سلسله درسهای اخلاق زندگی
اخلاق جلسه هشتم
در یک تحقیقی از تعدادی افراد بزهکار( نوجوانان بزهکار) سوال پرسیدند: چرا خلاف کرده اید یکی گفت : نمی خواستم خلاف کنم اینطور شد 0 یکی گفت تقصیر پسرعمویم بود دیگری گفت : دوستم باعث شد خلاصه هرکسی یک چیزی گفت ولی چون سوال کننده متخصص روان شناسی بود حالت پلیسی سوال کرد و دقیق سوال کرد تا دقیق جواب بگیرد نه برای محکوم کردن آنها بلکه میخواست ریشه خلاف کردن افراد را بیابد آخر جواب این شد : من درخانه یمان هرکاری میکردم که به پدر و مادرم بگویم که من هم آدمم من هم قادر هستم کاری بکنم من هم میخواهم آدم خوبی باشم 0 بارها و بارها با زبان و بی زبان به آنها گفتم که من برایتان مهم هستم یا نیستم نه با این جمله ، بلکه با رفتارم ، با کردارم ولی بی انصاف پدر و مادرم یکبار هم به من نگفته اند که آره تو هم آدم مهمی هستی ، دوستت داریم ، قبولت داریم ، عزیزمان هستی هوایت را داریم همیشه درسرم می زدند و می گفتند : بی عرضه بدبخت و کلماتی مثل این ، من به روش مثبت نتوانستم توجه مادر و پدرم را جلب کنم 0 هرچه قدر بیشتر تلاش می کنم کمترجواب می گیرم و چون برایم مهم بود که به مادر و پدرم نشان بدهم که من آدم مهمی هستم و آنها هم باور نمی کنند که آدم مهمی هستم با خودم گفتم که شما با زبان خوش حالیتان نمی شود که من آدم خوبی هستم پس میروم خلاف میکنم تا بفهمید که من هستم و خلاف کردم به بچه محل هایمان ، به پدر و مادرم و اقواممان که همگی می گفتند بی عرضه ناتوان ، نشان بدهم که خیلی هم عرضه دارم می گویید نه ، نگاه کنید 2 نفررا کشتم 0
روانشناسان ما می گویند که دروجود هرانسانی سلسله نیازهایی هست که کم و بیش برآورده میشود نیاز به آب ، نیاز به همدیگه ، نیاز به مسکن و یک نیاز هست که کم برآورده میشود نیاز به اینکه اطرافیان هرکسی بهش بگوید که آفرین ، باریکلا ، معلومه که وارد هستی معلومه که کسی هستی قبولت داریم قبولت داریم 0 این کاررا انجام نمی دند چون اینها یک نیاز ذاتی دردرون انسانهاست0 به خواهر یا برادر کوچکی که اگر دارید نگاه کنید به یک سنی که میرسد پیش شما می آید و می ایستد و روی پنجه هایش میرود و می گوید داداش بزرگ شدم نه ؟ نیاز به بزرگ بودن یک نیاز اساسی درهمه انسانها نه بزرگ به معنی قد بلند بلکه بزرگ به این معنی که آنقدر بزرگ شدن که حالا قبولت دارند حالا دیگه بهت اعتماد می کنند حالا دوستت دارند حالا برای من عزیز هستی حالا بود و نبودت خیلی برایم مهمه ، این نیاز خیلی شدید است و جوابی که این نیاز میگیرد خیلی کم است به ندرت اتفاق می افتد که درخانواده ای پدر و مادری آنقدر شعورو فهم بالایی داشته باشند که جلوی خلاف فرزندشان را بگیرند0دائم تحقیرش نکنند ، ازاین رو به اوشخصیت بدهند آنقدر به او بها ندادند که طرف خجالت بکشد ازاینکه پدر و مادر آنقدر به او بها داده اند که حــــــال می خواهد برود و خلاف کند 0 انسان زمانی خلاف میکند که حس کند چیزی ندارد که بخواهد ازدست بدهد و انسانی خلاف نمی کند که فکر می کند چیزی دارد که مجبور است برای اینکه آن را حفظش کند خلاف نکند0 در تحقیقی که انجام داده اند می گویند اگر شما محور و محرک رفتارهای آدمی را بررسی کنید محرک رفتارها دو چیز است : غریضه جنسی که فروید می گوید 2- نشان دادن به دیگران که منو داریــــد ؟ منو می بینید ؟ من هستم این دو چیز است حال به این ترتیب استادی که خودش را به آب و آتش میزند که برروی دانشجوهایش اثر بگذارد و دانشجوهایش درآخر بگویند که استاد دست شما درد نکند0واقعا" خیلی عالی بود استاد بگوید خواهش می کنم قابل شما را نداشت بعد دردلش قند آب شود خودش به خودش بگوید که خودت را داری ؟ می بینی چقدر مهمی ؟ اطرافیانت به تو می گویند که مهمی دانشجویان هم این کار را می کنند 0 می گوین که دختری در دانشگاه راه می رود پایش لیز می خورد و زمین می خورد بعد رو به دوستش میکند و می گوید : را حال کردی ؟
همه انسانها هرکاری که می کنند میخواهند یک چیز را نشان دهند، من را داری ؟ حتی این اشتها آنقدر شدید است که انسانهایی که بضاعت مالی زیادی دارند به انسانهایی که به قطب میروند پول می دهند که نام من را برروی یخ ها بنویس که بعدها این مسافران قطبی که به قطب میروند بگویند آفرین به آقای 000 باریکلا عجب آدم مهمی است که به اینجا آمده 0 می گویند پول درآوردن ، موقعیت اجتماعی ، پول همه کارهایی را که انسانها انجام می دهند فقط برای گفتن یک چیز است : من هستم إ من کسی هستم 0 آهای اطرافیان من إ چرا به من بها نمی دهید ؟ چرا به من احترام نمی گذارید؟ اگر به این محرک جهت داده شود خیلی خوب است شما هر انسان خلاف کاری را با جهت مثبت دادن می توانید آرام کنید0
یک رستوران زنجیره ای درکشورمان اروپایی هست که کارشان این است که ازمشتری هیچ چیـــــــــزی نمی خواهد غذایشان را که خوردند خودشان به پای صنوق می آیند می گویند که چه چیزی خوردم و باید چقدر پول بدهم طبیعتا" این انسان باید ورشکست شود ولی ورشکست نشده زنجیره ای شد، که چند شعبه ازآن را ایجاد کرده اند 0 ازصاحب رستوران پرسیدند که شما نمی ترسی ازاینکه اینها بخورند و بروند و پولش را ندهند صاحب رستوران گفت اگر میخوردندو میرفتند که من ورشکست شدم اما من ورشکست نشدم به او می گویند فرمولت چیست ؟ می گوید : من احساس کردم که همه انسانها محتاج به این هستند که به آنها بگوییم که خودت را قبول داریم بگو خودت چی خوردی و چقدر پول یا فیش داری ازاو پرسیدند که آدمهای خلاف کار به این جا می آیند یا خیر؟ او گفت : اتفاقا" این آدمها اینجا می آیند چون درجامعه ای زندگی می کنند که دائما" بهشان می گویند که آی نامحترم ، بی عرضه ای کسیکه قبولت نداریم و این عطش دروجودشان هست که یک جایی دوست دارند که کسی بهش بگوید که قبولت دارم بهت اتماد می کنم حالا این رستوران جای اینهاست 0
جالب است که بعضی ازاین انسانها بعدازخوردن غذا نه تنها پول غذایشان را می دهند بلکه یک چیزی روش میگذارند و میدهند وقتی به آنها می گویند : این پول برای چیه؟ می گوید : من درعمرم دنبال این بودم که کسی بهم بگوید قبولت دارم با تمام اخلاق گندی که داری و هیچ کس حاضر نشد که به را به من بگوید من اخلاقم گند نبود آنقدر بهم گفتند گند ، گند گفتم خوب من گندم 0 دقیقا" یک طرف شما یک طرف منم اگر شما رفتید غذا خوردی و نخواستید در برید جواب میدهید و اگه من رفتم و غذا خوردم و نخواستم دربرم جواب میده چون من و شما آنقدر برای خودمان شعر و شعورقائل هستیم که می گوییم اینجا یک سری آدم هستند که زحمت کشید ند غذا پخته اند به من احترام گذاشتند به من گفتن به تو صورتحساب نمی دیم خودت بگو چقدر خوردی و چقدر پولش میشود0 من اگر شخصیت داشته باشم می گویم که این انسان به من احترام گذاشته من کاری نکنم که خودم را خراب کنم پولم را میدهم 0 بیرون می آیم یا عکسش هست آنقدر بی شخصیت هستم که دائم بهم می گویند بی شخصیت ، بی احترام که حکالا یک نفر که می گوید با شخصیت من می گویم جدی می گویی ؟ من واقعا" با شخصیتم ؟ و حالا ازاینجا به بعد دوست دارم که نشان بدم که اعتمادی را که به من کرده لایقش هستم لایق اعتماد اوهستم 0 حالا این سوال برای ما پیش می آید : آیا درایران ما جواب میدهد یا نه ؟ اینجا می گوییم که ایران معنی اش چیست 0 آیا جزاین است که آنقدر این جمله را خودمان به خودمان گفته ایم که ما انسانهای بی شخصیتی هستیم اگر بهمان احترام بگذارند بازهم خراب می کنیم و باورم شد که همین طور است و تبدیل به یک قانون کلی مثلا: اگر به جایی رفتی به تو احترام گذاشتند سوءاستفاده نکردی بی عرضه هستی و گرنه اگر به انسان احترام میگذارند نباید دست خالی برگردد خلاف کن و بیرون بیا0 لذتش را ببرد این فرهنگ شد0 درکشورهای خارجی مالیات ند ادن مانند انسان کشتن است این فرهنگ شد0 این جا افتاده است آنقدر جا افتاد که تبدیل به فرهنگ شد0 اگر این جا باشد می گویند کسیکه مالیات بدهد ازهمه کس بدبختر است من مالیات ندادم کیف می کنید ؟ من را دارید ؟ این مربوط به فرهنگ ماست 0 به هیچ کس هم مربوط نیست از تک تک ماها شروع میشه خودما چه احساسی داریم یک کشور علامت موفقیتشان نیست مثال: عامل موفقیت کشورها چیست ؟ 1- قدمت تاریخی یک کشور 3000 سابقه تمدن دارد کشور فقیریه 0 استرالیا 150 ساله راه افتاده جزو کشورهایی که ثروتمند ه پس قدمت ملاک نیست 2- ضریب هوشی کشورهای فقیر ضریبی بالا است که درکارهای خلاف نشان می دهند 0 پس اینها ضریب هوشی دارند ضریب هوشی ملاک موفقیت نیست 3- رنگ ، پوست و منطقه جغرافیایی را مثال زدند 0
عامل ثروتمند بودن کشورها یک پارامترهای فرهنگی درکشورهاشون جا افتاده ازجمله پایبندی به اخلاق مردمی که کشورشان پیشرفت میکند پایبند به اخلاق هستند مثل ژاپن ، ژاپن یک کشور کوچک است اکثر کشورش تشکیل شده ازکوه درآنجا نه می توان کشاورزی کرد نه کارخاصی میشه کرد ولی مردمش تعهد اخلاقی دارند که کار می کنند برای کشورشان بعلاوه که الآن ژاپن که خودش چیزی نداره از دنیا مواد خام وارد می کند بهترین محصولات را تولید می کنند و به دنیا عرضه می کند دومین ابرقدرت اقتصادی دردنیا است 0 بعد از امریکا ، هیچی هم ندارد بعد میآیند سراغ ایران نگاه کنید ما ایرانیها ضریب هوشی داریم منابع طبیعی هم داریم مشکل دیگری نداریم فقط یک چیز است آن چیزی که درکشورجا افتاده 100 سال 200سال جا افتاده درایران دائما" خودشان به خودشان اینطور گفتند ما ایرانیها دزد هستیم بدبخت هستیم 0 آنقدر به خودشان گفتند که حالا تبدیل شده به یک چیز قشنگ اگر 4 نفردورهم جمع شوند صحبت کنند صحبتشان گل انداخته از دزد بودن ایرانیها نفرپنجم که میرسد به این جمع برای اینکه بگوید من هم با شما موافق هستم می گوید فلان روز فلان جا اتفاقی افتاد حرف شما تآیید میشود وقتی بررسی میشود که چرا چنین اتفاق می افتد شاید بدلایل مختلف 0
150 سال است که استعمارکشورهای خارجی هستیم انگلیس اگرما به اینها بگوییم دزد ، بی عرضـــــــــه می گوییم با ما بودی بهت میگویم 0 مثلا" درجمع 5 نفره که صحبت می شود : واقعا" درسته که ما ایرانیها دزد هستیم 0 فلان کارو نگاه کن فلان چیزو نگاه کن بعد می گوییم اینکه ما ایرانیها دزد هستیم یعنی من دزدم چون ایرانیم ؟ می گوییم نه خواهش می کنم شما را که نمی گویم شما که آقا هستید عذر می خواهم دزد خودتون هستید ؟ این حرفها چیه منو که می شناسی من دزد نیستم بعد ببخشید کناری شما دزده ؟ نه اختیار دارید از دوستان ما هستند 0 این طرفیه دزده ؟ نه این آدم خوبیه 0 پس کی دزده ؟ ما ایرانیها دزدی می کنیم بی عرضگی هم می کنیم اما چرا اینکاررو می کنیم ازبس که به خودمان گفتیم و تلقین کردیم اگرمیخوای 0پیشرفت کنی باید با سال بالالیها بگردی ، سال بالاییها چی می گویند میگن همه ایرانیها دزدند پس اگر ما دزدی می کنیم چون خودمان بخود القا می کنیم به ندرت پیش می آید که 4 نفریا بیشتر راجع به کمالات ایرانیها صحبت کنند0 مثلا" بگویند خبر دارید بالای 70 و 60% نخبه های امریکا ، ایرانی هستند 0متخصص ترین جراح قلب دربیمارستان فرانسه یک ایرانیه0 بالاترین درجه تخصص جراحی چشم درچین ایرانیه 0 ما ایرانیها خوب هستیم ، ما ایرانیها با استعدادیم این بچه مثبت بازیها را بگذار کنار بیا همان جورکه لذت می بردیم صحبت کنیم 0این ضد فرهنگ است این درایران جا می افتد خرابکاری می کند اگر این مسائل که گفتم راجع به قانون ، برای ما مثبت صحبت کردن سخته ، منفی حرف زدن راحته 0 درهمین ایران دریک کلاس 40 نفری کسی را نمی توان پیدا کرد که بگوید من ذاتا" دوست دارم که آدم دزدی باشم یا خودم را قبول ندارم0 زیرا که این انسان کلاس دارد شعور دارد ازدانشگاه هم که خارج می شویم دراجتماع کسانی را می بینیم که دانشگاه نمی آیند ولی خیلی سواد دارند 0 خیلی انسان دوست دارد به سمت جنبه های منفی برود و چون به خود القا می کنیم 0 همین طورمیشود تا جای آنقدر میگوییم ما خرابکاری می کنیم که اگرخرابکاری نکنیم بی عرضه هستیم به هرحال ما انسانها مقلد هستیم نگاه به اطرافیان می کنیم اطرافیان چه می گویند 0ما هم آن کاررا بکنیم .وحال که شما به دانشگاه آمد ه اید به عنوان بخشی ازالگوهای جامعه دارد جامعه میشود منفی صحبت کردن لذت بخش تره و مثبت سخن گفتن کار دشواریست جامعه اگر میخواهد ساخته شود راهش این است که یواش یواش باید رفت به سمت اینکه چرااینطورباشد چرا یک ایرانی اینجا بی عرضه و دست وپا چلفتیه ؟ همین ایرانی به کشورهای اروپایی میرود کسی میشود برای خودش برای اینکه اینجا خودش واطرافیانش تحقیرش می کنند میگن آدم نیستی رفتارت ، کارت ، کردارت را قبول نـــداریم بالاخره تحت تآثیر تلقین خودرا می بازد همین آدم به کشورهای اروپایی می رود می گویند قبولت داریم خراب می کند می گویند عیبی ندارد خراب کردی دوباره درستش کن توآدم توانمندی هستی القا می کنند که توانمندی و توانمندی خودرا نشان میدهد به طوری که اگر می خواهید به اطرافیان خود اثربگذارید یکی ازروش اثرگذاشتن ها روش مثبته احساسمان نسبت به اطرافیان مثبت باشد نگویید ما ایرانیها مشکل داریم بله چون گفتیم مشکل داریم متآ سفانه مشکل داریم درمانش چیست ؟ این است که ما یواش یواش بگوییم که ما می توانیم مشکل نداشته باشیم 0 رمزموفقیت انسانها این است کسی که بتواند با اطرافیانش بجوشد راه جوشیدن این است فکر نکنیم اگر من سلام کنم کوچک می شوم پیغمبر(ص) با همه عظمتی که داشت درطول عمرخود به یک نفراجازه نداد که زودترازاوبه اوسلام کنند چرا چون وقتی کردی طرف می گوید یعنی مرا قبول دارد و مرا قبول کرد چرا پیغمبر(ص) توانست دریک کشوردورافتاده پرت و بی آب وعلف تمدن را بسازد که دوتمدن بزرگ ( تمدن ایران وروم) راکه اطرافش بود بشکند0 فقط به دلیل اینکه این کاررا کرد0 سلام یعنی چه ؟ یعنی من تورا قبولت دارم من چیزی ندارم که قبول داشته باشی چرا همین که من گفتم قبولت دارم یواش یواش باورمی کنی که کسی هستی و چیزی داری 0
یکی از تفاوت های اسای انسان و حیوان ، غریزه جنسی است و این تفاوت بر می گردد به نحوه استفاده انسان از غریزه جنسی و مشکلاتی که برایش ایجاد شده است. می دانیم که در عالم حیوانات ما چیزی به نام اخلاق نمی شناسیم هیچ کجا مسئله اخلاق وجود ندارد. چرا؟ چون کل زندیگ حیوانات بر اساس غریزه تنظیم می شود و غریزه نیز کار خود را به درستی انجام می دهد. اما چرا وقتی که می آییم در عالم انسانی و مسائل جنسی جنبه غریزی دارد ولی نیازی به اخلاق دارد. حیوانات در استفاده از غرایز خود افراط، تفریط نمی کنند دست استفاده می کنند. اما در عالم انسانی مانند تمام کارها که افراط و تفریط می کنند در استفاده از غرایز جنسی افراط تفویط می کنند و غریزه جنسی با بقیه غرایز یک تفاوت اساسی می کند و آن این است که به 3 چیز تقسیم می شود: 1- ثروت 2- دین، مذهب 3- غریزه جنسی وقت یا زمان . ثروت باعث بقاء است، غریزه جنسی باعث استمرار است و دین باعث جاودانگی است. اگر جنگ های دنیا را و دعواهای آدم ها را ریشه یابی کنیم حتماً ریشه آنها به یکی از این 3 مورد بر می گردد. یا دعوا سر ثروته یا دعوا سر دین و مذهب است یا دعوا سر غریزه جنسی است یا همان خسیت است . تمام جنگ های کشورهای دنیا بر سر دین و مذهب است الان در دنیای خاورمیانه دعوا بر سر این است که اسرائیلی ها می گویند ما قوم برتر هستیم و حضرت موسی گفت که ما قوم بنی اسرائیل را فضیلت داده ایم نسبت به دیگر قوم ها .
کمی بیاییم پایین تر ببینیم که دعواهایی که بین آدم ها انجام می گیرد و منجر به قتل و کشتن و مرگ می شود ریشهآن مسائل ناموسی است. این فقط مربوط به عالم انسانها نیست بلکه به عالم حیوانات نیز بر می گردد ، حیوانات برای تصاحب گزینه مورد نظر خود ممکن است طرف مقابل را از پای دربیاورد.
اخلاق جلسه نهم
یکی از تفاوت های اساسی غریزه جنسی با بقیه غرایز دیگر این است که شدت هجوم انگیزی و اینکه باعث می شود که انسان پرخاشگری بکند همین است مسائل جنسی، چون از یک طرف به غیرت انسان بر می گردد و از یک طرف به ناموس انسان بر می گردد باعث می شود که انسان خودش را نابود بکند و یا کسی دیگری بکشد و یا به زندان برود و افتخار هم می کند این اهمیت غریزه جنسی است.
حلاا بیاییم غریزه جنسی را با غرایز دیگر مقایسه کنیم مثلاً با غریزه تشنگی ، انسانها هیچ گاه همدیگر را برا تشنگی براحتی نمی کشند.این یکی از تفاوت های غرایز جنسی با غرایز دیگر است و تفاوت دیگر این است که غرایز جنسی را نمی توان محار کرد. یعنی انسان از غریزه جنسی نمی تواند اشباع شود در سایر غرایز اانسان اشباع می شود. مثلاً در غریزه تشنگی انسان هر چقدر که تشنه اش باشد 2 یا 3 لیوان آب بخورد اشباع می شود ولی در غریزه جنسی شدت آبن زیاد است. تنها عاملی که می تواند مرد را ذلیل و ضعیف و خار کند مسئله جنسی است و اکثر جاهایی که خانمها توانسته اند مردها را تسخیر کرده و سر آنها را کلاه گذاشته اند مربوط به مسائل جنسی بوده است که سوء استفاده کرده اند و مشکلاتی که در جامعه وجود دارد و ناهنجاری های اجتماعی و فرار دختر و پسر از خانواه ها اختلافات زناشویی همه اینها مستقیماً با غریزه جنسی سرو کار دارد. آن قسمتی که به مرد بر میگردد بیشتر است نسبت به زنها، بارها دیده شده است که زنانی که شوهرانشان در سن جوان یمرده اند توانستهاند تا آخر عمر تنها زندگی کنند و به مشکلی بر نخورند ولی مردها نمی توانند یکی دیگر از تفاوت ها ی غرایز جنسی مسئله اخلاق است مثلاً ما اخلاق آب خوردن و یا اخلاق غذا خوردن نداریم . البته این اخلاقها وجود دارند ولی خیلی محدود است اما در ماسئل جنسی 10000 جلد کتاب اخلاق وجود دارد ، یک دانشمند ی مثل فروید کل زندگی خود راغ روی این مسئله گذاشته است و دلیل اینکه باید یاد بگیریم اخلاق غرایز جنسی را این است که غریزه جنسی منجر به تولید مثل می شود واگر از روی اصول نباشد خیلی مشکلات پیش می آید. مانند بچه های سر راهی یا بچه هایی که در شیرخوارگاه وجود داردو بدترین چیز برای یک انسان این است که نداند پدر و مادرش کی است و عذابی می کشد چون ب یهویت است. این یکی دیگر از تفاوت هایی غرایز جنسی با غرایز دیگر است. شیوع عادت بد استمناء در پسران یکی از مهمترین دلایل آن عدم رعایت اخلاق و مسائل جنسی از سوی پدر و مادر است. یعنی عدم رعایت کردن چیزهایی که انسان باید در موردش حجب داشته باشد این اگر رعایت نشود خیلی مشکلات ایجاد می کندو این مشکلاتی که ایجاد می کند چهارمین تفاوت غرایز جنسی با دیگر غرایز است. غریزه جنسی اگر که رها شود یا شدیداً کنترل شود باعث بروز بیماری می شود رها که شود اشتهای سیری ناپذیری انسان را تبدیل می کند به گرگ لذا چشمش به هر کسی می افتد به چشم طعمه نگاه می کند که حتی این طعمه می تواند خواهرش باشد یا مادرش و اگر شدیداً کنترل شود باعث می شود که زمانی که ارضاء می شود کاملاض تخلیه نشود و تبدیل به یک عقده شود که این عقده ها بعدها می تواند در این شخص یک جور دیگر نشان داده شود. یک کار روانشانسی روی افراد خونخار تاریخ انجام داده اند مانند هیتلر ، صدام و ... متوجه شده اند که ریشه این حالات بر می گردد به دوران کودکی شان با پدر و مادرشان یعنی در آنجا که یک بی تربیتی هایی در تمام زمینه هایش صورت گرفته و بعضی ها بر این عقیده هستند که نطفه این آدم ها نطفه متعادل نبوده. یعنی نطفه پدر حقیقی خودشان نبوده. اگر غریزه جنسی در یک محیط نا آرام ارضاء شود یا اشباع شود و این ارضاء باعث انعقاد یک نطفه ای شود چون در حول و هراس بوده منجر به این مس شود که این شخصیت ، شخصیت متعادلی نشود.
اگر در وجدان زن یا مردی مقداری عذاب وجدان و ناراحتی وجود داشته باشد و یا احساس امنیت نکند در هنگام ارتباط و این ارتباط منجر به این می شود که نطفه ای انعقاد شود درست همان نگرانی از نظر ژنتیکی منتقل می شود به آن نطفه.
یکی دیگر از تفاوت های غرایز جنسی با غرایز دیگر این است که اگر انسان 3 یا 4 روز آب به بدنش نرسد ممکن است مریض شود و پس از چند ماه معالجه به حالت اولیه بر میگردد ولی اگر در غریزه جنسی اختلالی ایجاد شود این اختلال منجر به اختلال در روح و روان آن شخص می شود.
یکی دیگر از تفاوت های غریزه جنسی با غرایز دیگر این است که غریزه جنسی مأمور تولید مثل است درست کنترل نشود نسلی تولید میکند که یک جامعه نامتعادل را بخ وجود می آورد.
باز هم به جد ادعا نمی کنم فقط در حد .... می گوییم کشورهای استعماری وقتی که سرباز از کشور خود برای استعمار به کشور دیگر می آورند احتیاج به سربازهایی دارند که مفهوم و معنای رحم و عطوفت را ندانند و کشتن آدم ها برایشان لذت بخش باشد. یکی از تفریحات حجاج بن یوسف سقفی این بوده است که 10 نفر یا 20 نفر را چشم هایشان را در می آورده و سرهایشان را قطع می کرده . این که انسان تفریحش این باشد ریشه اش به کجا بر میگردد . روانشناس معروف فروید که می گوید شک ندارم که رفتارهای ناهنجار آدمها تماماً ریشه در غریزه جنسی دارد و یا ریشه در بی بند و باری دارد و عمق این ناهنجاری ها آزار دادن دیگران و یا آزار دادن خودشان است که بر می گردد به نامتعادل بودن غرایز جنسی.
پس تمام سربازان باید دارای این خصوصیات بالا باشند که عمدتاً این سربازها از خانواده هایی هستند که متلاشی شده اند. که بدترین حالت متلاشی شدن خانواده ها این است که 2 تا آدم همدیگر را دیده اند از یکدیگر خوششان آمده است و غرایز جنسی خود را اشباع کرده اند و یک انسان به وجود آمده است که این اوج اش است. بیاییم پایین تر فرزندان خانوادهای طلاق . اگر انسان محبت نبیند بر میگردد و بهرتین جای محبت دیدن خانواده است و اگر خانواده محبت نم بیند انسان می آید در جامعه محبت ببیند ، و وقتی می خواهد در جامعه محبت ببیند ، جامعه مجانی مجانی به کسی محبت نمیکند وقتی در جامعه کسی به او محبت می کند که او تشنه محبت است از آن محبت می نوشد و وقتی نوشید فرد مقابل از او سوء استفاده می کند و وقتی سوء استفاده کرد او 2 تا ضربه می خورد : 1- اولین ضربه که پدر و مادر به او زدند 2- ضربه دوم را کسی زد که به او اطمینان کرده بود و از او سوء استفاده کرده بود. و یک نتیجه می گیره که تمام افرادی که دور او هستند کثیفند و سپس این ذهنیت را گسترش می دهد و می گوید که همه انسانها کثیفند . آن وقت یک حقی به خود می دهد که می تواند همه آدمها را بکشد.
شما دانشجویان در زمانی قرار گرفته اید که :
1- طوفان غرایز جنسی بر پا شده است.
2- سنت هایی که قبلاض بوده شکسته شده است.
3- مثلاً یکی از سنت ها در قدیم این بود که اگر چشم شخصی پی ناموس کسی بیافتد چشم شخص دیگری پی ناموس او می افتد و اکثر مردم قبول داشتند و رعایت می کردنداما امروزه این عقاید از بین رفته است.
در این دنیا آرامش و ناآرامشی انسان بر میگردد به تعادل یا عدم تعادل در غریزه جنسی اش ، آرامش را کسی دارد که در زندگی اش موفق باشد و کسی در زندگی اش موفق است که اصول اخلاقی را رعایت کند که در زندگی اش موفق باشد و کسی در زندگی اش موفق است که اصول اخلاقی را رعایت کند. افرادی که در جوانی بی بند و باری داشته باشند در سن میانسالی یکسری مشکلات پیدا می کنند و در سن کهنسالی یکسری مشکلات پیدا می کنند . آدمی که مشکل داشته باشد تعادل ندارد و آدم هایی که در دوره جوانی مواظب هستند عزت و عفت خود را حفظ کنند و خلاصه لبیک نگویند به خاصه های غیر منطقی غریزه جنسی خود اسنها آدم های متعادلی هستند ولی اگر انسان در دوره جوانی اش آن چیزی که غریزه جنس اش می گوید گوش کند مشکل پیدا می کند که این مشکلات را به ترتیب بیان می کنیم.
اگر انسان در سن جوانی اش غریزه جنسی اش فاقد آزادی باشد ارتباطاتش با اطرافیان بی حد و مرز بادش این آدم در سن جوانی یک تشنگی در خودش به وجود می آید و یک اشتهایی در خودش ایجاد می شود که بعداً که ازدواج می کند با ازدواج احساس آرامش نمی کند چون آدمی که قبل از ازدواج ارتباطات نامشروع داشته باشد چون تجربه کرده است بعد از ازدواج هم مایل است که آن تجربه ها را داشته باشد. و وقتی مایل باشد که این تجربه ها را داشته یاد به همسر خود خیانت می کند و یا همین که در ذهنش تمایل به زنان دیگر داشته باشد عذابش می دهد و وقتی همسرش متوجه شود که به زن های دیگر تمایل دارد او هم عذاب می کشد و حالا 2 تا آدم ناآرام و نامتعادل داریم و وقتی که 2 تا آدم نامتعادل ونا آرام داریم فرزند آنها نیز نامتعادل می شود.
اگر مردی به زنی خیانت کرد اولین مقصر خود زن است چون آن زن هست که آداب همسر داری را نمیداند و رعایت نکرده است و نمی داند که مرد از همسرش چه می خواهد و اکثراً هم همینطور است.
زن بر گردن مرد 7 یا 8 تا حق دارد ولی مرد بر گردن زن فقط 1 حق دارد اولین حقی که زن بر گردن مرد دارد به ترتیب : وظیفه مرد است که نفقه بدهد یا مهریه بدهد یا اجرت المثل بدهد. تنها حقی که مرد بر گردن زن دارد تمکین است، تمکین یم کعنا بیشتر ندارد و آن هم این الست که زن خودش را برای بهره برداری جنسی آماده و مهیا کند و معنای حقوقی اش این است که زن حق ندارد منع کند و موعنای عاطفی اش این است که چنان با مردش همراهی کند که مرد از ارتباط جنسی اش لذت ببرد. می گویند 70 درصد اختلافات زناشویی بر می گردد به نارضایتی جنسی که عموماض به مردان بر می گردد. یعنی مرد ارضای جنسی نمیشود و چون ارضاء نمی شود روش نمی شود بگوید و بهانه درست می کنه و می گوید غذا بی نمک است ، بچه چرا به موقع نخوابیده و ... و لذا یکی از روانشناسان این را می گویید که تمام اختلافات خانوادگی بین زن و مرد ریشه در ارتباطات جنسی دارد.
چرا مردها خیانت می کنند ؟ جوابش یک کلمه است : چون زنها اورضه ندارند.
زمان مادرهای خودمان یا خواهرهای خودمان که ازدواج کرده اند ، ما یک بحثی داریم در مساسل جنسی به نام حجب و حیا که باید این حرف ها گفته نشود. به نظر من الان که این مرزها شکسته شده و همه حجب و حیا ها ریخته شده باید توضیح بدهند که مثلاً به خواهرش بگوید که خواهرم ، اگر شوهرت چشم چرانی می کند علت چشم چرانی جوانی اش این است وقتی می آید خانه تو را با لباس آشپزی می بیند با بوی بد غذا، ولی هنگامی که در خیابان می روند که از کنا ریک خانمی رد می شود و بوی خوب می دهد مجبور می شود که نگاه کند اگر همسر یا شوهر کسی چشم چرانی می کند تا حالا فکر کرده ای که قبل از اینکه همسرت از سر کار می آید نظافت بکنی کار آشپز خانه راتمام کنی لباس تمیز بپوشی و خودت را معطر کنی و همان جلوه ای که همسر تو در خیابان از یک خانم دیده همان جلوه را از همسر خود در خانه ببیند.
مرد اینقدر که مسائل جنسی باریش مهم است هیچ چیز برایش مهم است هیچ چیز دیگر برایش مهم نیست اگر زن یک تخم مرغ برای همسرش درست کند و به اوبدهد ولی در دلربایی و تنازی درست عمل بکند مرد صدایش در نمی آید.
اما بهرتین شام با تمام آرایش درشت شود و آورده شود اما آن مسأله حل نشود بلاخره یک جا گیر می کند.
خاصیت مرد تنوع طلبی است و خاصیت زن یکه طلبی است.