اخلاق دانش اندوزی و دانشجویی2
اخلاق دانش اندوزی و دانشجویی
هرچه قدر اطلاعات انسان بیشتر بشود، درک و فهم و شعورش بالاتر ميرود. هرچه درک و فهم و شعورش بالاتر بيايد ميفهمد که خودخواهی ضرر دارد و خیر خواهی سود دارد. اگر کسی بخواهد خیر وشر زندگی، خوبی و بدیها را بشناسد چه كاري باید بکند و چه کارهایی نباید بکند؟ منظور از اخلاق دانشجویی یعنی چه؟ اخلاق یعنی بایدها و نبایدها، دانش اندوزی یا دانشجویی یعنی این چیزهایی که ما ميخواهیم یاد بگیریم باید رعایت کنیم و چیزهایی که نميخواهیم یاد بگیریم چه کارهایی را نباید آن زمان و آن مکان انجام بدهیم اخلاق دانشجویی یا دانش اندوزی ميگوید اگر کسی برایش علم، فهم، درک، شعور مهم است، اگر بخواهد به فهم و درک و شعور برسد، یک چیزهایی را بایدرعایت كند. و رعایت کردن یک چیزهایی را اخلاق دانشجویی یا دانش اندوزی ميگویند.
پس هر چیزی یک اخلاق دارد. یاد گیری هم خودش یک اخلاق دارد. از لقمان حکیم پرسیدند که ادب را از که آموختی گفت از بی ادبان. معنی جمله این است که اگر کسی حرف خوبی زد ولی خودش آدم بی تربیتی بود نگو چون بیتربیت است حرفش هم بد است. این یک باید است یا یک نباید است. تمام جاهایی که آدمها با هم دعوایشان میشود، دردسر برای هم درست ميکنند، مشکل برای همدیگر ميآفرینند، ریشه اش در یکجا است که طرف با طرف مقابلش آنقدر یکه بدو میکند تا دست آخر مشت میخورد. بعد که با طرف صحبت میکنی ميگوید آخه نميدونی، نفهم، بی شعور بود. عصبانیتش از نفهم بودنش است. تلاش کنید کاری نکنید که مجبور شوید عذر خواهی کنید. چون آدم خرد ميشود انسان جایزالخطا است و عاری از اشتباه نیست. اگر کاری کردید که باید عذرخواهی کنید، حتما عذرخواهی کنید. این از نظر اخلاقی یک شجاعت است. آدمی که فهمید اشتباه کرده خودش اعتراف کند. نگذارد طرف مقابل به او بی احترامی کند. چون آن شخصی هم که ميخواهد بی احترامی کند دنبال این است که ببیند طرف مقابل (خاطی) فهمید یا نفهمید. چرا در زورخانهها را کوتاه درست ميکنند. چون اگر هرچه قدر هم كه زور بازو داري، گردن کلفت و قوی هستی، اینجا باید سرت را خم کنی و یاد بگیری اینجا که همه هم ردیف شما هستند ولی در جامعه همیشه سرت را بندازی پایین. و اینکه با قلدری کردن هیچکس آدم نميشود.
این یک قسمت از اخلاق بود که انسان باید چه چیزهایی را یاد بگیرد وبعد تحمل کند و بپذیرد. اگر شما در زندگی کاری بکنید که درک و فهم و شعورتان برود بالا کمتر با دیگران مشکل پیدا ميکنید چون هرچه فهم آدم برود بالا تحملش هم بالا ميرود، هرچه فهم آدم هم پایین باشد تحملش هم پایین ميآيد. در روانشناسی چیزی است به نام آستانه تحریک، که اگر مثلا شخصی را اذیت کنی (متلک بندازی، توهین کنی، قلقلک بدي و...) تا یک جا ممکن است تحمل کند. از اینجا (آستانه تحریک) دیگر تحمل نميکند. این آستانه تحریک آدمها متفاوت است. اما میشود این آستانه را با بالا بردن سطح درک و فهم وشعور بالا برد و کسانی که آستانهي تحریکشان بالا است به راحتی از کوره در نميروند. (زود عصبانی نميشوند).
عصبانیت یکی از ابزارهایی است که چهره واقعی آدمها را نشان میدهد. ميگویند از نظر اخلاقی اگر خواستی کسی را بشناسی یا با او مسافرت برو یا كه میدان بده یا عصبانیش کن، این سه پارامتر هویت آدمها را برای شما روشن میکند. اگر با او مسافرت بروید و 10 روز با او باشید نميتواند درآن زمان تمام معایب خودش را پوشش دهد. به کسی میدان و قدرت بدی، اگر ظرفیت نداشته باشد، خودش را خراب میکند، و راه سوم این است که عصبانیش کنی به طور مثال بعضی وقتها بعضیها ميگویند کاری نکن اون روی گندم بالا بیاد. آن روی گند یعنی همین، یعنی هرآدمی یک روی دیگری هم دارد. ولی آدمها تلاش ميکنند که آن رویشان بالا نیاید. آن رو، همان روی حیوانیشان است. همه همینطورند ولی آدمی که درک و شعورش ميرود بالا قدرت کنترل کردن آن رویش بیشتر میشود. این آدم هم دیرتر از کوره درمیرود، هم دیرتر عصبانی میشود و یک محبوبیت اجتماعی پیدا میکند. یک عبارت معروف داریم که ميگوید: قربون آدم چیز فهم. چیز فهم بودن یک ملاک است. یعنی من فدای کسی شوم که ميفهمد. یعنی اینقدر فهم ارزش دارد که من حاضرم خودم را فدایش بکنم چکار کنیم که بفهمیم؟ چه کار کنیم که سطح اطلاعاتمان بالابرود؟
اصل شماره 1: در زندگیمان تلاش کنیم تا آنجا که ميتوانیم غیر از اطلاعات تخصصی، یک سلسله اطلاعات انسانی و اجتماعی بدست بیاوریم. باید سطح اطلاعات خودمان ر ا راجع به انسان، اخلاق انسانها و ویژگیهای انسانها بالا ببریم و راه این هم مطالعه است. دانشجویی که یک کتاب داخل کیفش علاوه بر کتابهای درس تخصصی نباشد که راجع به مسائل اجتماعی و زندگی باشد این دانشجو بالاخره یک جایی ميلنگد. خوشبختانه ما درزمانی زندگی ميکنیم که دو اتفاق بزرگ افتاد.
1- کتابهایی که درزمینه اخلاق، رفتار، برخورد با مردم، خودسازی، خود شناسی چاپ شده نسبت به زمان قبل چند هزار برابر شده است.
2- الآن اینترنت در اختیار همه است. چند دقیقه بیشتر طول نميکشد راجع به هر مسئله ای که به ذهنمان میرسد (مثلا: من زود عصبانی ميشوم) تحقیق کنیم. بتوانیم خودمان را کنترل کنیم تا عصبانی نشویم و آبرویمان را برباد ندهیم. چون آدمی که عصبانی میشود آن عصبانیت و شعلههاي آتشش به طرف مقابل نميریزد، خودش را هم از درون ميسوزاند. آدم عصبی آدمی است که اعتبار ندارد. پس سعی کنیم مطالعه کنیم تا از بروز خیلی از مشکلات جلوگیری کنیم.
پس یکی از بایدهای اخلاقی در دانش اندوزی این است که در 24 ساعت یک وقتی را اختصاص بدهیم که راجع به این مسایل مهم مطالعه کنیم. اگر 10 تا کتاب تخصصی روی میز است یک کتاب مربوط به مسائل اجتماعی (مثلا: راههای افزایش اعتماد به نفس، آئین دوستیابی، راههای خود شناسی و ...) هم باشد و اینها را هم مطالعه کنیم. اگر اطلاعات آدم بالاتر برود، قدرت تحملش هم بالاتر ميرود، در اینصورت هم موضع گیریش بهتر ميشود، زبانش هم اصلاح ميشود، افکار و رفتارش هم اصلاح ميشود.
امروزه کشورهای بزرگ دنیا که پیشرفت علمی کردهاند، این کشورها کتاب خواندن را در جامعهیشان به یک فرهنگ تبدیل کردهاند. میانگین مطالعه در ایران زیر 2 دقیقه است درصورتی که درکشورهای پیشرفته این آمار بالای 15 دقیقه ميباشد از توصیههایی که آیت الله مطهری به پسرش ميکند این است که فرزندم هر شب که ميخواهی بخوابی 20 دقیقه قرآن بخوان. اگر از قرآن سر در نميآورید فقط و فقط 10 دقیقه کتابی بخوانید که مهارتهای زندگی را به شما ميآموزد. پنج فاکتور برای باید اخلاقی: 1- اگر ميخواهیم درک و فهممان بالا برود خودمان را مجبورکنیم که اهل مطالعه باشیم. 2- جای درک و فهم و شعورقلب آدمهاست. این قلب اگر پاک باشد نوری که خدا به آن ميتابد چون پاک است مانند آئینه منعکس میشود اگر این قلب مشکل داشته باشد یا ناپاک باشد هرچی را هم که بگیرد منعکس نميکند. بنابراین دومین اصل اخلاقی که باید در گرفتن فهم و شعور از آن استفاده کنیم این است که قلب و دلمان را پاک کنیم.
امام صادق (ع) فرمودند علم نوری ازنورهای خداوند است. که خداوند این را بردل آدمهای خوب ميتاباند. همینکه آدم در دلش قلباً نخواهد خلاف کند، قلباً نخواهد گناه بکند، قلباً بد کسی را نخواهد، آن یک مقدمه میشود برای اینکه آدم درک و فهم شعورش بالا برود. 3- اگر آدم بخواهد چیزی را یاد بگیرد باید نسبت به آن کسی که دارد چیزی را به اویاد ميدهد حس خوبي داشته باشد که به آن تواضع درمقابل معلم ميگویند. یکی از رموز یادگیری این است که شما خودتان را درمقابل کسی که به شما چیزی یاد ميدهد متواضع کنید. اگر آدم بخواهد در قلبش، علم ودانش و فهم و شعور رشد بکند باید متواضع باشد. 4- شخصی ميرود پیش پیغمبر(ص)، گفت: یا رسول الله وقتی من ميآیم پیش شما، شما حرف ميزنید من لذت ميبرم، به وجد ميآیم، وقتی که از پیش شما ميروم یادم ميرود و دو سه روز که ميگذرد کلاً یادم ميرود این بد است دوست دارم همیشه چنین حسی داشته باشم که پیش شما هستم چکار کنم؟ پیغمبر (ص) فرمود: یک راه دارد، از دستانت استفاده کن وقتی من حرف ميزنم بنویس. اگر بنویسی فراموش نميکنی.
یک ضرب المثل معروف ميگوید: کم رنگترین جوهرها از قویترین حافظهها ماندگارتر است. یکی از اصول اخلاقی در یادگرفتن این است که اگر در جایی از کسی چیزی یادگرفتید بنویسید 5- اگر درجایی ميخواهیم صحبت کنیم راجع به موضوعی صحبت کنیم که طرف مقابل خوشش بیاید و اشتیاق داشته باشد که گوش کند راجع به موضوعی که خودمان خوشمان نیاید صحبت نکنیم. افرادی که حرفی برای گفتن نداشته باشند از خودشان صحبت ميکنند و تعریف ميکنند. این صحبتها برای خود آدم خوشایند است ولی برای طرف مقابل کسل کننده. پس هیچ وقت از خودمان تعریف نکنیم.