آداب اخلاقی آموختن(اخلاق دانشجویی ): 1- اگر می خواهیم درک و فهممان برود بالا خودمان را مجبورکنیم که اهل مطالعه باشید. 2- جای درک و فهم و شعورقلب آدمهاست .اقلب اگر پاک باشد نوری که خدا به آن می تابد چون پاک است مانند آئینه منعکس میشود اگر قلب مشکل داشته باشد یا ناپاک باشد هرچه را هم که یادبگیرید منعکس نمی کند.بنابراین دومین اصل اخلاقی که باید دربالا بردن  فهم و شعورازآن استفاده کنیم این است که قلب ودلمان را پاک کنیم.امام صادق(ع) فرمودند علم نوری ازنورهای خداوند استُ که خداوند ان را بردل آدمهای پاک می تاباند . همینکه انسان در  درون خود قلبا نخواهد خلاف کند ، قلبآ نخواهد گناه بکند ، قلبآ  بد کسی را نخواهد ، آین  مقدمه ای است برای اینکه  درک و فهم شعورآنسان بالابرود 

3 – اگر آنسان بخواهد چیزی را یاد بگیرد باید نسبت به کسی که  چیزی را به اویاد می دهد حس خوب داشته باشد که به آن تواضع درمقابل معلم می گویند . یکی از رموز یادگیری این است که شما خودتان را درمقابل کسی که به شما چیزی یاد می دهد متواضع کنید. اگر آنسان بخواهد در  قلب ودلش ، علم ودانش و فهم و شعور رشد بکند باید متواضع باشد.

 4-  آنچه را یا دمی گیرید یادداشت کنید وبنویسید.شخصی نزد  پیغمبر(ص) می رود ومی گوید:: یا رسول الله وقتی من نزد شما هستم ،و شما سخن  می گوید من لذت می برم ، به وجد می آیم ، وقتی که از پیش شما می روم یادم می رود و دوسه روز که می گذرد کامل یادم می رود این بد است دوست دارم همیشه چنین حسی داشته باشم که پیش شما هستم چه کاری کنم ؟ پیغمبر (ص) فرمود : یک راه دارد ، از  دستانت استفاده کن وقتی من حرف می زنم بنویس . اگر بنویسی فراموش نمی کنی. یک ضرب المثل معروف می گوید : کم رنگ ترین جوهرها از قویترین حافظه ها ماندگارتراست . یکی از اصول اخلاقی در یادگرفتن این است که اگر درجایی از کسی چیزی یادگرفتید بنویسید

5- اگر درجایی می خواهیم صحبت کنیم راجع به موضوعی صحبت کنیم که طرف مقابل خوشش بیاید و اشتیاق داشته باشد که گوش کند راجع به موضوعی که خودمان خوشمان نیاید صحبت نکنیم . افرادی که حرفی برای گفتن نداشته باشند ازخودشان صحبت می کنند و تعریف می کنند. این صحبتها برای خود آدم خوشایند است ولی برای طرف مقابل کسل کننده 0 پس هیچ وقت ازخودمان تعریف نکنیم . 

      

نقش اخلاق  در زندگی فردی واجتماعی چیست؟ انسان اگر من بگویم مهمترین مساله انسان زندگی است واگر کسی هیچ چیز نداشته باشد واخلاق خوبی داشته باشد همه چیز دارد ولی اگر همه چیز داشته باشد واخلاق نداشته باشند هیچ چیز ندارد. اگر اخلاق به  انسان آموزش داده شود وبعد انسان در زندگی آنرا تمرین کند و درنهایت در زندگی به آرامش می رسد. آرامش گمشده ی همه ی انسانها است همه ی انسانها به دنبال آرامش هستند و حتی با پول وثروت نمی توان آرامش را به دست آورید مگه آنکه همه ی آنها درکنار اخلاق باشد وموفقیت انسانهای موفق بر میگردد به اخلاق انسانها.

 علم سیاست :

بهترین سیاست صداقت است سیاست به معنای مدیریت و هماهنگ کردن مردم است امام علی (ع) می فرماید : اگر می خواهی بین مردم و خانواده تاثیر گذار باشی وآنا را و  ادار به کار کنی بهتر است صداقت داشته با شی تنها راه برای داشتن یک سیاست صداقت است

راست گفتن به معنای صداقت نیست چون بعضی مواقع با بازگو کردن وقایع گذشته برای خود مشکل می سازد پس می توانیم بگویی که صداقت به معنای گفتن همه چیز نیست و سیاست در کنار صداقت بدان معناست درعالم انسانی همه ی آدمها دارای ظرفیت یکسان نیست حتی جنسیت انسانها باهم یکی نیست پس تعادل بهم می خورد یک انسان فهمیده هر چیزی را در هرزمانی بازگو نمی کند این به معنای صادق بودن نیست بلکه به معنی احمق بودن ا ست یکی ازدلایلی که انسانها صادق نیستند این است چیزی که هم زن و هم مرد دوست دارند این است که صادق باشد و دروغ نگوید و اگر قرار است دروغ نگوییم پس باعث دروغ گفتن دیگران نشویم و باید کارهای انجام دهیم یکی از این کارها این است که سوالاتی که برای ما اهمیت ندارند را نپرسیم چون برای طرف مقابل اهمیت دارد که چه جوابی  بدهد و اگر ما سوالمان را بپرسیم مجبور به دروغ گفتن آن می شویم واگر آدم دروغ گو اگر از کسی دروغ بشنود از او بدش می آید وقتی کسی یک بار دروغ گفت و برای اینکه دروغ خودرا بپوساند مجبور به گفتن دروغ دیگری ا ست وبرای پوشش دروغ های دیگر پشت سرهم دروغ می گوید و دروغ جزیی از خلقش می شود و چون جزئی از خلقش است دیگر به صورت خود جوش این کار را انجام میدهد وجمع کردن یک آدم خیلی سخت است و لی جلوگیری کردن خیلی آسان است انسان می تواند کاری کند که این اتفاق نیافتد و دیگر اینکه زمان و مکان هم در دروغ گفتن انسانها نیز اثر گذار است .

جلسه دوم اخلاق

 دلخوری 2 نفر از هم تبدیل میشودبه کینه و نفرت دلیل این نفرت چیست ؟

 اگر زن و شوهری که زندگی درستی ندارند باهم بحثشان شود و عاقبت کارانها به دادگاه کشیده شود بدترین وناپسندترین  حرفها را به هم می زنند و ا گر دلیل را از آنها بپرسی می گویند  دعواست و آخرین حرف آنها این است که طرف مقابل  من ادم نفهمی است و تحمل کردنش سخت است آدمی که خود را به خدا و دیگران وصل می کند دارای درک و فهم  دشوار است در درس دوم اسم فهم  را گذاشتیم علم .

  هر چقدر آگاهی وعلم انسان بیشتر شود فهم اوهم افزایش پیدا می کند پس با افزایش فهم درک انسان هم  بیشتری می شود آن چیزی که انسان را در نظر مرد خوشایند یا خوب و ناخوشایند یا بد جلوه میدهد همان درک ، فهم  وشور ادمی است که اساس  همه ی اینها علم است هر چه قدرت درک بالاتر رود دلایل موضوعات را می توان راحت تر فهمید و با این کار قدرت عقل نیز افزایش پیدا می کند واگر چیزی را نتوان درک کرد انسان احساس ناخوشایند می کند یکی از بزرگترین پارامترهای  که باعث می شود درک غلطی داشته باشیم این است که نمی فهمیم اگر کاری کنیم که بفهمیم درک درستی پیدا می کنیم ما هر چقدرخوب و بهتر با دیگران برخورد کنیم اخلاق بهتری داریم در نظر آنها واگر بد بر خورد کنیم برعکس آن فکر می کنند ومی گویند که او اخلاق خوب و پسندیده های ندارد برای مثال کسی که لیسانس حسابداری دارد اخلاق بهتری هم دارد چون علم و آگاهی  او بیشتر ازیک فرد معمولی است پس نتیجه می گیریم اخلاق او بهتر است بعضی از علم ها اثر مستقیم نمی گذارد بلکه اثر آن غیر مستقیم است علم و آگاهی مثل نور است وقتی اطراف ما روشن می شود ما همه چیز را می بینیم علمی که مستقیماً نور می ا ندازد و آگاهی اناسن معلوم میشود ستودنی است

 علم و آگاهی که نور مستقیم دارد به 5دسته تقسیم میشود که شامل اینهاست 1) علم خدا شناسی

1)  علم خود شناسی 3) علم مردم شناسی 4) علم اخرت شناسی 5) علم دنیا شناسی

یکی از دلایل اخلاق نامناسب ما این است که احساس تنهایی وغربت میکنیم اگر خدا را بشناسیم احساس می کنیم یکی را داریم پس دیگر تنها نیستیم کسی که اعتقاد داشته باشد خداهست همه ی درها به رویش باز می شود خدا شناسی به ما می گوید چه کاری انجام دهیم وچه کار ها انجام ندهیم . برای مثال مردی می گوید نمی توانم بازنم زندگی کنم دین می گوید قبل ازازدواج باید همه ی جوانب را در نظر می گرفتی و حالا مجبور هستی بسازی و اگر با این  موضوع کنار نیایی و نسازی در آینده  به مشکلا ت زیادی برخواهی خورد وو دین اسلام می گوید که اگر با یک انسان غیر قابل تحمل زندگی کنی بلکه شخصیت خود را بالا بردی و به بهشت راه پیدا می کند و دیگر  اینکه یکی از بدترین حلال ها  مورد غضب ترین حلال ها در نزد خداوند طلاق است هر چه اطلاعات دینی اسلام بالا رود علم آدم نیز بالا میرود  وروی اخلاق ادم تاثیر می گذارد و آدمها که دین دارند اخلاق خوبی دارند. اعتنا به دستورات خدا اعتنا  به قوانین یعنی سلامتی  و در این صورت رحمت خدا شامل حال می باشد و 2 گناهی که بخشنده نمی شود  : شرک ودیگری اینکه از رحمت خدا ناامید شویم . خداوند  می گوید بنده تو به کار را دوست دارم و می گوید گناه نکنید  چون به گناه کردن عادت می کنید و زمانی که می توانید ترک کنید گناه را ترک کنید و اگر نمی توانید ترک کنید و ارد منجلاب می شوید و خداوند درجایی دیگر می گوید  صدبار اگر توبه شکستی باز آ و اینکه گناه نکنید تا مورد رحمت خداوند قرار گیری هر آدم عاقل ملاک و معیارش خودش است واگر گناه کردسعی و تلاش کرد برگشت گناهش بخشیده میشود و اگه سعی  کردو نتوانست برگردد به خاطر سعی وتلاشش گناهش بخشیده می شود و اگر گناه می کند وسعی نمی کنند که برگردد مثل این است که به ته دره میرود  و باد آمدن آن از دره باسنگین گناهش می تواند ازدره بالا بیاید یانهتوان  آمدن را دارد یا نه ما اگر گناه کردیم و نمی دانستیم گناه است گناه محسوب نمی شود واگر بدانیم که گناه است وآن را انجام دهیم درست کردن آن مشکل و سخت است .

علم خودشناسی : خیلی از ماها نمی دانیم چه می شود که غیبت می کنیم و چگونه عصبانی می شویم اگر بفهمیم چه می شود که غیبت می کنیم وچگونه عصبانی می شویم و اگر بتوانیم جلوی عصبانی شدن ، غیبت کردن و دروغ گفتن وغیر را بگیریم یعنی اینکه  عصبانی نشویم ، غیبت نکنیم و دروغ نگویم به این خودسازی پرورش داده ایم و این کار نیز باعث می شود که دیگران به ما اعتماد کنند و دیگر اینکه ما از این رفتار و اخلاقمان خورسند می شویم

 مردم شناسی : بخش بزرگی از اخلاق ما تابلویی از طرز برخورد ما با دیگران است اگر ما آدمها را بشناسیم و بدانیم ازچه چیزی خوششان می اید و به چه چیزی حساسیت دارد و ما شناختی که از او داریم می دانیم که چگونه با اوبرخورد کنیم که ناراحت نشود واین برخورد خوب ما باعث می شود تا او از ما خوشش آید و باعث می شود مادر پیش او مقام ومنزلت پیدا کنیم  و هرچه روابط انسانها بالاتر برود پذیرش آن هم بیشتر می شود   

 دنیا شناسی: اگر انسان  به عرش برسد یا روی فرش برسد بازهم ارزش ندارد و هر چه شناخت انسان از دنیا بیشتر باشد باعث می شود کمتر به این دنیا دل ببندد و می گوییم از انسان دنیا رادوست نداشته باشد کمتر به دنیا دل می بندد پس گناه نمی کند چون گناه نمی کند با مردم اخلاق خوبی دارد منشاء حریص بودن درونی آدم چشمک زدن دنیا است و حریص بودن منشابدخلقی انسان می شود. دنیا دوستی ، مال ، ثروت و موقعیت اجتماعی اگر آدم این هارا دوست داشته باشد در درون حریص بودن و در بیرون زرق و برق اینها همه دست به دتس هم می دهند ما یک انسان بد اخلاق شویم.

خداوند  خطاب به بنده اش  می گوید: اگر کم دنیا شما را راضی کرد خوشبخت می شوید و اگر کم دنیا شما را قانع نکرد و به دنبال بیشتر رفتید زیاد دنیا  تورا قانع و راضی نمی کند و چون خوش اشتهاست می شوید.وهر چه ثروت آدم بیشتر شود  نیاز ادم بیشتر می شود و دنیا نمی تواند تورا راضی کند .

 گفته نمی شود که دنیار را نداشته باشید بلکه گفته می شود دنیا را داشته باشید بلکه آنر ا دوست نداشته باشید امام علی (ع) در وصیت نامه اش  به امام حسن می فرماید :

 پسرم مواظب باش که پیش از طاقت پا برنداری و برپشت بگذاری طوری که سنگینی بار تو را ستوده آورد و اگر فقیر و  مستمندی حاضر شد که بار تو را بردوش کشد بدا و بده تا در اخرت گناه تورا بردوش بکشد تا می توانی بار را بردوش او بگذار تاروزی به کمک بیاید و هما نباید از دنیا  بیشتر از نیازمان بار برداریم و چیز دیگر ی که در اخلاق ماتاثیر دارد بهتر است بدانیم آخرتی هم وجود دارد که قرار است ما در آنجا زندگی کنیم

 گاهی اوقات بهتر است به فکر مرگ باشیم واگر  نیستیم بهتر است سری به قبرستان بزنیم و در آنجا  راه برویم تما خلقیات ما بعد از مرگ تبدیل می شود به چیزهایی لذت بخش آگر این خلقیات خوب باشند واگر این خلقیات بد باشند تبدیل می شوند به چیزهای عذاب آور بعد از مرگ بهشت و جهنم وجود ندارد بکله این اخلاق من است که اگر خوب باشد تبدیل می شود به بهشت و اگربد باشد تبدیل می شود به جهنم خدا مارا به جهنم نمی برد بلکه ما خودمان جهنم را ساختیم به آنجا می رویم تا زندگی کنیم و این را باید بدانیم که بعد از مرگ زندگی هست  اعمال به 2دسته تقسیم میشوند اعمالی که بدی آن انقدر زیاد است که نمی توان در این دنیا جواب بدهیم وبعضی دیگر از اعمال هستند که جواب آنها در آینده دور داده می شود گناهی که با آگاهی و اسرار انجام شود گناه محسوب میشود ولی گناهی که از سر اجبار باشد گناه محسوب نمی شود اگر ابروی کسی رابردی تا می توانی سعی کن تا ابرویش را باز گردانی هر چند  کار سختی  است و دیگری اینکه حق کسی را ضایع نکنید حتی اگر حق شما ضایع شود

 5نوع آگاهی و علم که روی اخلاق تاثیر می گذارد

اگر می خواهید فهم و درک وشعورشما بالا رود قلب باید پاک باشد  قلب هرچه پاک باشد درک ،فهم  وشعوربشتر میشود یکی از چیزهای که باعث پاکی قلب می شود خیرخواهی است واین را نباید فراموش کنیم که علم و الهام خداوند به قلب آدم است

 پیامبر اکرم می فرماید : درهر حالت کمک دوست باشد چه مظلوم باشد چه ظالم واگر ظالم است کمکش کن ظلم نکند

 هر کس چیزی به شما یاد داد  در مقابل او متواضع باش  و اگر می خواهید یاد بگیرید تا فهم و درک بالا رود به اندازه ای که خداود تعبیر کرده از آنها استفاده کنید

 وقتی ما آدمها حرف می زنیم چیزی رامی گوییم  که می دانیم ولی وقتی گوش می دهیم چیزی راگوش می کنیم که نمی دانیم

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم دی 1387ساعت 22:41  توسط دکتر مرتضایی  |