اخلاق معاشرت

يكى از ضرورتهاى زندگی «مردم‏دارى‏» است، يعنى با مردم بودن، براى مردم بودن، در خدمت‏ديگران بودن، شريك درد و رنج و راحت و غم ديگران بودن. همراهى‏و همدردى و همگامى و همخونى با ديگران و هر نام ديگرى كه بتوانى‏بر آن بگذارى، ليكن واقعيت، همه يكى است، يعنى خود را خدمتگزارو غمخوار ديگران ديدن و دانستن.

اين، رمز و راز حيات اجتماعى يك مسلمان است و براى او «پايگاه‏مردمى‏» و برخوردارى از رافت و رحمت و مودت و حمايت مردم رافراهم مى‏آورد.

ماهى به آب زنده است و يك مسلمان اجتماعى، به حسن سلوك باديگران.

بايد ديد چه چيزهايى و چگونه رفتارهايى و چه روحياتى اين‏زمينه و موقعيت و پايگاه را براى انسان پديد مى‏آورد؟ وقتى هدف يك‏مسلمان، خدمت‏بيشتر به همنوعان است، بايد راه و رسم آن را هم‏آموخت. مردم‏دارى، يكى از اين رمزها است. فلسفه خلقت عبادت است و عبادت بجز خدمت خلق نيست.

خداوند در قران کریم میفرماید:ماخلقت الجن والانس الا لیعبدون "جن وانسان راخلق نکردیم مگر برای عبادت

پیامبر اسلام (ص) می فرمایند :از جمله بندگان آن کس پيش خدا محبوب تر است که برا بندگان خداسودمندترست( نهج الفصاحه ، ص 15، ح (86)

 كسي كه به هموطنانش علاقه ندارد، در زندگي بيشترين مشكلات را پيدا ميكند. و بيشترين آسيبها را هم به ديگران ميرساند.

امام علي (ع)می فرمایند:آن كه ميان خود و خدا را اصلاح كند، خدا ميان او و مردم را اصلاح مىكند و آن كه كار آخرت خود را درست كند، خدا كار دنياى او را سامان دهد. و آن كه او را از خود بر خويشتن واعظى است، خدا را بر او حافظى است .

وباز فرمودند: رساترين چيزى كه بوسيله آن مى توانى خدا را براى خود جلب كنى اين است كه در باطن نسبت به همه مردم خير خواه و مهربان باشى .. پيامبر عليه السلام فرمود: بدان هر عمل كريمانه اى كه انجام مى دهى و هر كار مهمى كه درباره يكى از برادران دينيت بجا مى آورى ، با آن عمل بزرگ خودت را گرامى داشته و شرف انسانيت را به آن زينت مى دهى پس از غير خودت شكر. سپاس كار خوبى را كه براى خود انجام داده اى طلب مكن . تشكر و سپاسگزارى كار خيرت را هرگز از غير خداوند توقع مكن

در اینجا به مهمترین عوامل وعناصر موثر درمعاشرت با مردم وسازگاری بامردم اشاره می کنیم

 

مردم شناسی

مردم  را چگونه می توان شناخت ؟

برای مردم داری ،مردم شناسی لازم است . بنابرین ضروری است  که بدانیم مردمانی که اطراف ما زندگی می کنند چه ویژگی هایی دارند؟

مطلب اول  اینکه :انسانها با یکدیگر متفاوت هستند یعنی  همان گونه که چهره و ظاهر دو نفر مثل هم نیست اندیشه و سلیقه آنها نیز شبیه به یکدیگر نیست و طرز فکر و شخصیت هر کس مخصوص بخود و منحصر بفرد است. بنابراین ما به تعداد کسانی که با آنها بر خورد می کنیم با سلیقه و فکر مواجه هستیم و زندگی کردن با افراد و روحیات مختلف - دانش خاصی می طلبد

مطلب دوم :انسان موجود پیچیده ،بااحساسات ،عواطف وجنبه های عقلانی متنوع است  در هریک از این ابعاد  وجنبه ها هر انسانی  نیازهایی وجود دارد که هرگاه این نیازها  از طرف دیگران ارضاء شود، احساس مهم بودن  در فرد برانگیخته می شود

بخشی از این  نیازها  با زبان وکلام  در قالب تعریف ، تایید، تحسین، وتشویق صادقانه وصمیمانه ارضاء می شود  .

بخشی دیگربه ارضاء نیازهای عاطفی مربوط می شود

وبخشی هم به برآورده شدن نیازهای عقلانی انسان بازمی گردد

 

با مردم چگونه باید رفتار کنیم؟

 

امیر مومنان علی ع دیدگاه کلی اسلام را پیرامون معاشرت با مردم در سخنی چنین تبیین می کتد: خالطوا الناس مخالطه، ان متم معها بکوا علیکم وان عشتم حنوا الیکم- با مردم طوری معاشرت کنید که اگر با آن حالت مردید در سوگتان بگریند و اگر زنده بودید با شما دوست باشند.

یعنی به گونه ایی زندگی کنیم که دیگران از مرگ ما ناراحت واز دیدار ما خوشحال وخشنود باشند

اين همان مفهومى است كه در شعر «عرفى‏» آمده است:

چنان با نيك و بد خو كن، كه بعد از مردنت «عرفى‏» *** مسلمانت ‏به زمزم شويد و هندو بسوزاند

و اين، نه به معناى بى‏تفاوتى در مقابل حق و باطل و صلاح و فساد، يا زير پا نهادن ارزشهاى مكتبى و ناديده گرفتن اصول و مبانى است، بلكه «سلوك شايسته‏» و «حسن‏خلق‏» و اخلاق نيك و جاذبه رفتارى است، كه حتى بيگانه را هم جذب مى‏كند.

 

1- شناخت روحیات مردم ومطابق آن برخورد کردن

برای درست برخورد کردن با مردم لازم است که  انسان افراد جامعه خویش را بشناسد و با آنها طبق روحیات خودشان بر خورد کند و با آنها مدارا کند. از رسول خدا صلّى الله عليه وآله وسلّم روايت است: همان گونه كه پروردگارم مرا به انجام واجبات فرمان داده است، به‏مدارا با مردم دستور داده است. (وسائل‏الشيعه، ج‏8، ص‏540).

در حديث ديگرى چنين آمده است كه جبرئيل، به محضر رسول‏خدا صلّى الله عليه وآله وسلّم آمد و از سوى خدا چنين پيام آورد كه: «اى محمد! پروردگارت‏سلام مى‏رساند و به تو مى‏گويد: با بندگان من مدارا كن.» (همان).

. رسول اکرم ص می فرماید: مداراه الناس نصف الایمان والرفق بهم نصف العیش- مدارای با مردم نیمی از ایمان و سازش و رفاقت با آنها نیمی از زندگی است. امام علی ع نیز در وصیت به محمد حنفیه می نویسد:

بدان که پس از ایمان بخدای بزرگ- راس خردمندی مدارا کردن با مردم است! و کسی که با مردم به نیکی معاشرت نکند خیری در او نیست.

رابطه فرزند با پدر و مادر

اولین گروه از انسانها که رابطه با آنها بسیارمهم است پدر ومادر هستند

مهم‏ترین رابطه میان انسانی با انسان دیگر، رابطه فرزند با پدر و مادر است که اصل وجود فرزند وابسته به آنها است.آنچه پدر و مادر برای فرزند انجام می‏دهند، به هیچ وجه قابل جبران و مقابله نیست و از این رو نمی‏توان بر اساس قاعده قسط و عدل رفتار آنان را پاسخ داد.گویا به همین دلیل است که قرآن کریم معیار ارزش را در رابطه با پدر و مادر، احسان قرار داده است و در هیچ آیه‏ای نیامده که فرزند باید با پدر و مادر رفتاری عادلانه داشته باشد؛ زیرا در چنین موضوعی، عدل کارایی ندارد.

احترام به والدين

 نيكي به پدر و مادر، وظيفه اي اخلاقي است كه در واجب بودن شكر مُنعم ريشه دارد. انسان فطرتاً شاكر و سپاسگزار كسي است كه به او نيكي كرده است. سپاسگزاري از پدر و مادر، نشانه و گواه سلامت فطرت است و كسي كه به پدر و مادر خود نيكي مي كند، از فطرت خود پاسداري كرده است. اهميّت سپاسگزاري از پدر و مادر، چنان است كه خداوند پس از امر به شكرگزاري از خود، شكر پدر و مادر را آورده است

و انسان را درباره پدر و مادرش سفارش كرديم. مادرش (به هنگام بارداري) او را با ناتواني روي ناتواني حمل كرد و دوران شيرخوارگي او در دو سال پايان مي يابد (آري او را سفارش كرديم) كه شكرگزار من و پدر و مادرت باش كه بازگشت (همه) به سوي من است.
و همانطور كه كسي نمي تواند شكر پروردگار به جاي آورد، شكرگزاري از پدر و مادر نيز بسيار دشوار و در حدّ محال است. از پيامبر اكرم ـ صلّي الله عليه و آله و سلّم ـ روايت شده است: هرگز فرزندي پاداش پدرش را ادا نمي كند، مگر آنكه پدر مملوك باشد و فرزند او را بخرد و آزاد سازد.
و نيز از ايشان روايت شده است: نيكي به پدر و مادر برتر از نماز و روزه و حج و عمره و جهاد در راه خداست.
نيكي به پدر و مادر چنان اهميتي دارد كه حتي پدر و مادري كه از نظر عقيده دچار انحراف هستند و يا به فرزند خود ظلم كرده اند، بايد مورد احترام واقع شوند و فرزند به آنان نيكي كند

مادر حق ويژه اي دارد و نيكي به او مقدم است. امام صادق ـ عليه السّلام ـ فرمودند: شخصي نزد پيامبر اكرم ـ صلّي الله عليه و آله و سلّم ـ آمد و پرسيد اي پيامبر! به چه كسي نيكي كنم؟ فرمودند: مادرت. پرسيد: سپس به چه كسي؟ فرمودند: مادرت. باز پرسيد: سپس به چه كسي؟ فرمودند: به مادرت. دوباره پرسيد: سپس به چه كسي؟ فرمودند: به پدرت.

  وجوب پرهيز از آزار پدر و مادر
خداوند در قرآن كريم نيكي به پدر و مادر را وظيفه اي واجب معرفي فرموده است؛ وظيفه اي كه پس از «توحيد در پرستش» ذكر شده است:
وَ قَضى رَبُّكَ أَلاَّ تَعْبُدُوا إِلاَّ إِيَّاهُ وَ بِالْوالِدَيْنِ إِحْساناً إِمَّا يَبْلُغَنَّ عِنْدَكَ الْكِبَرَ أَحَدُهُما أَوْ كِلاهُما فَلا تَقُلْ لَهُما أُفٍّ وَ لا تَنْهَرْهُما وَ قُلْ لَهُما قَوْلاً كَرِيماً 
پروردگار تو مقرر كرد كه جز او را مپرستيد و به پدر و مادر (خود) احسان كنيد؛ اگر يكي از آن دو يا هر دو در كنار تو به سالخوردگي رسيدند به آنها (حتي) «اف» مگو و به آنان پرخاش مكن و با آنها سخني شايسته بگوي.
مطابق اين آيه نيكي به پدر و مادر امري واجب و كوچكترين بي احترامي به آنان ممنوع است. اين وجوب و ممنوعيت، چنانكه گفتيم، پس از بيان وجوب يگانه پرستي ذكر شده است و اين گواه اهميت حقوق والدين است.
اهانت و بي احترامي نسبت به والدين به هيچ روي پذيرفته نيست؛ حتي كوچكترين رفتار يا گفتاري كه موجب آزار آنان باشد بر طبق اين آيه ممنوع است. امام رضا ـ عليه السّلام ـ فرمودند:
اگر لفظي كوتاهتر و سبك تر از «اف» وجود داشت، خداوند آن را در آيه ذكر مي فرمود.
و در روايت ديگري آمده است كه مقصود از «اف»، كمترين آزار است و اگر كلمه اي وجود داشت كه بر آزاري كوچكتر دلالت مي كرد، خداوند از آن نهي مي فرمود

  روايات بسياري در نهي از آزار پدر و مادر آمده است. امام باقر ـ عليه السّلام ـ از پيامبر اكرم ـ صلّي الله عليه و آ و آو سلّم ـ نقل فرمودند:
اياكم و عقوق الوالدين فان ريح الجنة توجد من مسيرة الف سنة و لا يجدها عاقٌ...؛
از آزار پدر و مادر بپرهيزيد، زيرا بوي بهشت از هزار سال فاصله احساس مي شود، ولي آزاردهنده پدر و مادر آن را نمي يابد.

آزار والدين حتي اگر آنان ظالم باشند جايز نيست. امام صادق ـ عليه السّلام ـ فرمود: كسي كه به پدر و مادرش به حالت دشمني و تنفر نگاه كند خداوند نمازش را نمي پذيرد.

فروتني در برابر والدين
فروتني در برابر پدر و مادر از سر مهرباني، سفارش خدا و مصداقي از نيكي به پدر و مادر است و نشانه اي از روح شكرگزاري به شمار مي رود:
دو بال فروتني خويش را از سر مهرباني در برابر آنان فرود آر، و بگو: پروردگارا! آن دو را رحمت كن چنان كه مرا در خردي پروردند.

.

امام موسي كاظم (ع):بهترين چيزى كه به وسيله آن بنده به خداوند تقرّب مىجويد، بعد از شناختن او، نماز و نيكى به پدر و مادر و ترك حسد و خودبينى و به خود باليدن است.

 .بهترين کارها در نزد خدا نماز به وقت است ، سپس نيکی به پدر و مادر ، آنگاه جنگ در راه خدا .کنز العمال ، ج 7 ، ص 285،

دو چيز را خداوند در اين جهان کيفر مي دهد : تعدی ، و ناسپاسی پدر و مادر . کنز العمال ، ج 16، ص 462

 

 قرآن کریم سفارش می‏کند که در برخورد با پدر و مادر پیر و فرتوت خود، اظهار خستگی و ناشکیبایی نکنید و آن گونه نباشید که آنان احساس کنند شما از خدمت کردن به ایشان خسته شده‏اید: «اگر یکی از آن دو یا هر دو در کنار تو به سالخوردگی رسیدند به آنها اف مگو، به آنان پرخاش مکن و با آنها سخنی شایسته بگوی.و از سر مهربانی، بال فروتنی بر آنان بگستر و بگو: پروردگارا، آن دو را رحمت کن، چنان که مرا در کودکی پروراندند» . (سوره اسراء، آیه 23 و 24)

 

 دراینجااصول کلی ارتباط  ومعاشرت صحیح با همه مردم ،خصوصا افرادی که در زندگی انسان تاثیر بسزایی دارند  را بر می شماریم:

1-احترام گذاشتن وشخصیت دادن به مردم

احترام گذاشتن وشخصیت دادن به دیگران یعنی ایجاد احساس بزرگی ومهم بودن در دیگران است 

هرکسی در زندگی  به دنبال دریافت تایید  از اطرافیان خوداست  ومایل است ارزش واقعی اورا بشناسند

همه انسانها دوست دارند از نظر دیگران مهم و باا رزش  باشند . هر کسی در دنیای کوچک خود نیاز دارد که  احساس کند ، هم برای خودش و هم برای دیگران  مهم استتتا                               

فهم ودرک این موضوع وارضاء این احساس  در دیگران  شاهراه نفوذ در قلب ودل آنهاست   مدیریت خوب رهبری توانمند ونفوذ در قلبها مبتنی بر این پایه اخلاقی وتربیتی است

اما چگونه می توان حس مهم بودن ،بزرگ بودن و کسی بودن را در دیگران برانگیخت؟

انسان موجود پیچیده ،بااحساسات ،عواطف وجنبه های عقلانی متنوع است  در هریک از این ابعاد  وجنبه ها نیازهایی وجود دارد که هرگاه این نیازها  از طرف دیگران ارضاء شود، احساس مهم بودن  در فرد برانگیخته می شود

بخشی از این  نیازها  با زبان وکلام  در قالب تعریف ، تایید، تحسین، وتشویق صادقانه وصمیمانه ارضاء می شود  .

2-  تشويق و تحسين کردن صميمانه و صادقانه خوبیها  و توانمديهايي که در ديگران وجود دارد 

 همة انسانها به شدت تشنه تعريف و تمجيد هستند. جنبه¬هاي مثبت افرادي را كه با آنها سروكار داريد پيدا كنيد و بدون بخل¬ورزي صفات مثبت آنها را تعريف و تمجيد كنيد.

 اغلب يا همه افراد، به لحاظ برخوردارى از غريزه «حب نفس‏»، دوست دارند كه مورد توجه و عنايت قرار بگيرند. توجه به اين نياز، درحدى كه به افراط كشيده نشود و آثار سوء نداشته باشد، عاملى درجهت تغيير رفتار يا ايجاد «انگيزه عمل‏» در انسانهاست.

وقتى كسى را مورد تشويق قرار مى‏دهيم و به خاطر داشتن صفتى‏يا انجام كارى مى‏ستاييم، در واقع حس «خود دوستى‏» او را ارضاءكرده‏ايم. اين هم، جاذبه و محبت مى‏آفريند، هم، نيت و انگيزه پديدمى‏آورد يا تقويت مى‏كند.

همچنان كه از لفظ تشويق نيز برمى‏آيد، به معناى «بر سر شوق‏آوردن‏» و «راغب‏ساختن‏» در ماهيت تشويق نهفته است. اين كار، نيازمند شناخت‏ما از روحيات و خصلتهاى روانى اشخاص به معناى عام، و ازويژگيهاى روحى فرد مورد تشويق به طور خاص است. در تشويق، بايد از لفظ، شيوه و برخوردى استفاده كرد كه در درون شخص، شوق ونيت و علاقه ايجاد كند و اين محرك درونى، او را به تلاش بيرونى واداركند، نه اينكه صرفا يك «تحريك بيرونى‏» باشد.

بعضى خصلت «تشويق ديگران‏» را ندارند و به دليل خودخواهى، غرور، حسد يا هر عامل ديگر، هرگز زبان به ستايش و تمجيد ازخوبيهاى ديگران نمى‏گشايند و گفتن يك كلمه تشويق‏آميز، برايشان‏بسيار سنگين است، هرچند خودشان پيوسته دوستدار آنند كه موردتشويق ديگران قرار بگيرند. برخى هم به گونه‏اى تربيت‏شده‏اند كه براحتى زبان به تعريف ازديگران و خوبيهايشان مى‏گشايند و نه تنها تشويق خوبان برايشان‏سنگين نيست، بلكه از اين كار، لذت هم مى‏برند. و... چقدر تفاوت‏ميان اين دو گونه افراد است!

داشتن زبان و لحن تشويق‏آميز، موهبتى خدايى است. نشان كمال‏روحى و همت‏بلند و علاقه به بالندگى و رشد انسانهاست. تشويق، درنيكان و نيكوكاران، زمينه بيشتر براى «عمل صالح‏» پديد مى‏آورد ونسبت‏به بدان و بديها، اثر غير مستقيم بازدارندگى دارد. اگر درجامعه‏اى ميان نيك و بد فرقى گذاشته نشود و به شايستگان فرزانه وفداكار و فرومايگان تبهكار به يك چشم نگاه كنند، اين عامل سقوط‏اخلاقى و ارزشى جامعه است; صالحان مايوس و دلسرد مى‏شوند وفاسدان جرات و گستاخى مى‏يابند. اين مضمون كلام حضرت على عليه السلام است كه در عهدنامه‏اى كه به مالك‏اشتر نخعى نوشت، او را به اين‏ارزشگذارى و بهادادن به نيكان صالح فرمان داد:«لا يكونن المحسن و المسيئ عندك بمنزلة سواء، فان فى ذلك تزهيدا لاهل‏الاحسان فى الاحسان و تدريب لاهل الاسائة‏»; (نهج‏البلاغه، فيض‏الاسلام، نامه 53  ).

اى مالك... هرگز «نيكوكار» و «بدكار» نزد تو يكسان و در يك‏جايگاه نباشند، چرا كه در اين كار، بى‏رغبتى نيكوكاران در امرنيكوكارى است، و ورزيدگى و شوق بدكاران براى بدى است.

تفاوت‏گذاشتن ميان نيك و بد در نوع برخورد و احترام و توجه، نه‏تنها با «عدالت‏» منافاتى ندارد، بلكه سوق‏دادن جامعه به سوى‏صلاحيتهاست و ارج‏نهادن به نيكها و نيكان است. اين تفاوت رفتاربه‏خاطر تفاوت عمل ديگران، هم در محيط خانه و ميان فرزندان قابل‏عمل است، هم در محيط درسى و ميان دانش‏آموزان و دانشجويان. هم‏نسبت‏به كارمندان، سربازان، خدمتگزاران و اقشار مختلف ديگر. هم در بحث تنبيه و توبيخ، هم در مقوله ستايش و تشويق، بايدتناسب ميان «عمل‏» و «ميزان تشويق‏» مراعات شود، تا اثر مطلوب راببخشد. بدون اين تناسب، يا افراط مى‏شود يا تفريط، و هر دو زيانباراست. البته هر يك از اين زياده‏روى يا كوتاهى در تشويق و ستايش هم‏ريشه‏ها و عللى دارد.

على عليه السلام مى‏فرمايد:«الثناء باكثر من الاستحقاق ملق و التقصير عن الاستحقاق عى او حسد». (  حكمت 339 ).

ستايش بيش از حد استحقاق و شايستگى، تملق و چاپلوسى‏است. و كم گذاشتن و كوتاهى از حد استحقاق، ناتوانى يا حسادت‏است.

اين سخن، ضمن تاكيد بر همان «تناسب‏»، دو جنبه افراط و تفريطرا در اين مساله يادآور مى‏شود و به ريشه آن هم اشاره دارد. زياده‏روى‏در مدح، يا از جهالت و نشناختن قدر و ارزش كارها و اشياء سرچشمه‏مى‏گيرد، يا نشانه روحيه چاپلوسى و نوكرصفتى و حقارت نفس و روح‏است. حضرت امير عليه السلام در سخنى ديگر مى‏فرمايد:«اكبر الحمق الاغراق فى المدح و الذم‏»; (  غرر الحكم، ج‏4، ص‏548.).

بزرگترين نادانى، زياده‏روى در ستايش يا بدگويى است.

هرچند سخن از تشويق است، ولى مدح و ستايش نيز، يكى ازجلوه‏هاى تشويق و روشهاى رغبت‏آفرينى در افراد به شمار مى‏آيد.

از آنجا كه تشويق، براى انگيزش به كار نيك است، اگر كمتر از«ارزش كار» و «فضيلت صفات‏» باشد، موجب كم‏اهميت جلوه يافتن آن‏كار و صفت مى‏گردد. مثلا اگر يك دانش‏آموز، پس از يك سال تلاش‏پيگير در امر تحصيل و داشتن معدل «بيست‏»، فقط با يك «بارك‏الله‏» و«احسنت‏» تشويق شود، روحيه خود را از دست مى‏دهد، يا اگر در برابرفداكارى عظيم و ايثار چشمگير يك انسان وارسته، تنها به ستايش‏مختصرى اكتفا شود، حق او ادا نشده است. برعكس، اگر در برابر كارنيك كوچكى عظيمترين تشويقها به عمل آيد، مثلا در يك جلسه و دريك مسابقه حضورى براى كسى كه يك پرسش عادى را فى‏المجلس‏جواب داده، يك «سفر حج‏» جايزه بدهند، اين نيز بدآموزى دارد، هم‏ارزش آن جايزه لوث مى‏شود، هم براى آنان كه با تلاش بيشتر، شايستگيهاى والاترى را از نظر علمى و عملى دارند ولى مورد تشويق‏قرار نمى‏گيرند، دلسرد و مايوس مى‏كند.

3- منافع مردم را در نظر گرفتن

در هر ارتباطي منافع ديگران را در نظر بگيريد خصوصاً وقتي كه اين ارتباط براي رضای خدا باشد  تا مطمئن نشده­ايد كه چيزي به كسي ميدهيد از او چيزي نخواهيد. تا منفعتي براي طرف مقابل در نظر نگرفته­ايد، از او درخواستي نكنيد.

 

آنچه را كه وظيفه آنهاست با « لطفاً » بخواهيد و آنچه را كه بايد انجام دهند؛ با تشكر، سپاس بگوييد.

نشان دهيد كه بي­غرض هستيد. كافي است مخاطب شما احساس كند كه شما براي منافع خود ارتباط برقرار كرده­ايد و غرض داريد، تا از شما متنفر گردد.

اميرالمؤ منين عليه السلام مى فرمايد خوشا بحال آنكه سينه اش از كينه مردم خالى ، و دلش را از بد انديشى برهاند و پاكيزه سازد. كه آن حضرت ايضا مى فرمايد: الحقد داء دوى و مرض موبى . كينه توزى ، ناخوشى مهلك و همانند و با است ، كه موجب هلاكت و ذوب شدن اين بيمار مى گردد و از درون او را مى خورد.

همیشه کاری کنید که دیگران احساس کنند  درنزد شما مهم هستند . هر کسی در دنیای کوچک خودش نیاز دارد که  احساس کند ، هم برای خودش و هم برای دیگران  مهم است .

البته هیچ کس از گوش دادن به تملق های بی ارزش فریب کارانه خوشش نمیاید . ولی به تحسین و قدر دانی صمیمانه عشق می ورزد . هر کسی دوست دارد که دوستانش ، همکارانش و اطرافیانش او را از ته دل تایید و تحسین کنند .

درهمه ادیان و مذاهب یک اصل مشترک وجود دارد که می گوید:

 چیزی را که برای خود میپسندی برای دیگران هم بپسند و چیزی را که برای خود نمیپسندی برای دیگران نیز نپسند .

 شما دوست دارید و می پسندیدکه دیگران شما را از ته دل تحسین وتأیید کنند پس شما هم همین کار را برای دیگران کنید. تا به شاهراه نفوذ در دیگران برسید.

یادتان باشد ما در دنیایی زندگی می کنیم که تابع قانون سوم نیوتن است . هر عملی عکس العملی دارد .

شماوقتی کسی رااز ته دل تحسین وتأییدمی کنید در واقع او را تشویق می کنید که او هم شما را از ته دل تأیید و تحسین کند . چیزی که شدیدا به آن احتیاج داریم. ‏  افکار رفتار و گفتار هر کس، به خودش بر مي‌گردد.

 

اگر کنار کوهي بايستيم و بگوئيم خداياتو را دوست دارم، در بازتاب این صدا مي‌شنويم که مي‌گويد خدا يا تو را دوست دارم. (طبق قانون سوم نيوتن).

در واقع هر  گاه شما در حق کسی خوبی می کنید در حق خودتان خوبی کرده اید به هرکس شخصیت بدهید  به خودتان شخصیت داده اید  . خداوند در قرآن کریم می فرماید :  ان احسنتم ،احسنتم لانفسکم و ان أسأتم فلها

 

یعنی اگر در حق دیگران خوبی کنید در حق خودتان خوبی کرده اید و اگر بدی کنید نیز در حق خود بدی کرده اید .

 احترام به مردم احترام به خود است‏

امام على عليه السلام : اگر به كسى احترامى نمایی ، در حقيقت به خودت احترام نهاده‏اى و حيثيت خويش را با آن آراسته‏اى . بنابراين ، به خاطر خوبى و احترامى كه به خودت كرده‏اى  از ديگرى انتظار سپاسگزارى نداشته باش .

پس کاری کنید که اطرافیان شما احساس کنند مهم هستند و این کار را صمیمانه انجام دهید .

اگر شما در حق کسی خوبی کردید (یعنی انرژی مثبت دادید ) و او در حق شما بدی کرد یقین داشته باشید انرژی مثبت شما بالاخره طبق قانون سوم نیوتن به شما بر می گردد .دقیقا از جایی ودر  وقتی واز  کسی که  اصلا انتظارش را نداشتید این همان بازتاب عمل خیر وخوبی شماست  که به سوی شما بازگشته است ..

پیغمبر اکرم (ص) می فرماید : خداوند به من فرمود :1- گذشت کنم از کسی که به من ستم کرده .2-  بدهم و ببخشم به کسی که مرا محروم کرده .3-ارتباط برقرار کنم با کسی که با من ارتباطش را قطع کرده

این فرموده پیامبر اکرم همین روشی است که اثبات می کند شخصیت دادن به افراد  ونادیده گرفتن بدیهای آنها  باعث رشد وتکامل دو طرف خواهد شد.

رساترين عامل جلب رحمت خدا ترحم به خلق است

4- خوش اخلاق بودن با مردم

خوش اخلاقی  كمندى است كه ديگران را در دام محبت اسيرمى‏كند.كيست كه از برخورد شايسته خوشش نيايد و جذب چنين‏انسانى نشود؟

از امام صادق(ع) پرسيدند: حد و مرز اخلاق نيك، چيست؟ فرمود: آن است كه: اخلاقت را نرم كنى، كلامت را پاكيزه سازى،

و با چهره‏اى باز و گشاده با برادران دينى‏ات روبه‏رو شوى. 1) .

گشاده‏رويى، از بارزترين صفات رسول خدا(ص) بود كه سهمى‏عمده در جذب مردم به اسلام و شيفتگى آنان به شخص پيامبر اسلام‏داشت. خداوند در باره اين خصلت مردمى رسول اكرم(ص)مى‏فرمايد:

«فبما رحمة من الله لنت لهم و لو كنت فظا غليظ القلب لانفضوا من حولك‏»; (2) .

به خاطر رحمت الهى بود كه براى مردم نرم شدى و اگر تندخو وخشن و سخت‏دل بودى، از دور تو پراكنده مى‏شدند.

در ادامه آيه مى‏فرمايد: پس، از آنان درگذر، برايشان استغفار كن، ودر كار با آنان مشورت نما.

گويا كه «عفو»، «استغفار» و «مشورت‏»، نمونه‏هاى ديگرى از حسن‏خلق و رفتار مردم‏دارانه و جاذب است، چرا كه نوعى اعتماد به مردم وبه حساب آوردن آنان است و چنين برخوردى، عامل جاذبه شخص‏مى‏گردد

 

امام علي (ع):ناتوانترين مردم كسى است كه توانِ به دست آوردن دوستان را ندارد، و ناتوانتر از او كسى است كه دوستى به دست آرد و او را از دست بدهد.

امام علي (ع):با دوستت چنان دوست باش ،که شاید  روزى دشمنت شود، و با دشمنت چنان دشمن باش که شاید روزى دوستت شود .

5- هيچگاه به دنبال انتقام جويي نبودن از مردم

کسي که به فکر انتقام باشد، هميشه زخمهاي خود را تازه مي‌کند

خداوند در قران کریم می فرماید :﴿ خُذُ العفو ﴾بخشش را پيشه خود كنيد.

بذل و بخشش از اوصاف كريمان است ولى اگر بقدر نسبى از آن صفت برجسته دارا باشيم كه اين هم در دنيا نافع است و هم در آخرت . لا سيادة لمن لا سخاء له . (56) اميرالمؤ منين عليه السلام فرمود: سرورى و سيادت و آقائى نيست براى كسى كه سخاوت و بخشش ندارد. در جاى ديگر فرمود: لا يمكل الشرف الابالسخاء و التواضع . شرافت انسان ، كامل نگردد مگر بوسيله سخاوت و فروتنى . بنابراين صفات برجسته و شرافت انسان مرهون سخاوت و تواضع است كه اين هر دو موجب كمال انسان و شرف مرد مسلمان است

 

پیامبر اسلام : بهترين كارها پس از ايمان به خدا، دوستي با مردم است.

عاقلتر از همة مردم كسي است كه با ديگران بيشتر مدارا كند.

همانا بهترين صدقه­ها آن است كه به خويشاوندي كه دشمن توست چيزي بدهي.

وين دايرروانشناس مشهور  ميگويد: عشق و محبت خود را نثار كساني كنيد كه با شما در تعارض و تخاصم­اند. عشق ورزيدن به كساني كه شيرين و نازنين و دوست­داشتني­اند كار آساني است. براي اينكه عمق عشق و محبت را در قلب خود تجربه كنيد، ببينيد كه چقدر آنان را كه تحمشان برايتان دشوار است، دوست داريد(به نقل از کتاب شما عظیم تر از آنی هستید که می اندیشید)

زيرا كسي كه به دنبال انتقام گرفتن باشد، بيشترين ضربه را به خود ميزند. هميشه در عذاب است كه چگونه از ديگران انتقام بگيرد.

پيامبر اسلام (ص) ميفرمايد: آن كسي كه خشم خود را فرو ببرد، با اينكه قدرت بر اعمال آن دارد، خداوند دل او را از آرامش و ايمان پر ميكند.

بخشش باعظمتترين شكل تلافي كردن است.

حضرت علي (ع) : با احسان به برادرت او را سرزنش كن و شر او را با بخشش بازگردان. احسان یعنی بدی را با خوبی پاسخ دادن است  

دیل کارنگی در کتاب آیین دوست یابی  می گوید: اگر اشخاص خودخواه و مغرور و متكبري سعي دارند شما را تحقير كنند، يا بفريبند، نامشان را از ليست اسامي معاشرين خود خط بزنيد. ولي هرگز درصدد انتقامجويي برنياييد. زيرا اگر چنين كاري بكنيد، خود را بيشتر از آن اشخاص آزار داده­ايد.

6- از خود تعریف نکردن برای مردم

در برخورد با ديگران از خودتان کمتر تعريف کنيد و توانمنديهاي خود را به رخ ديگران نکشيد.

«اگر مي‌توانی، عاقل و با هوش‌تر از ديگران باشی،باش ، اما هرگز با هوش‌تر بودن خود را به رخ دیگران مکشيد.»

 

امام علی (ع):کسی که خويش را بزرگ ببيند در پيشگاه خدا حقير است.

 اگر ميخواهيد ديگران جذب شما شوند از خودتان تعريف نكنيد. تعريف از خود اگرچه خوشايند خودتان باشد، اما از نظر ديگران ناخوشايند است. بنابراين اگر دوست داريد تعريف شويد، كاري كنيد كه ديگران از شما تعريف كنند.

سخن خود را با سرزنش و گلايه شروع نكنيد

هنگام برخورد با ديگران، گفتگوی خود را با گلايه، سرزنش و انتقاد شروع نکنيد.

 هر کس باد بکارد، طوفان درو خواهد کرد

امام علی (ع) می فرماید:.وقتی مي خواهی عيوب ديگران را ياد کنی ، عيوب خويش را بياد آر . (کنز العمال ، ج 3 ، ص 586، ح )

7- براي عقايد مردم احترام قائل شدن

گـاهـى افـراد، اعـمـال خـلاف را نـه بـه عـنـوان خـلاف ، بـلكـه بـه ايـن عـنـوان كـه آن را عـمـل صـحـيـحـى مـى دانـنـد، انـجـام مـى دهـنـد و چـه بـسـا بـراى آن نـوعـى ارزش و قـداسـت هـم قـائل هـسـتـنـد. بـه عـنـوان مـثـال ، جـوانـى كـه بـا لبـاسـى جـلف و مـبـتـذل در جـامـعـه ظـاهـر مى شود يا زنى كه در آرايش مو و لباسش از الگوهاى اجنبى الهام مى گـيـرد يـا مـردى كه موهاى شاربش را آنقدر كوتاه نمى كند كه روى دهانش را مى پوشاند، چه بـسـا هـيـچ كـدام در انـجـام اين امور بناى ناسازگارى با دين و اهانت به مقدّسات دينى نداشته باشد، بلكه آن را نشانه شخصيت و حيثيت اجتماعى بدانند و به آن افتخار كنند.
بـه عبارت روشنتر، همان گونه كه ما به مقتضاى اعتقاد اسلامى مان آنها را گمراه و منحرف مى دانـيـم ، آنـهـا نـيـز خـود را بـر حـق و مـا را بـر بـاطـل مـى شـمـارنـد و بـه اصـطـلاح در جهل مركّب به سر مى برند.
كـسـى كـه در مـعـاشـرت با چنين افرادى قصد امر به معروف و نهى از منكر دارد، بايد به اين نـكـتـه تـوجـّه داشـتـه بـاشـد، كـه در بـرخـورد بـا كـسـانـى كـه اعمال خلاف و باطل را از روى اعتقاد و تقدّس انجام مى دهند، تنها بايد با سلاح حكمت و منطق وارد شد و با ملايمت و شفقت آنها را متوجّه اشتباهشان كرد. قرآن كريم در اين باره مى فرمايد:
(اُدْعُ اِلى سـَبـيـلِ رَبِّكَ بـِالْحـِكـْمـَةِ وَالْمـَوْعـِظـَةِ الْحـَسـَنـَةِ وَ جـادِلْهـُمْ بـِالَّتـى هـِىَ اءَحْسَنُ...)(65)
بـا حـكمت و اندرز نيكو به راه پروردگارت دعوت نما! و با آنها به روشى كه نيكوتر است ، استدلال و مناظره كن !... .
زيـرا بـديـهـى اسـت كـه عـقـايـد هـر كـس براى خودش محترم است و او توهين به آداب و رسوم و عـقـايدش را توهين به خودش تلقّى مى كند و از خود واكنش نشان مى دهد. در اين صورت ما اگر به معتقدات و آداب و رسوم غلط و بى محتواى او اهانت كنيم ، در واقع كار چندان مهمّى انجام نداده ايـم ، ولى او بـر اثـر حـمـيـّت جـاهـلانـه اش ـ كـه مـا آن را تـحـريـك كـرده ايـم ـ عـقـايـد و اعمال صحيح ما را مورد هتك و بى حرمتى قرار مى دهد. در نتيجه به جاى آنكه سبب نجات و هدايت او شده باشيم ، او را بيشتر در اعماق جهل ، ظلمت ، كفر و گناه فرو برده ايم .
رهنمود قرآن كريم در اين خصوص چه زيبا و هشدار دهنده است :
(وَ لا تـَسـُبُّوا الَّذيـنَ يَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللّهِ فَيَسُبُّوا اللّهَ عَدْواً بِغَيْرِ عِلْمٍ كَذلِكَ زَيَّنّا لِكُلِّ اُمَّةٍ عَمَلَهُمْ...)(66)
بـه مـعـبـود كـسـانـى كـه غـيـر خـدا را مـى خـوانـنـد، دشـنـام نـدهـيـد! مـبـادا آنـان نيز از روى (ظلم ياجهل )به خدا دشنام دهند! اين چنين ما عمل هر قومى را در نظرشان زينت داده ايم ...

 

 وقتي شما به كسي مستقيماً ميگوييد اشتباه ميكنيد، ضربه مستقيمي به شخصيت، هوش و غرور او زده­ايد. شما گفته­ايد من از تو داناتر هستم و تو نادان هستي. من ميخواهم به تو ياد بدهم نظر من صحيحتر است. به راستي وقتي كسي احساس كند به او توهين شده است، باز هم عقيدة ما را ميپذيرد؟ به ياد داشته باشيم هركس از نظر خودش فكر و عقيده­اش درست است. و تغيير دادن اين نظر نيازمند هنر و ظرافت است. طرف مقابل شما وقتي حاضر است نظرش را عوض كند كه به او توهين نشده باشد ( تو اشتباه ميكني حامل چندين توهين است ) در اينصورت اگر با هزار دليل هم اثبات بشود نظر شما درست است،

 چون طرف مقابل احساس خصومت و دشمني ميكند نظر شما را نميپذيرد. هرگز جمله خود را با عبارت « ميخواهم آن را به تو اثبات كنم » شروع نكنيد. چون معناي اين جمله اين است كه من از تو داناتر هستم.

?2400 سال پيش افلاطون گفته بود: علم يعني يادآوري، نه ياد دادن. و معلم يعني يادآوري­كننده. 1400 سال پيش خداوند در قرآن به پيامبر اسلام فرمود: پيامبر وظيفه تو يادآوري است و تو بر مردم سلطه و سيطره نداري.

400 سال پيش گاليله گفته بود: شما نميتوانيد به كسي چيزي را ياد بدهيد كه قبلاً نميدانسته است، بلكه شما فقط به او يادآوري ميكنيد.

از اين سه جمله ميتوانيم نتيجه بگيريم: همة انسانها ميدانند، ولي چون انسان هستند فراموش كرده­اند. شما بايد به آنها كمك كنيد« همان چيزي را كه ميدانند به ياد آورند ». بنابراين اگر ميخواهيد نظر كسي را عوض كنيد، به گونه اي به او بگوييد كه احساس كند نظر خودش است نه نظر شما. انسانها در مقابل نظرات ديگران مقاومت ميكنند. اما اگر بگوييد اين همان نظر شماست، هرچيزي كه از خودشان باشد را ميپذيرند

 بزرگي گفته است: اگر ميتوانيد از بقيه مردم داناتر، عاقلتر، باهوشتر باشيد، باشيد. اما هرگز دانا و زرنگتر بودن خود را به رخ ديگران نكشيد.

اگر به عقيده كسي بي­احترامي كنيد، ديگر به شما گوش نميدهد.

بهترين راه: ميتوانيد اينگونه بگوييد: اين هم يك مطلبي قابل تأمل وبررسی است .

 

8- افرادرا بانام نیک صدا زدن  

اکثر مردم نام خود را به همه نامهای عالم ترجیح می دهند ! اگر اسم آنها را بیاد آورید و آنرا به آسانی و درستی  تلفظ کنید  برای صاحب اسم به منزله لطیف ترین تعارفات و گرانبها ترین  توجهات است  اما  اگر آن را  فراموش کنید یا به خوبی از عهده تلفظش بر  نیایید موجب رنجش خاطر مخاطب خود خواهید شد .

پس باید اسم اشخاص را به خاطر سپرد لیکن ما همواره از این کار غفلت می کنیم یا وقت نداریم و یا زحمت یادداشت  کردن به خود نمی دهیم . با تکرار می توان آنها را در حافظه خود ترسیم نمود.

غالبا تصورمی کنیم که اینکار وقت ما را تلف می کند در حالی که با به کار بردن نام افرادبه آنها می فهمانیم که برای ما مهم هستند و آنها را دوست داریم .

سعی کنید دوستان خود را با نام کوچک صدا بزنید چون اینکار حس صمیمیت زیادی را نسبت به زمانی که با نام خانوادگی مورد خطاب قرار می گیرند القا می نماید.

ناپلئون سوم می گفت  که با  وجود گرفتاری  و توجه تام  به امور کشور تقریبا اسم همه مردمی که به او برمی خورند را در نظر دارد . روش او دراین مورد بسیار ساده بود ، هر وقت اسم کسی را درست نمی شنید می گفت : ببخشید درست متوجه نشدم . واگر اسمی مشکل بود املاءآن را هم می پرسید . درضمن مکالمه با آن شخص سعی میکرد که چند بار اسم او را ببرد و می کوشید نام او را با شکل و قیافه شخص نسبتی دهد

درست است که این عمل نیازمند صرف وقت است  اما به قول امرسون :« حسن معاشرت مرکب از فداکاریها و گذشت های کوچک است. »

بنابراین اگر می خواهید که مردمان شما را دوست بدارند بیاد داشته باشید که نام هر کس برای او مطبوعترین کلمه است.دیگران را با نام نیکو صدا بزنیدتا حس مهم بودن را درآنها برانگیزید

 9-  به اطرافیان خود اظهار علاقه کردن

ابراز علاقه به مخاطب  نشانگر مهم بودن او برای ما است پس صمیمانه به دیگران علاقه بورزید :

  اگر می خواهید قلوب دیگران را جلب نمایید دوست داشتنی باشید ، در فکردیگران باشید و آنها را دوست بدارید. اگر واقعا بدیگران علاقه مند شویدو صمیمانه  و در نهایت اخلاص به آنها مهر بورزید ، ظرف مدت کوتاهی چندان طرفدار و علاقمند  پیدامیکنید که اگردوسال می کوشیدید تا سایرین رابه خود علاقه مند سازید اینقدر موفق نمی شدید!

برای ارتباطات بهتر با مردم نبا ید از متحمل شدن زحمت و تمرین  پی درپی خسته شد چون این هنر بدون صرف وقت و اندیشه و فداکاری بدست نمی آید .

برای مثال در هنگام گفتگو با دوستان وکسانی که در زندگی شما تاثیر مثبتی دارند  به طریقی  از روز تولد آنها آگاه شوید و این روز ها را به خاطر بسپارید (اگر مشکل است می توانید جایی یادداشت کنید!) و به محض فرا رسیدن این روزها به آنها تبریک بگویید .دقت کنید که چه حس خوبی  در طرف مقابل ایجادمی کند و چه پیشرفتی  برای شما حاصل می شود .  شما با اینکار (حتی اگر هدیه ای هم ندهید ) به طرف مقابل می فهمانید که او برای شما مهم است و شما  به او علاقه دارید .

و یا زمانی که دوستتان به شما  تلفن می کند لحنی به خود بگیرید  تا معلوم شود شما با نهایت میل و شوق زیاد صدای او را می شنوید .

10 - همیشه مؤدب بودن

همواره نسبت به همه مؤدب و با نزاكت بـاشید.

4 - هیچگاه دشنام ندادن

دشنام و ناسزاگویی مطلقاً ممنوع است، چون نشان می دهد كه شما قادر نیستید برای بـیـان عقاید خودتان از واژه ها و لغات مناسب تری بهره بگیریـد. پـيامبر خدا(ص ) : از بزرگترين گناهان اين است كه آدمى پدر و مادر خود را دشنام دهدعرض شـد : چـگونه كسى پدر و مادر خود را دشنام مى دهد؟

فرمود : كس ديگرى را دشنام مى دهد و او متقابلا به پدر و مادر وى ناسزا مى گويد

5 - با صدای بلند صحبت نكردن

هنگامی كه با صدای بلند صحبت می كنید ، بـاعث بالا رفتن سطح استرس  میان اطرافیان خود می گردید. بـلند صحبت كردن بیانگر آن است كه شما قادر به بحث منطقی با دیگران نـیـستید و عجز شما را در استدلال معقولانه نشان می دهد و این كه می خـواهـیـد حرف خودتان را با توسل به زور و خشونت به كرسی بنشانید. هـمـچـنـیـن بلند صحبت كردن سبب جلب توجه اطرافیان می گردد، البته توجه منفی.

6 - كنترل خود را از دست ندهید

زمانی كه شما كنترل اعصاب خود را از دست می دهید و از كوره در می روید، به همه نشان می دهید قادر به كنترل احساسات و هیجانات خود نمی باشید. وقـتـی هم كه شما از كنترل رفتار خودتان عاجز هستید، چـگونـه قـادر بـه كـنـترل چیز دیگری خواهید بود؟ همواره خونسردی خود را حفظ كنید ( كار آسانی نخواهد بود اما به زحمتش می ارزد).

7 - به دیگران خیره نشدن

زل زدن به دیگران و چـشـم چـرانـی نوعی تعرض به دیگران محسوب می گردد. شما كه نمی خواهید بی جهت دیگران را مرعوب خود سازید؟

 

8 - صحبت كسی را قطع نكردن

پیش از آنكه اظهار عقیده ای بكنید، اجـازه دهـیـد صـحـبت دیگـران بـه پایان برسد. میان صحبت كسی پریدن، نشانه بی نزاكتی و عدم برخورداری از مـهـارت های اجـتـمـاعـی فرد است. اگر نمی خواهید خودبین و از خود راضی به نظر آیید، هیچگاه صحبت كسی را قطع نكنید و هرگاه ناچار بـه انـجـام ایـن كـار شـدیـد، گـفـتـن جـمله «معذرت می خواهم» را از یاد نبرید. مـؤدب بـودن بـه مـفـهـوم آن اسـت كـه بـرای موقعیت، عقاید و احساسات دیگران احترام قائل شویم.

 

9 - همیشه وقت شناس بودن

مهم است كه به وقت دیگران احترام بگذارید. سـر مـوقـع در جـلسات ، قـرار مـلاقـات هـا، موقعیت های شغلی و اجتماعی حضور یابید. علاوه بر آن ، یك فرد متشخص می داند چه زمانی باید میهمانی را ترك كند.

 

10 - اسرار زندگی خصوصی خود را فاش نساختن

آبرو، شرافت، صداقت  و بصیرت بـزرگـتـریـن و مـهـمـتـرین عـامـل برای حفظ اعتبار یك فرد متشخص است. جزئیات زندگی شما باید محرمانه باقی بمانند، پس صحبتی در رابطه با زندگیتان به میان نیاورید.

11 - حرمت بزرگترها را نگاه داشتن

شما باید همانطور كه دوست دارید مورد احترام دیگران باشید، خودتان نیز به دیگران احترام بگذارید. متأسفانه امروزه جوانان خیال می كنند همه چیز را می دانند و از همه چیز سر در می آورند و در واقـع خـود را عـقـل كل می دانند اما این طور نیست. كافی است به 5 سال پیش خود بیندیشید... یقیناً شما امروز بسیار باهوش تر و با تجربه تر شده اید. اینطور نیست؟ بـا آنـكـه 5 سـال پـیـش نـیـز فكر می كردید همه چیز را می دانید.

12 - به اشتباهات دیگران نخندیدن

این یكی از پست ترین كارهایی است كه كسی ممكن است انجام دهد. هـنـگـامـی كـه شما اشتباهی مرتكب می شوید یا خرابكاری می كنید، تنها انتظاری كه از دیـگران دارید اینست كه اشتباهات و خطاهای شما را به رویتان نیاورند و از آنها چشم پوشی كنند. از آن مهمتر شما را به واسطه آنها مورد تمسخر قرار ندهند.

 

13 – اشتباهات و خطاهای کوچک دیگران را نادیده گرفتن

14- فخر فروشی نكردن

هیچ كس از آدم لاف زن خوشش نمی آید. در هنـگام گـفـتـگو دربـاره مـسائـل مـالی به دارایی های خود اشاره نكنید و ثروت خود را به رخ نكشید.

15 - - نسبت به مردم  خوش بین باشید 16--  نسبت به خوبیها و بدیهای دیگران حساس باشید و عکس العمل نشان بدهید

  17- خیرخواه مردم باشید 18-  بادردمندان همدردی کنید   19- در حق دیگران  دعا گو باشید 20- راز دارباشید

21- در مقابل کاری که برای دیگران انجام می دهید  منت نگذارید

22-      بخشش و گذشت داشته باشید  23

24-

  آداب واخلاق گفتگو

از آنجا که بیشترین بخش بر خورد و معاشرت در قالب سخن و توسط زبان انجام می گیرد قران مجید به مسلمانان دستور می دهد: قولوا للناس حسنا ( بقره: ۸۹) با مردم به نیکی سخن بگویید.

از امام صادق عليه السلام در تفسير آيه «و قولوا للناس حسنا» (با مردم نيكوسخن بگوييد) نقل شده كه فرمود: «يعنى با همه مردم، چه مؤمن چه مخالف(خودى و بيگانه). اما رفتار با مؤمنان، همراه با چهره گشاده باشد و اما با مخالفان، گفتارى مداراتى باشد، تا آنان را هم به ايمان (و خط فكرى) خويش جذب كنيد، چرا كه خيلى با كمترين از اينها مى‏توان شر آنان را از خود و از برادران ايمانى‏باز داشت.» ( بحارالانوار، ج‏72، ص‏401)

امام على عليه السلام مى‏فرمايد:كسى كه ، با شخصى كه چاره و گريزى از مدارا كردن بااو نیست ، مدارا نكند حكيم و فرزانه نيست. (ميزان‏الحكمه، ج‏3، ص‏239.)

حكمت‏بودن «مدارا با مردم‏» را در سخن ديگرى، حضرت على عليه السلام چنين بيان فرموده است:

«راس الحكمة مداراة الناس.» (غررالحكم، چاپ دانشگاه، ج‏4، ص‏52).

نشان دادن سازگارى و خوشرفتارى، حتى كينه‏ها را هم ميزدايد وبه جاى آن دوستى و علاقه مى‏آورد. باز هم از حضرت امير عليه السلام بشنويم‏كه مى‏فرمايد:

«دار الناس تستمتع باخائهم و القهم بالبشر تمت اضغانهم‏»; (همان، ص‏16)

با مردم مدار كن، تا از برادرى آنان بهره‏مند شوى و با آنان با روى‏گشاده ملاقات كن، تا كينه‏هايشان بميرد

 

در اسلام باب وسیعی برای این مسأله گشوده شده، از جمله اینكه: تا سخن گفتن ضرورتی نداشته باشد سكوت از آن بهتر است. چنانكه در حدیثی از امام صادق ـ علیه السلام ـ می خوانیم: السكوت راحه للعقل؛ سكوت مایه آرامش فكر است.[ وسائل الشیعه: 8 / 532.]

و در حدیثی از امام علی بن موسی الرضا ـ علیه السلام ـ آمده است من علامات الفقه: العلم و الحلم و الصمت، ان الصمت باب من ابواب الحكمه؛ از نشانه های فهم و عقل، داشتن آگاهی و بردباری و سكوت است، سكوت دری از درهای حكمت است.[ وسائل الشیعه: 8 / 532.]

البته در روایات دیگر تأكید شده است، در مواردی كه سخن گفتن لازم است مؤمن باید هرگز سكوت نكند پیامبران به سخن گفتن دعوت شدند نه به سكوت، وسیله رسیدن به بهشت و رهایی از دوزخ، سخن گفتن به موقع است.[ وسائل الشیعه: 8 / 532.]

زبان یا منشأ سی گناه كبیره

علمای اخلاق گفته اند: زبان پربركت ترین عضو بدن، و مؤثرترین وسیله طاعت و هدایت و اصلاح است،‌ و در عین حال خطرناكترین و پرگناهترین عضو بدن محسوب می شود، تا آنجا كه حدود سی گناه كبیره از همین عضو كوچك صادر می گردد.[ غزالی در احیاء العلوم بیست گناه كبیره یا انحراف را كه از زبان سر می زند برشمرده است]

در حدیثی از پیامبر گرامی اسلام ـ صلی الله علیه و آله ـ می خوانیم: لا یستقیم ایمان عبد حتی یستقیم قلبه و لایستقیم قلبه حتی یستقیم لسانه؛ ایمان هیچ بنده ای از بندگان خدا به راستی نمی گراید مگر اینكه قلبش مستقیم گردد، و قلبش مستقیم نمی شود مگر اینكه زبانش درست شود.[ بحارالانوار: 71 / 78.]

و در حدیث دیگری از همان حضرت ـ صلی الله علیه و آله ـ آمده است: المسلم من سلم المسلمون من لسانه و یده؛ مسلمان كسی است كه مسلمانان از دست و زبان او آسوده باشند.[ اصول كافی، جلد 2، باب المؤمن و علاماته و صفاته.]

جالب اینكه در حدیث دیگری از امام سجاد ـ علیه السلام ـ آمده است كه زبان هر انسانی همه روز صبح از اعضای دیگر احوالپرسی می كند و می گوید: كیف اصبحتم؟! چگونه صبح كردید؟ همه آنها در پاسخ این اظهار محبت زبان می گویند: بخیر ان تركتنا؛ حال ما خوب است اگر تو بگذاری! سپس اضافه می كنند: تو را به خدا سوگند ما را رعایت كن، انما نثاب بك و نعاقب بك؛ ما به وسیله تو ثواب می بینیم و یا مجازات می شویم.[ بحارالانوار: 71 / 278.]

موعظه همیشگی پیامبر ـ صلی الله علیه و آله ـ

در زمینه مسئولیت زبان روایات بسیار است كه همگی حاكی از اهمیت فوق العاده نقش زبان و اصلاح آن در اصلاح اخلاق و تهذیب نفوس انسانی است، و به همین دلیل در حدیثی می خوانیم: ما جلس رسول الله ـ صلی الله علیه و آله ـ علی هذا المنبر قط الا تلا هذه الایه: یا ایها الذین آمنوا اتقوا الله و قولوا قولا سدیدا؛ هرگز پیامبر بر منبرش ننشست مگر اینكه این آیه را تلاوت فرمود: ای كسانی كه ایمان آورده اید تقوای الهی را پیشه كنید و سخن حق و درست بگوئید.[ تفسیر المیزان: 16 / 376).]

در حدیثی از پیغمبر اكرم ـ صلی الله علیه و آله ـ می خوانیم:‌خداوند متعال به فرزندان آدم می گوید: یابن آدم! ان نازعك لسانك فیما حرمت علیك فقد اعنتك علیه بطبقتین فاطبق، و ان نازعك بصرك الی بعض ما حرمت علیك فقد اعنتك علیه بطبقتین فاطبق...؛

ای فرزند آدم! اگر زبانت خواست تو را وادار به حرام كند، من دو لب را برای جلوگیری از آن در اختیار تو قرار داده‌ ام، لب را فرو بند، و اگر چشمت بخواهد تو را به سوی حرام ببرد من پلكها را در اختیار تو قرار داده ام، آنها را فرو بند!...[ نور الثقلین: 5 / 581.]

این داستان نیز از لقمان معروف است،‌ در آن هنگام كه به صورت برده ای برای آقایش كار می كرد، روزی به او گفت: گوسفندی برای من ذبح كن و دو عضو كه بهترین اعضای آنست برای من بیاور.

او گوسفندی را ذبح كرد و زبان و دل آن را برای وی آورد.

چند روز دیگر همین دستور را به او داد منتها گفت، دو عضو كه بدترین اعضای آن است برای من بیاور لقمان بار دیگر گوسفندی را ذبح كرد و همان زبان و دل را برای او آورد، او تعجب كرد و از این ماجرا سؤال كرد، لقمان در پاسخ گفت: قلب و زبان اگر پاك باشند از هر چیز بهترند، و اگر ناپاك شوند از همه چیز خبیثتر و بدتر![ تفسیر بیضاوی و ثعلبی]

 

--------------------------------------------------------------------------------