تفاوت زنان ومردان با یکدیگر و تاثیر آن دراخلاق خانواده
مهترین عامل در داشتن یک زندگی سالم شناخت تفاتهای مختلف زن و مرد با یکدیگر است شناخت این تفاوتها در حل مسایل وپیشرفت زندگی بسیار تاثیر گذار است وقتی زنان و مردان تفاوت های همدیگر را بپذیرند ، به جای مقاومت در برابر یكدیگر و یا تلاش برای تغییر دادن افكار و رفتار همسر، به نقطه ای می رسند كه همكاری متقابل و همدلی را بهترین شیوه ارتباطی برای یك زندگی موفق می یابند.
اقتضاى وجودى هر كدام از زن و مرد، در نظام حكيمانه آفرينش و خلقت نوعى خاص و داراى ويژگيهائى است و ساختمان وجودى هر كدام عملكرد وظيفه ، مسئوليت و زيبائى خاص را ا قتضا مى كند تا هر دو جاى خويشتن را در واحد جهان به نحو احسن پر كنند و (نظام احسن ) جهان عرضه و ارائه شود.
بديهى است كه زن و مرد از جهات بسيارى مساوى ، اما مانند هم نيستند و در بسيارى از امور، تفاوتهاى فراوانى دارند .
زن و مرد از تفاوتهاى لطيف و زيباى روحى برخوردارند كه اگر اينها نبودند اين دو موجود نمى توانستند كامل گردند زيرا آنان مكمل يكديگرند و هر كدام بدون ديگرى ناقص است
تفاوتها، رمز نازها و نيازها هستند اين تفاوتهاى زيبا است كه نتايجى زيبا به بار مى آورد و عامل جذبه ها، كشش ها و كوشش ها مى گردد. اگر تفاوت هاى متناسب ميان زن و مرد نبود، تنوع و جذب و انجذاب ، در زندگى اين دو، مفهومى نداشت . و به يك زندگى سرد و بى روح مبدل مى گشت .
زن و مرد به خاطر اختلاف جنیست، نیازهای متفاوتی دارند ، این نیازها نشأت گرفته از فطرت هر کدام آنهاست ،این نیازهای متفاوت مکمل یکدیگری است. نیازهای زن از روحیه زنانگی او سرچشمه می گیرد و نیازهای مرد از روحیه مردانگی او سرچشمه می گیرد ، گاهی زن و مرد به این نکته توجه ندارند ، نیاز متقابل همدیگر را نمی شناسند و برآورده نمی کنند . این امر موجب اختلافات و مشاجرات و عدم سکون و آرامش در کنار یکدیگر خواهد شد. لذا زن و مرد اولاً این اختلاف جنسیت را باید بپذیرند ثانیاً با توجه به این اختلاف جنیست نیازهای یکدیگر را بشناسند و ثالثاً پس از شناسایی سعی بر ارضاء نیازها همسر خود نماید.
بعضی از نیازهای زن و مرد با توجه به جنسیت آنها متفاوت است.گاهی اوقات باید نیازهای خود را با صمیمیت به همسر خود بازگو کنند.
مرد باآگاه کردن همسرنسبت به نیازهای طبیعی خود، به او کمک کرده تا بتواند نیازهای اورا برآورده کند.
« زن نیز باید نیازها و احساساتش را به همسرش بشناساند چون مرد قادر به خواندن زن نیست. با بیان احساسات، همسران اطمینان خاطر پیدا می کنند و وحشت طرد شدن را کنار می گذارند.
در اینجا به بررسی مهمترین اقسام تفاوتها می پردازیم
تفاوت درساخت و عملكرد اعضا و دستگاه های بدن زنان و مردان
ویژگی های ساخت و عملكرد اعضا و دستگاه های بدن زنان و مردان متفاوت است. این تفاوت طوری است كه مردان را برای زندگی فعال و پرجنب وجوش، و زنان را برای زندگی آرام آماده می كند.
جنس زن براي انجام وظايف متفاوتي با مرد آفريده شده و به همين دليل احساسات متفاوتي دارد. قانون آفرينش، گرمي كانون خانواده و پرورش نسل ها را بر عهده او گزارده به همين دليل سهم بيشتري از عواطف و احساسات به او داده است. در حالي كه وظايف خشن و سنگين اجتماعي بر عهده جنس مرد گذارده شده و سهم بيشتري از دورانديشي به او اختصاص يافته. بنابراين اگر بخواهيم عدالت را اجرا كنيم بايد پاره اي از وظايف اجتماعي كه نياز بيشتري به انديشه و مقاومت و تحمل شدائد دارد بر عهده مردان و وظايفي كه عواطف و احساسات بيشتري را مي طلبد بر عهده زنان گزارده شود.
تفاوتهای کلامی زنان ومردان
زنان درمكالمات سؤالات بیشتری می پرسند. آنها سؤال كردن را راهی برای ادامه گفت و گو می دانند . در حالی كه مردان پرسیدن را راهی برای كسب اطلاعات بیشتر می دانند . مردان كمتر دوست دارند سؤالات شخصی را مطرح كنند آنها فكر می كنند كه اگر همسرم قرار است چیزی به آنها بگوید خواهد گفت . زنان نیز فكر می كنند اگر سؤال نكنند شوهرشان فكر می كنند آنها بی تفاوت هستند. مردان سؤالاتِ زیادی را نشان دهنده ی كنجكاوی بیجای سؤال كننده می دانند ؛ در حالی كه زنان آن را بیانگر ارتباط قوی و صمیمی زوجین می دانند.
تفاوت ها در زمينه شيوه ارتباطى
زن و مرد از دو شيوه ارتباطى متفاوت استفاده مى كنند. اغلب مردها بر اين باورند كه وقتى كسى مسئله اى را با آن ها در ميان مى گذارد ، انتظار دارد كه مسئله اش حل شود و به همين دليل، بى درنگ راه حل ارائه مى دهند. از سوى ديگر، اغلب زن ها معتقدند كه در ميان گذاشتن مسائل خود با ديگران راهى براى پيوند و رسيدن به احساس حمايت است، حتى اگر مسئله آن ها لاينحل باشد. بى توجهى به اين موضوع، اغلب ايجاد ناراحتى مى كند: زن از مسائلش شكايت مى كند و مرد راه حل نشان مى دهد. در اين شرايط، هرگز عجيب نيست اگر زن احساس كند كه همسرش به صحبت هاى او گوش نمى دهد، مرد هم به اين نتيجه برسد كه زنش تنها قصد شكايت دارد; زيرا هرگز به راه حل هاى پيشنهادى او توجه نمى كند.
وقتى از زمينه ارتباطى همسر خود بى اطلاع هستيم، اغلب به اشتباه فرض را بر اين مى گذاريم كه همسر ما از زمينه اى مشابه ما برخوردار است. اما اين تصور به روشنى مسئله ساز مى شود.
اما زوجى كه از تفاوت زمينه هاى ارتباطى زن و مرد آگاهند ، گرفتار اين سوءبرداشت از ارتباط نمى شوند; زيرا زن و مرد هر دو از مطلبى كه ديگرى مخابره مى كند اطلاع دارند. وقتى شما و همسرتان از تفاوت هاى موجود در زمينه ارتباطى يكديگر آگاه باشيد، اين تفاوت ها بسيار كمتر توليد اشكال مى كنند و به زندگى علاقه و تنوّع بيشترى مى بخشند.1
«زمينه ارتباطى» هر فرد در حكم عينكى است كه از پشت آن به همه اتفاقاتى كه در زندگى رخ مى دهد، نگاه مى كند. اگر بداند كه او و همسرش از چگونه لنزهايى استفاده مى كنند، به راحتى مى توانند ميان واقعيت ها و برداشت خود از واقعيت ها تميز قايل شوند.
بهترين راه براي شناخت نحوه ي ارتباط بر قرار کردن طرف مقابل ، صحبت کردن صحيح با يکديگر است. صحبت کردني که در آن هر دو نفر شنونده ي حرف هاي يکديگر باشند و سعي کنند شرايط طرف مقابل را درک کنند.
و راه ديگر هم آشنايي هر کدام از همسران با روان شناسي طرف مقابل است که به شناخت او کمک بيشتري مي کند.
احساسات متفاوت
زن و مرد، در احساس ها و طرز برداشتها از حقايق و واقعيات متفاوتند تا آنجا كه در چگونگى عشق و علاقه به يكديگر كاملا تفاوت دارند با اينكه جذب و انجذاب طرفينى است ، معذلك نوع علاقه شان به يكديگر مانند هم نيست .
معمولا زن ، هنگامى احساس شكست مى كند كه مرد او را دوست نداشته و او نتوانسته است محبوب واقع گردد، در صورتى كه مرد، موقعى احساس شكست مى كند كه زن و همسر دلخواهش را نيافته يا پس از يافتن نتوانسته است او را در اختيار داشته باشد.
تفاوت هاى روحی و روانى
ويژگيها و تفاوتهاى زن ومرد موجب می شود كه هر دو مطلوب و طالب و معشوق و عاشق يكديگر باشند و هر كدام به شيوه مخصوص به خود، در مقام جذب ديگرى و آرامش جوئى از او برآيند.
اين جذب و انجذاب تنها از طريق غريزه جنسى و اقناع آن نيست ، كه بالاتر از آن و با شكوه تر از آن مى باشد. ویژگی طبیعی و فطری زن بر « ناز» است و مرد بر « نیاز» و ترکیب این دو چه زیبا و مستحکم میباشد.
شهید مطهری در بیان این ویژگی روحی و روانی زن و مرد میگوید:« طبیعت، مرد را مظهر طلب، عشق و تقاضا آفریده است و زن را مظهر مطلوب بودن و معشوق بودن. این یکی از تدابیر حکیمانه و شاهکارهای خلقت است که در غریزه مرد « نیاز و طلب» و در غریزه زن « ناز و جلوه » قرار داده است ... مرد خریدار وصال زن است، نه خریدار رتبه او [نمیخواهد بنده بخرد]. منتهای هنر زن این بوده که توانسته مرد را در هر مقامی و هر وضعی بوده است، به آستان خود بکشاند.»(2)
آنگاه که حیا و عفاف و خویشتنداری زن از میان برود و بخواهد در نقش مرد ظاهر شود، اوّل به زن مُهر باطله میخورد ، بعد مرد مردانگی خود را فراموش میکند، سپس اجتماع فرو میپاشد.
زن توانسته مرد را به عنوان خواستگار به آستانه خود بکشاند و مردها را به رقابت با یکدیگر وا دارد و با خارج کردن خود از دسترس مرد ، وضعی رمانتیک به وجود آورد. مجنونها را به دنبال لیلیها بدواند و آنگاه که تن به ازدواج با مرد میدهد، هدیه و پیشکشی از او به عنوان نشانه صداقت دریافت دارد. زن همیشه مرد را میساخته و مرد اجتماع را. آنگاه که حیا و عفاف و خویشتنداری زن از میان برود و بخواهد در نقش مرد ظاهر شود، اوّل به زن مُهر باطله میخورد ، بعد مرد مردانگی خود را فراموش میکند، سپس اجتماع فرو میپاشد.(3)
نقش هر یک از زن و مرد در مسئله عشق ناهمگون نقش دیگری است. عارفان این قانون را به سراسر هستی سرایت میدهند. میگویند قانون عشق و جذب بر سراسر موجودات و آفریدهها حکومت میکند ، با این تفاوت که موجودات و مخلوقات از لحاظ اینکه هر آفریدهای وظیفه خاصی را باید ایفا کند ، متفاوتند. سوز در یک جا و ساز در جای دیگر قرار داده شده است. قانون خلقت، جمال و غرور و بینیازی را در زن و نیازمندی، طلب، عشق و تغزل را در مرد قرار داده است. ضعف زن در مقابل نیرومندی مرد به این وسیله تعدیل شده است.(4)
اینکه اولیای دین به زنان دستور پوشش و حفظ حریم و دوری از آمیختگی و همنشینیهای دوستانه بین زن و مرد دادهاند ، نیز حفظ حریم در رفتار و گفتار را لازم شمردهاند، برای این است که عرضه زن و زیباییهایش در جامعه، بیضابطه، ارزان و به وفور نباشد و مردها جز با پرداخت ارزش و بهای مناسب و در چارچوبهای مشروع نتوانند از زیباییهای زن بهره گیرند تا هر گاه با زنی ازدواج کردند ، قدر او را بدانند و در استواری ازدواج بکوشند. حتی در دستورهای تربیتیِ دینی، به حفظ ناز در زن و پروردن نیاز در مرد توجه شده است.
ویلیام جیمز فیلسوف معروف آمریکایی میگوید:
حیا و خودداری ظریفانه زن غریزه نیست بلکه دختران حوّا در طول تاریخ دریافتند که عزت و احترامشان به این است که به دنبال مردان نروند [و ندوند] ، خود را مبتذل نکنند و از دسترس مرد خود را دور نگه دارند. زنان این درسها را در طول تاریخ دریافتند و به دختران خود یاد دادند.(5)
شهید مطهری این حالت را هماهنگ با طبیعت زن در جهت حرمت او ارزیابی کرده و میگوید:در روایات اسلامی وارد شده که مرد از زن پر تمایل تر نیست، بلکه بر عکس است لکن زن از مرد در مقابل تمایل خود، تواناتر و خوددارتر آفریده شده است. این خصوصیت همواره به زن فرصت داده است که دنبال مرد نرود و زود تسلیم او نشود و بر عکس مرد را وادار کرده است که به زن اظهار نیاز کند و برای جلب رضای او اقدام نماید ... جنس نر همواره حالت و نقش متقاضی را داشته، نه جنس ماده و جنس ماده همواره از خود نوعی بینیازی و استغنا نشان میداده است ... (6)
طبیعت زن را به عنوان مظهر « ناز» و مرد را به عنوان مصداق « نیاز » آفریده ، در رفتار زناشویی حفظ این روحیه، سبب شیرینی و لذت زندگی است.
تفاوت در برخورد با فشارهای عصبی و روحی
ازجمله تفاوت های عمده زن و مرد نحوه برخورد آنها با فشارهای عصبی و روحی است . مردها در برخورد با فشارهای عصبی و روحی بیشتر گوشه گیر شده و در خود فرو می روند ؛ در صورتی که زن ها به هیجان آمده مسئله را برای دستیابی به آرامش و حالت عادی مطرح می کنند. ، مرد در جهت حل مسئله می کوشد ، و زمانی که مسئله حل شد از لاک خود بیرون می آید . ولی زن بیشتر نیاز به همدردی دارد مردان علاقه مندند مسائل شان را به تنهایی حل نمایند ؛ لذا سعی می کنند مشکلاتشان را برای کسی مطرح نکرده و صحبتی از آن به میان نیاورند مگر آنکه موضوع محتاج کارشناسی و تخصص باشد. زیرا معتقدند وقتی کسی قادر به انجام کاری است این نشانه ضعف است که از دیگران کمک بخواهد و البته زمانی که به کمک احتیاج داشته باشند سعی می کنند با شخص مورد اعتماد مشورت کنند . به اعتقاد آنها گفت و گو در مورد مسئله با کسی ، به معنای درخواست کمک و یاری است. بنابراین زن ها باید متوجه باشند موقعی که مرد درخواست یاری ننموده است راهنمایی و گوشزدهای زن ممکن است برای مرد مداخله محسوب شود و اعتماد به نفسش را جریحه دار کند ، در صورتی که زن ها دوست دارند در مواقع ناراحتی با کسی حرف بزنند. زن ها روابط حمایتی را جستجو می کنند. زن ها رابطه گرا هستند و مردها هدف گرا.
وقتی مرد خسته از کار روزانه به خانه بر می گردد به آرامش و استراحت نیاز دارد بنابراین به اخبار گوش می کند یا روزنامه می خواند و یا مسابقه فوتبال تماشا می کند. خواندن روزنامه و یا گوش کردن به اخبار وسیله ای برای فراموش کردن مشکلات زندگی مرد است،اگر زن با حالات روحی مرد آشنا باشد روزنامه خواندن مرد را بی اعتنایی نسبت به خود تلقی نمی کند. گاهی اوقات روزنامه خواندن آقایان برای خانم ها غیر قابل تحمل می شود
مرد، پناهگاه است و زن آرامش بخش
زن علاوه بر ويژگيهاى خود و علاوه بر غرائز گوناگون ، آرزو دارد كه در پناه مردى قرار گيرد و آن مرد هم مخصوص به او باشد. به همين جهت از هنر دلبرى برخوردار است و در صدد صيد قلب مرد برمى آيد و اگر داراى اين خصيصه روحى و هنر نبود نمى توانست دل مرد را شكار كند و تسخير نمايد، اين خصيصه يك ويژگى زنانه است و از او زيبا.
مرد علاوه بر غرائز مختلف ، دوست مى دارد كه قهرمان باشد و او را به اين جهت بپذيرند، و نيز مرد در طوفان هاى زندگى ، به آرامش دل و نيروئى كه او را راحتى جان ببخشد، نيازمند است كه اين هر دو نياز، به وسيله زن ، رفع مى گردد و آفرينش با حكمت و تدبير، همه اين تفاوت ها نبود و اگر مرد حالت زنانه داشت ، نمى توانست قهرمان زندگى زن باشد و اگر زن همچون مردان بود هرگز قادر به تسخير دل مرد نمى گشت
تفاوت نقش های زن ومرد در خانواده
مردوزن هركدام براي كارخا صي ونه براي هدف واحدي آفريده شدهاند. ساختار جسمي وعقلي مادي و معنوي و رسالتهاي سپرده شده به هريك ازاين دو، با هم فرق دارد.زن ومردشبيه بدن انسان اند كه ازاعضايي متعدد تركيب يا فته است وهرعضوي درادامهي حيات انسا ن داراي نقش است واختلال هرعضوي كل حيات رابه اختلال ميكشد. لذا نميتوانيم قلب را مهمترازمغزيامغز رابا اهميت ترازكبد ويا كبد را مهمترازشش بدانيم. زيرا نبودهرعضوي ازاين اعضا بمعني مرگ انسا ن وايستا يي روند زندگي انسان است. بهمين جهت ما نميتوانيم نقش زن را كوچك بشماريم ويا نقش مرد را مهمترازنقش زن ارزيابي كنيم ونيز نابجا ست كه تلاش كنيم تا زن را وارد عرصه هايي ازحيات كنيم كه ويژه مردان است....زيرانقش زن مشابه نقش مردومكمل آن است وزندگي بي نيا زازنقش زن نيست.
زن ومرد مانند دو جريان مثبت ومنفي برق اند كه براي برافروختن نورحيات كنارهم قرار ميگيرند. اما اگراين دو ازسنخ واحد ميبودند واز عاطفه واحدي برخوردار ميبودند وويژگي هايي رسالت اجتماعي وانساني كه از آنان انتظار ميرفت، سرافراز برايند.
با وجود تفاوت هاي فيزيولوژي ورواني بين زن ومرد- این تفاوت ها به معني برتري مرد يا زن نيست. بلكه خداي متعال خواسته است با اين اختلافات به تحكيم وتقويت رشته محبت وسازگاري بين زن ومرد بپردازد.
ازين منظر زن به اموري درزندگي ميپردازد كه قابليتها و توانمنديهاي آن را دارد و مرد نيز به ايفاي نقشهايي كه قابليت و استعداد آن در او موجود است، ميپردازد. اين تنوع و گوناگوني درايفاي نقش بوسيله مرد و زن امري است طبيعي و ضروري كه در قلمرو تشريع محدود نميماند بلكه در دايره امورتكويني نيزتوسعه مييابد. لذا در تمامي نقاط هستي واجزاي مادي قابل ملاحظه است. بنا براين عالم كثرت و تعدد به تنوع وتعددنيازها منجر ميگردد واين تنوع درنيازها تنوع در ايفاي نقش هارا موجب ميگردد ودرنتيجه بايدپذيرفت كه هرانساني ازقابليت واستعدادهاي ذاتي براي ايفاي نقشي برخور داراست كه به عهده او گذاشته شده است و اين قابليت هاي تكويني اورا آمادهي انجام اين نقش ميسازد.
ارجاعات
1- فرانك فينچام و همكاران، رابطه همسران، ترجمه مهدى قراچه داغى، تهران، پيك بهار، 1380، ص 47 / ص 49.)
2- نظام حقوق زن در اسلام، ص47 ـ 48
3- همان، ص234
4- همان، ص232.
5- نظام حقوق زن در اسلام، ص47.
6- همان، ص233