
ج) جلوگیری از معاشرت های ناسالم د) نگاه نکردن به نامحرم
23.کدام گزینه به معنی جلوه گری و دلبری کردن برای تصاحب قلب دیگری است؟
24. الف) حیا و عفاف ب) تبرج ج)تکبر د) اخلاق نیکو
25. طبق روایات محصول ایمان و حتی عین ایمان چه چیزی معرفی شده است ؟
الف) حیا ب) صبر ج) اخلاق نیکو د) تقوا
26. طبق آیات و روایات جهاد زن در زندگی چه چیزی معرفی شده است ؟
الف) تربیت خوب فرزند ب ) انجام وظایف در خانه ج ) داشتن اخلاق نیکو د ) خوب همسر داری
27.حصار و حریم عفت زن و سنگر محکم در برابر فسادو هرزگی زن کدام است؟
الف) اخلاق نیکو ب) حجاب ج) نماز د) صبر
28.از جمله علل پرخاشگری زن در خانواده نتیجه کدام احساس است ؟
الف) عدم مقبولیت ب) عدم امنیت عاطفی و روانی ج) عدم تشویق د)عدم اعتماد
29. در حسن معاشرت زن با شوهر کدام عامل عنصری چشمگیرو اساسی است؟
الف) تواضع ب) حیا ج) احترام د) مطیع بودن
30. دوره اطاعت فرزند بین کدام سال ها است.
الف:5تا7سالگی ب: 14تا21سالگی ج: 7تا14سالگی د: 1تا7سالگی
31. گناه بزرگ تمدن مادی و بزرگ ترین جرم اوا ز نظر مقام معظم رهبری چیست؟
الف)فراموشی انسان ب)هرزگی و بی بندوباری
1. -حق حیات و زندگی چیست شبهه مربوط به آن را نقد کنید
مبنای این حق در فلسفه الهی رشد و به فعلیت رساندن استعدادها و فراهم کردن شرایط لازم برای دستیابی هر فرد انسانی به غایت زندگی است که خالق هستی برای او مقرر کرده است، از این اصل نتایج زیر بدست می آید:
1. حیات به عنوان امر ضروری برای رشد انسان باید تا دستیابی به غایت ادامه یابد و کسی حق ندارد دیگری را از این حق محروم کند.
2. این حق متعلق به همة موجوداتی است که از استعداد رشد و حرکت به سوی غایت هستی برخورداند.
3. ممکن است خالق هستی افرادی را به دلیل مسدود کردن راه رشد بر روی خود از حق حیات محروم کند.
در نظام دارای مراتب آفرینش، نهایت رشد یک موجود باز کردن راه رشد برای موجودی دیگر است تا آن موجود بالاتر بسوی غایت هستی حرکت کند. در عین حال این موجود با آماده سازی مراحل رشد موجود بالاتر خودش هم غایتی از هستی و مرحله ای از فعلیت کمالات و زیبائی های هستی می باشد.
انسان برترین موجود آفرینش است که وسیله و غایت برای سایر موجودات طبیعت است و خود غایت موجودی نیست. غایت او رشد و کمال خودش است. بنابراین حیات انسان نمی تواند برای رشد موجود دیگری فدا شود.
همۀ انسان ¬ها در اصل فوق یکسان اند و هیچ انسانی وسیلۀ رسیدن انسان دیگر به رشد و کمالش نیست. و هیچ انسانی در رسیدن به غایت هستی از اولویت بیشتری نسبت به انسان دیگری برخوردار نیست. از این رو حیات هیچ انسانی نمی تواند با دست دیگری و برای تحقق خواست دیگری نابود شود.
یک تفسیر برای این آیۀ قرآن: «من قتل نفسا فکانما قتل الناس جمیعا» می تواند همین باشد که بعلت تساوی همه انسان ها در حق حیات نادیده گرفتن حق حیات یک انسان مساوی با انکار این حق برای همۀ انسان هاست.
طبق اصل فوق هیچ انسانی نمی تواند مجازات مرگ را برای انسان دیگر تعیین کند و حق حیات را که خداوند برای کمال وی مقرر داشته از وی سلب کند. تنها خداوند است که می تواند کیفر مرگ را برای جرمی مقرر نماید.
از آنجا که حیات انسان امری هدفمند است که باید برای تحقق غایت کمال وی بکار گرفته شود در صورتی که موجب تباهی و سقوط انسان شود این حق با اذن الهی قابل سلب خواهد بود و در این صورت سلب حیات هیچ منافاتی با حقوق انسانی نخواهد داشت. همین طور می توان گفت سلب حیات انسان از سوی خداوند در هر شرایطی، در صورتی که مانع کمال وی نشود بر خلاف عدالت و حقوق عادلانه نخواهد بود. توضیح بیشتر را در بخش زیر ملاحظه خواهید کرد.
فرصت زندگی در فلسفه الهی
این حق بر اساس اصل حکمت الهی و غایتمندی آفرینش انسان است. حیات مادی فرصت شکوفا کردن استعدادها برای رسیدن به آن غایت است.
داشتن فرصت شکوفایی حقی است که انسان بر خداوند دارد، حقی که «عن الله» است و مقتضای صفت حکمت الهی و برگرفته از ذات الهی است.
چون همه انسان ها برای رسیدن به آن غایت آفریده شده اند هیچ کسی نمی تواند آنها را از این امر بازدارد.
هیچ کس برای رسیدن به غایت بر دیگری اولویت ندارد، از این رو نمی توان فرصت همه یا بخشی از حیات یک انسان را از او به نفع دیگری گرفت، حتی اگر آن فرد دیگر برترین ولیّ الهی باشد. زیرا گرفتن این فرصت از یکی، نقض هدف خلقت انسان و مخالف با حکمت الهی است.
غایت آفرینش انسان «یا ایها الانسان انک کادح الی ربک کدحا» است و همۀ انسان ها در این غایت مشترک اند- البته با تفاوت مراتب، چون حرکت همۀ انسان های بسوی رب خودشان است و مرجع انسان ها اسماء متفاوت الهی است-. این غایت واحد ثابت می کند که هیچ انسانی برای این که دیگری به کمال برسد خلق نشده و رابطۀ انسان های با یکدیگر مانند رابطۀ گیاه و حیوان نیست که غایت نهایی کمال گیاه این باشدکه وسیلۀ کمال حیوان باشد.
چون هر انسانی بر اساس حکمت الهی آفریده شده تا از فرصت حیات برای کمال غایی که کدح الی رب است استفاده کند و هیچ فردی حق گرفتن این فرصت را از انسان ندارد، پس کسی نمی تواند دستور قتل دیگری را بدهد حتی اگر آن دیگری قاتل باشد. یعنی ارتکاب هیچ جنایتی نمی تواند باعث شود بتوان فرصت حیات را از کسی گرفت زیرا هیچ منطقی ثابت نمی کند که اگر کسی فرصت حیات را از کسی گرفت این فرصت هم باید از او گرفته شود، مگر این که هیچ راهی برای باز داشتن وی از ارتکاب مجدد جز کشتن نباشد. اما خداوند به عنوان مالک هستی حق سلب حیات را دارد ولی باید برای گرفتن فرصت حیات منطقی ارائه کرد. یک راه این است که بگوئیم قاتل در صورتی که متنبه نشده راه کمال را بر روی خود بسته و دیگر حیات برای او فایده ندارد پس حکم قصاص او مشکلی ایجاد نمی کند؛ در صورت متنبه شدن هم هر چند راه برای کمال وی باز می شود ولی قتلی که مرتکب شده مانع توانایی او برای استفاده از این فرصت است و بدون برداشته شدن این مانع راه کمال باز نمی شود و این مانع طبق ارادۀ الهی فقط با قصاص یا رضایت اولیای دم برداشته می شود همان طور که در مورد زنای محصنه هم فقط با رجم طهارت حاصل می شود. هر چند با تحقق قصاص یا رجم فرصت ظاهری از وی گرفته شده ولی فرصت معنوی رشد برای وی فراهم شده همان طور که فرصت ظاهری حیات از شهید گرفته شده ولی فرصت معنوی بیشتری برای وی ایجاد شده است.
این سوال که در مورد فرد غیر متنبهی که اعدام می شود هم این امکان وجود داردکه اگر زنده می بود متنبه می شد و به رشد می رسید پاسخ می دهیم که اولا، ممکن است که آن گناه مانع همیشگی برای محروم بودن وی بوده و این مانع جز با چنین کیفری برداشته نمی شود. و ثانیا، خدای متعال قادر است اگر مطابق علم الهی چنین تحولی برای وی ممکن بوده باشد پس از مرگ آن کمال را به وی اعطا نماید.
کسی نمی تواند فرصت حیات را با خودکشی از خود بگیرد.
با آن که هیچ کس نمی تواند فرصت حیات را از کسی بگیرد ولی انسان می تواند خود این فرصت را از خود بگیرد و کاری کند که خداوند به انسان های دیگر اجازه دهد این فرصت را از وی بگیرند.
هیچ انسانی را نمی توان وادار کرد فرصت حیات خود را به دیگری واگذار کند ولی خود او می تواند حیات خود را نثار دیگری کند. در این صورت او با این کار داوطلبانه فرصت معنوی بزرگتری برای خود فراهم کرده است، مانند شهید؛ اما این کار اگر با اجبار صورت گیرد فرصتی برای وی پدید نمی آورد. پرسش: پس اعزام به زور به جنگ و جهاد باید منتفی باشد. پاسخ: اعزام به زور برای مسائل معنوی یا برای خاطر دیگران منتفی است ولی می تواند برای انجام وظیفه خود به عنوان یک شهروند برای دفاع از خود و جامعه ای که خود در آن زندگی می کند مجاز باشد.
همان طور که اصل فرصت حیات نباید از کسی گرفت نمی توان آن را ناقص یا محدود کرد مانند این که وی را در زندان نگاه داشت.
حق حیات در قرآن
وَ ما كانَ لِمُؤْمِنٍ أَنْ يَقْتُلَ مُؤْمِناً إِلاَّ خَطَأ(92نساء) وَ مَنْ يَقْتُلْ مُؤْمِناً مُتَعَمِّداً فَجَزاؤُهُ جَهَنَّمُ خالِداً فيها وَ غَضِبَ اللَّهُ عَلَيْهِ وَ لَعَنَهُ وَ أَعَدَّ لَهُ عَذاباً عَظيماً (93نساء) مِنْ أَجْلِ ذلِكَ كَتَبْنا عَلى بَني إِسْرائيلَ أَنَّهُ مَنْ قَتَلَ نَفْساً بِغَيْرِ نَفْسٍ أَوْ فَسادٍ فِي الْأَرْضِ فَكَأَنَّما قَتَلَ النَّاسَ جَميعاً وَ مَنْ أَحْياها فَكَأَنَّما أَحْيَا النَّاسَ جَميعاً ..(مائده32)
وَ لا تَقْتُلُوا النَّفْسَ الَّتي حَرَّمَ اللَّهُ إِلاَّ بِالْحَقِّ وَ مَنْ قُتِلَ مَظْلُوماً فَقَدْ جَعَلْنا لِوَلِيِّهِ سُلْطاناً فَلا يُسْرِفْ فِي الْقَتْلِ إِنَّهُ كانَ مَنْصُوراً (33اسراء)
در آیات قرآن حق حیات برای هر مومنی تایید شده و اجازۀ تعرض به حیات هیچ مومنی داده نشده است. مومن کیست و ایمان به چه امری ملاک است؟ ایمان به خدا و قیامت می تواند ملاک باشد.
در دو آیه حق حیات برای هر نفسی تایید شده است. در آیه 23 مائده این امر بر بنی اسرائیل نوشته شده است ولی ذکر آن در قرآن به معنی تایید آن به عنوان یک اصل است. در آیۀ دیگری نیز قتل هیچ نفسی جز به حق مجاز شمرده نشده که دلیل بر حق حیات برای هر نفسی می باشد.
در آیات بسیاری دستور قتال با مشرکان و کافران داده شده است. این آیات دستور کشتن نیست بلکه فرمان انجام مقاتله با کسی است که در میدان کارزار وارد شده است.
در هیچ آیه ای دستور قتل اهل کتاب به صورت مطلق داده نشده است. همین مطلب را در مورد مشرکان هم می توان ادعا کرد زیرا در دو آیه ای که اقتلوا المشرکین حیث وجدتموهم و حیث ثقفتموهم آمده در مورد مشرکان زمان پیامبر نازل شده که در حال جنگ با پیامبر بوده اند و جملۀ اخرجوهم من حیث اخرجوکم در یک آیه بر همین امر دلالت دارد
2. حق آزادی و شبهات مربوط به آن را نقد وبررسی کنید.
دیدگاههای مختلف در مورد حق آزادی و انتخاب را نقد و بررسی کنید.
اختلاف نظر اساسي ميان اسلام و ليبراليسم، در تعيين حدود آزادي اجتماعي است. نويسنده در اين مقاله پس از نقد ديدگاه ليبراليسم به بيان ديدگاه اسلام پرداخته و بر اين باور است كه از ديدگاه اسلام، آزادي محدود به حدودي است كه عبارتند از:
1ـ عدم تعارض با كرامت انساني؛ 2ـ عدم تعارض با اصول و ارزشهاي اجتماعي ديگر؛ 3ـ عدم تعارض با حقوق الهي.
معاني مختلف آزادي
آزادي در لغت به معناي خلاف بندگي، رقيت، عبوديت، اسارت و اجبار، به معناي قدرت انتخاب، قدرت عمل و ترك عمل2 و به معناي رها بودن از قيد و تجاوز ديگران؛3 به معناي اين كه عمل انسان از خواست، رضايت كامل و تصويب قوّه تميز او سرچشمه بگيرد و هيچ عاملي او را بر خلاف ميل، رغبت، رضا و تشخيص او وادار نكند،4 معنا شده است.
بايد توجه داشت كه آزادي از واژهها و الفاظي است كه معاني و مفاهيم متعددي دارد؛ به همين دليل امكان وقوع مغالطه اشتراك لفظي در مورد آن وجود دارد؛ يعني ممكن است كسي آگاهانه يا ناآگاهانه حكمي را كه مربوط به يك معنا از آزادي است به معناي ديگر آن سرايت دهد. براي جلوگيري از بروز چنين مغالطهاي بايد معاني مختلف آزادي را كه در حوزههاي معرفتي فلسفه، كلام، اخلاق، حقوق و سياست به كار ميرود از هم تفكيك نماييم. گاهي آزادي در اصطلاح فلسفي به معناي اختيار در مقابل جبر به كار ميرود. در اين صورت، معناي جمله «انسان آزاد است.» چنين خواهد بود كه انسان مجبور نيست. آزادياي كه در مباحث سياسي و اجتماعي مطرح ميشود هيچ ارتباطي با اين معناي از آزادي ندارد؛ يعني كسي نميتواند با استناد به مختار بودن انسان در حوزه افعال اختياري، آزادي سياسي و اجتماعي او را ثابت كند. گاهي آزادي به معناي اباحه و جواز شرعي گرفته ميشود؛ به اين معنا كه اگر گفته شود انسان نسبت به فعلي آزاد است بدين معناست كه انجام آن فعل براي او از جهت شرعي مباح و مجاز بوده و حرمت و ممنوعيتي ندارد. آزادي به اين معنا نيز ربطي به آزادي سياسي و اجتماعي ندارد. بنابراين، نميتوان با استناد به اين كه فلان فعل از جهت شرعي حرام است، عدم آزادي افراد را در برابر آن از جهت حقوقي و اجتماعي ثابت كرد. به تعبير ديگر ممنوعيت شرعي يك فعل را نميتوان دليل بر ممنوعيت حقوقي آن دانست؛ مثلاً ممكن است كسي در خلوت خانه خويش به انجام حرامي مبادرت نمايد، اما از جهت حقوقي قابل پيگرد و تعقيب نباشد. گاهي آزادي به معناي عدم دلبستگي و تعلق خاطر به ماديات و هواهاي نفساني ميآيد. در اين صورت، آزادي به معناي رهايي از تعلّقات حيواني و مادي است. اين آزادي نيز كه به معناي آزادي معنوي، وارستگي و آزادگي روحي است، ارتباطي با آزادي به معناي سياسي و اجتماعي ندارد. .
ديدگاه اسلام در باب حدود آزادي
از نظر اسلام آزادي هر فرد، نه تنها به رعايت حقوق و آزادي ديگران محدود است بلكه به اصل كرامت انسان نيز مقيد ميشود. بنابراين، اگر وجود نوعي از آزادي، موجب نقض كرامت او گردد، چنين آزادياي، مشروع تلقي نخواهد شد تا چه رسد به آن كه موجب نقض كرامت ديگر افراد و يا نقض كرامت جامعه گردد. بر اين اساس، انجام برخي از اعمال مثل شرب خمر و زنا حتي اگر كمترين صدمهاي به حقوق و آزادي ديگران وارد نسازد باز هم حرام، ممنوع و مرتكب آن مستحق مجازات ميباشد. از ديدگاه اسلام، كرامت براي انسان نه تنها حق است، بلكه تكليف نيز هست؛ يعني نه تنها ديگران حق ندارند به كرامت او آسيب رسانند بلكه خودش نيز حق ناديده گرفتن كرامت خويش را ندارد و نميتواند به ذلّت و خواري تن دردهد. كرامت انسان از ديدگاه اسلام داراي پشتوانه منطقي است؛ زيرا خداوند اين كرامت را به انسان داده و ميفرمايد: «و لقد كرّمنا بني آدم»32 و منشأ اين كرامت در بُعد روحاني و معنوي انسان نهفته است؛ همان بُعد كه از دميده شدن روح الهي در انسان ريشه گرفته و به همين سبب اين انسان خاكي، مسجود فرشتگان گشته است.33
در نگاه اسلام، حد آزادي، مصالح مادي، معنوي، دنيايي و آخرتي انسانهاست. شرط اصلي آزادي اين است كه حداقّل تضادّي با مصالح و يا جامعه نداشته باشد. بنابراين، عملي كه به مصالح واقعي انسان آسيب وارد كند از ديدگاه اسلام مجاز نيست و اگر به شكل علني و آشكارا انجام شود فاعل آن مستحق تعقيب و مجازات ميباشد.
از ديدگاه اسلام همانگونه كه رعايت حقوق انسانها الزامي ميباشد، رعايت حقوق الهي نيز الزامي است. بنابراين، طغيانگري و عصيانگري آشكار در برابر دين خدا، احكام و حدود الهي، از جهت حقوق اسلامي جرمي است كه فاعل آن مستحق تعقيب و مجازات ميباشد.
در نگاه اسلام هر چند آزادي يك ارزش اصيل و مقدس است، اما تنها ارزش نيست. ارزشهاي ديگري مانند عدالت، امنيت، استقلال، علم، اخلاق، دين، فضا، محيط سالم و... نيز وجود دارد. در بسياري از موارد اگر تزاحمي ميان آزادي و ارزشهاي ديگر رخ دهد بناچار بايد آزادي محدود گردد؛ يعني نميتوان به بهانه آزادي از عدالت، امنيت، استقلال، كسب دانش، اخلاق، دين و داشتن فضاي سالم صرف نظر كرد؛ بلكه به عكس در صورت تزاحم بايد از آزادي مطلق صرف نظر كرد و قيودي را براي آن پذيرفت.
يكي از تفاوتهاي اساسي نظام اسلامي با نظام ليبراليستي اين است كه نظام ليبراليستي حداكثر در پي تأمين منافع مادي، رفاه و امنيت دنيايي جامعه ميباشد، اما نظام اسلامي علاوه بر مصالح دنيوي و مادي به مصالح معنوي و اخروي نيز توجه دارد؛ مصالحي كه هزاران برابر منافع مادي ارزش دارد. در فرهنگ غربي اگر با ورود يك بيماري، ميكروب و ويروس، بهداشت و سلامت مادي و جسمي مردم به خطر بيافتد، دولت خود را موظف ميداند كه اقدام كند و جلوي آن خطر را بگيرد، ولي در برابر بهداشت معنوي و اخلاقي جامعه و در مقابله با اشاعه ويروسهاي فكري، فرهنگي و اخلاقي احساس وظيفه نميكند؛ مثلاً تمام دنيا بسيج ميشود تا از شيوع ويروس بيماري سارس، جنون گاوي، يا غذاهاي غيربهداشتي، داروهاي مضر و قاچاق جلوگيري كند، اما هرگز حساسيتي در برابر اشاعه انواع ويروسهاي عقيدتي، اخلاقي و فرهنگي از خود نشان نميدهد. بلكه به نام آزادي عقيده، بيان و قلم به اشاعه و ترويج آن دامن ميزند. چرا دنيا در برابر مشروبات الكلي، زنا، فحشا، همجنس بازي، فيلمهاي مبتذل يا پليسي مخرب، برنامههاي خانه برانداز و اخلاقكُش ماهوارهاي و اينترنتي و يا كتب ضالّه و مضلّه كه در فسادانگيز بودن آن شك و ترديدي نيست حساسيتي از خود نشان نميدهد؟!
در نگاه اسلام همانگونه كه دولت و مردم موظف به پاسداري از بهداشت جسمي و مادي جامعهاند، بيش از آن به پاسداري از بهداشت روحي و معنوي جامعه مكلفند.
عجيب اين است كه برخي در دفاع از آزادي بيان، قلم و عقيده چنين گفتهاند: مادامي كه سمي و باطل بودن افكار و آرا به حدّ اجماع عمومي نرسيده باشد، اشاعه و نشر آن نميتواند ممنوع باشد و غالبا در مورد افكار و عقايد، چنين اجماعي يافت نميشود.34
در پاسخ بايد گفت اولاً، چنين ادعايي صحيح نيست. در بسياري از موارد ميتوان با قرائن فراوان به فاسد و مفسد بودن عقيده و يا كتابي پي برد. مثالهاي فراواني براي اين مدعا وجود دارد كه براي پرهيز از اطاله بحث از بيان آنها خودداري ميشود. ثانيا، آيا ميتوان به بهانه غير اجماعي و غيرقطعي بودن، هر فكر و ايده بلكه هر دروغ، توهين و فريبي را نشر داد؟ آيا در بهداشت غذايي و دارويي نيز اينگونه عمل ميشود؟ آيا تمام مراكز بهداشتي و درماني دنيا در برابر ويروسها و بيماريهاي احتمالي، غذاها و داروهاي مضر احتمالي، حساسيت نشان نميدهند؟ مگر به بهانه احتمال جنون گاوي ميليونها گاو را نابود نكردهاند و يا به بهانه احتمال داشتن ويروس ايدز و يا سارس و... افراد را تا حصول اطمينان زير نظر نميگيرند؟
3. آزادی و شبهه ارتداد را نقد و بررسی نمایید
براي پاسخ، توجه به چند امر ضروري است:
1. اولين نكتهاي كه بايد به آن توجه كرد اين است كه مجازات در اسلام به انگيزه حمايت و پاسداري از فضائل و دور نگه داشتن جامعه از رذايل است، كه در جهت حفظ مصالح و منافع عمومي انجام ميگيرد. پيامبر اكرم ـ صلّي الله عليه و آله ـ فرمودند: « ايها الناس انتم كالمرضي و رب العالمين كالطبيب فصلاح المرضي فيما يعلمه الطبيب لا فيما اليشتهيه المريض»[1] اي مردم! شما همانند بيماران و پروردگار عالميان همانند پزشك است. پس مصلحت بيمار در تشخيص پزشك است نه تمايلات و خواستههاي بيمار. بهترين قانون، آن است كه وضع كننده آن ضمن شناخت مصالح فرد و جامعه، بدون آنكه خود از آن منتفع شود، و رعايت تمام جوانب مصالح اقدام به قانونگذاري كنند. احكام اسلامي به دليلي كه واضع آن شارع مقدس است، بهترين نوع ممكن است. و ملاك مجازاتها مصالح واقعي افراد و جامعه است.
2. اسلام آزادي عقيده را به رسميت شناخته، چرا كه خداوند انسان را مسؤول آفريده و لازمه مسؤوليت شعور و آزادي اراده است. انسان با اين دو نيرو كه خداوند در وي به وديعت نهاده، طبيعت را تسخير ميكند، فرهنگ ميآفريند، تمدن ميسازند، انتخاب يا اجتناب ميكند، او مسؤول است و مورد تشويق يا بازخواست قرار ميگيرد. لازمه اين دو نيروي تكويني آزادي تشريعي و اجتماعي است. انسان در پرتو آن سلوك اجتماعي خود را برميگزيند. هيچ كسي حق ندارد اين اصل الهي را تحت سيطره و حاكميّت خود قرار دهد.
در فرهنگ دين ما قوام و ارزش انسان به چگونگي اعتقاد و ايمان او بستگي دارد و فرد بياعتقاد صحيح در شمار چارپايان يا پستتر از آن به شمار ميرود. با وجود اينكه در زبان وحي اعتقاد به توحيد مطلوب خداوند است.[2] امّا پيامبر فقط مأمور ابلاغ آن است. حق را بگو، و عقيدهاي را بر كسي تحميل مكن.[3] و اگر خداوند، عقيده اجباري را مطلوب ميدانست، آن را تحميل ميكرد، «وَ لَوْ شاءَ رَبُّكَ لَآمَنَ مَنْ فِي الْأَرْضِ جَمِيعاً أفَأَنْتَ تُكْرِهُ النَّاسَ حَتَّى يَكُونُوا مُؤْمِنِينَ»[4] «و اگر خداوند اراده ميكرد، تمامي اهل زمين ايمان ميآوردند (ولي خداوند چنين ايماني را نميخواهد) آيا تو مردم را به اكراه واميداري كه مؤمن شوند؟»
در جاي ديگر با صراحت اجبار در پذيرش دين را نفي ميكند: «لا إِكْراهَ فِي الدِّينِ قَدْ تَبَيَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَيِّ»[5] در قبول دين، اكراهي نيست،راه درست از راه انحرافي روشن شده است. تعبير «قد تبين الرشد من الغيّ» گوياي اين حقيقت است كه بايد در پي حقايق بود، نه تحميل عقايد و اين فرهنگ الهي است كه سعي دارد با منطق و استدلال و جدال احسن،[6] بشر را به سوي حق فراخواند، تا آنان پس از تأمل و تفكر، بهترين را برگزينند «اي پيامبر بشارت به بندگاني ده كه پس از شنيدن سخنان، بهترين آنها را گزينش ميكنند.»[7] تشخيص و برگزيدن قول بهتر و عقيده برتر، زماني ميسر ميگردد كه زمينه ابراز عقايد گوناگون فراهم باشد، در غير اين صورت انتخاب احسن معنا ندارد. بر همين اساس وظيفه پيامبر اسلام ـ صلّي الله عليه و آله ـ تذكر دادن است، نه اجبار و اكراه در پذيرش دين.[8] اصولاً اسلام و هر دين حق از دو جهت نميتواند جنبه تحميلي داشته باشد، يكي اينكه با وجود دلايل روشن، استدلال منطقي و معجزات آشكار نيازي به تحميل نيست؛ ديگر آنكه افكار و اعتقادات نميتواند تحميلي باشد،زور و اعمال فشار ميتواند در اعمال و حركات جسماني بشر مؤثر باشد امّا در اعتقادات قلبي هرگز. امّا منطق باطلگرايان اين است كه به ديگران فرصت انديشه را نميدهند، تلاش ميكنند، ضمن خودسانسوري حق انتخاب را از ديگران سلب كنند.[9]
3. مرتد به كسي گفته ميشود كه از اسلام خارج شده و كفر را برگزيند.[10] و حقيقت ارتداد كفر پس از ايمان است.[11] فقيهان عامه نيز در معناي اصطلاحي مرتد گفتهاند: مرتد عبارت است از كافر شدن مسلماني كه اسلام او به شهادتين، از روي اختيار، و پس از آگاهي بر دعائم و اركان اسلام و التزام به احكام آن باشد.[12] يك چنين كسي از نظر اسلام، احترامي ندارد، و مجازات شديدي حتي مرگ براي او در نظر گرفته شده است.[13]
4. امّا وجه جمع احكام مرتد با آياتي كه بر اصل آزادي عقيده تصريح دارند، اين است كه همه آنها در مقام پذيرش اصل ديناند. يعني در اسلام اصل پذيرش دين اجباري نيست. اسلام پيش از دعوت به حق سعي دارد تا جوّ اختناق را از بين ببرد، فرصت تفكر و تعقل را براي انسان فراهم سازد.[14] امّا پس از انتخاب دين، كسي حق ندارد، دين را به بازي بگيرد. به بيان ديگر، شخصي كه اقدام به پذيرش دين ميكند، بايد به اصل ارتداد و عواقب آن آگاهانه ملتزم شود. در حالي كه همان شخص قبل از پذيرش اسلام چنين تعهدي ندارد. ميخواهيم اين را بگوييم كه احكام ارتداد با آزادي عقيده تنافي ندارد، زيرا هر كسي در اصل پذيرش اسلام آزاد است، امّا بايد بداند كه با پذيرش اسلام، حق برگشت از او سلب ميشود. ديني كه اصل آزادي در انتخاب عقيده را اصل ميداند، اين را هم ميگويد كه بايد آگاهانه و با التزام به همه احكام دين آن را پذيرا شوي، و اگر پس از انتخاب انكار كني، احكام ارتداد درباره تو جاري ميشود. همانگونه كه ارتكاب ديگر انحرافات اجتماعي مجازات دارد، به طور مثال كسي كه مسلمان شد نميتواند شراب بنوشد و اگر مرتكب آن شود،حدّ بر او جاري ميگردد و كسي كه در كمال آزادي دين را پذيرفته، نميتواند احكام آن را با اصل آزادي در تضاد ببيند. اين يك حكم عقلاني است.
در امور اجتماعي نيز چنين است، انسان در رانندگي و عدم آن آزاد است. امّا اگر بخواهد رانندگي كند،بايد به قوانين راهنمايي و رانندگي گردن نهد، يا اگر كسي به استخدام ادارهاي درآمد بايد مقررات آن را بپذيرد. بدون شك هيچ يك از امور ذكر شده با آزادي او منافات ندارد.
اين امر در مورد دين اهميت بيشتري پيدا ميكند، چرا كه دين حق از ضروريات اوليه انسان بوده و با گوهر انسانيت مرتبط است. فقط در اعتقادات قلبي خلاصه نميشود. طبعاً در بينش اسلام بين داشتن يا نداشتن دين تفاوت وجود دارد، چنانكه دين حقيقي با خرافي نيز يكسان نيست. در نتيجه پذيرش آزادي مطلق در اين زمينه مساوي با قبول هرج و مرج و تعارض اجتماعي است كه يقيناً چنين چيزي را هيچ عاقلي نميپذيرد. به همين دليل ارتداد موجب عقوبت است، و حكم شديد مرتد از فروعات آزادي عقيده و حق تدين است چون ارتداد نه تنها اهانت به مقدسات ديني است، بلكه مايه تزلزل در عقايد ديگران، و در واقع تجاوز به حقوق آنان است. قرآن كريم از گروهي ياد ميكند كه همواره به اسلام و مسلمانان عناد ميورزيدند، از شيوههايي كه آنان به منظور بدبين كردن مردم به اسلام در پيش گرفتند تظاهر به اسلام، و پس از آن ارتداد از اسلام بود. اهل كتاب از گردانندگان اصلي اين جريان بودند، و خداوند از توطئه پليد آنان چنين پرده برميدارد. «دستهاي از اهل كتاب گفتند: اوّل روز به آنچه بر مؤمنان نازل شده، ايمان بياوريد، و در آخر روز انكارش كنيد شايد آنان از اعتقاد خويش برگردند.»[15]
واقع امر همين است، اگر پذيرش و انكار افراد به دين و مكتبي بدون ضابطه بوده و نظارتي در كار نباشد،آن دين تحقير شده و اقتدار خود را از دست خواهد داد. اسلام چنين چيزي را برنميتابد. بحث را با گفتاري از رهبر معظم انقلاب به پايان ميبريم، ايشان ميفرمايد: «با توجه به آيات مربوط به ارتداد، اين گونه به نظر ميرسد كه اسلام با اين كار درصدد آن است كه حصار ايمان اسلامي را حفظ كند، در حقيقت بعد از اينكه مردم ايمان آوردند، نظام اسلامي را مكلف كرده است كه از ايمان مردم حفاظت و حراست كنند... علت خشم الهي بر مرتدين و كساني كه از دين خارج شدهاند اين است كه اينها زندگي و عشرت دنيوي و هواي نفساني را بر خواست معنوي و قلبي و فطرت انساني خود و بر آخرت ترجيح دادهاند. [16]بنابراين مسئله فقط عوض شدن يك اعتقاد نبوده است. مسئله اين بوده كه كساني به خاطر جاذبههاي مادي و تأمين هواهاي نفساني حاضر شدهاند به حيثيت نظام اسلامي لطمه بزنند، و به آن پشت كرده، ايمان اسلامي را رها كنند. اين مقوله ديگري است و سختگيري اسلام در رابطه با اين مقوله است.»
در يك جمعبندي، احكام ارتداد نه تنها با اصل آزادي عقيده تنافي ندارد، بلكه در راستاي تأمين آن بوده و ضامن امنيت اعتقادي پيروان دين ميباشد.
5. [1] . محمد باقر مجلسي، بحارالانوار، (تهران: اسلاميه، 1406 ق)، ج 4، ص 107.
[2] . سوره زمر، (39)، آيه 7؛ لا يرضي لعباده الكفر.
[3] . سوره كهف (18) آيه 28.
[4] . سوره يونس (10)، آيه 99.
[5] . سوره بقره (2)، آيه 256.
[6] . سوره نحل (16)، آيه 135؛ سوره عنكبوت (29)، آيه 46.
[7] . سوره زمر (39)،آيه 18؛ فبشر عبادي الذين يستمعون القول فيتبعون احسنه.
[8] . سوره غاشيه (88)، آيات 21، 22؛ انما انت مذكر ليست عليهم بمصيطر، سوره ق (50)، آيه 45: و ما انتشارات عليهم بحيار فذكر بالقرآن من يخاف وعيد.
[9] . فصلت (41)، آيه 26؛ قال الذين كفروا لا تسمعوا لهذا القرآن و الغرفيه.
[10] . روح الله خميني، تحريرالوسيله،(قم: دفتر انتشارات اسلامي، بيتا)، ج 2، ص 329،مسئله 10 موانع الارث.
[11] . سيد مرتضي علم الهدي، در السلسلهينابيع الفقهيه، (بيروت: مؤسسه فقه الشيعه، (1413 ق)، ج 23، ص 22؛ ميرزا ابوالقاسم قمي، جامع الشتات، (چ سنگي، بيتا) ج 2، ص 742.
[12] . عبدالرحمان،الجزيري، الفقه علي المذاهب الاربعه، (بيروت، دار احياء التراث العربي، بيتا)، ج 15، ص 422؛ موفق الدين، ابن قدامه، المغني، (بيروت: دارالفكر، 1404 ق)، ج 10، ص 72.
[13] . ر. ك: سيف الله صرامي؛ احكام مرتد از ديدگاه اسلام و حقوق بشر، (مركز تحقيقات استراتژيك رياست جمهوري، 1376)، ص 177 به بعد.
[14] . سوره اعراف (7)، آيه 157.
[15] . سوره آل عمران، (3)، آيه 72.
[16] . سيد علي خامنهاي، آزادي از نظر اسلام و غرب، مجله انديشه حوزه، سال چهارم، شماره 2، ص 39.