چرا از كار خود لذت نمي بريم؟

 

1-نداشتن انگيزه غيرمادي

2-مقايسه كردن كار خود با ديگران

3-خارج بودن كار از حوزه تخصصي ما

4-خارج بودن كار از حد توان

5-احساس مجبور بودن به انجام كار

6-پيدا نكردن كار مورد علاقه

7-نداشتن ارتباط كاري مفيد با ديگران

8-يكنواخت شدن كار

9-احساس بي بركتي در كار

10-دانستن كار به عنوان مصيبت و نه به عنوان زندگي

11-احساس غيرمفيد بودن

12-احساس منفي نگري

13-احساس بي عدالتي

هركسي كه به سركار مي رود با عواملي سروكار خواهد داشت كه اگر آداب كاري را بلد باشد از كار خود لذت مي برد.عاملي كه مانع لذت بردن از كار مي شود اين است كه عوامل دروني مثل افكار بد و بي لياقتي و... وعوامل بيروني مثل بي عدالتي و رفتار بد همكاران و.... بر روي احساس ما نسبت به كاري كه انجام مي دهيم اثر مستقيم مي گذارد. 85% ناكامي هاي فرد ونارضايتي او از كار مربوط به خود اوست واگر كسي آداب كاري را بلد باشد آن 15% بيروني را هم مي تواند رفع كند.به طور مثال فردي نمي تواند كارش را عوض كند ومدت ها از كارش آزار ميبيند وگاهي اوقات تنگ نظري و ديد كوتاه انسان نمي گذارد كارش را عوض كند.اگر قرار باشد از كار خود لذت ببريم بايد اخلاق و گفتار و درون خود را عوض كنيم همچنين محيط و اطرافيان را خوب بشناسيم.                                                                                

حال اين سوال مطرح مي شود كه چه كنيم از كار خود لذت ببريم؟

اگر انسان كار خود را دوست داشته باشد هيچ گاه از كارش خسته نميشود پس بايد كاري را بيابيم كه از انجام آن لذت ببريم.اگر دنيا بر اساس تمايلات ما نيست بايد بكوشيم خود را با آن تطبيق دهيم مثل اينكه شغلي را پيدا كنيم كه آن را دوست نداريم پس بايد بكوشيم آن شغل را دوست داشته باشيم تا از انجام آن لذت ببريم.گاهي انسان از چيزي خوشش ميايد كه به ضررش است مثل سختي كشيدن كه در قرآن به آن اشاره شده است.شايد كاري كه الان داريم و از آن به هيچ وجه راضي نيستيم سرنوشت ما را عوض كند و به نفعمان باشد پس بايد طرز فكر خود را عوض كنيم و به آن كار عادت كنيم و از انجام آن لذت ببريم.  

هركاري كه به ما سپردند بايد بگوييم اين كار خود من است تا از آن لذت ببريم.زماني ما از كار لذت نمي بريم كه فكر كنيم اين كار را براي ديگران انجام مي دهيم و به نحوي آنها از ما بيگاري مي كشند.پس بايد فكر كنيم كاري كه ما انجام مي دهيم به سود خود ما و ديگران است و اين حس به ما كمك مي كند كه از انجام آن كار لذت ببريم.هر كاري را كه به ما مي سپرند بايد سعي كنيم به بهترين شكل انجام دهيم تا از پيامد آن احساس رضايت كامل كنبم ودر صورتي كه اين كار را درست انجام ندهيم عذاب وجدان به سراغ ما مي ايد و نتيجه آن مي شود كه از كار خود لذت نمي بريم وبا خوب و درست انجام دادن كار احساس رضايت بيروني و دروني نصيب ما مي شود.انتظار خود را از كساني كه به ما كاري را محول مي كنند كم كنيم.انتظار پايين شادي و لذت از كار براي ما به ارمغان مي اورد.كاري كه انجام مي دهيم براي دل خود باشد نه براي ديگران چون فردي كه كار را براي او انجام مي دهيم انسان است وگاهي اوقات به بهانه هايي نظير پررو شدن از او تشكر نمي كندو برخي ديگر نمي دانند چگونه تشكر كنند.در قرارداد هاي كاري خود كارفرما را خدا فرض كنيم و بگوييم كار را براي خدا انجام مي دهيم نه براي ديگران تا از كسي كينه به دل نگيريم.توجه داشته باشيم رضايت خدا در رضايت ما از كارمان است.يادمان نرود موفقيت شغلي 85% اخلاقي و15% فني است.                                                                                                   

پايان