نحوه تعامل همسران
در يك خانواده، دو طرفى كه زندگى مشترك دارند، حقوق متقابل نيز دارند. وقتى زن و شوهر، همچنين اولياء و فرزندان هر كدام وظيفه اى نسبت به طرف مقابل دارند، اگر آن را بشناسند و به آن عمل كنند، على القاعده نبايد در خانه مشكل و اختلافى پديد آيد.
در سامان يافتن مساله حقوق و وظايف در خانواده سه مرحله وجود دارد:
اول : شناخت اين حقوق و وظايف
دوم : عمل به آن وظيفه و تكليف
سوم : مراعات دو جانبه اين حقوق
اگر اين سه با هم در رفتار و معاشرت خانوادگى وجود داشته باشد، كار به بروز مشاجره و دعوا و شكايت و دادگاه و زندان و جدايى و... كشيده نمىشود و محلى براى نزاع نخواهد بود.
بايد هم زن در برابر شوهرش مطيع، صبور، متحمل، قدردان و وفادار باشد، هم شوهر نسبت به همسرش بردبار، نيكوكار، قدر شناس، احترام گذار و تامين كننده نيازهاى معيشتى و آسايش باشد.
اگر صبورى و قناعت و پرهيز از پرخاش و بددهنى و بىاحترامى خوب است، بايد از هر دو سو باشد، نه آنكه يكى به خود حق بدهد هر چه خواست بگويد و هر چه خواست انجام دهد، ولى از طرف مقابل انتظار داشته باشد كه جز تسليم و سكوت و تحمل و ادب، برخوردى نداشته باشد و در مقابل هتاكيها و بىحرمتيهاى او حتى پاسخى معمولى هم ندهد!
در احاديث آمده است كه: زن از شوهر خويش، فرمانبردارى داشته باشد، بىرضايت او كارى نكند و جايى نرود، نسبت به او حالت تمكين داشته باشد، شوهر را نيازارد، او را اندوهگين نسازد، در خانه خدمت كند، شوهر دارى نمايد، رضايت او را از هر جهت جلب كند، چراغ روشن كند، غذا بپزد، خانه را مرتب كند، وقتى شوهر مى آيد از او استقبال كند و آنگاه كه از خانه بيرون مى رود بدرقه اش كند، خود را براى غير شوهرش نيارايد، بى اجازه و رضايت او در اموالش دخل و تصرف نكند و...
[وسائل الشيعه ، ج 14، ص 111 ]
از سوى ديگر بر عهده مرد است كه لوازم زندگى و خوراك و پوشاك و مسكن را تهيه كند، در حد توان بر خانوادهاش وسعت و گشايش دهد، احترام زن را نگه دارد و از آزار و ضرب و شتم او بپرهيزد، خود را براى همسرش آراسته و مرتب سازد، بخشى از وقت خود را صرف رسيدگى به كارهاى خانه و انس با خانواده كند، با مدارا و خوش زبانى برخورد كند و...
طبيعى است كه اگر زن و شوهر، هر دو به اين وظايف عمل كنند، خانه و خانواده اى خواهند داشت با صفا، آرام، گرم و با محبت كه زمينهي رشد اخلاقى و تعالى فرهنگى خود و فرزندان شان نيز فراهم خواهد بود.
رسول خدا (صلى الله عليه و آله) فرمود:
خيركم ، خيركم لاهله و انا خيركم لاهلى (2)، بهترين شما كسى است كه نسبت به خانواده اش بهتر باشد و من بهترين شمايم نسبت به خانوادهام.
[وسائل الشيعه ، ج 14، ص 122]
اگر در روايات است كه: زن، محبت خويش را نسبت به شوهر ابراز كند و خويش را براى او بيارايد و سخنان دلپسند بگويد تا در چشم و دل شوهرش جاى بگيرد، اين را هم گفته اند كه شوهر، در بيرون از خانه حريم نگاهها و ارتباط هايش را نگه دارد و به نواميس ديگران چشم ندوزد و چون از سفر باز مىگردد براى همسرش سوغاتى بياورد و هديه بدهد و نيازهاى عاطفى و جسمى او را بر آورد و...
اگر همسران پيامبر خدا (صلى الله عليه و آله) به سفارش قرآن كريم، به زندگى با قناعت و زاهدانه آن حضرت مى ساختند، آن حضرت نيز در كارهاى خانه كمك مى كرد، از هر چه مى خوردند، مىخورد و هرگز از هيچ غذايى بد نمىگفت.
اين است مفهوم عدل و انصاف در زندگى مشترك و خانوادگى. مراعات دو جانبه نسبت به حقوق متقابل زن و شوهر، رمز دوام و استحكام بنيان خانواده و تقويت انس و الفت در ميان همسران است.
سازگاری مهمترین عنصر تعامل زن وشوهر
دختران و پسران باید بکوشند از پیوند مقدس زناشویی پاسداری کنند. این هدف، تنها، وظیفه یکی از آنها نیست که بگوییم یکی از آنها همواره مشکلی پدید آورَد و دیگری همیشه تحمل کند، بلکه باید هر دو به هم کمک کنند تا این کار صورت گیرد. نمیتوان گفت در این مسئولیت، شوهر سهم بیشتری دارد یا زن سهم بیشتری دارد. هر دو در حفظ این بنیان و در حفظ این اجتماع دو نفره که بعدها به تدریج زیاد میشود، به سهم خود نقش دارند. از هر چیزی که محیط خانواده را متشنج و دچار افسردگی و هیجانهای بیمورد سازد، بپرهیزید. اگر خدای ناکرده در محیط یک خانواده، از محبت و اطمینان و صمیمیت خبری نباشد، رنجش، مال هر دو طرف است.
در استحکام بنیان خانواده، خود زن و شوهر، بیشترین نقش را دارند. با گذشت از یکدیگر، با همکاری خود، با مهربانی و محبت و اخلاق خوب خودشان ـ که از همه مهمتر هم محبت است ـ میتوانند این بنا را ماندگار و این سازگاری را همیشگی بکنند.
من يك وقت خدمت امام رفتم. ايشان مىخواستند خطبه عقدى را بخوانند، تا من را ديدند گفتند: شما بيا طرف عقد بشو! ايشان بر خلاف ما كه طول و تفصيل مىدهيم و حرف مىزنيم، عقد را اول مىخواندند، بعد دو سه جملهاى كوتاه صحبت مىكردند. من ديدم ايشان پس از اينكه عقد را خواندند، رويشان را به دختر و پسر كردند و گفتند:
من فكر كردم ديدم كه ما اين همه حرف مىزنيم، اما كلام امام (ره) در همين يك جمله برويد و با هم بسازيد خلاصه مىشود!
معناى سازگارى
نسبت به همسر خود دیدگاه مثبت داشته باشید و بکوشید همیشه در مرحلهی اول کارهای خوب او را ببیند و مورد تحسین قرار دهید، زیرا تشویق و تحسین یک کار خوب، باعث تثبیت و تکرار آن خواهد شد و خودتان از آن لذت میبرید. هرگز چشمان خود را روی نقطه ضعف همدیگر باز مکنید و دایم به رخ مکشید، چون این رفتار، موجب دلسردی در زندگی شده و کم کم نسبت به همدیگر حس بدبینی پیدا میکنید و یک حالت دلسردی در شما ایجاد میشود. اگر چنین رفتاری دارید، بکوشید آن را انجام ندهید، زیرا کم کم بین شما دوری ایجاد شده و به جایی میرسد که خدای ناکرده به فکر جدایی میافتید و هزاران مصیبتی که به دنبال آن میآید ، پس «چشم ها را باید شُست، جورِ دیگر باید دید.»
سعى شما اين باشد كه در تمام دوران زندگى، به خصوص سالهاى اول، اين چهار پنج سال اول، با هم سازگارى داشته باشيد. اين طور نباشد كه يكى اندكى ناسازگارى نشان داد، آن ديگرى هم حتماً در مقابل او ناسازگارى نشان بدهد. نه! هر دو با هم سازگارى نشان بدهيد و اگر ديديد همسرتان ناسازگارى كرد، شما سازگارى نشان دهيد. اينجا از آن جاهايى است كه سازش و كوتاه آمدن خوب است.
معناى سازگارى چيست؟ آيا معنايش اين است كه زن ببيند اين مرد، درست ايدهآل اوست تا با او سازگار باشد؟ يا مرد ببيند كه اين زن، كاملاً ايده آل اوست و همان فرد مطلوب عالى است، تا با او سازگارى داشته باشد؟ اگر يك ذره اين گوشه يا آن گوشهاش كج بود، قبول نيست؟ معناى سازگارى اين است؟ نه! اگر سازگارى اين باشد كه اين خودش به طور طبيعى انجام مىگيرد و اراده شما را نمىخواهد. اين كه مىگويند شما سازگار باشيد، يعنى شما با هر وضعيتى كه هست و پيش آمده بسازيد. معناى سازگارى اين است. يعنى چيزهايى در زندگى پيش مىآيد. خب دو نفرند، با هم تا حالا آشنايى نداشتهاند، زندگى نكردهاند، ممكن است فرهنگشان دو تا باشد. ممكن است عاداتشان دو تا باشد. اول ممكن است يك ناسازگارىهايى ببينند، حالا اول ازدواج كه نه، آدم هيچ متوجه نيست، بعد از يك خرده كه گذشت، ممكن است يك ناسازگارىهايى حس كند. آيا بايد اينجا از هم سرد شوند و بگويند: اين مرد يا اين زن ديگر به درد من نمىخورد؟! نه! شما بايد خودتان را با اين مسئله تطبيق دهيد. اگر چنانچه قابل اصلاح است، اصلاحش كنيد و اگر ديديد نه، كارى نمىشود كرد، خب با او بسازيد.
سازشكارى در محيط خانواده جزء واجبات است. نبايستى زن و شوهر تصميم بگيرند كه خودشان هر چه گفتند همان شود. آنچه خودشان مىپسندند و آنچه راحتى آنها را تأمين مىكند همان بشود. نه، اينطور نبايد باشد. بايد بنا داشته باشند كه با هم سازگارى كنند. اين سازگارى لازم است. اگر ديديد مقصود شما تأمين نمىشود مگر با كوتاه آمدن، كوتاه بياييد.
سازگارى در زندگى، اساس بقاى زندگى است و همين است كه محبت مىآفريند. همين است كه موجب بركات الهى مىشود. همين است كه دلها را به هم نزديك كرده و پيوندها را مستحكم مىكند.
سازگارى دو طرفه
در قديم بيشتر مىگفتند دختر بايد سازگار باشد. براى پسر كأنّه وظيفه سازگارى را قائل نبودند. نه! اسلام اين را نمىگويد. اسلام مىگويد كه دختر و پسر هر دو بايد سازگار باشند، هر دو بايد بسازند. بايد بنا را بر اين بگذارند كه زندگى خانوادگى را سالم و كامل و آرام و همراه با محبت و عشقِ متقابل اداره كنند و اين را ادامه بدهند و حفظ كنند. اگر چنانچه انشاءالله اين فراهم شد، كه فراهم كردنش هم با تربيتهاى اسلامى مشكل نيست، اين خانواده همان خانواده سالمى خواهد بود كه اسلام معتقد به اوست.
[بیانات در خطبه عقد مورخه 24/09/1376]
محبت
به پیکره ی زندگی خود، محبت تزریق کنید. مهر و محبت در منزل، منبع اصلی رضایتمندی ست. همدیگر را مورد مهر قرار دهید، زیرا باید برای فرزند خود، مانند سرچشمه ی محبت باشید. اگر پدری فرزند خود را در حالی که به همسرش احترام نمی گذارد در آغوش کشد، مطمئن باشد او فقط به انتقام از پدر میاندیشد یا اگر مادری فرزندش را علیه پدر تحریک کند، منزلت خانواده اش را شکسته است. کودک باید از هر دو چشمه ی محبت، یعنی پدر و مادر، سیراب گردد. اگر فرزند از یک کانال محبت بگیرد و از کانال دیگر بی محبتی ببیند، دچار تعارض میشود، رفتارش متعادل نیست و به هرج و مرج دچار میشود. هیچ موقع نمی توان محبت را با پول و اسباب بازی در ذهن بچهها ریخت. اینها مُسکن است و برای مدت کوتاهی جواب میدهد، ولی برای دراز مدت هیچ اثری ندارد و حتی ضرر هم دارد. مگر میشود خلأ عاطفی را با پول جبران نمود؟ مثل اینکه یک ماشین نیاز به بنزین دارد، شما آب داخل باک آن میریزید. این کار، نه تنها جواب نمیدهد، بلکه ضرر هم دارد. برخی از والدین با همدیگر بحث میکنند و یا فرزند خویش را مورد کم محبتی قرار میدهند. وقتی به یکباره بیدار میشوند، میخواهند با خریدن یک عروسک جبران کنند! چرا باید ابتدا بیمهری کنید تا بعداً بخواهید جبران نمایید و آن هم ارزش آنچنانی نداشته باشد. پس بدانید، «از محبت، خارها گُل می شود.
قدم اوّل در شكر نعمت الهى براى تشكيل خانواده، اين است كه به هم محبّت بورزيد. به همسران خود مهر بورزيد، به آنان وفادار باشيد و خويشتن را در سرنوشت يكديگر شريك بدانيد. از گره افتادن در رشتهى زندگى مشترك برحذر باشيد و گرههاى كوچك و بىاهميت را ناديده بگيريد. خداوند به شما خوشبختى و شادكامى و اعتلاء روحى عطا فرمايد و كانون زندگيتان را با فرزندانى تندرست و صالح، گرمى و روشنى ببخشد، انشاءالله
[پيام تبريك به مناسبت جشن ازدواج يك هزار زوج دانشجوى دانشگاههاى تهران 24/11/1387]
مرد نسبت به زن و زن نسبت به مرد، باید نگاهی محبتآمیز و همراه با یک عشق پاک داشته باشند و آن را حفظ کنند، چرا که زایل شدنی است، مثل همه چیزهای دیگر. باید نگهش دارند و حفظ کنند که زایل نشود. ...
اگر در زندگی محبت وجود داشت، سختیهای بیرون خانه آسان خواهد شد. برای زن هم سختیهای داخل خانه آسان خواهد شد. در ازدواج، اصل قضیه محبت است. دخترها و پسرها اینرا بدانند. این محبتی را که خدا در دل شما قرار داده، حفظ کنید. این رابطه انسانی، بر اساس محبت و رابطه عاطفی استوار است. یعنی زن و شوهر باید به هم محبت داشته باشند و همین محبت، همزیستی آنها را آسان خواهد کرد، به پول و تشریفات و این چیزها هم بستگی ندارد.
محبت، خانواده را پایدار میکند. محبت مایه آبادی زندگی است. کارهای سخت، به برکت محبت، برای انسان آسان میشود. در راه خدا هم اگر انسان با محبت وارد شود، همه کارها آسان خواهد شد. مشکلات آسان خواهد شد.
دختر وپسر، عروس و داماد به هم محبّت بورزند، چون محبّت آن ملاطی است که اینها را برای هم حفظ می کند، در کنار هم نگه می دارد و نمی گذارد از هم جدا شوند. محبت خیلی چیز خوبی است. محبت که بود، وفاداری هم هست.
بی وفایی و بی صفایی و خیانت به یکدیگر، دیگر نخواهد بود. محبّت که بود، فضا، فضای اُنس میشود. فضای قابل تحمّل و مورد استفاده و شیرین ایجاد می گردد.»
[بیانات در خطبه عقد مورخه 24/09/1376،]
راه ایجاد محبت
احترام متقابل
با همسر خود به طور محترمامه و مؤدب صحبت کنید و همدیگر را سبک نکنید. آنچه در این گیرودار مهم میباشد، این است که وقتی مادری با همسرِ خود مؤدبانه صحبت میکند، یا مردی با همسرش محترمانه سخن میگوید، فرزند آنها نیز میآموزد که چه طور مؤدبانه صحبت کند و احترام پدر و مادرش را نگه دارد. این بهترین هدیهیی ست که میتوانید برای فرزند خود به ارث بگذارید. طوری برخورد نکنید که روزی مجبور شوید بگویید: «آتش در خرمن خویش زده ام که را کنم دشمن خویش»!
شما خانم گرامی، وقتی همسرتان وارد منزل میشود، به استقبال او بروید، بسیار مؤدّبانه با او رفتار کنید و به فرزندِ خودتان نیز بگویید، چنین کاری انجام دهد. این رفتارِ شما باعث میشود، خستگیِ کار از تنِ او بیرون رود و احساسِ آرامش کند. البته او نیز متقابلاً چنین رفتاری انجام خواهد داد و کم کم به صورت یک عادت در می آید. برخی از همسرانِ بسیار خوب اظهار میدارند که در طول زندگی هرگز حتّی یک بار هم به یکدیگر بیاحترامی نکرده اند. زندگیِ آنها آن قدر لذّتبخش است که دوست دارند همیشه در کنار هم باشند!...
زن و شوهر باید به یکدیگر احترام بگذارند، البته نه احترام ظاهری و تشریفاتی، بلکه احترامی واقعی. احترام به این معنا نیست که مثلاً همدیگر را با القاب و آداب صدا کنند. بلکه قلباً مرد نسبت به زن خود و زن نسبت به مرد خود، احساس احترام داشته باشند.
احترام را در قلب خود نگهدارید، برای هم حرمت قایل باشید. این در ادارة زندگی مهم است. بین زن و شوهر، اهانت و تحقیر و تذلیل نباشد.»
[خطبه عقد 19/09/1371]
ازدیاد محبت
زن و شوهر هرچه بیشتر به هم محبت کنند، زیادی نیست. آنجایی که محبت هرچه زیاد شود، ایرادی ندارد، محبت زن و شوهر است. هرچه به هم محبت کنید، خوب است و خود محبت هم اعتماد میآورد. این محبت زن و شوهر هم جزو محبتهای خدایی است. این از آن محبتهای خوب است. هر چه بیشتر شود بهتر است.
محبت، دستوری و فرمایشی و سفارشی نیست، دست خود شماست. شما میتوانید محبت خودتان را روز به روز در دل همسرتان زیاد کنید، چه طوری؟ با اخلاق خوب، با رفتار مناسب، با محبت ورزیدن به او، با وفاداری.
اگر زن بخواهد شوهرش به او محبت بورزد، باید حرکت و تلاش کند. اگر مرد بخواهد زنش او را دوست داشته باشد، باید یک تلاشی انجام بدهد. محبت، محتاج تلاش و ابتکار است.
محبت در صورتی خواهد ماند که طرفین حقوق یکدیگر و حدود خود را رعایت کنند و از آن تخطی و تجاوز نکنند. یعنی در واقع هرکدام از این دوطرف که دو شریک هستند و با هم زندگی را بنا میکنند، سعی کنند که جایگاه خود را در دل وذهن و فکر طرف مقابل، جایگاه راسخ و نافذی قرار دهند، یعنی همان نفوذ معنوی، همان ارتباط و پیوند قلبی زن و شوهر. حقوق اسلامی برای این است.
اگر بخواهید این محبت باقی بماند، به جای اینکه از طرف مقابلتان توقع کنید که او مرتب به شما محبت کند از دل خودتان بخواهید که تراوش محبتش روز به روز بیشتر شود. محبت به طور طبیعی، محبت میآفریند.
دوست داشتن ومحبت ورزیدن برای رضای خدا
اين هم مهم است: «و الحب فى الله تعالى و المواظبة على العمل الصالح يقطع دابرة.» مفاتيحالجنان: دعاى كميل، اين دو، مهمتر از آنهاست. يكى «حب فىالله» است. يعنى انسان عواطف، بخصوص محبت خودش را در جهت الهى هدايت كند. اگر كسى را دوست داريد، اين محبت براى خدا باشد، نه براى دنيا. محبت را در آنجا خرج كنيد كه براى خدا باشد. البته روايات «الحب فى الله و البغض فى الله» روايات بسيار مفصلىاند. در «كافى» و در ديگر كتب هم، بابى مفصل دربارهى اين صفت هست.
[بيانات در شروع درس «خارج فقه» 20/06/1373]
عوامل بقا و استمرار محبت
1- رعایت حقوق وحدود یکدیگر
حفظ حقوق متقابل بسیار ارزشمند است قبل از اینکه بخواهید تشکیل زندگی دهید، درس حقوق خانواده را یاد بگیرید. ببینید وظیفهی شما چیست؟ شاید برخی از خانواده ها هنوز نمیدانند ازدواج یعنی چه؟ تصور میکنند زندگی باید بگذرد، حالا هر طور باشد. نه! این گونه نیست. اگر کسی از زندگی و ازدواج خود لذت نبرد، بازندهی اصلی میدان است.
مرد بداند که احترام زن بسیار حایز اهمیت است و آن قدر مهم است که پیامبر صلی الله علیه وآله می فرمایند: «بهترین فرد از میان شما کسیست که برای خانوادهاش بهتر باشد!»
ایشان همچنین میفرمایند: «جبرئیل آن قدر سفارش زنان را میکرد که گمان کردم یک اُف هم نمیتوان گفت!» واقعاً درست است. چرا باید کسی که میخواهد فردا مادر فرزند شما باشد و زندگیِ شما را به آرامش برساند، مورد بیاحترامی باشد؟ همچنین برای زنان احترام شوهر و نیکو همسرداری کردن مهم است، آنچنان که میفرمایند: «زنی که خوب شوهرداری کند، مثل سربازی ست که در جبههی جنگ مشغول نبرد میباشد.» یعنی جهاد برای خدا، با خوب شوهرداری کردن، یک پاداش دارد. در این جمله، معنی و مفهوم گستردهیی نهفته است، پس به حقوق همدیگر آگاه باشید و بکوشید به حقوق یکدیگر احترام بگذارید.
محبت در صورتی خواهد ماند که طرفین حقوق یکدیگر و حدود خود را رعایت کنند و از آن تخطّی و تجاوز نکنند. یعنی در واقع هر کدام از این دو طرف که دو شریک هستند و با هم زندگی را بنا میکنند، سعی کنند که جایگاه خود را در دل و ذهن و فکر طرف مقابل، جایگاه راسخ و نافذی قرار دهند. یعنی همان نفوذ معنوی، همان ارتباط و پیوند قلبی زن و شوهر. حقوق اسلامی برای این است.»
[خطبه عقد 11/12/1377]
2- اظهار لفظی وعملی محبت
محبّت ورزیدن، یک امری است که در اوّل کار خدای متعال این را به شما میدهد، سرمایه ای است که در اوّل ازدواج، خدا به دختر و پسر هدیه میکند. به یکدیگر محبّت پیدا میکنند. این را باید نگه داشت. محبّت همسر شما به شما، وابسته به عمل شماست. اگر بخواهید همسرتان به شما آن محبّتش محفوظ بماند، باید رفتار خودتان را محبّت برانگیز کنید. حالا معلوم است که انسان چه کار باید بکند تا محبّتش معلوم شود. بایستی وفاداری کنید، امانت نشان بدهید، صفا نشان بدهید، توقعّات خود را خیلی بالا نبرید، باید همکاری کنید، باید اظهار محبت کنید، اینها محبّت ایجاد میکند. هر دو نسبت به هم این وظیفه را دارند. محبّت در زندگی باید باشد. همکاری باشد، ایرادگیری و زیاده طلبی نباشد.»
[خطبه عقد 19/12/1376]
به محبت دورادور و احساس محبت اكتفا نكنيم، اين احساس را در زندگى پياده نماييم. اگر محبت نباشد، اين رابطهى عملى به وجود نمىآيد. در سايهى آن محبت، مىشود اين پيوند و پيوستگى عملى را به وجود آورد، اما بدون اين پيوستگى و پيوند عملى، اصل آن محبت زير سؤال خواهد رفت. «قل ان كنتم تحبون الله فاتبعونى يحببكم الله».[1] دنبالهى محبت، بايد اطاعت و متابعت باشد.
[بيانات در خطبههاى نماز جمعه تهران 21 رمضان 1414، 13/12/1372]
3- اعتمادسازی
نگهداشتن محبت به این است که زن و شوهر اعتماد یکدیگر را جلب کنند. اطمینان که پیدا شد، محبت، پایدار میشود و اُنس به وجود میآید. اساس محبت، اطمینان است. اگر اعتماد بین زن و شوهر از بین رفت، محبت آرام آرام از بین خواهد رفت. باید به هم اعتماد داشته باشید. اگر میخواهید محبت طرف مقابلتان به شما زیاد باشد، وفاداری کنید، حس اعتماد او را جلب کنید. یکی از چیزهایی که محبت را در خانواده به کلی به هم میریزد، بیاعتمادی زن و شوهر به همدیگر است. ...
محبت یک امری است که باید زمینه آن را فراهم کرد و زمینهاش این است که دختر سعی کند اعتماد شوهرش را به خود جلب کند، پسر هم سعی کند اعتماد زنش را به خود جلب کند. وقتی اعتماد طرفین وجود داشت و هر دو به وفاداریِ هم اطمینان پیدا کردند، محبت زیاد میشود. ...
اعتماد، یک امر قراردادی نیست که بیا من به تو اعتماد کنم، تو به من اعتماد کن. اینطوری نیست. اعتماد را باید جلب کرد، با خوبیِ عمل، با رعایتِ اخلاق، با رعایتِ آداب، با رعایتِ حدود و ثغور و موازین شرعی. ...
4- وفاداری
وفاداری خیلی مهم است. اگر زن احساس کند شوهرش به او وفادار است و شوهر احساس کند زنش به او وفادار است، این خود به وجود آورنده محبت است. محبت که به وجود آمد، آن وقت خانواده پایدار خواهد شد. یک بنای مستحکم و پایداری که سالهای متمادی ادامه پیدا میکند. ...
اگر زن یا شوهر احساس کند که دل همسرش در گروی جای دیگر است، اگر احساس کند به او راست نمیگوید، اگر احساس کند با دورویی برخورد میکند، اگر احساس کند صمیمیتی در بین نیست، هرچه هم محبت داشته باشد این محبت ضعیف خواهد شد...
اگر زن و شوهرها نسبت به احساسات یکدیگر بیاعتنایی و بیتوجهّی کنند و به تدریج حالت بیمحبتی ازیک طرف به وجود بیاید، چون بیمحبّتی مرضی مسری است، حتماً به آن طرف دیگر هم سرایت میکند. این طوری است. نباید بگذارید، هر دو باید تلاش و کوشش کنید. این پایه اصلی است.»
[خطبه عقد 16/05/1379]
بیاعتمادی پایة محبّت را از بین میبرد. نگذارید این بیاعتمادی به وجود بیاید. احساس بیوفایی محبّت را مثل خوره میخورد و از بین میبرد».
[خطبه عقد 16/11/1379]
5- مبتنی بر اصل انسانی بودن محبت نه نفسپرستی
امروز در دنیا تعبیر بدی از محبت میکنند، این عشقی که تعبیر میکنند، اینها آن محبت واقعی نیست. این، همان حالت هیجان جنسی است که به یک شکل خاصی آن را ظاهر میکنند. این ممکن است در خیلی از موارد پیش بیاید، ارزشی هم ندارد. آن چیزی که با ارزش است، آن محبت عمیق و صمیمی و خدایی و همراه با احساس مسئولیت متقابل بین دختر و پسر است که بدانند حالا بعد از این، یک واحدند و یک هدف را دنبال میکنند. این، آن محبتی است که خانواده بر اساس آن شکل میگیرد.
آن محبتها و عشقهایی که بر اساس مبانی انسانی نیست و از روی مسائل ظاهری و شهوات زودگذر است، اینها خیلی پایه و بنیادی ندارد. اما محبتی که اساس آن اصل انسانی است که خدای متعال آن را قرار داده ـ به خصوص اگر چنانچه با شرایطی که در همین ازدواج اسلامی رعایت شده و توصیه شده است، همراه باشد ـ این محبت روز به روز بیشتر میشود.
6-نصیحت وهدایت بزرگترها برای جوانان
باید جوانها را هدایت کرد، اما در جزئیات امور آنها نباید خیلی دخالت کرد که زندگی برای آنها مشکل شود. مبادا بعضیها با دخالتهای خودشان، بعضیها با کمظرفیتی و خویِ بچگی خودشان، این بنای مستحکم را به اندک چیزی متزلزل کنند. اگر دیدند دخالتهای آنها دارد این زن و شوهر را نسبت به هم دلچرکین میکند، دیگر اجازه ندارند دخالت کنند.
بزرگترها اگر میخواهند، جوانها راحت زندگی کنند، باید آنها را نصیحت کنند و هدایت نمایند. اما دخالت نباید بکنند. بگذارند زندگیشان را بکنند. مبادا خدای نکرده بزرگترها بیایند پیش یکی از زوجین، از آن دیگری بدگویی کنند و یک چیزی بگویند و دلخوری درست کنند، بلکه باید بزرگترها سعی کنند بیشتر اینها را بههم نزدیک نمایند و دلهایشان را به هم متصلتر کنند.
والدین نقش زیادی در ایجاد محبت دارند. والدین دختر و پسر باید دائماً همتشان این باشد که این را نسبت به دیگری با محبت کنند. اگر هم چنانچه از طرف مقابل چیزی دیدند که برایشان خوشایند نبود، آن را برای فرزند خودشان ذکر نکنند. بگذارند ایندو با یکدیگر روز به روز مأنوستر و با محبتتر شوند.
پدر و مادرها باید سعی کنند محبت زن و شوهرها را ـ این بچههایشان را، جوانهایی را که ازدواج میکنند ـ تأمین کنند. گاهی ممکن است یک دلخوریهایی پیش بیاید، پدر و مادرها که تجربهدارتر هستند، بزرگتر هستند، عاقلتر هستند، نگذارند که این دلخوریها به دلسردی زن و شوهر جوان از هم منتهی شود.
[مجله یاس شماره33]
آثار محبت درزندگی
محو دلخوری ها بوسیله محبت
زن و شوهر باید به هم محبت داشته باشند، همین! کارهایی که محبت را کم میکند، انجام ندهید. مواظب باشید چیزهایی که شما را از هم گلهمند و بیزار میکند، از شما سرنزند. درست نگاه کنید ببینید شوهر شما یا زن شما روی چه چیزهایی خیلی حساس است، از آنها اجتناب کنید. بعضیها بیاعتنایی میکنند. مثلاً فرض بفرمایید که زن از یک عادتی که مرد دارد، بدش میآید، این مرد هم بیاعتناست و آن عادت را باز تکرار میکند. این بد است. همینطور زنها، فرض بفرمایید زنهایی هستند که هوسهای شخصی خود را (فلان چیز را بخریم، فلان جا برویم و...) بر راحتی و آسایش شوهر ترجیح میدهند. چه لزومی دارد؟ اصل کار، شما دو نفر هستید. همه دنیا فرع شمایند. همدیگر را داشته باشید، با همدیگر مهربان باشید.
اگر یک وقتی خدای نکرده یک کدورتی پیش آمد، باید لابه لای محبت ذوبش کنید و از بین ببرید. نباید یک حرفِ کوچکی را بزرگ کنند و مرتب کش بدهند، اینها نباید باشد. ...
اگر زن و شوهرها نسبت به احساسات یکدیگر بیاعتنایی و بیتوجهی کنند و به تدریج حالت بیمحبتی از یک طرف به وجود بیاید، چون بیمحبتی مرضی مسری است، حتما به آن طرف دیگر هم سرایت میکند. اینطوری است. نباید بگذارید. هر دو باید تلاش و کوشش کنید. این پایه اصلی است.
اگر زن یا شوهر احساس کند که دل همسرش در گروی جای دیگر است، اگر احساس کند به او راست نمیگوید، اگر احساس کند با دورویی برخورد میکند، اگر احساس کند صمیمیتّی در بین نیست، هر چه هم محبت داشته باشد این محبّت ضعیف خواهد شد ... »
[خطبه عقد 21/12/1379]
حل مشکلات توسط محبت
زن و شوهر باید به هم محبت بورزند. این اساس خوشبختی است. خوشبختی در این است که زن و شوهر همدیگر را دوست داشته باشند. وقتی محبت باشد، از محبت خارها گل میشود. اگر چیز ناخوشایندی هم در همسر وجود داشته باشد، وقتی محبت بود، آن چیزهای ناخوشایند، به کلی رنگ میبازد و محبت همه چالهها را هموار میکند.
زن و شوهر بايد با مهربانى و مدارا زندگى كنند. مرد تا حد امكان محبت خود را بر عيال خود توسعه دهد و زن توقعات را تا ممكن است، كم كند. كار در داخل خانه، جزو وظايف حتمى زن نيست. زندگى مشترك را قدر بدانيد و فكر جدايى نكنيد تا خداوند به هر دوى شما كمك كند.
[پاسخ به نامهى شكواييهآميز خانمى از همسرش 22/05/1377]
آفت محبت
تحقیر وسرزنش
خداوند در خلقت انسان به خودش احسنت گفته است، زیرا انسان بهترین خلقت اوست. در این میان، چگونه میتوان همسر را به عنوان یک امانت الهی تحقیر و سرزنش کرد؟ یک دختر و یا یک پسر که با هزاران امید وارد زندگی میشوند، چرا باید مورد اهانت قرار گیرند؟ پدر و مادری که دخترشان را با صدها رنج و زحمت را بزرگ کردهاند و با حفظ آبرو و امیدواری او را به خانهی مردی فرستادهاند تا در محیط امن و سالم و پر محبت زندگی کند، چه گونه میتوانند بعد از مدتی نظارهگر توهین و سرزنش او از طرف همسرش باشند؟ آیا وجدان انسان راضی میشود؟ متقابلاً اگر شما به ازدواج مردی در آمدهاید که به دلایل گوناگون مشکل پیدا کرده است – مثلاً اقتصادی یا شغلی – به هیچ وجه او را سرزنش نکنید، زیرا به تدریج که سرزنش ها زیاد میشود، حالت تخریبییی در زندگی شما به وجود میآید و در مقابل همدیگر کم ارزش میشوید.
همیشه به دنبال این باشید که با لطف و کرامت خود، احترام همدیگر را نگه دارید و در پی شأن و منزلت همدیگر باشید.
محکم نگه داشتن اسرار
زن و شوهر بايد راز هم را حفظ كنند، زن نبايد راز شوهرش را پيش كسى بازگو كند. مرد هم مثلاً نرود پيش رفقايش در باشگاه يا مثلاً فلان مهمانى و... راز همسرش را بازگو كند. حواستان جمع باشد، اسرار هم را محكم نگاه داريد تا زندگىتان انشاءالله شيرين و مستحكم شود.
انتظار بیعیب بودن همسرتان را نداشته باشید .
اگر دیدید که همسرتان یک نقطه عیبی دارد – هیچ انسانی بیعیب نیست- و مجبورید او را تحمل کنید. تحمّل کنید، که او همزمان، دارد یک عیبی را از شما تحمل میکند. آدم عیب خودش را که نمیفهمد، عیب دیگری را میفهمد. پس بنا را بگذارید بر تحمّل.
اگر چناچه قابل اصلاح است، اصلاحش کنید. اگر دیدید کاری نمیشود کرد، با او بسازید.
[خطبه عقد 09/04/1371]
رعایت وملاحظه حال یگدیگر را کردن
اسلام در داخل خانواده ترتیبی داده که اختلاف درون خانواده به خودی خود حل شود. به مرد دستور داده که ملاحظاتی بکند. به زن هم دستور داده که یک ملاحظاتی بکند. مجموع این ملاحظات اگر انجام بگیرد، هیچ خانواده ای قاعدتاً متلاشی نخواهد شد و از بین نخواهد رفت. غالباً متلاشی شدن خانواده ها به خاطر این بیملاحظهگیهاست. مرد بلد نیست که رعایت کند، زن بلد نیست که عقل به خرج دهد، او تندی و خشونت بیحدّ میکند، این بیتحمّلی به خرج میدهد، همهاش ایراد دارد، خشونت او هم ایراد دارد، سرکشی این هم ایراد دارد. اگر او خشونت نکند، اگر یک وقتی اشتباه کرد، این سرکشی نکند، ملاحظه کنند، با همدیگر بسازند، هیچ خانوادهای تا آخر متلاشی نخواهد شد و خانواده باقی میماند.
(خطبه عقد مورخه 20/11/1375
تقسیم کارها
وقتی دو نفر در کنار هم قرار میگیرند و همسر میشوند، بعضی از وظایف وجود دارد که بین اینها مشترک است. مانند کشیدن بارهای خانواده، همکاریهای گوناگونی که در راه بردن خانوار مؤثر است. اینها باید با هم همکاری کنند. این کارها بین زن و مرد مشترک است. حداکثر این است که تقسیم کار شود.»
گاهی تقسیم کار هم نمیکنند اما بهتر این است که تقسیم کار هم بشود. بخشی از کارها را زن انجام میدهد، بخشی را مرد انجام میدهد. مثل همه همکاریهایی که وجود دارد، مثل همه همسنگریها.
در محیط خانواده، زن و شوهر با هم همکاری کنند. اگر شوهر مشکلی یا مضیقهای دارد، زن با او بسازد، اگر زن، داخل خانه یا در محیط کار یا هر جور که هست، دشواری دارد، شوهر باید به او کمک کند. خود را در سرنوشت همسر باید شریک بدانند، هر دوی آنها این را برای خاطر خدا انجام دهند.
[خطبه عقد 22/12/1378]
روحیه وانرژی دادن به یکدیگر
همکاری و کمک، گاهی به این نیست که وارد حجم کار یکدیگر بشوند. نه، بلکه یکدیگر را روحاً تدارک کنند. مردها معمولاً با مسائل مشکلتری در جامعه برخورد دارند، زنها میتوانند به آنها روحیه بدهند. میتوانند خستگی آنها را از تنشان بیرون کنند. به آنها تبسم کنند و به آنها دلخوشی دهند. اگر چنانچه خانمها هم، کاری بیرون از خانه دارند، مرد کمک کند و او را تقویت نماید.
مراد از همکاری، همکاریِ روحی است. اینکه زن ضرورتهای مرد را درک کند، فشار اخلاقی روی او وارد نیاورد، کاری نکند که او در امر زندگی مستأصل شود و خدای نکرده به راههای نادرست متوسل بشود. او را به ایستادگی و مقاوت در میدانهای زندگی تشویق کند و تحریص نماید. اگر چنان چه کار او مستلزم این است که یک مقداری به وضع خانوادگی، رسیدگی کافی نداشته باشد، این را به رخ او نکشد، اینها مهم است. اینها وظیفههایی است از طرف زن. از طرف مرد هم وظیفه است که ضرورتهای زن را درک کند، احساسات او را بفهمد و نسبت به حال او غافل نباشد.
تشویق یکدیگر در میدان مسابقه خیرات
در همه احوال و اوضاع رعایت همدیگر را بکنید، به هم کمک کنید، عون و بازوی همدیگر باشید، به خصوص در راه خدا و در راه انجام وظیفه. اگر پسر در راه خداست، دختر به او کمک کند و اگر دختر در راه انجام وظیفه و در راه خداست، پسر به او کمک کند. هر کدام مجاهدت میکنند، آن دیگری به او کمک کند.
اگر پسر در کارِ علم و در کار تلاش و مجاهدت در ارگانهای جمهوری اسلامی است، آن خانم با او همکاری کند که بتواند کارش را راحت انجام بدهد. مردها به زنهایشان فرصت بدهند تا زنها هم بتوانند در این میدانهای مسابقه معنویت وارد شوند. اگر میخواهند تحصیل علم کنند، بتوانند. اگر هم میخواهند در کارهای اجتماعی وارد شوند، بتوانند.
[بیانات در خطبه عقد مورخ 15/1/1372]
زن و شوهر کوشش کنند یکدیگر را به راه خدا هدایت کنند. یکدیگر را در راه مستقیم نگه دارند و حفظ کنند. این «تواصّوا بالحقّ و تواصّوا بالصّبر» [2] را که خاصّیت مسلمانی است و مهمترین خصوصیت ایمان است، مدّ نظر داشته باشند.»
[خطبه عقد 08/05/1374]
هر دو به یکدیگر نسبت به دیندار بودنشان و رعایت تقوا کمک کنند. یعنی مرد کمک کند که زنش بتواند دیندار باشد و رعایت تقوا را بکند. زن هم کمک کند که مرد بتواند دیندار باشد و بتواند پاکدامن بماند و بتواند با تقوا حرکت کند. منظور از کمک فقط شستن ظرف و... نیست، البته اینها هم کمک است ولی منظور، بیشتر، کمک روحی است. کمک معنوی و فکری است. در راه اسلام یکدیگر را ثابت قدم بدارند، همدیگر را توصیه به تقوا و صبر، و توصیه به دینداری، عفاف، قناعت، ساده زیستی و... کنند. با هم همکاری کنند تا بتوانند انشاءالله به بهترین وجهی بگذرانند.
[خطبه عقد مورخ 15/1/1372]
مرد باید به زن کمک کند تا عقب ماندگیهایی را که در جامعه ما دارند، جبران کند. البته مراد از این عقب ماندگیها، آن چیزهایی نیست که امروز به تقلید از فرنگیها در جامعه ما مطرح میشود. بلکه مراد معرفت است. مراد تحصیلات است. مراد پیداشدن روح اندیشه و تأمل و فکر در زن است. مراد اینهاست که هر چه مرد بتواند باید در این زمینه به همسرش کمک کند. اگر زن میخواهد کاری انجام بدهد یا در فعالیتهای اجتماعی سهیم باشد، در حدّ اقتضای وضع زندگی خانوادگی، مانع او نشود.»
[خطبه عقد 10/02/1375]
پسر اگر میبیند دختر در راه انجام تکالیف اسلامی خودش، یک قدم خیری میخواهد بردارد، وسایل را برایش فراهم بکند و مانع تراشی نکند. بعضی دخترها هستند میخواهند فرض کنید ادامه تحصیل بدهند، درس دین بخوانند، با قرآن آشنا بشوند، کارهای خیر بکنند و در بعضی از امور خیریه شرکت داشته باشند. شوهرانشان گاهی نسبت به اینها بداخلاقی میکنند که ما حوصله این کارها را نداریم! ما زن گرفته ایم که زندگی کنیم. نمیگذارند این دختر به کار خیر برسد.»
[خطبه عقد 05/08/1375]
غمخوار و کمک حال واقعی بودن
«کمک واقعی این است که دو نفر غمها را از دل هم برطرف کنند. هر کسی در دورة زندگیش، گرفتاری و مشکل و غمی پیدا میکند و ممکن است دچار ابهام و تردید بشود. آن دیگری در چنین موقعیتی، باید به کمک همسرش بشتابد و به او کمک کند. غم را از دل او بردارد. او را راهنمایی کند و اشتباه و خطای او را برطرف نماید.»
[خطبه عقد 02/09/1378]
همدلی و همکاری کردن، معنایش این است که همدیگر را در راه خدا حفظ کنید. تواصی به صبر و تواصی به حق کنید. اگر خانمِ خانه میبیند شوهرش دارد دچار یک انحرافی میشود، فرضاً در یک معامله نامشروعی دارد قرار میگیرد، توی یک جریان غلطی دارد میافتد، توی پول درآوردنهای نادرست دارد میافتد، توی رفیق بازیهای ناسالم دارد میافتد، اول کسی که باید او را حفظ کند، اوست. اگر متقابلاً مرد این احساسها را به نوع دیگری از زنش کرد، اولین کسی که باید زن را حفظ کند، شوهر اوست. البته حفظ کردن هم، با محبت کردن و با زبان خوش و با منطق صحیح و با برخورد مدبرانه و حکیمانه حاصل میشود، نه با بد اخلاقی و قهر و این چیزها. یعنی هر دو مراقب باشند تا آن دیگری را در راه خدا حفظ کنند.
[خطبه عقد 21/08/1379]
همدلی و همکاری کردن، معنایش این است که همدیگر را در راه خدا حفظ کنید. تواصی به صبر و تواصی به حق کنید. اگر خانمِ خانه میبیند شوهرش دارد دچار یک انحرافی میشود، فرضاً در یک معامله نامشروعی دارد قرار میگیرد، توی یک جریان غلطی دارد میافتد، توی پول درآوردنهای نادرست دارد میافتد، توی رفیق بازیهای ناسالم دارد میافتد، اول کسی که باید او را حفظ کند، اوست. اگر متقابلاً مرد این احساسها را به نوع دیگری از زنش کرد، اولین کسی که باید زن را حفظ کند، شوهر اوست. البته حفظ کردن هم، با محبت کردن و با زبان خوش و با منطق صحیح و با برخورد مدبرانه و حکیمانه حاصل میشود، نه با بد اخلاقی و قهر و این چیزها. یعنی هر دو مراقب باشند تا آن دیگری را در راه خدا حفظ کنند.
با هم همکاری کنید، به هم کمک کنید، خصوصاً در امر دین. اگر میبینید طرف شما، شوهر یا زن شما کاهل نماز است، به نماز کم اهمیت میدهد، به راستگویی کم اهمیت میدهد، به مال مردم کم اهمیت میدهد، به شغل دولتی کم اهمیت میدهد، او را بیدار کنید، به او بگویید، به او بفهمانید و کمک کنید که خودش را اصلاح کند یا اگر میبینید که در امر محرم و نامحرم، در امر پاکی و نجسی، در امر حلال و حرام آدم بیاعتنا و بیمبالاتی است، به او توجه بدهید، او را آگاه کنید، کمک کنید که خوب شود. اگر دروغگو، و غیبت کن است، به او تفهیم کنید، نه این که دعوا کنید، نه این که اوقات تلخی کنید، نه این که مثل یک منتقد بداخلاق بنشینید یک کناری هی نق بزنید.
گاهی هست که مرد در فعالیت های زندگی سر دو راهی میرسد. انتخاب باید بکند یا دنیا را و یا راه صحیح و امانت و صداقت را، یکی از این دو تا را باید انتخاب کند، این جاست که زن میتواند او را به راه اول یا به راه دوم بکشاند. متقابلاً، طرف عکس آن هم هست. شوهرها هم در مورد همسرانشان میتوانند این طور تأثیرات را داشته باشند. سعی کنید با هم این طور باشید. هر دو کوشش کنید که یکدیگر را متدّین، در راه خدا، در راه اسلام، در راه حقیقت، در راه امانت و صداقت، نگهدارید و مانع از انحراف و لغزش شوید.
[خطبه عقد 21/12/1379]
اصلاحگر و حامی یکدیگر بودن
زن و شوهر باید همدیگر را در راه صحیح و صراط مستقیم الهی حمایت کنند. اگر هر کدام از اینها مشاهده میکنند یک عمل خیر و یک کار شایستهای از همسرشان سر میزند، آن را تشویق کنند و اگر بر عکس، احساس کردند که خطایی، یک انحرافی- خدای نخواسته- وجود دارد، سعی در اصلاح آن بکنند، یکدیگر را در راه خدا کمک و تشویق کنند.
زن و شوهر باید سعی کنند که یکدیگر را اصلاح کنند. نه مثل یک آقا بالاسر که مرتب به دیگری نیش بزند، نه! مثل یک پرستار، یک مادر و پدر دلسوز.
[خطبه عقد 22/12/1372]
هيچ مانعى ندارد كه اگر شما مىخواهيد به زيردست خود جملهى توبيخآميزى بگوييد، آن را با تعبيرات جمع به كار ببريد: شما اين كار را اشتباه كرديد، من شما را توبيخ مىكنم، شما بايد مورد شماتت قرار بگيريد. لازم نيست مثلا بگوييد، مردك فلان فلان شده، چرا اين كار را كردى. در كلمات و برخوردها، مطلقا اهانت را بربيندازيد و ريشهكن كنيد، چون خلاف شؤون اسلامى است. اميرالمؤمنين(ع) فرمود: «انى اكره لكم ان تكونوا سبابين» فحاش نباشيد، بددهنى چيز بدى است، ليكن سهلانگارى در اين كارها هم بد است. رفيق و غير رفيق را هم ملاحظه نكنيد، در رودربايستى هم گير نكنيد، آييننامهى انضباطى را با قدرت تمام اعمال نماييد.
[بيانات در ديدار با فرماندهان عالىرتبهى نيروهاى نظامى و انتظامى، و اعطاى آييننامهى انضباطى نيروهاى مسلح به رئيس ستاد فرماندهى كل قوا 22/10/1369]
وجه مشترک زوجین در زندگی باید عبارت باشد از: توجه به خدا و اطاعت دستورات الهی و عمل به فرامین خدا. زن و شوهر باید همدیگر را در این جهت حفظ کنند. اگر زن میبیند که شوهر او بی اعتنا به مسائل دینی است، او را با حکمت و اخلاق خوش و ظرافت و زیرکی زنانه، وادار به آمدن در راه خدا کند. مرد هم اگر میبیند زنش بیاعتناست، او هم باید همین تکلیف را انجام دهد. این از کارهای اساسی در زندگی است.
از یکدیگر مراقبت اخلاقی کردن
مهمترین کمک به همسر، این است که سعی کنید همدیگر را دیندار نگهدارید. مراقب باشید همسرتان خطای دینی نکند. این مواظبت هم به معنای پاسبانی و دیده بانی نیست. این مراقبت، مراقبت اخلاقی است، مراقبت مهربانانه و مراقبت پرستارانه است. اگر چنانچه خطایی از همسرتان دیدید، آن را باید با شیوه بسیار لطیف و عاقلانهای در او از بین ببرید و برطرف کنید. یا با تذکر و یا با بعضی از مراعاتها نسبت به هم مسؤولیت دارید.
زن اگر میبیند شوهرش در معاملاتِ بد افتاده، در رفیق بازیهای بد و معاشرتهای بد افتاده، یا مرد اگر میبیند زنش افتاده در بعضی تجمل پرستیهای غلط یا ولنگاریهای غلط، نباید بگوید: حالا او خودش است.
شما هر کدام نسبت به هم وظیفه دارید. باید همت خود را متمرکز کنید. زن و مرد میتوانند بر روی هم اثر بگذارند.
[مجله یاس شماره 32]
آراستگی برای یکدیگر
خدا زيباست و زيبايى را دوست دارد. در خصوص رسيدن به سر و وضع، روايات زيادى در كتب حديثى ما هست. در كتاب «نكاح» مفصل بحث مىشود كه مرد و زن بايستى به خودشان برسند. بعضى خيال مىكنند كه مثلا مردان بايد موى سرشان را بتراشند، نه. در شرع، براى جوانان مستحب است كه موى سر بگذارند. در روايت هست كه «الشعر الحسن من كرامة الله فأكرموه»[3] ، موى زيبا، جزو كرامتهاى الهى است، آن را گرامى بداريد. يا مثلا روايت دارد كه پيامبر اكرم وقتى مىخواستند نزد دوستانشان بروند، به ظرف آب نگاه مىكردند و سر و وضع خود را مرتب مىكردند[4] آن زمان كه آينه به اين شكلى كه حالا هست و فراوان هم هست، نبود. جامعهى مدينه هم كه فقير بود. پيامبر ظرف آبى داشتند، كه وقتى مىخواستند نزد دوستانشان بروند، از آن به جاى آينه استفاده مىكردند. اين، نشاندهندهى آن است كه سر و وضع مرتب، لباس خوب و گرايش به زيبايى، امر مطلوبى در شرع اسلام است، منتها آن چيزى كه بد و مضر است، آن است كه اين وسيلهاى براى فتنه و فساد و تبرج شود. همانطور كه گفتم، ضررهايش تا خانواده و نسل بعد هم مىرسد.
اما اگر از همدیگر شكایت یا انتقادی داشتیم چطور یا چگونه بیان كنیم؟
قبل از هرچیز از قضاوت عجولانه بپرهیزید. قبل از اقدام به هر عمل یا هر گونه صحبت خوب است بدانیم واقعاً چه پیش آمده است. با دیدگاهی منطقی و واقع بینانه، ابعاد گوناگون قضیه را بررسی كرده، از سوء تفاهم پیشگیری كنیم. دیدن از دریچه چشم دیگری به معنای درك عواطف، احساسات، اندیشه ها و افكار اوست. بدان گونه كه پیشینهی فرهنگی، تربیتی و خانوادگی او، طی سالیان متمادی به او آموخته است.
اگر واقعاً بتوانیم در قضاوت ها، نه تنها خود، بلكه دیگران را نیز در نظر بگیریم زندگی بسیار زیباتر از آن چیزی می شود كه انتظار داریم.
نكتهی بعدی رعایت احترام خود و طرف مقابل در تمام شئون زندگی حتی طرح شكایت هاست. اگر از عملكرد و نوع كاركرد همدیگر انتقاد كنیم بسیار بهتر از آن است كه با به كارگیری الفاظ تند و توهین آمیز، شخصیت یكدیگر را آماج حمله قرار داده، احساس تنفر نسبت به خودمان را در ذهن طرف مقابل شكل داده، شدت بخشیم. گاه دیده میشود برخی افراد برای اثبات نظر خود و یا فرو نشاندن خشم ناشی از پیشامدی (كه البته طرف مقابل را مسبب آن وضعیت می دانند) در انتقادها و یا سخنان خود از واژههایی استفاده میكنند كه مطمئن هستند طرف مقابل را میآزارد و یا حداقل خشم او را برمیانگیزد. بیایید فكر كنیم. با این عمل چه چیزی به اثبات میرسد. كدام وضعیت بهبود مییابد؟ چه نتیجهای از چنین رفتاری عایدمان میشود؟ آیا غیر از این است كه یك آدم خشمگین و عصبی تبدیل به دو نفر میشود؟
اگر تصور میكنیم مردی به لحاظ مادی امكاناتی را كه انتظار داشتهایم فراهم نكرده و یا آن گونه كه باید در جهت رفاه معنوی خانواده نكوشیده است، حق داریم او را با دیگران، خصوصاً افراد معینی كه حساسیت او را برمی انگیزد، مقایسه كنیم؟ آیا چنین مقایسه ای تحقیر آشكار او نیست؟ آیا انتظار داریم همه به شیوهای یكسان عمل كنند؟ آیا میپسندیم خودمان نیز مورد قیاس قرار گیریم؟ نتیجه مقایسه، احساس حقارت، كمبود، عدم اعتماد به نفس و خشم است و چگونه میتوان در تمام طول زندگی با كسی زیر یك سقف زندگی كرد كه هر لحظه برای شما یادآور احساسات منفی و خاطرات تلخ و نامطلوب است؟
بیایید مشكلات را به هم ربط ندهیم. اگر مشكلی پیش آمده، در همان زمان و مكان خودش، به رفع آن مبادرت ورزیده و یك مورد را به تمام وقایع زندگی مرتبط نكنیم. در غیر این صورت یك مشكل كوچك آنقدر دامنه دار میشود كه كنترل عواقب ناشی از آن كاری دشوار خواهد بود. قرار نیست یك سوء تفاهم كوچك یا اشتباه ناچیزی كه از یكی از طرفین یا بستگان او سر زده در هر موقعیت یا هر مشاجره یا اختلاف نظر (برای گرفتن امتیاز بیشتر از طرف مقابل) تكرار شود! در چنین موقعیتی نه تنها برای مشكلِ زمان حال چارهای اندیشیده نشده و نتیجهای از بحث موجود حاصل نمیشود بلكه زخمهای كهنه سر باز میكنند و فرصت التیام دست نمیدهد. علاوه بر این كه موردی نیز برای ادامه مشاجره و شدت یافتن آن پیدا میشود. این مسیر طولانی مطمئناً هدف اصلی ما را در نتیجهگیری تأمین نمیكند. با تغییر در صحبت كردن و یا حتی تغییر عبارات ساده به روابطی بسیار مطلوبتر، صمیمانهتر و خوشایندتر دست می یابیم. گاهی اوقات تغییر الگوی رفتاری در زندگی الزامی به نظر میرسد. استفاده از عبارات و كلمات و نوع بیان، یا تغییر در سبك گفتاری به ما امكان میدهد از موقعیت های استرسزا دوری گزیده، شرایط را به شكلی مطلوب به سمت آرامش و رفاه خانواده سوق دهیم. زبان خوش چیزی نیست جز رعایت احترام طرف مقابل و به كارگیری الفاظ و عباراتی كه كمترین میزان تنش را مابین طرفین ایجاد كرده و بهترین نتیجه را به بار میآورد. و تمام اینها مبیّن یك شیوه ارتباطی است: "ارتباط بدون سرزنش " .
نحوه تعامل والدین با فرزندان
پیامبر صلی الله علیه وآله فرمودهاند: «بچهها، آینهی رفتار شما هستند.» پس اگر فرزند شما در تحصیل و تربیت دچار مشکل میشود، کسی را مقصر ندانید و همیشه از خودتان سلب مسئولیت نکنید. معمولاً خانوادههای ما اگر فرزندانشان بد تربیت شوند، میگویند: «جامعه یا مدرسه» و یا برخی از مادران به اقوام شوهر ربط میدهند! مواظب باشید، «از کوزه همان برون تراود که در اوست.» دیگران را مقصر بدتربیتی فرزند خود ندانید. شما در منزل بودهاید، با همسرتان برخورد داشتهاید، لقمهی حلال یا حرام به منزل آورده اید و در برابر رفتار فرزندتان، عکس العمل نشان دادید. کودکی که در شبانه روز 90% اوقات خود را در کنار پدر و مادر به سر میبرد، چه کسی میتوانسته است، روی او تأثیر گذار باشد؟ مطمئن باشید اگر دیگران روی فرزند شما تأثیر گذاشتهاند، زمینه و بستر آن را خود شما فراهم کرده اید.
8 بحارالانوار، ج 76، ص 83
9 بحارالانوار، ج 10، ص 92.