·       نبایدها در آداب معاشرت وروابط اجتماعی

بدبینی نسبت به دیگران

در جامعه پیشرفته و سالم  هيچ كس حق ندارد به ديگري گمان بد ببرد. خداوند نيز اجتماع سالم را از اين عمل بد نهي نموده است.

    افراد در جامعه اسلامي بايد مراقب باشند كه نه حق دارند حتي گمان بد به كسي ببرند، نه درزندگي خصوصي افراد به جستجو پردازند و نه عيوب مخفي آنها را براي ديگران فاش كنند.  گمان بد هم به طرف مقابل از لحاظ حيثيت لطمه وارد مي كند و هم براي صاحبان آن بلايي بزرگ ايجاد مي كند و اين بلاي بزرگ عبارت است از اينكه او از همكاري با مردم و تعاون اجتماعي محروم مي شود و در دنيايي وحشتناك كه آكنده از غربت و انزوا مي باشد فرو مي رود.

 حضرت علي بن ابيطالب(ع) در اين زمينه حديثي دارد كه مي فرمايند: «كسي كه گمان بد داشته باشد از همه كس مي ترسد و وحشت دارد.»33

در زندگي فردي اگر انسان با افکار منفي يعني احساس ناتواني و خودکم بيني همراه باشد در حقيقت سيستم   دفاعي خود را عليه خويش فعال نموده و زمينه ساز شکست دروني خويشتن مي شود ،  بعبارت ديگر همه ما اگر بطور مداوم انديشه ها و افکار منفي را در سر بپرورانيم  و از کاه، کوهي بسازيم و مدام رفتارهاي ديگران را حمل بر دشمني و تحقير نماييم،  به تدريج اين افکار منفي بر ما مسلط مي شود و ناخود آگاه بخش عظيمي از  توانايي هاي  بالقوه و بالفعل خود را هدر مي دهيم و در نتيجه بي حوصله، افسرده، عصبي و ناتوان  مي شويم، همه چيز و همه کس در نگاه ما منفي، غم انگيز و نااميدکننده خواهد بود و از  آنچه داريم هيچ لذتي نمي بريم و احساس  خوبي هم نداريم.

    فرد بدبين از حال و آينده خويش نگراني جانكاهي دارد كه دائما روح او را آزار مي دهد و از ديدگاه روانشناسان اين دسته از افراد هرگز نمي توانند دوست و پناهی  پيدا كنند و براي فعاليت هاي اجتماعي خويش شريك و همكاري فراهم آورند و لذا يار و ياوري هم براي روز درماندگي ندارند.

    در اين خصوص راه درمان همان است كه حضرت علي(ع) در يك روايت چنين تصريح فرموده است:

 «اعمال برادرت را بر نيكوترين وجه ممكن حمل كن، تا دليلي بر خلاف آن قائم شود و هرگز نسبت به سخني كه از برادر مسلمانت صادر شده گمان بد مبر، مادام كه مي تواني محمل نيكي بر اي آن بيابي.»34

 

     بدبيني سرچشمه  همه ناراحتي هاي روحي و رواني و موجب اضطراب و نگراني  است و شخص بدبين، بيشتر از ديگران غمگين، خود خور و ناراحت است و بعلت گمان هاي بدي که درباره اشخاص و پديده ها دارد، بسيار در رنج و عذاب دروني است در نتيجه از همنشيني با دوستان و رفت وآمدهاي مفيد اجتناب مي ورزد و به تنهايي و عزلت بيشتر تمايل دارد و  از شادي و نشاط روحي  بي بهره است و شايد کار به جايي برسد که از همه  کس و همه  چيز هراس پيدا مي کند و هر تحرکي را از سوي هر کس به ضرر خود مي بيند و چنين تصور مي کند که همگان کمر به نابودي و حذف او بسته اند. انسان بدگمان در اثر دوري از معاشرت هاي سودمند و فاصله گرفتن از ديگران، از تکامل و رشد فکري باز مي ماند و هميشه تنهاست و از  تنهايي رنج مي برد و از کمترين صفاي روحي برخوردار نيست.  آنکه زندگي اش همراه با سوءظن است هميشه در دل به بدگويي و غيبت ديگران مشغول و از اين جهت است که برخي از علماي اخلاق از سوء ظن بعنوان «غيبت قلبي و باطني» نام برده اند

     همچنين در جمعي که ديدگاه هاي منفي و گمانه زني هاي بي دليل در مورد ديگران امري رايج و عادي  در اذهان  عموم افراد باشد، دوستي و الفت از ميان آنها رخت برمي بندد و حجم غيبت به سبب بدگماني افزايش مي يابد. بدگماني و سوءظن نوعي ستمگري در حق ديگران است و  باعث افزايش ترس ميان آحاد جامعه مي شود زيرا مردم  پيوسته در هراس  مي باشند که مبادا بي  دليل در معرض اتهام قرار بگيرند و آبروي شان به مخاطره بيفتد. پس بدبيني بزرگترين مانع همکاري هاي اجتماعي، اتحاد و پيوستگي دل هاست و سبب گوشه گيري، تکروي و  خودخواهي انسان ها مي شود وچه بسا افراد ارزنده اي که مي توانستند منشا کارهاي  مهم و ارزشمند باشند، اما براثر بدگماني  خود يا بدگماني ديگران نسبت به آنها از  پيشرفت و ترقي بازمانده اند.

بدگویی از دیگران

     بدگویی و غیبت از عادت های بسیار ناپسند است. شخص بدگو و غیبت کننده، درباره ی دیگران در غیاب آنان، سخنانی می گوید که آنان را ناراحت می کند. از این رو، همواره از آشکار شدن سخن خود، در رنج و هراس به سر می برد تا مبادا چهره ی منافقانه اش پدیدار شود. این ناپسندترین برخورد با دوستان است که در غیاب آنان، اسرارشان را هویدا کنیم یا به بدگویی از ایشان بپردازیم. آیا بهتر نیست که انسان، مراقب کردار خود باشد و به دیگران احترام گذارد تا خود نیز محترم باشد. پیامبر گرامی اسلام درباره ی حفظ زبان می فرمایند:  ما کَرِهتَ أَنْ تُواجِهَ بِهِ اَخاکَ فَهُوَ غیبَتُهُ.

هرچیزی را که دوست نداری، روبه روی برادر خویش اظهار کنی، غیبت است. 35

بد گفتن از دیگران ذهن را در حالت دفاعی قرار می دهد و موجب درگیری ذهنی ما با خودمان می شود. در واقع با بدگویی از دیگران، مجددا رفتار ناراحت کننده او را در ذهن تکرار می کنیم و موجب عصبانیت و آزار خود می شویم. بهتر است رفتارها و اتفاق های بد را در همان لحظه تولدشان، از بین ببریم و نگذاریم تا با افزایش طول عمرشان بیشتر باعث ناراحتی و خشم ما شوند

 

عیب‏جویی از دیگران

 

     جستجوي عيب هاي ديگران از بيماري هاي اخلاقي است كه از غرور و خودخواهي، حس جاه طلبي، و حسادت نشات مي گيرد. عيب جويان افرادي هستند كه بر اثر ناآگاهي از اوصاف روحي خود و بي خبري از وضع و حال خويشتن، به دنبال لغزشهاي مردم رفته و پرده از معايب و لغزشهاي آنان برمي دارند. اينان مردمي هستند كه از ذكر و بيان عيوب مردم لذت مي برند، زيرا در خود نوعي حقارت احساس مي كنند و با بيان نقاط ضعف مردم و آشكار ساختن عيوب آنان و كاستن از ارزش و موقعيت اجتماعي آنها، احساس حقارت خود را تسكين مي دهند. خداوند متعال در قرآن كريم مي فرمايد: “يا ايها الذين آمنوا لايسخر قوم من قوم... و لاتلمزوا انفسكم؛ اي كساني كه ايمان آورده ايد، نبايد گروهي از شما گروه ديگر را مسخره كند... و از يكديگر عيب جويي نكنيد”36

           امام علي (ع) در پرهيز دادن از عيب جويي مي فرمايند: “چرا و چگونه آن عيب جو عيب برادر خويش مي گويد و او را به بلايي كه گرفتار است سرزنش مي كند؟ آيا به خاطر ندارد كه خداوند چگونه او را بخشيد و گناهانش را پرده پوشي فرمود؟ چگونه ديگري را بر گناهي سرزنش مي كند كه همانند آن را مرتكب شده، يا گناه ديگري انجام داده كه از آن بزرگتر است؟ به خدا سوگند اگر چه خداوند را در گناهان بزرگ عصيان نكرده و تنها گناه كوچك مرتكب شده باشد، اما جرات او بر عيب جويي از مردم، خود گناه بزرگتري است. اي بنده خدا، در گفتن عيب كسي شتاب مكن، شايد خدايش بخشيده باشد. پس هر كدام از شما كه به عيب كسي آگاه است به خاطر آنچه از عيب خود مي داند بايد از عيب جويي ديگران خودداري كند و شكرگزاري از عيوبي كه پاك است او را مشغول دارد از اينكه ديگران را بيازارد”37

  از امام صادق (ع) نيز روايت شده: “هر كس درباره مومني آنچه دو چشمش ديده و گوشهايش شنيده بگويد، از جمله كساني است كه خداوند درباره ايشان فرموده: “ان الذين يحبون ان تشيع الفاحشه في الذين آمنوا لهم عذاب اليم؛( 38) آنان كه دوست دارند فحشا و بدي در ميان اهل ايمان شايع شود، براي آنان عذاب دردناكي خواهد بود” 39

از امام باقر (ع) نقل شده است: “از چيزهايي كه انسان را به مرز كفر نزديك مي سازد، اين است كه كسي با برادر ديني خود به نام دين در ظاهر طرح دوستي بريزد و لغزشهاي او را يكي پس از ديگري به خاطر بسپارد تا روزي او را رسواكند”40

    افراد عيب جو همانند مگس روي آلودگيها مي نشينند و تنها روي جنبه هاي منفي انگشت مي گذارند و جنبه هاي مثبت اشخاص را نمي بينند، چنانكه امام صادق (ع) فرمودند: “افراد زبون و فرومايه مانند مگس روي ناپاكيها و آلودگيها مي نشينند و دنبال كارهاي زشت و عيوب مردم هستند و خوبيهاي آنان را ناديده مي گيرند، همان طور كه مگس دنبال نقاط فاسد بدن مي گردد و مواضع صحيح و سالم را ترك مي كند.”41

     بنابراين بايد از معاشرت و همنشيني با اين گونه افراد خودداري كرد. اميرالمومنين (ع) از همنشيني و معاشرت با انسانهاي عيب جو نهي فرموده: “اياك و معاشره متتبعي عيوب الناس” و در بيان علت آن، مي فرمايد: “زيرا هيچ كس از ضرر آنها در امان نمي ماند(چرا كه آنها اسرار باطني و رازهاي دروني و عيوب انسان را نزد ديگران فاش مي كنند)“42 و نيز فرمودند: “كسي كه در جستجوي عيبهاي پنهان داشته مردم است، خداوند عيبهاي پنهان داشته او را ظاهر مي كند”43

در بيان ديگري فرمودند: “بايد دشمن ترين مردم نزد تو و دورترين آنها از تو كساني باشند كه بيشتر درصدد يافتن خطاهاي مردم هستند”44
    ممنوعيت عيب جويي به سبب آن است كه مسلمانان و مومنان برادر يكديگرند و برادران مومن به هم ظلم نمي كنند و موجب خذلان و خواري يكديگر نمي شوند: “المسلم اخو المسلم لايظلمه و لايخذله”45

امام صادق (ع) مي فرمايد: “هر كس از گناه يا كار زشتي كه مومن انجام داده است، آگاهي يابد و آن را عليه او افشا كند و پوشيده ندارد و از خدا براي او طلب آمرزش نكند، نزد خدا مانند انجام دهنده همان عمل زشت است و (افزون بر آن) بار آن گناهي كه عليه انجام دهنده افشا كرده نيز بر گردن او است46
    در آيينه روايات، توجه به عيوب ديگران و غفلت از لغزشهاي خود، بزرگ ترين عيب براي انسان دانسته شده است. امام باقر (ع) ضمن توجه دادن مردم به نقاط ضعف و لغزشهاي خود، چنين مي فرمايد: “بزرگترين عيب براي انسان، اين است كه عيب ديگران را با كنجكاوي به دست آورد و خود، داراي همان عيب باشد، و آن را حس نكند”47

بي شك، توجه به عيوب خود و تلاش براي اصلاح آنها، انسان را از سرگرم شدن به عيب ديگران و ميل به فهميدن آن باز مي دارد. آن گاه كه انسان مشغول كاستي ها و عيوب خويش شود، از توجه به نقايص و عيوب ديگران باز مي ماند و درصدد برطرف ساختن عيب هاي خود برخواهد آمد، پس ديگر نه ميلي به عيبجويي خواهد داشت و نه مهلتي برايش خواهد ماند تا حتي بتواند به عيوب ديگران فكر كند. از رسول خدا (ص) روايت شده: “خوشا به حال كسي كه عيب خودش او را از پرداختن به عيب برادران مومنش باز دارد”48

اميرالمومنين علي (ع) نيز در بيان اوصاف اهل ايمان فرمودند: “مومن، سرگرم به عيب هاي خويش و رها از عيوب ديگران است”49

همچنين فرمودند: “كسي كه به عيب خويش بينا شود، عيب هيچ كس نگويد”50

فردوسي چه نيكو سروده است:    چو عيب تن خويش داند كسي                        ز عيب كسان برنخواند بسي
    اميرالمومنين (ع) در كلامي ديگر به صراحت، ارتباط بين توجه و سرگرم شدن به عيب هاي خود و بي توجه شدن به عيب هاي ديگران را بازگو كرده، مي فرمايد: “عيب هاي مردم را جستجو مكن، پس همانا تو عيبهايي داري كه اگر به آنها بينديشي از بيان عيب ديگران مشغولت كند”51

    همان گونه كه بيان شد؛ عيب جويي و سرزنش كردن مردم، امري است و راهنمايي آنان به كارهاي نيك و متوجه ساختن آنان به معايب كار خود، مطلبي ديگر. عيب جويي از رذايل اخلاقي است، در حالي كه هدايت مردم و توجه دادن آنها به نقاط ضعف خويش، از طريق نصيحت و اندرز، از وظايف مذهبي و انساني به شمار مي رود و بر هر انسان آگاه و بيداري لازم است كه همنوعان خود را از بدبختي و تيره روزي نجات بخشد. آگاهانيدن مردم به عيوب زندگي خودشان، به قدري مهم و با ارزش است كه امام صادق (ع) آن را بزرگترين هديه انساني شمرده است كه يك فرد مي تواند آن را به فرد ديگر تقديم نمايد و چنين مي فرمايند:

 “خداوند بيامرزد كسي را كه عيوبم را به عنوان هديه به من تذكر دهد”52

پس كسي كه ادعاي دوستي مي كند ولي عيوب انسان را تذكر نمي دهد و هر گونه نقص و عيبي كه مي بيند، بي تفاوت از آن مي گذرد، دوست واقعي نيست. پيامبر اكرم (ص) فرمودند: “مومن آئينه مومن است كه خوبيها و بديهاي خود را در او مي بيند”53

    

مسخره کردن دیگران

     مسخره کردن دیگران یكى از عواملی است كه بسیارى از اوقات انسان‏هاى ضعیف الایمان را وادار به غیبت مى‏كند.  این افراد به منظور بى اعتبار كردن دیگران از عامل تمسخر بهره مى‏گیرند و براى مجلس آرایى و خنداندن حاضران از آبرو و حیثیت دیگران مایه مى‏گذارند و با كارهایى از قبیل تقلید در راه رفتن، سخن گفتن، غذا خوردن و خلاصه به هر طریقى از اشاره و كنایه و... دیگران را به مسخره مى‏گیرند و از این راه حس خودپسندى و انتقام جویى خویش را اشباع مى‏كنند و حد اقلّ با خرج كردن آبروى دیگران مستمعان و دوستان خود را راضى مى‏سازند و بدین جهت است كه قرآن كریم از این عمل شدیدا نهى كرده و آن را به عنوان ظلم و ستم مورد توبیخ و تهدید قرار داده است و امر به توبه مى‏كند و مى‏فرماید:

یا ایُّهَا الَّذینَ امَنُوا لا یَسْخَرْ قَوْمٌ مِنْ قَوْمٍ عَسى‏ انْ یَكُونُوا خَیْرا مِنْهُم وَ لا نِساءٌ مِنْ نِساءٍ عَسى‏ انْ یَكُنَّ خَیْرا مِنْهُنَّ وَ لا تَلْمِزُوا انْفُسَكُمْ وَ لا تَنابَزُوا بِالالْقابِ بِئْسَ الاسْمُ الْفُسُوقُ بَعْدَ الایمانِ وَ مَنْ لَمْ یَتُبْ فَاولئِكَ هُمُ الظّالِمُونَ.54

         اى كسانى كه ایمان آورده‏اید نباید گروهى از مردان شما گروه دیگر را استهزاء كنند، شاید آنها كه مورد استهزاء واقع مى‏شوند بهتر از مسخره كنندگان باشند. و همچنین زنان یكدیگر را مسخره نكنند، زیرا ممكن است زنان مسخره شده از آنها كه مسخره مى‏كنند بهتر باشند. و مبادا از یكدیگر عیب جویى كنید و زنهار از اینكه یكدیگر را با القاب زشت و ناپسند یاد كنید كه پس از ایمان آوردن، نامى كه نشان از فسق و فجور دارد بسیار زشت است و هر كس كه از این رفتار توبه نكند ستمگر و ظالم است.

    برخى از مفسّران در شأن نزول آیه فوق گفته‏اند: این آیه در باره ثابت بن قیس بن شماس نازل شده است. ثابت گوشهایش سنگین بود و هنگامى كه وارد مسجد مى‏شد براى او راه باز مى‏كردند تا برود نزدیك پیامبر صلّى اللّه علیه و آله و سلم بنشیند و سخنان حضرت را بشنود. یك روز وارد مسجد شد در حالى كه مردم از نماز صبح فارغ شده و هر كدام در جایى نشسته بودند. ثابت نیز طبق روش هر روز سعى مى‏كرد نزدیك پیامبر صلّى اللّه علیه و آله و سلم بنشیند، به این جهت جمعیت را مى‏شكافت و مى‏گفت جا بدهید، جا بدهید تا خدمت پیامبر بروم.

سر انجام یكى از آنها گفت همین جا بنشین. او نیز همانجا نشست ولى از اینكه راهش ندادند تا نزدیك پیامبر بنشیند به شدت ناراحت شد. پس از اینكه هوا روشن شد ثابت از روى ناراحتى گفت: این مرد كیست؟ گفت: من فلان كس هستم. ثابت گفت: فرزند فلان زن؟ و نام مادر او را طورى بر زبان جارى كرد كه در آن دوران (دوران جاهلیت) این گونه تعبیر را مایه سرزنش و ملامت مى‏دانستند. آن مرد شرمنده شد و از خجالت سر به زیر افكند، سپس این آیه نازل شد.

یادآورى

    ملاك و میزان و معیار ارزش‏ها نزد خداى متعال تقوا و پاكدامنى است.    «انَّ اكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللّهِ اتْقیكُمْ...» 55

از این رو هیچ كس حق ندارد دیگرى را كوچك بشمرد و با چشم حقارت به او بنگرد، چه بسا همین شخص پیش خدا آبرومند باشد.

مقام مؤمن در پیشگاه خدا

بنده مؤمن نزد خداوند متعال بسیار عزیز و محترم است. خداوند بندگان مؤمن را دوست مى‏دارد و عزت و سربلندى را از آن مؤمنان مى‏داند، چنانكه مى‏فرماید:

... وَ لِلّهِ الْعِزَّه وَ لِرَسُولِهِ وَ لِلْمُؤمِنینَ...56

عزّت و سرفرازى تنها از آن خدا و پیامبر و مؤمنان است... و به همین جهت در سوره حجرات آیه «لا یَسْخَرْ قَوْمٌ مِنْ قَوْمٍ...» 57

 فرمود هر كس مؤمنان را مسخره كند یا با القاب زشت از آنها یاد كند در زمره ستمكاران محسوب مى‏شود. و در جاى دیگر مى‏فرماید:

الَّذینَ یَلْمِزُونَ المُطَّوِّعینَ مِنَ الْمُؤمِنینَ فِى الصَّدَقاتِ وَ الَّذینَ لا یَجِدُونَ الا جُهْدَهُمْ فَیَسْخَرُونَ مِنْهُمْ سَخِرَ اللَّهُ مِنْهُمْ وَ لَهُمْ عَذابٌ الیمٌ.58

آنان كه از مؤمنان متعبّد و متعهّد به خاطر صدقاتى كه در راه خدا مى‏دهند انتقاد و عیب‏جویى مى‏كنند و نیز افراد بى بضاعتى را كه حد اكثر توانشان را در طبق اخلاص نهاده‏اند به مسخره مى‏گیرند، خداوند نیز آنها را مسخره خواهد كرد و براى آنان عذابى دردناك در پیش است.

همچنین در احادیث اسلامى آمده است كه احترام به مؤمن احترام به خدا است و اهانت و تحقیر مؤمن اهانت به ذات اقدس الهى و موجب خشم خداوند سبحان است و در حدیث قدسى آمده است: خداوند به كسانى كه مؤمنان را بیازارند اعلان جنگ مى‏دهد.

از أبی عبد اللّه (ع)  نقل شده که خداوند عزّ و جلّ فرمود: كسى كه بنده مؤمن مرا خوار شمارد باید بداند كه خداوند با او در جنگ است و كسى كه بنده مؤمن مرا تعظیم و تكریم كند بى شك از غضب من در امان است.

رسول خدا (ص) فرمود:كسى كه مؤمنى را خوار شمارد خدا او را ذلیل خواهد كرد.

امام صادق (ص) فرمود: كسى كه به خاطر فقر و تهیدستى مؤمنى را كوچك شمرد خداوند او را كوچك مى‏شمارد و همیشه در نزد خدا خوار و زبون است تا آنكه از كردارش توبه كند...

حرمت مؤمن از حرمت كعبه بیشتر است.

ابن أبی الحدید در شرح این جمله از نهج البلاغه   چنین نقل مى‏كند:   كه رسول خدا (ص)به كعبه نظر افكند و فرمود: آفرین بر تو، خانه‏اى كه چقدر بزرگى و احترام تو چقدر زیاد است سوگند به خدا، احترام مؤمن نزد خدا از تو بیشتر است، زیرا حرمت تو فقط از یك جهت است (كه خونریزى در تو حرام است‏)، ولى مؤمن از سه جهت احترام دارد:

1. خون وى محترم است.

2. مال او حرمت دارد.

3. بدگمانى نسبت به او حرام است.

آنچه بیش از هر چیز در پیشگاه خداى متعال اهمیت و ارزش دارد تقوا است و سایر امور از قبیل پول و جاه و مقام و منصب و... دلیل بر عظمت و محبوبیت انسان نیست. از این رو نباید در هیچ مؤمنى به دیده حقارت و پستى نگریست، چرا كه ما نمى‏دانیم اولیاى خدا چه كسانى هستند، چون از باطن افراد جز پروردگار هیچ كس آگاه نیست، چنانكه حضرت رسول گرامى اسلام(ص)در ضمن یكى از سخنان خود فرمود: خداى عزّ و جلّ سه چیز را در سه چیز مخفى كرده است:... ولىّ خود را درمیان خلق خویش مخفى داشته است... بنابر این مبادا هیچ یك از شماها احدى از بندگان خدا را كوچك شمرد، زیرا نمى‏داند كدامیك از آنها ولىّ خدا است.

همچنین حضرت على علیه السلام در ضمن حدیثى فرمود: خداى تبارك و تعالى  ؛ ولىّ خود را در میان بندگان خویش پنهان داشته است. پس به هیچ بنده‏اى از بندگان خدا با چشم حقارت نگاه مكن كه شاید همان (كسى كه به او بى‏اعتنا هستى‏) ولىّ خدا باشد و تو ندانى.

 

سرانجام بد مسخره کردن 

بى‏تردید، كسى كه به مردم اهانت كند و آنها را مورد تمسخر و استهزاء قرار دهد گناه بزرگى را مرتكب شده و باید در انتظار عواقب سوء و آثار بد آن باشد، زیرا هیچ عملى بدون بازتاب نخواهد بود.

فَمَنْ یَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّه خَیْرا یَرَهُ وَ مَنْ یَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّه شَرّا یَرَهُ.59

 پس در آن روز هر كس به قدر ذرّه‏اى كار نیك كرده آن را خواهد دید و هر كس به قدر ذره‏اى كار زشت مرتكب شده آن را خواهد دید.

از آثار بد هرزه گویى و مسخره كردن دیگران غفلت و بى تفاوتى و از دست دادن احساس مسئولیت است. افرادى كه به این بیمارى دچار مى‏شوند قهرا از ذكر خدا غافل شده و از عبادت پروردگار لذت نمى‏برند، یعنى در عبادت حضور قلب ندارند و با اكراه و بى میلى با آن روبرو مى‏شوند.

از قرآن كریم استفاده مى‏شود كه یكى از موجبات غفلت و فراموشى از یاد خدا استهزاء و تحقیر مؤمنان است، زیرا بندگان مؤمن، مظاهر دین و مفاخر شریعت سیّد مرسلین‏اند و بى اعتنایى به مقام و منزلت آنان موجب سلب توفیق و باعث تاریكى دل مى‏شود و سر انجام انسان را با دوزخیان گمراه، همراه و همنشین مى‏سازد.

عنوان و لقب زشت به دیگران دادن  

    روابط افراد در هر جامعه اي بايد بر اساس موازين اخلاقي و رعايت ادب تنظيم شود، خواندن نام و لقب  ا فراد و ذكر آنها خود مبين روابط افراد مي باشد.

 خداوند افرادی  را كه به ظاهر نيز ادعاي مسلماني دارند ولیکن دیگران را با لقب های زشت  یاد می کنند  در زمره ظالمان   و ستمگران معرفي نموده است،    ،زیرا  ظلم و ستمي از اين بدترنیست   كه در جامعه اسلامي، فردی  با سخنان نيش دار از طريق تحقير و عيب جويي قلب فرد  ديگري را كه مركز عشق خدا است بيازارد و موجباتي را پديد آورد كه شخصيت و آبروي او كه سرمايه بزرگ معنوي زندگي اش محسوب مي شود از بين برود.

دانشمندان علوم تربيتي و جامعه شناسان اعتقاد دارند افراد لاابالي که  ديگران را با القاب زشت مي خوانند دو علت عمده دارد:

    الف- تحقير طرف مقابل تا شخصيت او را بكوبند.

    ب- احيانا انتقام از طرف مقابل به هر دليل ممكن.

چنانچه كسي در گذشته فعل بدي داشته و آن گاه توبه كرده و كاملا پاك شده باز هم لقبي كه بازگو كننده وضع سابق باشد بر او بگذارند.

 

 

   

تجسس در زندگی دیگران

     دين مبين اسلام خواهان آن است كه افراد جامعه در زندگي خصوصي خود از هر نظر در امنيت باشند، پر واضح است اگر اجازه داده شود هر كس به جستجوگري در خلوت ديگران بپردازد، حيثيت و آبروي مردم برباد مي رود، آن گاه نتيجه آن مي شود تا جهنمي به وجود آيد كه همه افراد اجتماع در آن معذب خواهند بود.

      قرآن  کریم می فرماید: ای کسانیکه ایمان آورده اید از بسیاری از گمانها بپرهیزید چرا که بعضی از گمانها گناه است و هرگز ( درکار دیگران ) تجسّس نکنید، (حجرات -12)علّت اینکه پس از نهی از سوءظن نهی از تجسّس را مطرح می شود  بدلیل این است که شاید کسی بگوید حالا که سوءظن مورد نکوهش قرار گرفته است من برای رهایی از آن و کشف حقیقت به جستجو از حالات شخصی دیگران می پردازم تا ظن خود را به یقین تبدیل کنم لذا نهی از تجسّس می خواهد از این اقدام خلاف جلوگیری بکند.

مردم از هر نظر بايد در امنيت كامل فردي- اجتماعي باشند و دغدغه نداشته و نگران آن نباشند كه زندگي خصوصي ايشان و رازهاي نهاني آنان كشف خواهد شد. اسلام هرگز اجازه اي را صادر نكرده است كه رازهاي خصوصي مردم فاش شود، لذا در يك دستور صريح «نهي از تجسس را مطرح كرده، مي فرمايد: «و هرگز در كار ديگران تجسس نكنيد»(حجرات 12)  

  در اين خصوص به دليل ظرافت موضوع بايد نكات ذيل را مد نظر قرار داد:   

      اين آيه اگر چه به صورت مطلق هر گونه تجسس را بدون هيچ گونه قيد و شرطي منع نموده و جستجوگري در كار ديگران و تلاش براي افشاي اسرار آنها را گناه دانسته است اما با وجود برخي از قراين كه در داخل و خارج آيه مطرح گرديده مشخصا اين حكم ارتباط مستقيم به زندگي خصوصي و شخصي افراد دارد و در زندگي اجتماعي تا آنجا كه تاثيري در سرنوشت جامعه نداشته باشد نيز اين حكم صادق است.

     بنابرین باید گفت دستور مذكور هيچ مغايرتي با وجود دستگاه هاي اطلاعاتي در حكومت هاي اسلامي براي مبارزه با توطئه ها نخواهد داشت زيرا حفظ و كيان جامعه در هر حكومتي با هر طرز تفكري از مهمترين مسائل زيربنايي آن حكومت به شمار مي رود. شخص پيامبر عظيم الشان اسلام(ص) ماموراني براي جمع آوري اطلاعات قرار داده بود كه از آنها به عنوان «عيون» تعبير مي شود، تا آنچه را ارتباط با سرنوشت جامعه اسلامي در داخل و خارج داشت براي او گردآوري كنند. بنابراين حكومت هاي اسلامي مي بايست ماموران اطلاعاتي داشته باشند، يا سازمان هاي گسترده اي براي گردآوري اطلاعات تاسيس كنند و وظيفه اين گونه دستگاه ها  آن است كه تا آنجا كه بيم توطئه برضد جامعه و يا به خطر انداختن امنيت و حكومت اسلامي مي رود به تجسس برخيزند و حتي چنانچه لازم باشد در داخل زندگي خصوصي افراد جستجوگري كنند.

فرمان مزبور با توجه به توضيحات بالا هرگز نبايد مستمسكي براي شكستن حرمت اين قانون اصيل شود و انسان هايي با دستاويز قرار دادن مسئله «توطئه» و «اخلاق به امنيت» به خود اجازه دهند كه به زندگي خصوصي مردم يورش برند، مكاتبات آنها را باز كنند، تلفن هاي ايشان را كنترل نمايند و گاه و بيگاه به خانه آنها تهاجم نمايند.

    مرز ميان «تجسس» و «به دست آوردن اطلاعات لازم براي حفظ امنيت» بسيار دقيق و ظريف است، بايد دقيقا مراقب اين مرز باشیم، تا حرمت اسرار افراد جامعه حفظ شود و امنيت جامعه و حكومت اسلامي نيز به خطر نيفتد

 

به اشتباهات دیگران خندیدن

این یكی از پست ترین كارهایی است كه كسی ممكن است انجام دهد. هـنـگـامـی كـه شما اشتباهی مرتكب می شوید یا خرابكاری می كنید، تنها انتظاری كه از دیـگران دارید اینست كه اشتباهات و خطاهای شما را به رویتان نیاورند و از آنها چشم پوشی كنند. از آن مهمتر شما را به واسطه آنها مورد تمسخر قرار ندهند.

 

 انتقام جویی

    کسي که به فکر انتقام باشد، هميشه زخمهاي خود را تازه مي‌کند. زيرا كسي كه به دنبال انتقام گرفتن باشد، بيشترين ضربه را به خود مي زند. هميشه در عذاب است كه چگونه از ديگران انتقام بگيرد. خداوند در قران کریم می فرماید :" خُذُ العفو " ( اعراف 199) بخشش را پيشه خود كنيد.

بذل و بخشش از اوصاف كريمان است ولى اگر بقدر نسبى از آن صفت برجسته دارا باشيم كه اين هم در دنيا نافع است و هم در آخرت. شرافت انسان ، بوسيله سخاوت و فروتنى كامل می گردد. بنابراين صفات برجسته و شرافت انسان مرهون سخاوت و تواضع است كه اين هر دو موجب كمال و شرف انسان است

پیامبر اسلام(ص)  می فرمایند : بهترين كارها پس از ايمان به خدا، دوستي با مردم است.عاقلتر از همة مردم كسي است كه با ديگران بيشتر مدارا كند.

همانا بهترين صدقه­ها آن است كه به خويشاوندي كه دشمن توست چيزي بدهي.

حضرت علي (ع) می فرمایند : با احسان به برادرت او را سرزنش كن و شر او را با بخشش بازگردان ودر جتی دیگر  می فرمایند : بخشش باعظمت ترين شكل تلافي كردن است.

"وين داير "روانشناس مشهور  مي گويد: عشق و محبت خود را نثار كساني كنيد كه با شما در تعارض و تخاصم­اند. عشق ورزيدن به كساني كه شيرين و نازنين و دوست­داشتني­اند كار آساني است. براي اينكه عمق عشق و محبت را در قلب خود تجربه كنيد، ببينيد كه چقدر آنان را كه تحملشان برايتان دشوار است، دوست داريد(به نقل از کتاب" شما عظیم تر از آنی هستید که می اندیشید" نوشته مسعودلعلی)

پيامبر اسلام (ص) مي فرمايد: آن كسي كه خشم خود را فرو ببرد، با اينكه قدرت بر اعمال آن دارد، خداوند دل او را از آرامش و ايمان پر ميكند.

"دیل کارنگی" در کتاب آیین دوست یابی  می گوید: اگر اشخاص خودخواه و مغرور و متكبري سعي دارند شما را تحقير كنند، يا بفريبند، نامشان را از ليست اسامي معاشرين خود خط بزنيد. ولي هرگز درصدد انتقامجويي برنياييد. زيرا اگر چنين كاري بكنيد، خود را بيشتر از آن اشخاص آزار داده­ايد.

 

از خود تعریف کردن

   در برخورد با ديگران از خودتان کمتر تعريف کنيد و توانمنديهاي خود را به رخ ديگران نکشيد. «اگر مي‌توانی، عاقل و با هوش‌تر از ديگران باشی،باش ، اما هرگز با هوش‌تر بودن خود را به رخ دیگران مکشيد.» هیچ كس از آدم لاف زن خوشش نمی آید. در هنـگام گـفـتـگو دربـاره مـسائـل مـالی به دارایی های خود اشاره نكنید و ثروت خود را به رخ نكشید.

خود پرست نباشید و بيهوده تظاهر نكنید  كه به همه چيز عالم هستید .

اگر مي خواهيد ديگران جذب شما شوند از خودتان تعريف نكنيد. تعريف از خود اگرچه خوشايند خودتان باشد، اما از نظر ديگران ناخوشايند است. بنابراين اگر دوست داريد تعريف شويد، كاري كنيد كه ديگران از شما تعريف كنند.

 

كنترل خود را از دست دادن

زمانی كه کسی كنترل اعصاب خود را از دست می دهد و از كوره در می رود، به همه نشان می دهد قادر به كنترل احساسات و هیجانات خود نمی باشد. وقـتـی هم كه از كنترل رفتار خود عاجز هست چـگونـه قـادر بـه كـنـترل چیز دیگری خواهد بود؟ همواره خونسردی خود را حفظ كنید ( كار آسانی نخواهد بود اما به زحمتش می ارزد).

 

 

ارجاعات

 

1-     بیانات مقام معظم رهبری

2-      نهج البلاغه خطبــﻪ ۲۲۲

3-     وسائل‏الشيعه، ج‏8، ص‏540

4-     سيره نبوي ص 152

5-    وسائل الشیعه، الحر العاملی، مؤسسة آل البیت علیهم السلام لاحیاء التراث - قم المشرفة، الطبعة الثانیه، 1414 ه . ق، ج 12، ص 18، ب 7، ح 8

6-     نهج البلاغه، حكمت 10

7-     اسراء، 23

8-     مجمع البیان، ج 6، ص 631.

9-     اصول كافی، ج 2، ص 341، حدیث 7

10- مجمع البیان، ج 6، ص 442

11- کنز العمال ، ج 7 ، ص 285

12- کنز العمال ، ج 16، ص 462

13- سوره اسراء، آیه 23 و 24

14- سلوک عرفانی در سیره اهل بیت (ع)  شیخ حسین بحرانی ترجمه علی شیروانی

15- نهج‏البلاغه، فيض‏الاسلام، نامه 53 

16-  همان، حكمت 339 ).

17- غرر الحكم، ج‏4، ص‏548

18- همان، ج 3، ص 212

19- الأنعام : 108

20- معارف و معاريف، ص 254

21- همان، ص 254

22- همان، 255

23- نور: 19

24- بحار الانوار، ج 72، ص 24

25- كافى، ج 2، ص 209، روايت 3

26- همان، ج 2، ص 108

27- وسائل الشيعه، ج 8، ص 553

28- مشكاة الانوار، به نقل از فرازهاى برجسته، ج 2، ص 181

29- تفسير نور الثقلين، ص 390

30- غرر الحکم، ج 3 ص 330

31- همان، ج 4 ص 176

32- همان، ج 3 ص 330

33- كسي كه گمان بد داشته باشد از همه كس مي ترسد و وحشت دارد.»

34- كه حضرت علي(ع) در يك روايت چنين تصريح فرموده است: "اعمال برادرت را بر نيكوترين وجه تعبیر کن."

35- هرچیزی را که دوست نداری، روبه روی برادر خویش اظهار کنی، غیبت است

36- حجرات11

37- نهج البلاغه، خطبه140

38- نور19

39- وسائل الشيعه598 8:

40- (جامع السعادات2792

41- سفينه البحار295 2

42- غررالحكم:659

43- (همان:421 ).

44- (فهرست غرر:288

45- (وسائل الشيعه598 :8

46- بحارالانوار216 :72

47- كافي459 2:

48- همان168 :8

49- مستدرك الوسائل    175 11

50- غررالحكم:234

51- همان:438

52- تحف العقول:366 )

53- المجازات النبويه:66

54- سوره حجرات، آیه11

55-  حجرات، آیه 13

56- سوره منافقون، آیه 8

57- سوره حجرات، آیه11

58- سوره توبه آیه79

59- سوره زلزله آیه7و8

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم آبان 1389ساعت 23:14  توسط دکتر مرتضایی  |