·       مهارت اعتماد به نفس و خود باوری

·       مهارت غلبه بر ترس

·       مهارت  غلبه برخشم وپرخاشگری

·       مهارت غلبه بر نگرانی

·       مهارت غلبه بربحران

·       مهارت غلبه بر مشکلات

·       مهارت حل مساله

·       مهارت بیان خواسته ها و احساسات و هیجانها

·       مهارت نه گفتن

·       مهارت انتقاد پذیری

·       مهارتهای ارتباط با دیگران

·       مهارت و هنر تاثیر گذاری در دیگران

·       مهارت مدیریت و کنترل گفتگو

·       مهارت انتقادگری صحیح

 

موفقیت در زندگی و مهارتهای دستیابی به  آن

ساختار خلقت انسان به گونه ایی است که برای داشتن یک زندگی صحیح نیازمند علم وآگاهی ,,ومهارتهای لازم است بهترین و کاملترین نوع علم وآگاهی  در کلام خداوند وسیره معصومین (ع) است  بیشترین مصیبت های دنیوی و اخروی نصیب کسانی می شود که خود را بی نیاز از تعالیم دینی می دانند   وبیشترین گرفتاریهای دنیا نیز بواسط این  افراد برای جهانیان فراهم شده است . انسان اگر اطلاعات لازم را از وحي وعقل و تجربه بدست آورد، ميزان آسيب پذيري او به حداقل و استفاده از نعمت‌هاي الهی  به حداکثر مي‌رسد، انسان در این جهان برای دستیابی به موفقیت نیاز به آگاهی از سه موضوع مهم  وداشتن مهارتهای لازم در برقراری ارتباط موثر با آنهاست :

الف):خدا- لازم است که بداند خدا کيست ؟و از او چه کمکي مي‌تواند در زندگي بگيرد. ؟(کساني که خداوند را نمي‌شناسند ،به دستورات او عمل نمی کنند و از او کمک نمي‌گيرند، بيشترين مشکلات را دارند).(آگاهی از حق الله، ایمان و عمل به آنها )

ب):خودش - دومين مسأله براي انسان، خودشناسي است، يعني شناخت توانايي‌هاي خودش و تقويت اين شناسايي‌ها به گونه‌اي به مرحله خودباوری و اعتماد به نفس برسد . برای شناخت و کسب اين توانايي‌ها بايد قوانين عزت نفس وراه کارهای تقویت خودباوری را بشناسد  و به آنها عمل کند. ( آگاهی از حق النفس )

ج):مردم - سومين مسأله انسان ارتباط او با سایر انسانها  است. يعني ديگران را بشناسد و بتواند با آنها ارتباطي برقرار کند که در اثر اين ارتباط از کمک و همراهي ديگران بهره ببرد، که اين موضوع نيز اصول مخصوص خود را دارد.(آگاهی از حق الناس )

مهمترین هدف دین ،تعلیم و تربیت انسان و آموزش چگونه بهتر زیستن است  وچگونه صحیح زیستن به چگونه ارتباط داشتن مرتبط است .

از طرف دیگر دنیایی  كه ما در ان زندگي مي كنيم ،دنیای   ارتباطات است،هفتاد وپنج درصد  اوقات روزانه ما، صرف ارتباط با ديگران مي شود و شايد بتوان گفت هفتاد وپنج درصد  موفقيتهاي ما به روابطمان با خدا ،خودمان ودیگران وابسته است. بنابرین باید بدانیم که :بيسوادان  کسانی نيستند كه نميتوانند بخوانند و بنويسند. بلكه آنهايي هستند كه نميتوانند ياد بگيرند چگونه ارتباط صحیح با خدا، خودشان  ومردم برقرار کند .

 اگر ياد نگيريم با زندگي به چه شكلي برخورد كنيم، چگونه با مشكلات و مسائل پيچيده روبرو شويم، به چه صورت خواسته­ها و آرزوهاي خود را به اهداف مشخص، و اهدافمان را به واقعيت تبديل كنيم. اگر ندانيم چگونه با اطرافيانمان رابطة مؤثر و مناسبي داشته باشيم، در زندگي تجربه­هاي ناب روحاني و معنوي نداشته باشيم، لذت عشق، محبت و خدمت به همنوع را درك نكنيم، و نتوانيم محيط خانوادگي مناسبي ايجاد نماييم و از آن لذت ببريم « هنوز باسواد نيستيم، ما به تجربه­هاي آموزشي جديدي بيشتر از آنچه كه در جزوات و كتابهاي درسي آموخته­ايم، احتياج داريم.

 خداوند در قرآن كريم مي فرمايد:﴿ ما اصابك مِن حسنةٍ فَمنْ اللّه و ما اصابك مِن سيئةٍ فمن نفسک... ﴾

هیچ خير و نيكي به شما نمي رسدمگر ازطرف خداوند و هیچ شر و بدي به شما نمي رسدمگر  ازطرف خود تان.

 درست استفاده کردن از نعمتهاي خداوند «شکر نعمت» است و استفاده ناصحيح از نعمتها «کفر و ناسپاسي» . آنچه در اثر بد استفاده کردن نعمت  به نقمت تبدیل می شود از عملکرد خود انسان است . .بخشی از این نقمت ها وعذابها در اثر ناتوانی در برقراری ارتباط بامنابع قدرت یعنی خدا خود ومردم  است پروفسور حسابي می گوید :« زندگي يعني فهميدن چيزي جديد»هر چقدر فهم ودانش انسان افزایش یابد  موجب مي‌شود که در زندگي لذت بيشتر وآسیب کمتر ببیندو در مقابل سختيها و حوادث زندگي تحمل بيشتري داشته باشد.

وقتي انسان چيزهاي زيادي از زندگي مي‌فهمد، ابزاري را براي لذت بردن از زندگي انتخاب مي‌کند که کمتر درد وعذاب اخروی  به دنبال داشته باشد.

اولین راه موفقیت در زندگی   ارتباط با خدا " خدامحوری "

چگونگی ارتباط با خدا و کمک گرفتن از او

  همه انسانها در زندگی به دنبال موفقیت ، یعنی رسیدن به خواسته های خود ،کمال و آرامش هستند . لازمه تأمین چنین اهدافی داشتن ارتباطات قوی و مؤثری است که بتوانند نیازهای ما را برآورده و در رسیدن به خواسته هایمان ما را یاری نمایند. این سوال که چه کسی موفق است و چگونه می توان موفق شد پاسخهای متنوعی دارد اما بزرگان دین ما گفته اند که موفقیت جز با خواست خدا و عمل به دستورات او امکان پذیر نیست. که فرموده اند:    " و مَا التوفیق اِلا با للّه "

اگر موفقیت ، آرامش و لذت در زندگی را طالب هستید ، بدانید که به جز با خدابودن راه دیگری ندارد. انسانی که زندگی خود را بر اساس دستورات و فرمان خدا شروع و تنظیم می کند ، یقیناً به آنچه که مورد خواسته اوست می رسد و اگر هم چیزی را خواست و به آن نرسید یقین دارد که این نرسیدن به سود و مصلحت اوست . انسانی که سرلوحه زندگی خود را اطاعت و عبادت خدا قرار می دهد به موقعیتی می رسد که همه چیز و هر مرحله ای از زندگی او با همه پستی و بلندی های آن  زیبا ، لذت بخش و آرامش دهنده است. هرگاه زندگی براساس فرمان و دستور خداباشد ، محور همه خواستن ها و نخواستن ها ، دوستی ها و دشمنی ها ، زشتی ها و زیبائی ها ، برتری ها و پستی ها خداست . کسی که خدا را داشته باشد ، اگر هیچ نداشته باشد همه چیز دارد و کسی که همه چیز داشته باشد و خدا نداشته باشد هیچ چیز ندارد. مهمترین مسأله در زندگی انسان ، سعادت و خوشبختی است و سعادت و خوشبختی در آرامش است و آرامش در اطاعت و عبادت خداست ، که خدا در قرآن کریم فرمودند:  "اَلا بذکر اللّه تطمئنَ القلوب"(همانا یاد خدا آرامش دهنده دلهاست.)

به هر میزان که انسان به خدا نزدیکتر باشد آرام تر است ، زیرا براثر نزدیک شدن به خدا ، انسان از دوستان خدا می گردد و دوستان خدا را نه ترسی و نه غم و اندوهی است که خداوند فرمود:  "اَلا اَن اولیاء اللّه لا خَوفَ علیهم وَ لا هُم یَحزَنون"

 آنچه آرامش را از انسان می گیرد دوچیز است:.ترس و نگرانی    .غم و اندوه

هر دو مورد  ناشی از دور بودن انسان از خداوند و عمل نکردن به دستور اوست. وقتی انسان ایمان به خدا بیاورد یعنی باور کند که در این دنیای پر غوغا کسی از او حمایت می کند که همه قدرتها در دست اوست و موفقیت بندگانش را در گرو باور به او و عمل به دستور اوست ، در چنین حالتی است که عامل ناآرامی، اضطراب و ترس از شکست از وجود انسان رخت برمی بندد.

بزرگان گفته اند : آنچه انسان را عذاب می دهد، شکست نیست، بلکه ترس از شکست است و کسی که به دستور خدا عمل می کند و وظیفه مأموریت خود را در همین می داند،  نتیجه را به خدا واگذار می کند و خداوند آنچه را مصلحت اوست به بار می نشاند. کسی که به خدا ایمان دارد نتیجه اگر برای او تلخ و ناپسند باشد باز هم با جان ودل می پذیرد زیرا می داند که خدا برای بندگان مؤمن و صالحش جز خیر و نیکی نمی خواهد

 

پس هر چه خیر است از خداست وهر شر و بد است و در حوزه ی اختیار و عمل انسان است از خود انسان است. بنابراین انسان مؤمن اگر به دستور خدا عمل کرد ولی به نتیجه ای ناخوشایند رسید ، شاید این نتیجه از نظر او ناخوشایند است ولی در زندگی او تأثیری خیر ونیکو دارد، زیرا ممکن است انسان به دلیل عقل و تجربه ناقص خود چیزی را خوشایند بداند که برای او بد، مضر، و شر باشد و چیزی را ناخوشایند بداند که برای او خیر، نیک و مفید باشد. که خداوند فرمود:" عسی اَن تکرهوا شیئاً و هو خیر لکم"و عسی اَن تحبوا شئ و هو شر لکم"( قران کریم سوره بقره آیه 216)

ای بسا شما چیزی را دوست داشته باشید و خوشایند شما باشد که برای شما، شر، مضر وبد باشد و ای بسا شما از چیزی متنفر باشید و ناخوشایند باشد در حالی که خیر و سود شما در آن باشد.

کسی که به این درجه می رسد که به فرمان خدا عمل می کند خود نیز با عقل و تجربه ، تدبیر لازم را به جا می آورد، آنگاه هر چه در زندگی برای او رخ داد با میل و رغبت می پذیرد و این است معنای راضی بودن به رضای خدا و اگر غیر از این باشد انسان را ضرر، زیان، ترس، غم و اندوه فرا می گیرد.

 

روشهای  های برقراری ارتباط باخدا       

اولین عامل موفقیت و سعادت در زندگی، شناخت و ارتباط با خدااست   واین ارتباط در اثر ایمان به خدا و عمل صالح به دست می آید .

1-ایمان ایمان اولین راه ارتباط با خدااست                  

 امام علی (ع) می فرماید : ايمان سه چيز است معرفت خدا به قلب و اقرار به زبان و عمل به جوارح

   يعنى ايمان تنها لفظ و حرف بر زبان نيست بلكه حقيقت ايمان اول معرفت و شناسائى خداست به قلب اینکه فرموده اند :قلب المومن عرش الرحمان براى آنست كه خدا را به قلب مشاهده مى كند پس ايمان اول معرفت و شهود خداست به چشم قلب و مطابق قلب بر زبان نيز جارى سازد تا خلق را هم به ايمان دعوت كند كه چون زبان با قلب مطابق شد سخن موثر خواهد بود الكلمة اذا خرجت من القلب وقعت فى القلب و اذا خرجت من اللسان لم تجاوز الآذان سخن كز دل بر آيد لاجرم بر دل نشيند، و اگر به زبان تنها بود بگوش مى رسد و بدل نمى رسد و آنگاه كه قلب و زبان مطابق شد. باز عمل بار كان هم شرط ايمان است يعنى بايد مطابق قلب و زبان هر عمل نيكو كه به جسم يا به مال او مربوط است اعضاى او بايد به حكم ايمان بجاى آرد مانند نماز و روزه و انفاق مال و جهاد در راه دين و غيره تا به مقام ايمان براستى و حقيقت نائل .درخواست  بسيار از خلق موجب ذلت شود و از خدا موجب عزت است پس هر كس خدا را بهتر شناخت بيشتر از او حاجت مى كند چون همه درها را بروى خودبسته مى داند جز درگاه لطف بى حساب و رحمت واسعه الهى

 اصل الايمان (حسن ) التسليم لامرالله .اصل واساس ايمان بخدا تسليم امر خدا شدنست .
يعنى حقيقت ايمان بخدا آنست كه انسان در اثر عبادات و طاعات و مجاهدات با نفس ‍ به مقام تسليم و رضا نائل شود و در معرفت حق بدان مقام رفيع رسد كه سراپاى فانى در اراده خدا گردد.

 كساني كه در زندگي به خدا ايمان دارند، هرگز كم نمي­آورند؛ خدا به دادشان ميرسد .ایمان به خدا چیست که چنین نقشی دارد

مؤثرترين عامل آرامش در زندگي انسان، ايمان به خداست. وقتي شما بدانيد كه يك موجود قدرتمند، در همة صحنه­هاي زندگي از شما حمايت ميكند، احساس آرامش ميكنيد.

منشأ بيماري عدم آرامش است. ، ابتلا به بيماري درانسانهايي كه به خدا ايمان دارند بسيار كمتر است

" الا بذكر اللّه تطمئن القلوب " همانا با یاد خدا دلها آرام مگیرند.

در دل و قلبمان بايد ايمان به خدا وجود داشته باشد و بدانيم خدا به ما نزديك است.

خداوند ميگويد:" هر وقت از من بخواهيد، ميدهم.ادعونی استجبلکم  "

 2- عمل صالح

 دومین راه ارتباط با خدا عمل صالح است  که در قالب های فراوانی ظاهر می شود

هركس كه عمل صالح انجام دهد به خدا نزديك ميشود.

نزد خداوند سخنى پذيرفته نمىشود، مگر آن كه همراه با عمل باشد، و سخن و عملى پذيرفته نمىشود، مگر آن كه همراه با نيّت خالص باشد، و سخن و عمل و نيّتى پذيرفته نمىشود، مگر آن كه مطابق سنّت باشد مصادیق عمل صالح فراوان است در اینجا به مهمترین آنها اشاره می شود

1/2  نماز

 نماز از اركان دين شمرده شده و در اسلام هيچ عملي پس از خداشناسي به پاي آن نمي رسد. همچنين پذيرش عبادات ديگر بستگي به پذيرفته شدن نماز دارد و نماز همچون نهر آبي است كه آلودگي گناه را از قلب مي زدايد حضرت علي ـ عليه السلام ـ درباره اهمّيّت نماز فرمود:«اوصيكم بالصلوة و حفظها، فإنّها خير العمل»شما را به نماز و حفظ آن سفارش مي كنم كه بهترين عمل است.

بديهي است كه با چنين اهمّيّتي كه اين عبادت بزرگ دارد، خدا، پيامبر و ائمه معصومين ـ عليهم السلام ـ بطور جدّي و پي در پي مسلمانان را به بزرگداشت آن فرا خوانند

 رسول خدا ـ صلي الله عليه و آله ـ و امامان معصوم ـ عليهم السلام ـ خود بدان سخت پايبند باشند. آنچه در زير مي آيد، گوشه اي از تأكيد فراوان اسلام پيرامون نماز است:

الف : سفارش قرآن :

 قرآن مجيد در آيات فراواني ـ حدود هشتاد آيه ـ با تعبير هاي گوناگون درباره اقامه نماز يا حدود و احكام آن سخن گفته است يا از نمارگزاران تمجيد نموده و بي نمازان را سخت توبيخ كرده. بطور مثال به رسول خداصلي الله عليه و آله ـ دستور مي دهد وَ أْمُرْ أَهْلَكَ بِالصلوة وَ اصْطَبِرْ عَلَيْها 

كسان خود را به نماز فرمان بده و بر نماز پايداري كن. در آيه ديگر مؤمنان را سفارش به نماز مي كند و مي فرمايند :  قُلْ لِعِبادِيَ الَّذِينَ امَنُوا يُقِيمُوا الصلوة

به بندگان من كه ايمان آورده اند بگو نماز را به پا دارند.

دعا

 خدا مکانیزم عالم را طوری قرار داده که تا چیزی نخواهی نمی دهد .

ادعونی استجبلکم .... دعا در فارسي به معناي خواستن مي‌باشد و درخواست از خدا کامل‌ترين نوع خواست است. انسان اگر در اوج امکانات مادي باشد اما هدايت و حمايت الهي پشتيبان او نباشد به

رشد و موفقيت واقعي نمي‌رسد. در مسألة دعا خداوند به نقل از (بزرگان دين) از بندگان خود خواستها ست هر چيزي را که مي‌خواهند، از او بخواهند و هرچه را که انسان از صميم قلب از خدا بخواهد و مقدمات آن را فراهم کرده باشدخدا آن را به انسان مي‌دهد. در احاديث داريم که فرموده اند: نمک طعام خود را نيز از خدا بخواهيد و شايد منظور اينست که در برآورده شدن احتياجات خود به غير خدا التماس نکنيد، زيرا خدوند مبناي همة خوبيها (خير و کمالات)است . البته انسان در زندگي دنيوي خود ناچار از ارتباط با ديگران است، اما اين ارتباط تاجايي که به عزت و بزرگواري انسان آسيب نرساند، بدون اشکال است. و هر جا که درخواست از بنده موجب تحقير انسان شود، اين درخواست ممنوع است،‌اما درخواست از خدا حتي در مورد کوچکترين کارها باعث سربلندي و افتخار انسان است. تا آنجا که گفته اند:

در خواست از خدا  عزت است، اگر برآورده شود، نعمت وا گر برآورده نشود حکمت است. اما درخواست از بنده خفت است، اگر برآورده شود، منت است و اگر برآورده نشود ذلت است.

 

 

احسان به والدین

 نيكي به پدر و مادر، وظيفه اي اخلاقي است كه در واجب بودن شكر مُنعم ريشه دارد. انسان فطرتاً شاكر و سپاسگزار كسي است كه به او نيكي كرده است. سپاسگزاري از پدر و مادر، نشانه و گواه سلامت فطرت است و كسي كه به پدر و مادر خود نيكي مي كند، از فطرت خود پاسداري كرده است. اهميّت سپاسگزاري از پدر و مادر، چنان است كه خداوند پس از امر به شكرگزاري از خود، شكر پدر و مادر را آورده است:

وَ وَصَّيْنَا الْإِنْسانَ بِوالِدَيْهِ حَمَلَتْهُ أُمُّهُ وَهْناً عَلي وَهْنٍ وَ فِصالُهُ فِي عامَيْنِ أَنِ اشْكُرْ لِي وَ لِوالِدَيْكَ إِلَيَّ الْمَصِيرُ ؛

و انسان را درباره پدر و مادرش سفارش كرديم. مادرش (به هنگام بارداري) او را با ناتواني روي ناتواني حمل كرد و دوران شيرخوارگي او در دو سال پايان مي يابد (آري او را سفارش كرديم) كه شكرگزار من و پدر و مادرت باش كه بازگشت (همه) به سوي من است.
و همانطور كه كسي نمي تواند شكر پروردگار به جاي آورد، شكرگزاري از پدر و مادر نيز بسيار دشوار و در حدّ محال است. از پيامبر اكرم ـ صلّي الله عليه و آله و سلّم ـ روايت شده است:
لن يجزي ولد عن والده حتي يجده مملوكاً فيشتريه و يعتقه

هرگز فرزندي پاداش پدرش را ادا نمي كند، مگر آنكه پدر مملوك باشد و فرزند او را بخرد و آزاد سازد.
و نيز از ايشان روايت شده است:
برّ الوالدين افضل من الصلوة و الصوم و الحج و العمرة و الجهاد في سبيل الله
نيكي به پدر و مادر برتر از نماز و روزه و حج و عمره و جهاد در راه خداست.
نيكي به پدر و مادر چنان اهميتي دارد كه حتي پدر و مادري كه از نظر عقيده دچار انحراف هستند و يا به فرزند خود ظلم كرده اند، بايد مورد احترام واقع شوند و فرزند به آنان نيكي كند

مادر حق ويژه اي دارد و نيكي به او مقدم است. امام صادق ـ عليه السّلام ـ فرمودند:
شخصي نزد پيامبر اكرم ـ صلّي الله عليه و آله و سلّم ـ آمد و پرسيد اي پيامبر! به چه كسي نيكي كنم؟ فرمودند: مادرت. پرسيد: سپس به چه كسي؟ فرمودند: مادرت. باز پرسيد: سپس به چه كسي؟ فرمودند: به مادرت. دوباره پرسيد: سپس به چه كسي؟ فرمودند: به پدرت