اخلاق گفتگو

یکی از عوامل مؤثر در خوشبختی روابط عمومی است و نکته مؤثر در روابط عمومی روانی زبان آدم است تا خواسته هایش را خوب بیان کند، مخالفت خود را خوب انتقال دهد. خبرها را خوب انتقال دهد. بالای 80 درصد زندگی ما به زبان و کلاممان گره خورده است. و علیرغم اینکه اکثر آدم ها بلد هستند حرف بزنند و این کلمات را به زبان بیاورند، اما اکثریتشان بلد نیستند کلمات را درست به کار ببرند . ما در هنگام گفتگو معمولا در بخش های مختلفش ناشی گری خود را کاملاً نشان میدهیم.دانشجویی از استادش می خواهد سؤال بکند، سؤالش را جوری می پرسد که استاد فکر می­کند این قصد مسخره کردنش را دارد. یا اینکه دختری می خواهد نارضایتی خود را به مادرش اعلام بکند. با مادرش بد صحبت می کند مادر احساس می­کند او می خواهد بگوید این کارها وظیفه ات هست و ناسپاسی می کند. هنگام حرف زدن چه کارهایی انجام می دهیم؟

1-    خبر میدهیم.

2-    خواسته مان را می گوییم.

3-     مخالفت خود را ابراز می کنیم

4-    موافقت خود را اعلام می کنیم

وقتی به هم می رسیم بعد از احوال پرسی اولین جمله ای که به زبان می آوریم این است: " چه خبر؟!" ظاهراً گفتنش آسان است. اما هنگام خبر دادن چه اتفاقاتی ممکن است بیفتد؟ چقدر ممکن است آسیب بیبینیم از این طریق. خبر دادن ظاهراً کار ساده ایست اما آسیب هایی دارد  :

1-    خبر دروغ

2-     خبر تهمت آمیز

3-    خبر مسخره کننده

4-    خبر زیراب زدن

اینها همه خبرند اما خبرهایی هستند که اگر آگاه نباشی یا آفاتشان را ندانی تأثیرات زیادی در زندگی ما میگذارند. مثال:

رئیس شرکت شما، برای تست کردن شخصیت شما ، شما را به اتاقش فرا می خواند. و خیلی گرم و صمیمی با شما صحبت می کند. می آید بغل شما و می گوید چه خبر؟! شما هم بی خبر از اینکه او دارد شما را تست می کند، به خیال اینکه مدیر به شما خوش بین بوده که این چنین صمیمانه با شما برخورده کرده، شروع می کنید به زیراب اطرافیان را زدن. از نگهبان دم در تا همکارانتان. همچنان گزارش می دهید و بعد هم خوشحال از اتاق خارج می شوید. به خیال اینکه دیگر با او صمیمی شده اید. اما نمی دانید که در روابط انسانی این حرف های شما شخصیتی بد را از شما در ذهن مدیر می سازد. او فکر میکند که این آدم به دنبال بدگویی از مردم است. روی این نمی شود حساب کرد و اگر IQ بالایی هم داشته باشد می گوید این که جلوی من بدِ دیگران را می گوید حتما جلوی دیگران هم بدِ من را می گوید. و دیگر روی شما حساب نمی کند. یک ماه دو ماه می گذرد و هیچ خبری از ترفیع و آن صمیمیت نیست.  بعد شما با خود فکر می­کنید که مشکل کار کجاست؟ غافل از اینکه مشکل از همان خبر گزاری بد شماست. شما مهارت خبر دادن را نمی دانید. حتی اگر واقعاً اختلالی هم در شرکت هست باید با مهارت آن را اطلاع دهید. باید مهارت های اطلاع رسانی را آموزش ببینیم.

از قدیم به ما درس های اخلاقی میگفته اند: غیبت نکنی! غیبت بکنی اینجوری میشه. دروغ بگی اونجوری میشه. دروغ نگو! کار بدیه! دروغگو دشمن خداست، خدا بدش میاد. اما امروزه باید بدانیم که انسان ها از کسی که غیبت دیگران را می کند خوششان نمی آید. می گویند این آدم معتاد به بدگویی است.خبر بد می­دهد. اشکال کار افراد را بیان کردن مهارت می خواهد. اطرافیان شما با اطلاعاتی که بر اساس رفتارها و کلامتان به دست می آورند از شما شخصیت سازی می کنند.آدم بد گوی دیگران از نظر فکری هم مشکل دارد. دیگران از فکر و اخلاق شما مطلع می شوند. پس لازم است که این مهارت های خبر دادن را بیاموزیم. خود خبر دادن ابعاد مختلفی دارد. آفاتی هم دارد. یکی از آفاتش این است که بعضی افراد برای جاذبه داشتن برای اطرافیان خبرهایی می دهند که به آنها می گوییم خالی بندی. نباید در مورد خبری که از آن اطلاع نداریم خبر بدهیم. این حالت چهره ای از ما در ذهن اطرافیان می سازد که مناسب نیست. این کار اعتیاد آور هم هست و با این کار برای دیگران هم مشکل به وجود می آوریم. دیگران هم میگویند این آدمی نیست که قابل اعتماد باشد. به ما گفته اند: خدا از دروغ گفتن بدش می آید. اما الان باید گفت یک اعتیاد است و مبتلای به آن در رسیدن به خواسته های زندگی اش دچار مشکل می شود. بی اعتماد به نفس می شود. آدم دروغ گو همیشه نگران آشکار شدن دروغش است. ترس دقیقاً! سمّ اعتماد به نفس است و این اتفاق هم می افتد.فرد دروغگو دچار یک سلسله رفتارهای غلط پشت هم می شود. ابن سینا می گوید اگر یک دروغ گفتی بعدش هم باید 1000 تای دیگر هم بگویی. برای پوشاندن یک دروغ، یک دروغ دیگر می گوید برای پوشاندن آن هم یک دروغ دیگر و ... برای 4 تا دروغ باید 16 تا دروغ دیگر هم بگویی. این باعث می شود که فرد توان اینکه در زندگی احساس نا امنی نکند را نداشته باشد. عملاً به خواسته هایش نمی رسد. در خبر گفتن تهمت زدن هم داریم. چون به جایی که می خواهی برسی نمی رسی، به دیگران تهمت می زنی.

چارلی چاپلین : "در دنیا جای كافی برای همه هست. پس به جای اینكه جای كسی را بگیری، سعی كن جای خودت را پیدا كنی!"

 مردم به تهمت زدن عادت کرده اند.

خود خبر دادن چه آدابی دارد؟ اول باید خبرهای خوش را بگویی بعد خبرهای متوسط و بعد خبرهای بد رو بگی.

نوع دوم گفتگو، گفتگوی پرسشی است که بخش زیادی از زندگی روزمره ما را تشکیل می دهد.گاهی درخواستی از دیگران دارید. گاهی می گویید به حرف های من گوش کنید.با من همکاری کنید. به من وام بدهید. برایم دعا کنید. هوای من رو داشته باشید.خیلی از آدم ها در درخواست هایشان موفق نیستند. مشکل کجاست؟ وام به شما نمی دهند. درخواست شما را انجام نمی دهند. نگو مردم بد هستند که درخواست شما را انجام نمی دهند. دلیلش این است که بلد نیستی اثر گذار خواسته ات را بیان کنی. این هم آموزش می خواهد. امام حسن ع:"حسن السؤال نصف العلم".

 به یکی که خیلی آدم موفقی هست نگاه می کنی و می بینی که فقط زبان درستی برای درخواستهایش دارد. ناتوانی در ابراز احساسات و هیجانات هم مال همینجاست. افرادی که در زندگی شما هستند نمی دانند شما آنها را دوست دارید چون نمی توانید درست احساساتتان را بیان کنید. این ناتوانی ها باعث می شوند انسان به خواسته هایش نرسد. مقاله "چگونه خواسته های خود را ابراز کنیم" 10 تا 12 پارامتر دارد. شما می یابید که این مشکلات را دارید.یکی از نکاتی که بیان می شود این است که وقتی یک بار خواسته ات را واضح و شفاف گفتی دیگر آن را تکرار نکن. دیگر اینکه یک بار قبل از بیان درخواستتان آن را برای خود مرور کنید که بدانید چه می خواهید بگویید.

 سعدی: "تا مرد سخن نگفته باشد عیب و هنرش نهفته باشد."

 این ها مهارت درخواست کردن است. درخواست از خدا هم داریم. می گویی خدایا این رو به من بده، اون رو هم بده و ... بی ادبی می کنی و همه چیز هم می خواهی. آداب  نمی دانی! "بفرما" و "بشین" و "بتمرگ" هر سه تایشان یک معنی دارد اما با چه لحنی می گویی؟! پدر و مادر ها هم نمی دانند که چه طور به فرزندانشان بگویند این کار را بکن و آن کار را نه. زبان فارسی را بلد هستند اما بلد نیستند چگونه بگویند. پدر می خواهد به پسرش بگوید این چه مدل مویی است که درست می کنی؟ می گوید خاک بر سرت بکنم، برو مویت را درست کن. شما و بچه هایتان هم این مشکل را خواهید داشت.

سرِکار از آقای رئیس می خواهی درخواستی بکنی. ولی چون بلد  نیستی می روی اول دو سه بار سلام می کنی بعد که ازت می پرسد کاری داشتی می گویی نه فقط می خواستم سلام کنم! نمی دانی که چگونه درخواستت را از رئیست بیان کنی که فکر نکند چاپلوسی، بی ادبی و گستاخی می کنی. نمی توانی درست خواسته ات را بیان کنی. برای ارتباط اجتماعی باید شیوه سؤال کردن را هم بلد باشید. در وبلاگ عناوینش آمده است.

چگونه مخالفت کنیم؟ یک بخش زیادی از زندگی هم "نه" گفتن است. انتقاد و اعتراض و مخالفت آداب دارند. اگر کسی بابت کاری اعتراض کرده و سیلی خورده بلد نبوده است. اگر جایی نه گفته و مشکل پیدا کرده بلد نبوده. مقاله "چگونه نه مؤثر بگوییم" را در وبلاگ ببینید. طرف مقابل را آزرده نکنیم و نه بگوییم. در مرحله قبلی درخواستمان را بیان کردیم. حالا می خواهیم به درخواست دیگران نه بگوییم. به مادر به پدر به رئیس. رئیس شما از شما می خواهد کار خلافی انجام دهید. اگر بگویی نه می گوید اخراجی و اگر بگویی آره، روی رئیس به شما باز می شود و از فردا همه کارهای خلاف را می دهد شما انجام بدهید و دچار مشکل می شوید.گیر می کنید. چگونه مخالفت خود را با افراد هم عرض، بالاتر و پایین تر خود ابراز کنیم؟ بگوییم من نیستم ولی محترمانه. از همه مهم تر ابراز نارضایتی است. در محل کار، تحصیل، زندگی، خوابگاه. در خوابگاه 6 نفر هستید. یکی در این بین فقط میاد غذا میخورد و بعد می گوید خداحافظ. هیچ کاری نمی کند. انگار بقیه خدمتکار او هستند.روز اول را شما جمع می کنید و می گویی خب آشنا نیستیم اشکالی ندارد. روز دوم هم قبول می کنی ولی روز سوم با خودت می گویی چقدر این پر روست. بعد یک دفعه که کار نمی کنی طرف هم می آید و می گوید این چه وضعیست؟ اینجا قبلا اینجوری نبود. چرا درست کار نمی کنی!! باهاش مشکل پیدا می کنی. می روی یک خوابگاه دیگر آنجا به جای یه نفر سه نفر این گونه هستند. دوباره بر میگردی جای قبلی و وضعت هم بدتر می شود. در زندگی هم هست. جاهایی هست که اگر بلد نباشی نارضایتی ات را ابراز کنی باید برای تمام عمر زجر بکشی. پس عمدتا در دو جا به مشکل اساسی بر میخوریم. وقتی انتقاد می کنیم و وقتی با خبر دادن زیراب کسی را می زنیم. اینجا آداب دارد. "چگونه انتقادی تأثیر گذار داشته باشیم" مقاله ای است که می گوید هر وقت خواستی انتقاد کنی از دیگران، زبانت را گاز بگیر. چون اگر بد بیانش کنی اوضاع بدتر می شود. پدر می آید و می گوید من چگونه به پسرم که فلان کار را میکند تذکر بدهم؟ می گویم زبانت را گاز بگیر! چون اگر بد به او انتقاد کنی، اگر تا حالا آن کار را جلوی تو نمی کرده ازین به بعد جلوی تو هم انجام میدهد.یا باید انتقاد نکنی یا باید درست و با بستن راه بر طرف مقابل انتقاد کنی. پس:

اول زبانت را گاز بگیر! بعد یاد بگیر چه کار بکنی. با نزدیکان باید درست صحبت کرد. اول از همه یادت بیفتد که وقتی دیگران از تو انتقاد می کنند چه احساسی داری؛ حاضر هستی صحبتهایشان را بشنوی یا نه؟ یه ضرب المثل می گوید" یه سوزن به خودت بزن! یه جوالدوز به دیگران!"

انتقاد دیگران را با روی باز جواب بده تا اگر انتقادی ازشان کردی تحمل کنند. این شرط اول است که انتقاد پذیر باشی. شرط دوم همیشه موقع انتقاد ببین اطلاعات درستی داری یا اینکه بد برداشت کرده ای؟ اگر توضیحی به تو داد شرمنده ی او نشوی! در جمع از شخص انتقاد می کنی و به او تذکر میدهی، بعد که خصوصی به شما توضیح میدهد و می فهمی که بد برداشت کرده ای می گویی شرمنده ولی شرمندگی دیگر آن موقع فایده ندارد.بعد از این شروط، تازه اگر فرد برای اولین بار خطا را انجام داده عقل می گوید نادیده بگیر؛ البته اگر از آن اشتباهاتی نیست که یک بارش برای هفت جد و آبای انسان کفایت می کند. دفعه اول را ندیده بگیر. خودت را بزن به اینکه ندیده ای. گام بعد اگر همان کار را بار دوم تکرار کرد، صدایش کن و بگو دفعه قبل هم که این کار رو کردی من چیزی نگفتم و شما فکر کردی که من پپه هستم و نمی فهمم. الان هم چون انسان هستیم بخشیدم. بار بعدی اگر انجام داد دو حالت دارد. یا طرف خیلی پر روست یا نقطه ضعفی در شما یافته که به شما جسور شده. این نقطه ضعف را حل کن. یک چیزی از شما دیده که جلویش نمی توانی بایستی.

سؤال: مشکل کار خود را چگونه پیدا کنیم؟ جواب: قبلا در اخلاق فردی گفتیم باید اول خودمان مشکلات کارمان را بیابیم و اگر نشد از دیگران بخواهیم مشکلات ما را بگویند