آداب واخلاق سخن وگفتگو

 انسان برای برآوردن نیازها وانتقال افکار واندیشه ها ، احساسات و عواطف خود از زبان استفاده می کند.زبان وگفتگو برای بیان واظهار اهداف فوق الذکر  دچار خطا ، کج تابی و اشکال می شود  واز اینجا ست که  برای سخن گفتن و اظها ر کردن خواسته ها ونیازها به شیوه های صحیح اخلاقی و اداب سخن گفتن محتاج هستیم .

سخن گفتن انسان با دیگران در قالب های مختلف صورت  می گیرد گاهی خبری را نقل می کند گاهی آرزویی را بیان می کند  گاهی اعتراض و ایرادی را مطرح می کند گاهی امر و نهی می نماید که هر یک از قالب های مذکور آداب وآفاتی دارند  که گوینده نسبت بدانها باید آگاهی داشته باشد وتا بتواند خواسته و منظور خود را به طور صحیح به مخاطب و شنونده منتقل نموده ودر او اثر گذار باشد بدو ن اینکه آثار مخربی به دنبال داشته باشد  در اینجا مهمترین آداب اخلاقی سخن وگفتگورا در چهار قالب متداول بازگو می نماییم .

الف :اداب اخلاقی سخن در هنگام خبر دادن

1- راستکویی         

2-به موقع گویی

3- به جا گویی

4. تحسین وتمجید

5. تقدیر وتشکر

 

ب: اداب اخلاقی سخن در هنگام بیان آرزوها و خواسته ها

ج: اداب اخلاقی سخن در هنگام انتقاد واعتراض

د: اداب اخلاقی سخن در هنگام امر ونهی

آداب اخلاقی عمومی زبان وسخن

از آنجا که بیشترین بخش بر خورد و معاشرت انسانها در قالب سخن و توسط زبان انجام می گیرد قران مجید به مسلمانان دستور می دهد: قولوا للناس حسنا ( بقره: ۸۹) با مردم به نیکی سخن بگویید.

از امام صادق عليه السلام در تفسير آيه «و قولوا للناس حسنا» (با مردم نيكوسخن بگوييد) نقل شده كه فرمود: «يعنى با همه مردم، چه مؤمن چه مخالف(خودى و بيگانه). اما رفتار با مؤمنان، همراه با چهره گشاده باشد و اما با مخالفان، گفتارى مداراتى باشد، تا آنان را هم به ايمان (و خط فكرى) خويش جذب كنيد، چرا كه خيلى با كمترين از اينها مى‏توان شر آنان را از خود و از برادران ايمانى‏باز داشت.» ( بحارالانوار، ج‏72، ص‏401)

امام على عليه السلام مى‏فرمايد:كسى كه ، با شخصى كه چاره و گريزى از مدارا كردن بااو نیست ، مدارا نكند حكيم و فرزانه نيست. (ميزان‏الحكمه، ج‏3، ص‏239.)

حكمت‏بودن «مدارا با مردم‏» را در سخن ديگرى، حضرت على عليه السلام چنين بيان فرموده است:

«راس الحكمة مداراة الناس.» (غررالحكم، چاپ دانشگاه، ج‏4، ص‏52).

نشان دادن سازگارى و خوشرفتارى، حتى كينه‏ها را هم ميزدايد وبه جاى آن دوستى و علاقه مى‏آورد. باز هم از حضرت امير عليه السلام بشنويم‏كه مى‏فرمايد:

«دار الناس تستمتع باخائهم و القهم بالبشر تمت اضغانهم‏»; (همان، ص‏16)

با مردم مدار كن، تا از برادرى آنان بهره‏مند شوى و با آنان با روى‏گشاده ملاقات كن، تا كينه‏هايشان بميرد

 

در اسلام باب وسیعی برای این مسأله گشوده شده، از جمله اینكه: تا سخن گفتن ضرورتی نداشته باشد سكوت از آن بهتر است. چنانكه امام صادق (ع) می فرمایند: السكوت راحه للعقل؛ سكوت مایه آرامش فكر است.[ وسائل الشیعه: 8 / 532.]

و در حدیثی از امام علی بن موسی الرضا ـ علیه السلام ـ آمده است من علامات الفقه: العلم و الحلم و الصمت، ان الصمت باب من ابواب الحكمه؛ از نشانه های فهم و عقل، داشتن آگاهی و بردباری و سكوت است، سكوت دری از درهای حكمت است.[ وسائل الشیعه: 8 / 532.]

البته در روایات دیگر تأكید شده است، در مواردی كه سخن گفتن لازم است مؤمن باید هرگز سكوت نكند پیامبران به سخن گفتن دعوت شدند نه به سكوت، وسیله رسیدن به بهشت و رهایی از دوزخ، سخن گفتن به موقع است.[ وسائل الشیعه: 8 / 532.]

زبان یا منشأ سی گناه كبیره

علمای اخلاق گفته اند: زبان پربركت ترین عضو بدن، و مؤثرترین وسیله طاعت و هدایت و اصلاح است،‌ و در عین حال خطرناكترین و پرگناه ترین عضو بدن محسوب می شود، تا آنجا كه حدود سی گناه كبیره از همین عضو كوچك صادر می گردد.[ غزالی در احیاء العلوم بیست گناه كبیره یا انحراف را كه از زبان سر می زند برشمرده است]

پیامبر گرامی اسلام ـ صلی الله علیه و آله ـ می فرمایند: لا یستقیم ایمان عبد حتی یستقیم قلبه و لایستقیم قلبه حتی یستقیم لسانه؛ ایمان هیچ بنده ای از بندگان خدا به راستی نمی گراید مگر اینكه قلبش مستقیم گردد، و قلبش مستقیم نمی شود مگر اینكه زبانش درست شود.[ بحارالانوار: 71 / 78.]

و در حدیث دیگری از همان حضرت ـ صلی الله علیه و آله ـ آمده است: المسلم من سلم المسلمون من لسانه و یده؛ مسلمان كسی است كه مسلمانان از دست و زبان او آسوده باشند.[ اصول كافی، جلد 2، باب المؤمن و علاماته و صفاته.]

جالب اینكه در حدیث دیگری از امام سجاد ـ علیه السلام ـ آمده است كه زبان هر انسانی همه روز صبح از اعضای دیگر احوالپرسی می كند و می گوید: كیف اصبحتم؟! چگونه صبح كردید؟ همه آنها در پاسخ این اظهار محبت زبان می گویند: بخیر ان تركتنا؛ حال ما خوب است اگر تو بگذاری! سپس اضافه می كنند: تو را به خدا سوگند ما را رعایت كن، انما نثاب بك و نعاقب بك؛ ما به وسیله تو ثواب می بینیم و یا مجازات می شویم.[ بحارالانوار: 71 / 278.]

موعظه همیشگی پیامبر ـ صلی الله علیه و آله ـ

در زمینه مسئولیت زبان روایات بسیار است كه همگی حاكی از اهمیت فوق العاده نقش زبان و اصلاح آن در اصلاح اخلاق و تهذیب نفوس انسانی است، و به همین دلیل در حدیثی می خوانیم: ما جلس رسول الله ـ صلی الله علیه و آله ـ علی هذا المنبر قط الا تلا هذه الایه: یا ایها الذین آمنوا اتقوا الله و قولوا قولا سدیدا؛ هرگز پیامبر بر منبرش ننشست مگر اینكه این آیه را تلاوت فرمود: ای كسانی كه ایمان آورده اید تقوای الهی را پیشه كنید و سخن حق و درست بگوئید.[ تفسیر المیزان: 16 / 376).]

در حدیثی از پیغمبر اكرم ـ صلی الله علیه و آله ـ می خوانیم:‌خداوند متعال به فرزندان آدم می گوید: یابن آدم! ان نازعك لسانك فیما حرمت علیك فقد اعنتك علیه بطبقتین فاطبق، و ان نازعك بصرك الی بعض ما حرمت علیك فقد اعنتك علیه بطبقتین فاطبق...؛

ای فرزند آدم! اگر زبانت خواست تو را وادار به حرام كند، من دو لب را برای جلوگیری از آن در اختیار تو قرار داده‌ ام، لب را فرو بند، و اگر چشمت بخواهد تو را به سوی حرام ببرد من پلكها را در اختیار تو قرار داده ام، آنها را فرو بند!...[ نور الثقلین: 5 / 581.]

این داستان نیز از لقمان معروف است،‌ در آن هنگام كه به صورت برده ای برای آقایش كار می كرد، روزی به او گفت: گوسفندی برای من ذبح كن و دو عضو كه بهترین اعضای آنست برای من بیاور.

او گوسفندی را ذبح كرد و زبان و دل آن را برای وی آورد.

چند روز دیگر همین دستور را به او داد منتها گفت، دو عضو كه بدترین اعضای آن است برای من بیاور لقمان بار دیگر گوسفندی را ذبح كرد و همان زبان و دل را برای او آورد، او تعجب كرد و از این ماجرا سؤال كرد، لقمان در پاسخ گفت: قلب و زبان اگر پاك باشند از هر چیز بهترند، و اگر ناپاك شوند از همه چیز خبیثتر و بدتر![ تفسیر بیضاوی و ثعلبی]

 

آداب اخلاقی سخن در هنگام انتقاد واعتراض

آداب اخلاق ایراد گرفتن وانتقاد کردن از دیگران

لازمه یادگیری وعلم آموزی، گفتگو ،انتقاد کردن و انتقاد شنیدن است

درروابط اجتماعی بین انسانهادمواردی پیش می اید  که رفتار وگفتار اطرافیان خوشایند نیست ویا احتمالا از دیدما اشتباه است  در اینجا  است  که مایل هستیم گفتار ورفتار  طرف مقابل را اصلاح کنیم  توانایی  بر این کار  نیازمند مهارت خاصی است  که بتوانیم  فردرا متوجه اشتباهش نماییم بدون آنکه اوراناراحت کنیم در غیر این صورت وقتی کسی از ما انتقاد می کند آزرده می شویم وقتی هم که قصد داریم از کسی انتقاد کنیم از ترس اینکه طرف مقابل از ما ازرده شود  از انتقاد کردن وحتی  امربه معروف ونهی از منکر  منصرف می شویم  در حالیکه  پیشرفت هر انسانی  در سایه  نقد شدن ونقد کردن وبقا و ثبات  زندگی اجتماعی  با امر به معروف ونهی از منکر است.

 

کلمه انتقاد از ریشه نقد کردن و در فارسی معادل آشکار و پدیدار کردن است.در اصطلاح این کلمه چندین کاربرد دارد.معنای مشهور و متداول آن در بین عامه مردم ایراد و اشکال گرفتن به گفتار و رفتار دیگران مردم  معمولاً‌ تمايل دارند انتقاد را به شكل منفي  به كار برند و تعبير و تفسير كنند و يا به دليل منفي بودنش از انتقاد كردن خودداري نمايند. اگر چند نفر را به طور اتفاقي انتخاب كنيد و از آنان بپرسيد « معني انتقاد چيست؟» به احتمال زياد خواهند گفت:  «انتقاد اظهارنظري است مخرب، تحقير‌كننده يا خصومت‌آميز كه هدفش عيبجويي است. در انتقادهاي متداول، انتقاد كننده معمولاً به شكلي غيرمنصفانه فقط روي نقاط ضعف انگشت مي‌گذارد.

 

  ،اما در معنای علمی انتقاد ،یعنی آشکار کردن و بازگو کردن زوایا و نکات مهم در یک سخن یا نوشتار یا رفتار .به تعبیر دیگر  انتقاد عبارت است از انتقال اطلاعات به ديگران به نحوي كه افراد مورد انتقاد بتوانند آن را در جهت مصالح خود به كار برند و يا انتقاد وسيله اي است براي تشويق و افزايش رشد فردي و روابط اجتماعي.

 

 آنچه که معمولاً ازکلمه  انتقاد کردن رایج است،بیشتر به معنای نقاط ضعف و عیب یک موضوع را بیان کردن است.به طور کلی نویسندگان و اهل قلم  نقد و انتقاد را به سه صورت تعبیر کرده اند :

 

١- بیان نقاط قوت ،خوب وزیبای یک موضوع و نپرداختن به اشکالات و معایب آن

 

٢- بیان نقاط ضعف ، بد و زشت یک موضوع بدون پرداختن به محاسن و جنبه های مثبت آن

 

٣- بیان نقاط قوت و ضعف یک موضوع به قصد اصلاح اشکالات و معایب آن

 

مهمترین مسأله در نقد و انتقاد اصلاح کردن است و انتقاد زمانی ارزش دارد که بوسیله آن بتوانیم  گفتار و رفتار کسی را اصلاح کنیم.

 

انتقاد شنیدن ذاتاً تلخ و گزنده است و مانند داروی تلخی است که به مذاق شخص ناگوار و از طرف دیگر لازم و ضروری است. از زاویه دیگر انتقاد کردن آسان و انتقاد شنیدن سخت است، ولی اگر دقت کنیم انتقاد صحیح کردن نیز سخت است و نیاز به مهارتهای خاصی دارد که اگر افراد این مهارتها را ندانند، عملاً انتقاد آنها نه تنها اثر سازنده ندارد ،بلکه باعث موضع گرفتن ،کینه  و دشمنی بین افراد می شود.

 

بخش زیادی از کدورت ها و نارضایتی بین افراد خانواده ، دوستان ، همکاران وهمسایگان ناشی از ایراد وانتقادی است که از یکدیگر می گیرند،در حالی که اگر افراد شیوه درست انتقاد و ایراد گرفتن را بدانند، این کدورت ها و دشمنی ها بوجود نمی آید.

 

اگر بپذیریم شنیدن انتقاد مانند خوردن داروی تلخ است، آنگاه باید همان کاری را کرد که داروسازان می کنند، داروسازان داروهای تلخ را در لایه ای از مواد شیرین قرار می دهند تا تلخی آن کمتر در کام بیمار ریخته شده و اثرگذارشود.

در این بخش سعی می کنیم پاره ای از مهمترین  شرایط تاثیر گذار در یک انتقاد را بازگو نماییم.

 یک انتقاد صحیح بایستی شرایط زیر را داشته باشد تا بتواند ضمن آنکه تأثیر گذار است، سبب ناراحتی و نارضایتی طرف مقابل  هم نشود :

١- قبل از انتقاد کردن و بیان اشکالات گفتار و رفتار طرف مقابل ، ابتدا مختصری از محاسن ، خوبیها و توانمندیهای او سخن بگوئید، این کار باعث می شود فرد احساس کند شما دوست او هستیدو دشمنی ندارید.ودر نتیجه حاضر به شنیدن سخن شما خواهد بود .

٢- مختصری از زمان هایی که خودتان خطا یا اشتباهی کرده اید سخن بگوئید تا طرف مقابل احساس نکند قصد شما از انتقاد کردن اثبات برتری خود و ضعف طرف مقابل است.سخن گفتن از اشتباهات خود زمینه پذیرش را در طرف مقابل ایجاد می کند.

3. وقتی می خواهید خطا و اشکال طرف مقابل را بگوئید دقت کنید، خطا و اشتباه را بطور مستقیم بازگو نکنید، بلکه این کار را غیر مستقیم انجام دهید.مثلاً بصورت سؤال مطرح کنیم که آیا از نظر شما این سخن یا عمل چگونه است، خوب یا بد؟

4-موضوعی را که می خواهید از آن انتقاد کنیم تا حدامكان واضح و مشخص بيان كنيد.

٥- اجازه ندهيد گفته هايتان از احساسات منفي شما رنگ بگيرد. مواظب باشيد صدايتان بلند و لحن كلامتان خشن و طعنه‌آميز نباشد

٦- مستقیم دستور ندهید و برای اصلاح سخن یا رفتار مورد نقد به صورت دستوری تحکم  نکنید ، بلکه سخن یا رفتار درست را پیشنهاد بدهید.

٧- خیلی دقت کنید هنگام انتقاد کردن و ایراد گرفتن ، موضوع و سخن معیوب را مورد انتقاد قرار دهید و از بد بودن آن سخن بگوئید و هیچگاه صفت بد یا زشت یا غلط را به شخصیت خود فرد نسبت ندهید ، در واقع کار بد وناشایست را سرزنش کنید نه شخصیت خود فرد را.

واضح و شمرده سخن بگوييد، به طوري كه طرف مقابل انتقاد شما و دليل مطرح كردن آن را بفهمد.

0-    ٩- اطمينان حاصل كنيد كه اعمال و رفتاري را كه مورد انتقاد قرار مي‌دهيد، قابل تغيير است انتقاد در مورد مسائل غیر قابل تغییر بی تاثیر است، بنابراین اگر می‌دانید تاثیر ندارد انتقاد لازم نیست.

١٠- حساس باشید که هنگام انتقاد کردن هدف خود را گم نکنید هدف تأثیر گذاری و اصلاح کردن است. پس موضوع را كش ندهيد و انتقاد را به سخنراني یا بحث و جدل بیهوده تبديل نكنيد، ، در این مسیر ممکن است طرف مقابل با ابراز نارضایتی و توجیه کردن سخن خود ناخودآگاه ما را به موضع جدل  بکشد و در این جریان هدف اصلی فراموش شود و گفتگو به مسیر غلط کشیده شود.در اینجاست که شنونده بي‌حوصله مي‌شود و توجهي به آن نمي‌كند

11- اطمینان حاصل کنید که شخص خطاکار اصرار بر ادامه کار خطا ی خود دارد، پس اگر معلوم شود، یا احتمال صحیح بدهید  که خطاکار بنای ترک خطا را دارد و دوباره تکرار نمی‌کند، یا موفق به تکرار نمی‌شود،انتقاد ضروری نیست

١2- خطا و اشتباه طرف مقابل را بگونه ای مورد انتقاد قرار دهیم که آن را قابل اصلاح وجبران  نشان دهیم ، افراط در انتقاد کردن می تواند به جایی برسد که همه راهها را برای جبران خطا و اشتباه مسدود نشان دهد وفرد مرتکب خطا از اصلاح خطای خود ناامید ومایوس شود .

١3- برای متقاعد کردن خطا کار بودن طرف مقابل یا غلط بودن سخن و رفتار او از برچسب زدن به او خودداری کنید، مثلاً بکار بردن عباراتی مانند : <<تو همیشه خطا می کنی>> <<توهیچ وقت دقت نمی کنی>> <<توآدم سهل انگاری هستی>> ، تأثیر گذاری انتقاد را به صفر می رساند.

14- بكوشيد با پيش‌بيني واكنش‌هاي منفي شخصي كه مورد انتقاد قرار مي‌‌گيرد، از بروز آن جلوگيري كنيد. جملاتي مانند: «مي دانم که به من اين اجازه را مي دهيد که در مورد … حرف بزنم، چون معتقدم كه براي شما مفيد خواهد بود». در كاهش واكنش‌هاي منفي مؤثر مي‌باشد

١5- از ژست‌هاي خشم‌آلود، مانند گره كردن دست، اخم كردن، گره به ابرو انداختن و نظاير آن بپرهيزيد

 

١6- اگر نتيجه مثبت  انتقاد خود را در رفتار انتقاد شونده مشاهده نموديد، وي را تحسين واز اینکه به سخنان شما گوش کرده است تشکر  كنيد

 

 

 

 

 بحث وجدل بیهوده نکنید.

گاهی اوقات هنگام انتقاد، گفتگو به بحث وجدل کشیده می شود در اینجا است که باید گفتگو را قطع کنیم.

قران کریم می فرماید:  فلاتنازعوا فتفشلواوتذهبوا ریحکم "بگومگوها را كنار بگذاريد تا سست‌ و بي‌احترام‌ نشويد" )انفال: 46 )

و از خدا و فرستادهِ‌ او فرمان‌ بريد و باهم‌ نزاع‌ و ستيزه‌ مكنيد كه‌ سست‌ و بيمناك‌ مي‌گرديد و تسلط‌ و حكومتتان‌ از ميان‌ مي‌رود و نسيم‌ پيروزي‌ بر شما نمي‌وزد؛ و شكيبايي‌ كنيد كه‌ همانا خدا با شكيبايان‌ است

خداوند امر فرموده‌ است‌ تا همگي‌ به‌ ريسمان‌ محكم‌ او، كه‌ در ميان‌ بندگانش‌ قرار داده‌ و همان‌ بندگي‌ و عبوديت‌ است، چنگ‌ زنيم‌ و متفرق‌ نشويم و به‌ گِردِ نعمت‌ اسلام‌ و برادري‌ ايماني‌ جمع‌ شويم.

‌منازعات‌ و اختلافات‌ همواره‌ زاييدهِ‌ اخلاق‌ بد و پست‌ است؛ خودخواهي، انحصارطلبي، منفعت‌پرستي، خودبرتربيني، حرص، كينه، حسد ومانند اين‌ها سرچشمهِ‌ نزاع‌ است‌ و سرانجامِ آن‌ها سستي‌ بنيادهاي‌ اجتماعي‌ و عقب‌افتادگيِ اجتماعي‌ و بي‌شخصيت‌ شدن‌ نزاع‌كننده‌ است. قرآن‌ با نهي‌ از نزاع‌ در حقيقت‌ از ريشه‌هاي‌ آن‌ نهي‌ كرده‌ است. انسان‌ فطرتاً دوستدار آن‌ است‌ كه‌ ديگران‌ حريم‌ او را حفظ‌ و رعايت‌ كنند. خداوند از اين‌ گرايش‌ ذاتي‌ او براي‌ اصلاحش‌ بهره‌ جسته‌ و فرموده‌ است: اگر خواهان‌ عزت‌ و قوت‌ و شوكت‌ و دولت‌ خويش‌ايد، منازعات‌ و اختلافات‌ را كنار بگذاريد. البته‌ فلسفهِ‌ بسياري‌ از توصيه‌هاي‌ اخلاقي‌ اسلام، مانند گشاده‌رويي‌ و محبت‌ و رحمت‌ و خصوصاً نرمي‌ و مدارا و حلم‌ و بردباري‌ و صبر و بدي‌ را با نيكي‌ پاسخ‌ دادن، در واقع‌ از ميان‌ برداشتن‌ اختلاف‌ها و ايجاد راءفت‌ و دوستي‌ و مهرباني‌ و اتحاد است

احـاديـث متواترى از پيامبر گرامى (ص ) و ائمه اهل بيت (ع ) وارد شده كه مردم را به ترك جدال و كشمكش تشويق مى كند و نتايج بد وعواقب وخيم آن را كه موجب زيانهاى بزرگ و ايجاد كينه و دشمنى در دلهاست توضيح مى دهد.

پيامبر خدا(ص ) بر ما وارد شد در حالى كه ما بايكديگر در مـجـادله بوديم , آن حضرت در خشم شد و فرمود: جدال را كه خيرش اندك است رها سازيد و كـشـمـكـش را كـه سـودش نـاچيز است ترك كنيد چه آن دشمنى را درميان برادران و دوستان برمى انگيزد. نـيـز: بـا بـرادر (ديـنـى ) خـود مـجـادلـه و شـوخـى مـكـن و بـه او وعـده اى مـده كـه در آن تخلف كنى.

نيزفرمودند : جدال راترك كنيد چه حكمتى از آن فهميده نمى شود و از فتنه آن ايمنى نيست.

پیامبر اکرم (ص) فرمودند : چون کسی را دوست می داری ، با او مجادله مکن و رقیبش مشو وبر او برتری مجوی و از کسی درباره اش چیزی مپرس ، زیرا بسا که از دشمنش بپرسی و او (به دروغ) چیزی بگوید که سزاوارش نیست و بدین سان میان شما جدایی اندازد .  نهج الفصاحه- حدیث شماره 141

 

پیامبر اکرم (ص) فرمودند : از خیر بگویید تا بهره مند شوید و از شر هیچ مگویید تا سالم مانید . 

نهج الفصاحه- حدیث شماره 2102

باز  فرمودند : خداوند مرا برنینگیخته است که خرده بگیرم و اشکال بتراشم ، بلکه مرا برانگیخته است که به مردمان دانش بیاموزم و آسان گیرم .  نهج الفصاحه - حدیث شماره 725 

 از میان شما کسی بهتر است که نه دنیا را برای آخرت رها کند و نه آخرت را برای دنیا واگذارد تا به هر دو دست یابد دنیا راه رسیدن به آخرت است . سربار مردمان مباشید .  نهج الفصاحه - حدیث شماره 2393 

اامام علی (ع)و درود خدا بر او،‌ فرمود: هر كس از آبروي خود بيمناك است، از جدال بپرهيزد. (حكمت 362)

هيچ بنده اى حقيقت ايمانش را كامل نمى گرداند مگر آنگاه كه جدال را ترك كند هرچند بر حق باشد.

از جـدال و دشـمنى بپرهيزيد چه آن دلها را نسبت به دوستان بيمار مى كند و نفاق درآنها مى روياند.

 امـيـرمـؤمـنـان (ع ) در وصـيت خود به كميل بن زياد نخعى فرموده است : اى كميل از مجادله و كشمكش بپرهيز چه تو با اين عمل بى خردان را بر خود مى شورانى.

امام علي (ع):نسبت به مردم، زياد خرده¬گيرى نكنيد، و قدر خود را با كناره¬گيرى از كارهاى پست بالا بريد

امام حسن (ع):معرفت و كمال ديانت مسلمان، تركِ كلام بىفايده و كم جدل كردن، و حلم و صبر و خوشخويى اوست

امام حسن (ع):از رياكارى بپرهيز كه عملت را از بين برد و از جدال بپرهيز كه هلاكت گرداند. و از خصومتها و دشمنيها بپرهيز كه تو را از خدا دور كند

امام حسين (ع ) فرموده است : با افراد بردبار و اشخاص بى خرد مجادله مكن چه بردبار باتو دشمن مى شود و بى خرد تو را نابود مى كند.

 امـام صـادق (ع ) فـرموده است : با افراد بربار و اشخاص بى خرد جدال مكن چه بردبار با تودشمن مى شود و بى خرد به تو آزار مى رساند. بـه مؤمن طاق وصيت فرمود كه : اى پسر نعمان اگر مى خواهى دوستى تو با برادر دينيت صاف و پيوسته از تيرگى مصون باشد با او شوخى و جدال و مخاصمه و فخر فروشى مكن.

امـام هـادى (ع ) فـرمـوده اسـت : جـدال دوسـتـيـهـاى كهن را تباه مى كند, و پيوندهاى محكم رامـى گـسـلـد, و كـمـتـريـن چـيـزى كـه در آن اسـت غـلـبـه جـويى است و آن اساس از هم گسيختگى است

امام عسكرى (ع ) فرموده است : ستيز مكن تا وقار تو از ميان برود.

‌امام‌ رضا نيز فرمودند:بحث‌هاي‌ خصومت‌آميز دوستي‌هاي‌ كهن‌ را از ميان‌ مي‌برد و پيوندهاي‌ محكم‌ را مي‌گشايد و كم‌ترين‌ ضرر اين‌ بحث‌ها آن‌ است‌ كه‌ هر يك‌ از دو طرف‌ مي‌خواهد بر ديگري‌ غلبه‌ كند و همين‌ خود مايهِ‌ اصلي‌ جدايي‌ و پراكندگي‌ است

اگر ميخواهيد ديگران همانطور كه شما دوست داريد فكر كنند و آن كاري را كه ميخواهيد انجام دهند، يادتان باشد، از طريق بحث كردن اين كار را نكنيد. زيرا در بحث برنده نميشويد.

از بحث فرار كنيد، همانطور كه از زلزله ومار زنگي فرار ميكنيد.

يادتان باشد آدمي كه برخلاف ميلش متقاعد ميشود، همچنان بر عقيدة قبلي اش استوار است.

پيامبر اكرم (ص) ميفرمايند: نخستين چيزي كه پروردگارم مرا از آن نهي فرمود: منازعه كردن ( بحث بيهوده ) با مردم است.

اما چگونه می توان مانع از بروز بحث وجدل بیهوده شد؟روشی  براي جايگزيني كاري كه هيچ نتيجه اي جز خرابكاري ندارد: ( بحث بيهوده )

الف) بدانيد كه بحث نتيجة سوءتفاهم است. و سوءتفاهم را با بحث كردن نميتوان از بين برد. درمان سوءتفاهم تدبير، صداقت، آشتي و اشتياق براي درك ديدگاه طرف مقابل است.

ب) بحث منجر به نفرت ميشود. نفرت را با نفرت نميتوان از بين برد. بلكه درمان آن عشق و محبت است.

فضاي بحث فضاي التهاب و تشنج است. براي كاهش تشنج پيشنهادهاي زير را عمل كنيد تا گفتگوي شما تبديل به بحث نشود و نتيجه بدهد:

1. به مخالفت خوش آمد بگوييد. و ذهنيت خود را از اينكه مخالفت يعني دشمني تغيير دهيد. زيرا در بسياري از موارد مخالفت باعث پيشرفت و ترقي و جلوگيري از اشتباهاتي ميشود كه منجر به خسارت ميگردد. يادتان باشد هميشه بادبادك با جريان باد مخالف بالا ميرود. اگر ميخواهيد پيشرفت كنيد، به مخالف و مخالفان خود خوش¬آمد بگوييد.واجازه بدهید باشما مخا لفت کنند

2.  به اولين فرمانهاي غريزي خود توجه و اعتماد نكنيد.

3.  خودتان را كنترل كنيد. يادتان نرود يك انسان را با ميزان چيزي كه عصباني¬اش ميكند ارزيابي ميكنند.

4. اول گوش كنيد. به مخالفان خود فرصت حرف زدن بدهيد. بگذاريد حرفشان تمام شود. مقاومت، دفاع يا دعوا نكنيد. اين كارها فقط باعث مخالفت بيشتري ميشود.

5.   دنبال زمينه هاي توافق بگرديد.موضوع را از جایی که اتفاق نظر دارید شروع کنید .واز طرف مقابلتان تایید بگیرید

صادق باشيد و اگر اشتباه كرديد عذرخواهي كنيد.

آن گاه كه حق بر شما آشكار گردد ، خشمگين مشويد(امام رضا  ع )

6.  قول بدهيد كه درباره نظر و عقيده مخالفان خود فكر و مطالعه ميكنيد و اين كار را واقعاً بكنيد. زيرا ممكن است حق با مخالف شما باشد.

7. از مخالفان خود براي توجهشان صميمانه تشكر كنيد.

8. قضاوت، تصميم و عمل كردن را به تأخير بياندازيد.

امام حسن (ع):هر يك از دو نفرى كه ميان آنها نزاعى واقع شود و يكى از آن دو رضايت ديگرى را بجويد، سبقت گيرنده، اهل بهشت خواهد بود. گردد و عقلش را مصون نگاه می دارد.53

 

 

 

 

 

 

 

 

 

اخلاق انتقادپذيري

ضرورت انتقاد پذيرى

يكي از رموز موفقيت هاي فردی و اجتماعی انسان در هر زمینه ایی داشتن ظرفیت انتقاد پذیری است 

انتقادپذيري و  نرنجيدن از انتقاد نشانه رشد روحی، معنوي واخلاقی است و هركس خداي حكيم خير او را بخواهد انتقادپذير مي گردد..

هر انسانی نيازمند خيرخواهي نصيحت و انتقاد ديگران است . ارتباطات و تعاملات انسانها بايد براساس نصيحت و خيرخواهي براي يكديگر استوار گردد. اشتباه وگناه در گفتار و رفتار هر انسانی راه پيدا مي كند بنابر اين انتقادگري و انتقادپذيري از احتياجات انسانها براي اصلاح گفتار و رفتار در راه رشد وتکامل  است .

امام هادي عليه السلام فرموده اند :. عتاب و انتقاد كليد گفتگو است و عتاب بهتر از كينه بردل گرفتن است .

 گرچه عتاب و سرزنش و ملامت باعث گفتگو و بگومگو و جدال است اما بهتر از نگفتن و به دل بردن و كينه ورزي است . بنابر اين نبايد از عتاب و سرزنش بجا و مناسب روي برگرداند و آن رابه دل برد زيرا به حقد و كينه و عقده هاي متراكم تبديل مي گردد و سرانجام به انفجار مي رسد.

امام جواد عليه السلام فرموده اند :. مومن نيازمند سه خصلت است : توفيق الهي و واعظ دروني و قبول و پذيرش سخن از كسي كه او را نصيحت مي نمايد. براساس اين حديث شريف هر انسانی محتاج نصيحت پذيري است . انتقادپذيري مومنان سفارش بزرگان دين و مذهب است . هيچ كس نبايد خود را از نصيحت و انتقاد بي نياز بداند. زيرا انتقادپذيري از نيازهاي اساسي هر انسانی در راه كمال است

پس انتقاد لازم است و اگر بخواهيم انتقاد را تشبیه كنيم مي توانيم بگوييم كسي كه از ما انتقاد مي كند مانند آيينه است که معایب و ایرادهای  ما را نشان می دهد

دلایل انتقاد گریزی

هیچ کس از انتقاد خوشش نمی آید ما دوست داریم باور کنیم هر کاری که می کنیم درست است حتی اگر خلاف آن انجام شده باشد وقتی ما اشتباهی را انجام می دهیم آن را توجیه می کنیم تا کسی متوجه نشود اما دیگران متوجه می شوند و گاهی این اشتباها ت را گوشزد می کنند دلایل این مساله را در موارد زیر می توان جستجو کرد

1- تجربه كودكی

واكنش ما به انتقاد بستگی به تجربه ای دارد كه درگذشته نزدیك یا بسیاردور(به طورمثال درزمان كودكی) كسب كرده ایم. تجربه كودكی ماازانتقاد وطریقه رفتاروالدین با ما نقشی بسیارمهم دربرخوردمان با انتقاددربزرگسالی دارد. براثربینشی كه ماازگذشته داریم اكنون دربرابرانتقادی كه ازما می شود، واكنش نشان می دهیم ویا انتقاد متقابل می كنیم. چراافراد دربرابرانتقاد معمولا واكنش غیرمعمول نشان می دهند؟

چرا افراد حتی دربرابرانتقادهایی كه گاهی خودشان برآنها واقف هستند، عكس العمل منفی یا نا مناسب نشان می دهند؟ برای چند لحظه، فكركنید وتجاربی كه ازانتقادهای گذشته درذهنتان برجای مانده است، به خصوص آنهایی كه به دوران كودكی شما مربوط می شود، مروركنید. ببینید آن را با كدام یك ازاین موارد مترادف می بینید، چون ازتاریكی می ترسیدید وحاضرنشدید درتاریكی ظاهرشوید، بچه ترسووبزدل لقب گرفتید؛ وقتی كاری را به خوبی انجام ندادید، دست وپاچلفتی خطاب شدید؛ برای آنكه لباستان را كثیف كردید به سختی سرزنش شدید؛ وهزاران مثال دیگر.

2- بر چسب زدنها

یكی ازعناصراصلی وهمگانی انتقاد ،القاب وبر چسب ها  است. كمترپدروماردی به این اصل مهم توجه می كنند كه آنها باید ازرفتارفرزندشان انتقاد كنند. ولی شخصت او رازیرسوال نبرند. بنابراین، خاطره هایی كه ازانتقادهای گذشته به یاد داریم ودرذهن ما باقی مانده است، عناوین ناخوشایند ی است كه به ما لقب داده اند. تومایه دردسرهستی، توآدم حقه بازی هستی، توهیچ وقت به پای خواهرت نمی رسی، توبه جایی نخواهی رسید وغیره . جمله هایی ازاین قبیل بدین معنا نیست كه شما كاراشتباهی انجام داده ویا حرف ناپسندی زده اید، بلكه این باور را القا می كند كه شما نادان، احمق وبد هستید.

3- احساس طردشدگی

 آنچه ما را  نسبت به انتقاد حساس كرده ومی كند، احساس طردشدگی است. وقتی كسی ازماانتقاد می كند،آن رابرخوردی دوستانه كه هدفش منافع ماست؛ به شمارنمی آوریم؛ بلكه به حساب مخالفت شخص، تنبیه، بی محبتی وگاهی نفی كردن كامل خود می گذاریم. ما تقریبا حق داریم كه انتقاد راامری منفی وغیردوستانه تلقی كنیم.

تجارب كودكی همواره به ما آموخته اند كه انتقاد راطرد شدن تلقی كنیم واین باوربا حوادثی كه پس ازآن درزندگی ما رخ داده، تقویت شده است. ما آموخته ایم به منتقدان خود شك كنیم. همیشه جمله ای راپیش بینی می كنیم. همیشه تصورمی كنیم، باید دربرابرانتقاد كننده ازخود دفاع كنیم. ازاین رو، همین كه احساس می كنیم كسی ازما انتقاد دارد، حالت تدافعی به خود می گیریم. گاهی براین گمانیم كه ممكن است طرف مقابل قصد برتری طلبی داشته باشد وبخواهد برتری خودرابه نحوی به ما ثابت كند. بنابراین، چنین می نماید كه با قبول انتقاد آنان ما(( بازنده)) وآنها (( برنده)) خواهند شد. به همین دلیل است كه انتقاد، همچون زمین مین گذاری شده محیطی حساس واحتیاط آمیزاست.

4-     حب نفس :

‏از دلایل انتقاد گریزی  اعتقاد به درستی افکار و اندیشه خود و نادرستی افکار دیگران است

انسان گاهى به خاطر «حب نفس‏»، يا عيوب خود را نمى‏بيند ونمى‏فهمد، يا حاضر نيست‏خود را داراى عيب و نقص بداند، از اين رو، نقد و تذكر ديگران را هم بر غرض‏ورزى و دشمنى حمل مى‏كند.

5-  احساس ضعف:

 تا زماني كه انسان  در حال ضعف باشد وقتی  كسي كه از او انتقاد كند ، نمي تواند تحمل كند  زیرا کسی كه ضعيف باشد ،انتقاد كننده را دشمن خود مي پندارد.

6- پایین بودن اعتماد به نفس :

افرادی که اعتماد به نفس پاييني دارند از انتقاد فرار مي كنند،‌از كوره درمي روند ،‌پرخاش می کنندوناسزا می گویند کسی كه اعتماد به نفس بالا دارد از انتقاد نمي ترسد وبر عکس کسی كه اعتماد به نفس پايينی دارد ازانتقاد مي ترسد واز ترس واقعيت هاي اطراف خود(از جمله همین انتقاد) را بیش از حد بزرگ می کند

7-   شك و ترديددر  حسن‏نيت انتقاد کننده :

  گاهى ممكن است در حسن‏نيت و خيرخواهى و نظر دوستانه‏كسى شك و ترديد داشته باشيم و در نتيجه به آنچه كه نقد مى‏كند، توجهى نكنيم 

8-     تكبر و خودخواهى: 

 تكبر و خودخواهى، جلوه‏هاى گوناگون دارد. يكى هم غرور درمقابل «نقد» است. از آن طرف، «نقدناپذيرى‏»، نشانه نوعى‏غرور و تكبر و عامل در جا زدن در ورطه بديها و كاستيهاست. گاهى‏ناب‏ترين موعظه‏ها و تذكرها هم، وقتى به دلهاى داراى كبر مى‏رسد، با«عدم پذيرش‏» مواجه مى‏گردد و انسان را محروم مى‏سازد. به تعبيرزيباى اميرالمؤمنين عليه السلام:

ميان شما و پند، حجاب و پرده‏اى از غرور افكنده شده است.

آينه چون عيب تو بنمود راست *** خود شكن، آيينه شكستن خطاست

راه کار های انتقادپذیری

1- هرگز مقابل به مثل نکنیم

گرچه ممكن است تذكر و انتقاد ، در ذائقه ما تلخ آيد، ولى‏تلخى نقد و تذكر، به مراتب سودمندتر از شيرينى چاپلوسى و نيرنگ وفريب است. انتقاد ناراحت کننده است اگر سه نکته را به خاطر داشته باشیم از تلخی انتقاد کاسته می شود. الف- هرگز مقابل به مثل نکنیم این فقط ضعف اعتماد به نفس مارا نشان می دهد و در ضمن طغیان های احساسی بندرت مشکلی را حل می کند وبلکه وضع را بدتر می کند.ب- اگر انتقاد را بیش از یک بار شنیدید حتماً آن را جدی بگیرید. ج- منافع انتقاد را در نظر بگیرید آیا شخصی که از شما انتقاد کرده به دنبال چیز دیگری است.

از امام باقر عليه السلام روايت است:از كسى پيروى كن كه از روى خيرخواهى و نصيحت، تو رامى‏گرياند، ولى پيرو كسى مباش كه تو را مى‏خنداند، در حالى كه نسبت‏به تو فريبكارى مى‏كند!

 2- به انتقاد گوش دهیم وآن راسبك سنگین كنیم. هیچ لزومی ندارد زود به دست وپا بیفتیم وناامیدانه بكوشیم ازخود آدمی جدید وبی نقص بسازیم. ازطرفی نیازی هم به این نیست كه نصایح دیگران را به كلی نشنیده بگیریم. ما می توانیم ازدیدگاه ها ی اطرافیان، صرفنظرازرابطه ای كه با آنان داریم، چیزهای زیادی بیاموزیم.

3- شخصیت ما زیر سوال نرفته است

 به جای احساس درماندگی این واقعیت را قبول كنیم كه عیب ونقصی درذات ما وجود ندارد وتنها رفتاری ازما دچارعیب وكاستی است، احساس قدرت می كنیم وانگیزه تغییرسازنده درما افزایش می یابد. انتقاد اگرصریح وروشن باشد، بی شك به تجربه ای قدرت بخش وغنی بدل می شود. واقعیت این است، اگرچه امكان دارد ما تا كنون این موضوع راكشف نكرده باشیم، انتقاد می تواند درنوع خود موهبتی باشد. ما ناگزیربه درك این واقعیت هستیم كه انتقاد الزاما نشانه آن نیست كه دیگری برای ما اهمیتی قایل نیست. بلكه، امكان دارد ناشی ازاحترام یا حس عطوفت یا تمایل طرف مقابل به برقراری ارتباط باما وناشی ازاشتیاق اوبه بهبود رابطه وتفهیم وتفاهم عمیق ترباشد. ما می توانیم انتقاد را نشانه احترام محبت آمیزفرد دیگری به خودمان درقالب شخصیتی كه درحال حاضرهستیم، تلقی كنیم وسپس واكنش مناسب ومنطقی به انتقاد های طرف مقابل  نشان دهیم.

4-   از انتقاد تصویر مثبتی داشته باشیم

بکوشیم از انتقاد تصویر مثبتی داشته باشیم همه ما نقاط آسیب پذیری داریم. بعضی ازكلمات یا عبارت ها آن قدرحساس هستند كه فقط اشاره به آن ممكن است، ما راازدرون متلاشی كند. كلماتی كه موجب رنجش یا احساس شكست یا خشم شدید ما می شود. این كلمات ممكن است اشاره ای به ظاهر، كلیات وجودی، رنگ ، وزن، طرزلباس پوشیدن، اندازه قد، لهجه ویا اشارتی به تاریخچه گذشته ( تحصیلی، خانوادگی، اجتماعی وغیره) ما باشد. امكان دارد اشاره اطرافیان به كفایت ما درزمینه ای خاص مثلا درقالب یك مادر، آشپز، دوست، روشنفكر، راننده وغیره باشد. یا ممكن است كلمه ای خاص نظیر، خودخواه، مایه درد سر، احمق، پرخاشگر، خسیس، سختگیرباشد. كلمه یا عبارت هرچند باشد تاثیرش راروی ما برجای می گذارد. امكان دارد این كلمات تاثیری روی دیگران نداشته باشد. اصلا ممكن است حرف های گفته شده بی معنی باشد ولی برداشتی كه ما ازآن می كنید، روی ما تاثیرمنفی بگذارد. یكی ازراه هایی كه با توسل به آن می توانیم با قاطعیت با این نوع حرف ها برخورد كنیم. این است كه بكوشیم ازحساسیت آنها بكاهیم.

 5- با حسن نیت جنبه منفی انتقاد را پذیرا باشیم.

 برخورد با انتقاد، به این مهارت نیازدارد كه با حسن نیت جنبه منفی انتقاد را پذیرا باشیم. این امرسبب می شود، با انتقاد خصمانه یعنی، انتقادی كه بدعنوان شده وهم با انتقاد سازنده یعنی، انتقادی كه فرد علاقمند به ما مطرح می كند، برخوردی سالم داشته باشیم  یعنی اینكه یاد بگیریم، ( چگونه انتقادی را بپذیریم وبه طرف مقابل حق دهیم))؛ لزومی ندارد خودرا دربرابرمخاطبمان به باد سرزنش ولعن ونفرین بگیریم. كافی است كه صرفا واقعیت موجود درگفتاروی را بپذیریم. دراین صورت، هم حالت دفاعی كمتری به خود می گیرد وهم خودمان راقبول داریم وازخود متنفرنمی شویم. برای نمونه بگوییم: (( بله، قبول دارم، من با بی نظمی آن كارراانجام دادم.))

 6- طرز برخورد منطقی باشد

 دربعضی مواقع، ممكن است با انتقادهایی مواجه شویم كه به نظرمان غیراصولی است ویا اینكه خود مان ازقبل قصد برطرف كردن آن راداشته ایم. دراین گونه مواقع، طرز برخوردما، كه باید منطقی باشد، بسیارمهم است. اگركسی ازما انتقادی كرد، كه ما خودمان هم ازآن خبرداشتیم ودرصدد رفع آن بودیم، می توانیم بگوییم: (( بله، من خیلی پرخاشگرهستم، گاهی برایم مشكل است با قاطعیت عمل كنم. اما سعی دارم روی خودم كاركنم.)) ما احتمالا تا كنون به این موضوع پی برده ایم كه كنارآمدن با بعضی ازجنبه های وجودی مشكل ترازبعضی دیگراست وجنبه هایی وجود دارد كه ما ترجیح می دهیم، هیچ وقت آنها را نبینیم. اینها همان حیطه هایی هستند كه می توان نام آن را، دگمه های متلاشی كننده، گذاشت.

7- خودرا توانمند نماییم

تا زماني كه در حال ضعف باشيم وقتی از ما انتقاد می شود ، نمي توانيم تحمل كنيم تنها راه اين است كه در موضع قدرت باشيم. يعني امتيازي نسبت به ديگران داشته باشيم. اگر كسي از ما انتقاد كرد سريع از آن دشمن نسازیم، زیرا کسی كه ضعيف است  وقتی از او انتقاد شود شخص انتقاد كننده را دشمن خود مي پندارد. يكي از راههاي انتقادپذيري اين است كه شما از لحاظ توانايي دارای اقتدار وتوانمندی باشيم، در این صورت است که مي توانيد تحمل كنيم

 8- خونسردی خود را حفظ کنیم

 هنگامی که کسی از ما انتقاد کرد به جای اینکه  از اوعصبانی شویم ،خونسردی خود را حفظ کنیم به جای اینکه نفسمان به شمارش بیافتد نفس عمیق بکشیم ، به جای اینکه چهره درهم برود لبخند بزنیم ، به جای اینکه از کوره در برویم و سرخ و سفید شویم سعی کنیم براعصاب خود مسلط باشیم

 9- از منتقد خود تشکر کنیم

 با خونسردی به حرف های طرف مقابل خود گوش دهید و اگر انتقاد صحیح بود از او تشکر کرده و اگر نه با او صحبت کرده تا قانع شود

این وظیفه منتقد است که  وقتی اشتباهات مارا می بینند  به ما کمک کند تا در آینده این کارها را تکرارنکنیم

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم آذر 1388ساعت 15:45  توسط دکتر مرتضایی  |