اخلاق سخن و گفتگو
يكي از بزرگترين نعمت هاي خداوند زبان است كه وسيله بيان خواسته ها و نيازهاي آدمي در قلمرو زندگي است. زبان وسيله اي است براي اظهار افكار و نظريات و ذوقها و خلاقيتهاي گوناگون در ابعاد مختلف ديگر و نيز وسيله اي است براي تبادل انديشه ها و فرهنگها از فردي به افراد ديگر و از جامعه اي به جامعة ديگر و از اين جهت زبان خود يكي از اساسي ترين وسائل رشد و تكامل انسان مي باشد و براي جلوه دادن بزرگي و عظمت و اهميت اين نعمت خداوند پس از طرح موضوع خلقت، تعليم بيان را بانسان يادآوري مي فرمايد:«ارحمن علم القران خلق الانسان علمه البيان » خداي مهربان قرآن را آموخت انسان را آفريد و بيان را به او آموخت. 1
انسان نتيجة فكر و انديشة خود را بوسيله سخن آشكار مي نمايد كه اگر سخن و گفتار نبود انسان به چهار پاياني مي ماند كه نميتواند آنچه در باطن او است آشكار نموده و نه خبري را از ديگري بفهمد.
امام علي ـ عليه السلام ـ مي فرمايد :بزبان دوزخيان در اتش افتند و بزبان اهل نور را نور بخشند(بنور و روشنائي ميرسند) پس زبانتان را حفظ كرده و آنرا بذكر خدا مشغول كنيد.2
امام صادق ـ عليه السلام ـ مي فرمايد :همانا بيشترين گناه فرزند آدم در زبان او است. 3
امام باقر ـ عليه السلام ـ مي فرمايد :همانا اين زبان كليد هر خير و شر است پس سزاوار است براي مومن بر زبانش مهر بزند چنانكه بر طلا و نقره اش مهر ميزند(و مالش را حفظ مي كند) نبي اكرم ـ صلي ا… عليه و آله ـ فرمود خداوند رحمت كند مؤمني را كه زبانش را از هر شري نگه دارد پس اين صدقه ايست از خود او بر خويشتن سپس امام فرمود: سالم نمي ماند كسي از گناه تا آنكه زبانش را نگه دارد.4
از امام امير المؤمنين از نيكوترين چيز يكه خداوند آفريده سؤال شد، امام فرمود: سخن، پس از آن از قبيح ترين چيزيكه خداوند آفريده سؤال شد، امام فرمود: سخن. سپس فرمود بوسيله سخن و گفتار چهره ها سفيد شده و بوسيله سخن و گفتار چهره ها سياه شده است.
امام علي ـ عليه السلام ـ مي فرمايد: هر كس زبانش را رها سازد سبك مغزي خويش را هويدا ساخته است.5
اگر زبانت را نگه داري نجاتت مي دهد و اگر رهايش سازي هلاكت مي كند.6
نبي اكرم ـ صلي ا… عليه و آله ـ مي فرمايد :اي اباذر سخنان زايد را ترك كن از سخن، آنچه كه نياز و احتياج تو را برآورد بس است.7
امام علي ـ عليه السلام ـ مي فرمايد :بس است براي تو از زبانت آنچه روشن كند براي تو راه هدايت را از گمراهي.8
امام سجاد ـ عليه السلام ـ مي فرمايد:حق زبان اين است كه گرامي داري و دورسازي او را از دشنام دادن و عادت دهي او را به كلام خير و ترك نمائي سخنان زيادي و بيهوده را و نيكي كني به مردم و نيكو گفتار باشي با مردم.9
شناخت زبان
يكي از اعضاء مهم بدن انسان كه نقش بسيار بزرگي در حيات بشر را بعهده دارد، زبان است. با مقايسه يك شخص لال با مردم ناطق پي به عظمت اين نعمت بزرگ الهي خواهيم برد. اين تنها وسيله اي كه مي تواند نيات و ضمائر انسان را بيان و به ديگران منتقل كند و با استفاده از آن در موارد صحيح و مشروع و شكر نعمتهاي الهي بوسيله آن، به نحو احسن مورد استفاده قرار گيرد.
زبان از نعمتهاي بزرگ خداوند و از لطايف صنع حديث است. زبان عضوي است كوچك ليكن طاعت و جرم آن بس بزرگ است.
در كتاب مصباح الشريعه به نقل از كتاب اخلاق عملي آيت الله مهدوي كني آمده است كه حضرت علي ـ عليه السلام ـ در بياني، بهترين عبادت و زشت ترين معصيت را سخن دانسته است، كه از زبان سرچشمه مي گيرد. و حضرتش مي فرمايد… و در ميان عبادات و طاعاتي كه از اعضاء و جوارح انسان سر مي زند، عبادتي كم زحمت تر و كم مؤنه تر و در عين حال گرانبهاتر نزد خدا از سخن وجود ندارد. البته در صورتي كه كلام براي رضاي خدا و به قصد بيان رحمت و گسترش نعمتهاي او باشد.
از حضرت سجاد ـ عليه السلام ـ پرسيدند كلام و سكوت كدام افضل است؟
فرمود هريك از آنها داراي آفاتي است كه اگر شخص از آنها سالم بماند، كلام افضل از سكوت خواهد بود.
كسي پرسيد سبب اين معني چيست؟ فرمود براي اينكه خداي متعال انبياء و اوصياء را امر نفرموده تا در ميان مردم با سكوت و آرامش بسر برند، بلكه به آنان فرموده تا با مردم سخن گويند.10
علي ـ عليه السلام ـ فرموده است:زبان همانند حيوان درنده ايست كه اگر آزاده گذارده شود زخم مي زند، مجروح مي كند و مصيبت ببار مي آورد1 1
عقبه بن عامر مي گويد از رسول گرامي ـ صلي ا… عليه و آله ـ سؤال نمودم نجات در چيست؟ فرمود: مالك زبانت باش.
و از اميرالمؤمنين ـ عليه السلام ـ آمده: بهره آدمي از گوشش براي خود او و از زبانش براي ديگران است.
و فرموده پيامبر اكرم ـ صلي ا… عليه و آله ـ : هر آنكس كه مردم از زبانش بترسند وي اهل دوزخ است و فرمود آسايش و سلامتي انسان در حفظ زبانش مي باشد12
زبان شيرين
زبانِ شيرين، با زبانِ دروغ و زبانِ گره انداز تفاوت دارد. زبانِ شيرين، زندگي را شيرين مي كند و نوع تربيت و نوع فرهنگ و نوع كمال را نشان مي دهد.
خيلي زنها به خاطرِ زبان تند و لحن تند و پرخاش گونه، زندگي را باخته اند و يا خواهند باخت.
خيلي زنها، به خاطرِ زبانِ نيشدار و زبانِ نق زن، مرد را كلافه كردند و كار به طلاق كشيد.
البته كه زبانِ تند و زبانِ تهديد آميز و حرفهاي زشت، زيبندة «مرد» نيست و زن را از مسير درست دور مي كند. زبانِ سرخ، فقط در مسايل سياسي و حكومت ها، سرِ سبز را بر باد نداده، در زندگي خانوادگي هم، آفتٍ جان شده است. زبان درازي، حاضر جوابيِ نامناسب، زخم زبان و اهانت و بلبل زباني هاي بيهوده و توخالي، شيريني زندگي را از بين مي برد و لطفٍ كار، ضايع مي شود. سكوت، و نيم لال بودن و كم حرفي هم مناسب نبوده و نيست.
زبانِ دروغ، بدترين نوع زبان است. زباني كه با آبروي مردم، بازي كند و آتش بيارِ معركه شود، زشت ترين نوع زبان است.
زبانِ تفرقه انداز و دلسرد كننده، زبانِ مرگ آور است و زبانِ مذموم.
در ميان آن همه احاديث ، چرا به حفظ زبان و ارزش زبان به اين مقدار زياد ، اشاره و تأكيد شده است؟ به خاطر اين كه زبان مي تواند تلخي آورد و شيريني. مي تواند جنگ آورد و صلح. مي تواند، خير آورد و شر. مي تواند فساد آور شود و از سوي ديگر سرچشمة اصلاح و بهبود.
پرگويي و پرحرفي، نه زيبندة مردان است و نه ماية سرفرازي زنان. گاهي وقتها، سكوت و كم حرفي ، به زن ارزش و وقار مي دهد. به خصوص اگر آگاهي و دانشِ او كم باشد. به خصوص اگر بخواهد حرفهائي را به زبان آورد، كه توخالي بودن او را مشخص كند و دست او را«رو»كند! مصاحبت با بعضي آدمها، خيلي شيرين است و آموزنده و گفت و گو با بعضي ها چندش آور است. چه بايد كرد تا حرفهاي ما قابل تحمل باشد؟« راست بگوييم و صاحب دانش شويم.»13
قرآن براي سخن گفتن آداب و آفاتي را بيان مي كند كه هدف از بيان اين آداب در حقيقت شيوه و روش درست انديشيدن و درست سخن گفتن و رهايي از آسيب ها و آفات فردي و اجتماعي آن است. به ويژه سخن گفتن به شكل ظاهري و معمولي آن ارتباط تنگاتنگي با زندگی اجتماعي انسان و روابط عمومي وي دارد.
در اين جا نقش ابزاري سخن براي انتقال مقاصد و مطالب و آداب و آفات آن در روش و شيوه بيان می گردد.
آداب سخن
سخن به معنا كلام، قول، گفتار، بيان و نطق آمده است. 14
قرآن براي اين كه پيام و سخن آدمي تاثير مثبت و درستي در مخاطب و شنونده به جا گذارد اموري را به عنوان آداب سخن بيان مي كند كه در اين جا بدان ها اشاره مي شود.
• سلام و درود
يكي از آدابي كه قرآن براي سخن گفتن بيان مي كند شروع سخن با سلام و درود است. به اين معنا كه در آغاز سخن گفتن شخص مخاطب را عزيز و گرامي شمارد و با درود و سلام بر وي سخن خويش را آغاز كند. اين گونه سخن گفتن موجب مي شود تا شخص احساس آرامش كرده و به مخاطب اعتماد نمايد. آغاز سخن با سلام به معنا و مفهوم آن است كه شخص سخني كه بر زبان مي آورد به قصد مهر و محبت است و عشق و علاقه خود را نسبت به شنونده اين گونه القا مي كند و عواطف و احساسات وي را برمي انگيزد. بي گمان ايجاد اعتماد در مخاطب نسبت به گوينده و تحريك عواطف و احساسات وي از گام هاي مهم در جلب توجه و اهتمام مخاطب به گوينده و پيامي است كه گفته مي شود. از آن جايي كه هدف گوينده از سخن گفتن انتقال پيام به شنونده است مي بايست نخست عواطف و احساسات پراكنده وي را به سوي خود جلب و متوجه سازد تا بتواند در مقام استماع و شنوندگي قرار گيرد و همه هوش و حواس وي متوجه گوينده باشد. اين زماني ممكن است كه عواطف و احساسات شنونده پيش از همه در اختيار گوينده قرار گيرد و براي تحقق اين هدف سلام كردن مي تواند احساسات و عواطف وي را برانگيزد و متوجه گوينده كند. اين روشي است كه فرشتگان در ديدارهاي خويش با پيامبران داشتند و خداوند در آيات 69 سوره هود و نيز 51 و 52 سوره حجر و هم چنين 24 و 25 سوره ذاريات بدان اشاره كرده است. تاثير اين شيوه براي جلب مخاطب تا آن اندازه است كه خداوند در آيه 54 سوره انعام از پيامبر(ص) مي خواهد در ارتباط با مردم به ويژه مؤمنان از اين شيوه بهره گيرد و پيش از آن كه سخني را به زبان آورد و پيامي را حتي از سوي خداوند به گوش شنوندگان و ديداركنندگان خود برساند با سلام آغاز كند و هرگاه مؤمنان به سوي وي آمدند با سلام شروع و آغاز كند.
•روي خوش
ادب دیگری كه قرآن براي سخن گوي بيان مي كند بشاش بودن و روي خوش نشان دادن گوينده است. سلام گفتن بيان گر حالت دروني فرد است و گوينده كه سلام مي كند مي كوشد تا آرامش و نشاط و بشاشيت خود را به نوعي به مخاطب منتقل كند و با واژگان احساسي عواطف شنونده را برانگيزد. از اين روست كه به نشاط و سرور وي توجه مي دهد و براي تاثيرگذاري سخن از گوينده مي خواهد كه با روي خوش با مخاطب مواجه شود. اين روشي بود كه پيامبر همواره بدان عمل مي كرد و تبسم هرگز از روي چهره وي محو نمي شد.
•آغاز كلام با خبر خوش
خداوند از جمله آداب سخن گفتن را آغاز كلام با اخبار خوش و بشارت مي شمارد و از گوينده مي خواهد اگر انذار و هشدار و يا خبر ناخوشي در ميان است اول كلام خويش را با بشارت و مژده اي شروع كند تا عواطف و احساسات مخاطب و شنونده به سوي گوينده جلب و جذب شود. از اين روست كه در داستان فرشتگان و حضرت ابراهيم(ع) با آن كه براي عذاب قوم لوط به زمين آمده بودند در ديداري كه با آن حضرت داشتند نخست بشارت تولد كودكي براي ساره و ابراهيم(ع) را بيان مي كنند و سپس به ماموريت خويش در ارتباط با عذاب قوم لوط مي پردازند.15
•سخن حق گفتن
در حدیثی آمده است که : پیامبر هرگز بر منبرش ننشست مگر اینكه این آیه را تلاوت فرمود: ای كسانی كه ایمان آورده اید تقوای الهی را پیشه كنید و سخن را به صورت درست و حق بگویید. موعظه همیشگی پیامبر ـ صلی الله علیه و آله: درست بگوئید.16
و می فرمایند: ایمان هیچ بنده ای از بندگان خدا به راستی نمی گراید مگر اینكه قلبش مستقیم گردد، و قلبش مستقیم نمی شود مگر اینكه زبانش درست شود17
درامان بودن دیگران از سخن
و در حدیث دیگری از همان حضرت ـ صلی الله علیه و آله ـ آمده است. مسلمان كسی است كه مسلمانان از دست و زبان او آسوده باشند.18
وباز می فرمایند:خداوند متعال به فرزندان آدم می گوید: ای فرزند آدم! اگر زبانت خواست تو را وادار به حرام كند، من دو لب را برای جلوگیری از آن در اختیار تو قرار داده ام، لب را فرو بند، و اگر چشمت بخواهد تو را به سوی حرام ببرد من پلكها را در اختیار تو قرار داده ام، آنها را فرو بند!..19
در حدیثی از امام سجاد ـ علیه السلام ـ آمده است كه زبان هر انسانی همه روز صبح از اعضای دیگر احوالپرسی می كند و می گوید: كیف چگونه صبح كردید؟ همه آنها در پاسخ این اظهار محبت زبان می گویند: حال ما خوب است اگر تو بگذاری! سپس اضافه می كنند: تو را به خدا سوگند ما را رعایت كن، ما به وسیله تو ثواب می بینیم و یا مجازات می شویم.20
سودمند بودن سخن
پيامبر هرگز بدون جهتسخن نمىگفت، و اگر سخنى مىگفت بيشتر جنبه موعظه و پند داشت، يا مطلبى را مىآموخت و يا به معروف و خيرى امر مىکرد و يا از شر و منکرى مردم را باز مىداشت، تمامسخنانش سودمند و يک کلمه، نه بلکه يک حرف، پوچ و بىارزش نبود، زيرا خوب مىدانست که: «و ما يلفظ من قول الا لديه رقيب عتيد» وانگهى پيامبر اسوه است و الگو و اوست انسان کامل. پيامبر کسىاست که نخستين آفريده پروردگار، نور مبارکش است: «اول ما خلقالله نورى» پس، از اين نور کامل چيزى تراوش نمىکند جز نور، و هر چه مىگويد گفته خدا است «و ما ينطق عن الهوى ان هو الا وحىيوحى». پيامبر هرگز از ذکر خدا غافل نمىشد. در روايت است: «ولايجلس و لايقوم الا على ذکر» او نمىنشست و برنمىخاست جز با ذکر و ياد خدا. پيامبر در هر آن قرين و همنشين ذکر خدا بود چه بر زبان آورد و چه در دل گويد. او خود ذکر خدا را کفاره مجلس مىدانست و اعلام مىداشت که اگر در مجلسى ياد خدا نباشد يا ذکرى از اهل بيت که آن نيز ياد خدا است، پس آن مجلس بر اهلش وزر و وبال است و نحس است و شوم. و اگر حضرت مىخنديد از تبسم تجاوز نمىکرد «جل ضحکه التبسم» زيرا قهقهه و خنده با صدا با شئون انسان مودب منافات دارد چه رسد به انسان کامل و چه رسد به اشرف مخلوقات.
• آرام و آهسته بودن لحن سخن
پيامبر آرام و آهسته سخن مىگفت و هيچ گاه فرياد نمىزد و صدا را بلند نمىکرد. و مجلس آن حضرت نيز از چنان آرامشى برخوردار بود که عين ادب و تواضع است و کسى در مجلس پيامبر بلند سخن نمىگفت «و اغضض من صوتک» و دستور هم همين بود که کسى صدايش را بالاتر از صداى رسول الله نکند «لاترفعوا اصواتکمفوق صوت النبى» و چون خود حضرت آهسته و آرام سخن مىگفت لذا مجلسش بسيار آرام و باوقار بود که حتى صداى به هم زدن بال پرنده به گوش مىرسيد. «لايقطع على احد کلامه» هرگز سخن کسى را قطع نمىکرد و تاشخصى مشغول سخن گفتن بود، به او خوب گوش مىداد و پس از تمامشدن سخنش آرام پاسخش را مىگفت. و چنان اصحابش را تربيت کرده بود که هرگاه لب مبارکش به سخن وا مىشد، تمام حاضران ساکت مىشده و سرا پا گوش مىشدند «کان على رووسهم الطير» و هرگاه سخن حضرت تمام مىشد بدون آنکه سخنانشان با هم تزاحم کند، با هريک به نوبت حرف مىزد.
گفتگو به زبانهاي مختلف
ابراز احساسات و بيان اطلاعات
انسانها خصوصا زنان و مردان وقتي كلمات واحدي را به زبان مي رانند به ندرت منظورشان يكسان است. براي مثال وقتي زني مي گويد:«فكر مي كنم تو هرگز به حرف من گوش نمي دهي.» منظورش از بيان كلمه«هرگز» به هيچ وجه مفهوم حقيقي آن نيست. استفاده از كلمه«هرگز» صرفاً براي بيان ناراحتي است كه زن در آن زمان به خصوص احساس مي كند و نبايد آنرا به حساب حقيقتي مسلم گذاشت.
زنها براي بيان احساسات خود، فرض را بر اين مي گذارند كه اجازه دارند از انواع صفات عالي ، استعاره ها و تعميمهاي مبالغه آميز استفاده كنند.
زنان براي ابراز احساسات خود ازانواع صفات عالي، استعاره ها و تعميمهاي مبالغه آميز استفاده مي كنند. اما مردان به اشتباه به معناي واقعي اين كلمات توجه دارند و از آنجايي كه منظور زن را به اشتباه گرفته اند، اغلب به گونه اي غير حمايتگر واكنش نشان مي دهند. در فهرست زير به ده مورد از شكايتهايي كه به اشتباه درك مي شود و نيز به واكنش غير حمايتگرانه مردان اشاره شده است.
ده شكايت رايجي كه اغلب به اشتباه تفسير مي شود؛
جملات زنان
1. ما هرگز از خانه بيرون نمي رويم.
2. همه مرا ناديده مي گيرند.
3. به شدت خسته ام. هيچ كاري نمي توانم بكنم.
4. مي خواهم همه چيز را فراموش كنم
5. خانه ما هميشه كثيف و بهم ريخته است.
6. ديگر كسي به حرف من گوش نمي دهد.
7. همه چيز خراب است.
8. تو ديگر مرا دوست نداري
9. ما هميشه عجله داريم.
10. من به محبت بيشتري احتياج دارم.
واكنش مردان
1) اين واقعيت ندارد، هفته پيش بيرون رفتم
2) مطمئن هستم كه بعضيها به تو توجه دارند.
3) خيلي خنده دار است ، تو عاجز نيستي
4) اگر كارت را دوست نداري استعفا بده
5) نه هميشه كثيف و بهم ريخته نيست.
6) اما من همين حالا دارم به حرفهاي تو گوش مي دهم.
7) منظور تو اين است كه تقصير من است؟
8) البته كه تو را دوستت دارم . براي همين است كه اينجا هستم.
9) نه اينطور نيست جمعه گذشته كاملاً آرامش داشتيم.
10) منظورت اين است كه به اندازه كافي به تو محبت نمي كنم؟
مردان سخنان زنان را با توجه به معناي لغوي آنها معني مي كنند كه ممكن است موجب سوء تعبيرهايي شود زيرا مردان از زبان، صرفاً براي مبادله حقايق و اطلاعات استفاده مي كنند. در عين حال مي دانيم كه چگونه واكنشهاي مردان مي تواند به مشاجره بينجامد. گفت و گوي عاري از عشق و علاقه بزرگترين مسئله در روابط زناشويي است. بيشترين شكايت زنان اين است كه:احساس مي كنم كسي به حرفهايم گوش نمي دهد.» حتي اين جمله نيز به اشتباه درك مي شود.
اگر مرد به درستي متوجه شكايت زنش بشود كمتر به مشاجره تن مي دهد و واكنشي مثبت تر از خود نشان مي دهد. وقتي زن و مرد در شرايط مشاجره هستند اغلب يكديگر را به درستي درك نمي كنند. در اين مواقع مهم است آنچه را شنيده اند دوباره انديشي يا ترجمه كنند.211
وقتي زنها حرف مي زنند
يك زن نه تنها اقدام به تعميمهاي مبالغه آميز مي كند بلكه خواهان حمايت از نوع به خصوصي است. او مستقيماً خواستار حمايت نمي شود زيرا در آنها مي دانستند كه از هر عبارت آنها معنايي استنباط مي شود.
اگر مرد بتواند از معناي حقيقي سخنان همسرش آگاه شود و با رعايت علاقه زن به پاسخ به او پاسخ دهد كاري مي كند كه همسرش راضي شود و بداند كه به گفته هاي او توجه مي شود.
وقتي مردها حرف نمي زنند
يكي از مشكلات مردان اين است كه نمي دانند چگونه از زني كه درباره احساسات خود حرف مي زند حمايت كنند يا سخن او را به شكلي كه هست بفهمند. اما از جمله مشكلات زنان هم اين است كه نمي دانند سكوت مردان را چگونه تفسير كنند. زنان اغلب سكوت مردان را به اشتباه تفسير مي كنند.
زنان بايد بدانند وقتي شوهرانشان سكوت مي كنند در واقع مي گويند: «هنوز نمي دانم كه چه بگويم. اما دارم به آن فكر مي كنم.» اما اغلب خانمها به جاي اين طرز تلقي به باور ديگري مي رسند و آن اينكه:«من از آن جهت به تو جواب نمي دهم زيرا به تو توجهي ندارم. مي خواهم به تو بي اعتنايي كنم. مطلبي كه به من گفتي مهم نيست و به همين جهت به آن جواب نمي دهم.»
چگونه زن به سكوت شوهرش واكنش نشان مي دهد
زنان سكوت مردان را به اشتباه تفسير مي كنند. برداشت زنان از سكوت مردان با موقعيت ذهني زن در آن روز به خصوص ارتباط دارد. وقتي مرد سكوت مي كند زن ممكن است به سادگي بدترين شرايط را در ذهنش تصوير كند زيرا زنان تنها در صورتي سكوت مي كنند كه آنچه مي خواهند بگويند توليد رنجش كند و يا به اين دليل كه به هم صحبت خود اعتماد ندارند، مسايل خود را با او مطرح نمي سازند. بنابراين جاي تعجبي وجود ندارد كه وقتي مردي ناگهان سكوت مي كند، زن احساس عدم امنيت خاطر مي كند.122
درك كردن لاك ذهن
اگر زنان بخواهند با مردان به تفاهم برسند و روابط زناشويي خوبي داشته باشند، بايد نكات متعددي را بياموزند، آنان بايد بدانند وقتي مردي نگران و زير فشار است خود به خود سكوت مي كند و به درون غار ذهنش مي رود تا مسايل را حل و فصل كند. خانمها بايد بدانند كه در اين زمان هيچ كس حق ورود به غار را ندارد. حتي بهترين دوستان مرد هم حق ندارند كه چنين كاري بكنند. زنان نبايد نگران شوند كه خطايي از آنان سرزده است. خانمها بايد بياموزند كه وقتي مردان به درون غار خود مي روند، لحظاتي بعد از آن بيرون مي آيند و همه چيز به خير و خوشي به جريان مي افتد.
آموختن اين درس براي زنان دشوار است؛ زيرا در نظر زن به حال خود گذاشتن مرد وقتي در شرايط نامساعدي به سر مي برد به هيچ وجه درست نيست و به همين دليل زن براي آنكه به شوهرش كمك كرده باشد، مي خواهد به درون غار او برود و براي او كاري صورت دهد.
افزوده بر اين، اغلب به اشتباه فرض را براين مي گذارد كه اگر از شوهرش سؤال كند و از احساسش بپرسد و يك مستمع خوب باشد شوهرش به لحاظ احساسي در موقعيت بهتري قرار خواهد گرفت. اما اين رفتار بر ناراحتي مرد مي افزايد. زن قصد كمك به شوهرش را دارد اما از روشي استفاده مي كند كه اگر خودش در شرايط مشابه قرار مي گرفت، از شوهرش انتظار داشت. نيت زن خير است اما نتيجه اي كه عايد مي شود منفي است.
هم زن و هم مرد بايد بدانند اگر به شيوه اي كه در مورد خودشان مصداق دارد بخواهند با يكديگر رفتار كنند به جايي نمي رسند. آنان براي كنار آمدن با يكديگر به روشهاي ديگري نياز دارند.
چرا مردان به سکوت پناه مي برند
مردان به دلايل مختلف به سکوت ذهن خود پناه مي برند يا سكوت اختيار مي كنند:
1 ـ مرد احتياج دارد كه به مسئله خود بينديشد و راه حلي منطقي براي آن بيابد.
2 ـ وقتي براي سؤال يا مسئله اي جواب حاضر ندارند هيچ گاه اعلام نمي كنند كه «خداي من، جواب اين سؤال را نمي دانم. بايد به غار ذهنم پناه ببرم و جواب را آنجا پيدا كنم.»1 همان ، ص 94
3 ـ او ناراحت شده و زير فشار قرار دارد. در اين مواقع او آرامشي مي خواهد تا دوباره بر شرايط خود مسلط شود. او نمي خواهد حرص بزند يا عملي بكند كه دوباره پشيمان شود.
4 ـ مرد نياز دارد كه خود را بيابد. اين دليل چهارم به خصوص وقتي مردها عاشق مي شوند اهميت بيشتري پيدا مي كند. در مواقعي آنان خود را گم يا فراموش مي كنند. آنان مي دانند كه دلباختگي بيش از اندازه از قدرت آنان مي كاهد و بنابراين بايد درباره حدود نزديك شدن به زن تصميم بگيرند. هر آينه بيش از اندازه به زني نزديك مي شوند صداي زنگ خطر بلند مي شود و آنان به درون غار ذهن خود مي روند و در نتيجه بار ديگر مي توانند خويش قدرتمند خود را حياتي تازه ببخشند.
چرا زنان حرف مي زنند
زنان به دلايل متعدد حرف مي زنند. گاه زنان به همان دليل كه مردان لب از سخن فرو مي بندند حرف مي زنند. اما روي هم رفته مي توان براي حرف زدن خانمها به چهار دليل اشاره كرد:
1 ـ براي مخابره يا دريافت پيام . (اين اغلب تنها دليل صحبت مردان است.)
2 ـ براي بررسي و كشف اينكه چه بايد بگويند.(زنان با صداي بلند فكر مي كنند.)
3 ـ براي رهايي يافتن از ناراحتي.(وقتي مردان ناراحت مي شوند به درون غار ذهن خود مي روند و سكوت اختيار مي كنند تا به آرامش برسند و ناراحتي خود را فراموش كنند.)
4 ـ براي ايجاد صميميت.
بدون درك تفاوتها و نيازهاي خود، زن و مرد به آساني در مناسبات زناشويي خويش با دشواري روبه رو مي شوند.231
وقتي مردها حرف مي زنند
نه تنها زنان وقتي به خلوت مردان تجاوز مي كنند دچار مشكل مي شوند، بلكه با ارزيابي اشتباه آنان بر شدت مشكلات خود مي افزايند. وقتي از يك مرد مي پرسيد كه«چه اتفاقي افتاده؟» او در دو يا سه كلمه پاسخ مي دهد كه «اتفاقي نيفتاده» يا «حالم خوب است.» زنان بايد از اين پاسخ كوتاه استنباط كنند كه شوهرشان در شرايط خوبي نيست و بهتر است او را با احساسش تنها بگذارند. مردان به جاي گفتن«ناراحت هستم و مي خواهم مدتي تنها باشم»، سكوت اختيار مي كنند و حرفي نمي زنند.
وقتي مردي خلاصه حرف مي زند، انتظار دارد همسرش به او فرصت سكوت بدهد.
براي مرد تفاوت گذاشتن ميان همدردي و برخورد همدلانه دشوار است. مرد از اينكه كسي با او همدردي كند متنفر است.241
چگونه بايد با مرد صحبت كرد
به منظور رسيدن به صميميت، زن و مرد بايد زبان مشتركي را براي ابراز احساسات و حل مشكلات بيابند و هر دو قادر به درك اين زبان باشند، سه راه وجود دارد تا زن بتواند به شكل گرفتن اين زبان كمك كند. ولي با توجه به موضوع تحقيق مان به دو مورد اوليه آن اشاره مي كنيم؛
1 ـ به مرد زبان احساسات را بياموزيد.
تنها در صورتي كه هر دو طرفين همدگر را درك كنند. واژگان صميميت پديدار مي شوند. روانشناسي مي گويد:« براي زن و مرد رمزهاي بياني وجود دارد كه بايد چگونگي ترجمه احساسات و عقايد را به زبان يكديگر بدانند.
يافتن وجه اشتراك بسياري از زنان بر اساس انديشه اي اشتباه در مورد صميميت عمل مي كند آنان اعتقاد دارند. صميميت تنها شامل سهيم شدن در احساسات مي شود و صميميت را معادل صحبتهاي عاشقانه مي پندارند. بنابر اين سعي مي كنند با صحبت فرمول بندي تشريح و انتقاد در مورد احساساتشان مشكلات احساسي در رابطه را حل كنند از آنجايي كه چنين بحثهايي در طي دورة اولية شيفتگي در اغلب روابط رواج دارند بسياري از زنان همواره مي پندارند اين بحثها مدرك اصلي تعهد احساسي مي باشند.
اما اين مرحله اوليه و مورد تأئيد نفس به ندرت در رابطه دوام مي آورد. عشق يكطرفه تنها مي تواند زمان نا معيني دوام بياورد و نتيجه آن هم چيزي جز پريشان خاطري نيست زني كه مي خواهد مرد با اوصحبت كند بايد مطمئن باشد مو ضوعي براي صحبت كردن وجود دارد و ويليام نوواك در كتابش به نام كمبود عظيم مرد آمريكايي مي نويسد: آنچه مردان را به مردان ديگر و يا زنان نزديكتر مي سازد سهيم شدن در اعمال و تجربيات است به طور كلي سهيم شدن در انسانيت كافي نيست. اما زنان بيشتر مايلند سهيم شدن در احساساتشان قبل از سهيم شدن در اعمال پيش آيد.
«براي مثال دو زني كه با يكديگر دوست هستند هنگام ملاقات و صرف شام صحبت خود را با گفتن احساسات به يكديگر آغاز مي كنند در موقعيت مشابهي، دو مرد صحبتشان را با داستانهايي در مورد شغلشان شروع مي كنند و كمي ديرتر در مورد احساساتشان بحث مي كند البته اگر اصلاً اين كار را بكنند. بدين ترتيب، سؤال كليدي براي زنان « حالت چطور است؟» و براي مردان«چه كارها مي كني يا چه؟ مي باشد.
چگونگي ابراز احساسات كردن را به مرد بياموزيد.
بسياري از متخصصان توصيه مي كنند كه زن مرد را تشويق كند تا جملاتش را با كلمه«من» آغاز كند كه مسترز و جانسون متخصصان امور زناشويي اين تمرين را ارائه كرده اند. هركس در مكالمه به آساني جمله اش را با «من» شروع مي كند «من مي خواهم…»، «من فكر مي كنم…»، «من احساس مي كنم…»، و اين روش كه معمولاً براي زنان آسان تراز مردان است، آنان را تعليم مي دهد تا با احساسات خود در تماس باشند. دكتر الكساندر لوي مي گويد: «ارتباط برقرار كردن با احساسات به معناي متوقف كردن سرزنش و آغاز تلاش براي درك آن چيزي است كه شخص در باره آن صحبت مي كند.» متخصصان ديگر به اين امر اشاره مي كنند كه به منظور مفيد واقع شدن اين روش زوجها بايد بخصوص پيش از شروع مكالمه با هم قرار بگذارند كه هر گز در مورد آنچه گفته مي شود موافقت با مخالفت خود را ابراز نكنند و اينكه تنها هدف از گفتگو درك كردن باشد دكتر الكساندر ب. تيلور مي گويد: «زوجي كه مي خواهد ار تباط برقرار كند بايد چگونه صحبت كردن را بدون آنكه به دنبال توافق و يا حقيقت غائي باشد بداند.»
دكتر تيلور مي گويد:« اغلب مردان تمايل به مسئوليت پذيري دارند و به بسياري از نكات مهم آشنايي دارند و مي خواهند مشكلات راحل كنند.»زن مي تواند از اين خصيصة مردانه استفاده كند و سؤالات صريح را مطرح كند و مشكلات خاصي را با راه حلهاي خاص ارائه دهد.
بزرگترين نشانه صميميت مرد رازگويي اوست. از آنجايي كه مردان به ندرت در مورد موضوعات شخصي صحبت مي كنند و به ندرت از آنان در اين باره سؤالي مي شود، اغلب گنجينة بزرگي از رازهاي خود را در سينه نگه مي دارند كه مشتاقانه در آرزوي گفتن آنها هستند.
2 ـ هنر شنوندة خوب بودن
يكي از بهترين راهها براي ياري كردن به مرد براي رازگوي شنونده كاملا خوب بودن است. اغلب اشخاص هنگامي كه بايد در حال گوش دادن باشند در حال فكر كردن به پاسخ هستند. روانشناسي در مينياپوليس مي گويد: «شنونده بودن نياز به توجه و تمركز دارد و در مكالمات صميمانه از صحبت كردن مهمتر است زيرا بايد به گوينده اعتماد به نفس بدهيد تا به صحبت خود ادامه دهد.»
خانم روزنامه نگاري در نيويورك كه در ترغيب كردن اشخاص به گفتن چيزهايي كه به هيچكس ديگر نمي گويند شهرت دارد مي گويد: «جنبه مهم در گفتگو حافظه است يعني به چيزي كه مرد مدتها پيش و يا در اوايل همان مكالمه گفته است اشاره كنيد زيرا اين همان روشي است كه روانشناسان همواره به كار مي برند. اين واقعيت كه شما چيزي را فراموش نكرده ايد، و ارزش به خاطر سپردن را داشته است بسيار مطلوب و آرامش بخش است.»
يكي از رايج ترين مواردي كه زنان نا آگاهانه مرد را از صميميت احساسي دلسرد مي كنند ابزار عدم تمايل به شنيدن برخي موارد غير مشخص است. اولين تلاش مرد در جهت صميميت احساسي بايد تقويت شود حتي اگر صحبتهاي او عجيب و غريب و يا احتمالاً دردناك باشد. اگر مردي هرگز از لحاظ احساسي به رازگويي نپرداخته است، امكان دارد تحريك احساسي او بيش از آنكه براي زن خوشايند باشد، اورا متعجب كند.