فصل هفتم : انسان و سختی ها
فصل هفتم : انسان و سختی ها
چگونه می توان از مصائب و سختي ها ي زندگي گذر کرد؟
يکي از راههاي گذر از مصيبت، علم و آگاهي از فلسفه ي مصايب است.بلاها و مصيبتها و سختيها و بيماريها، کفّاره ي گناه براي مومنان، تنبيه يا مجازات براي ظالمين و فاسقين، ارتقاء مقام براي معصومين و گاه نيز براي ظهور کمالات موجود مي باشد و همه ي اينها در زير چتر مفهوم عامّ امتحان جاي مي گيرند؛ چون امتحان يعني ساز و کاري که موجب مي شود استعدادها و کمالات يک موجود شکوفا و بالفعل گردد يا آن کمال موجود نمودار شود.
البته براي امتحان معناي محدودتري نيز وجود دارد که تنها شامل شکوفا کردن بالقوّه ها مي شود؛ لذا امتحان به اين معنا شامل حال انسانهاي کامل نمي باشد؛ چون آن بزرگواران استعداد شکوفا نشده اي ندارند تا بالفعل گردد.
حضرت على عليه السّلام فرمودند: « إِنَّ الْبَلَاءَ لِلظَّالِمِ أَدَبٌ وَ لِلْمُؤْمِنِ امْتِحَانٌ وَ لِلْأَنْبِيَاءِ دَرَجَةٌ وَ لِلْأَوْلِيَاءِ كَرَامَة؛ بلا و گرفتارى براى ستمگر ادب است، و براى مؤمن امتحان، و براى پيامبران درجه و براى اولياء كرامت مي باشد.»
(بحار الأنوار، ج64 ،ص235)
يعني خداوند متعال با مصائب و بلايا ستمگران را مجازات مي کند تا شايد ادب شوند و از ظلم خود باز گردند. مؤمنان را گرفتار بلايا مي کند تا امتحانشان نمايد؛ و امتحان نيز براي شکوفا ساختن استعدادهاي الهي است. امّا انبياء که ظلمي ندارند و استعدادات الهي آنها نيز شکوفاست، به سبب بلايا، اوصاف کمال موجودشان قويتر و شديدتر مي گردد؛ لذا بلا براي آن بزرگواران موجب ارتقاء درجه است.
بر همين اساس بود که خداوند متعال حضرت ابراهيم را در انواع سختي ها قرار داد تا به مقام امامت نائل گردد. « وَ إِذِ ابْتَلى إِبْراهيمَ رَبُّهُ بِكَلِماتٍ فَأَتَمَّهُنَّ قالَ إِنِّي جاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِماماً قالَ وَ مِنْ ذُرِّيَّتي قالَ لا يَنالُ عَهْدِي الظَّالِمينَ؛ و (به خاطر آوريد) هنگامى را كه خداوند، ابراهيم را با امور گوناگونى آزمود و او به خوبى از عهده ي اين آزمايشها برآمد. خداوند به او فرمود: «من تو را امام و پيشواى مردم قرار دادم» ابراهيم عرض كرد: «از دودمان من نيز » خداوند فرمود: «پيمان من، به ستمكاران نمىرسد.» (البقرة:124)
امّا براي اولياء الهي، بلا و گرفتاري نشان بزرگواري آنهاست؛ يعني موجب مي شود که بزرگواري آنها ظهور خارجي يابد و مردم، بزرگواري و عظمت روحي آنها را در بلايا مشاهده نمايند؛ يا گرفتاري در بلاياي عظيم نشان مي دهد که آنها مورد توجّه خاصّ خدا هستند؛ چرا که در پيشگاه خداوند متعال «هر که در اين درگه مقرّبتر است، جام بلا بيشترش مي دهند».
امام صادق (عليه السلام) خطاب به سدير صيرفي فرمودند: « إِذَا أَحَبَّ عَبْداً غَتَّهُ بِالْبَلَاءِ غَتّاً وَ إِنَّا وَ إِيَّاكُمْ يَا سَدِيرُ لَنُصْبِحُ بِهِ وَ نُمْسِي؛ چون خدا بندهاى را دوست بدارد او را به يكباره در بلا فرو برد و اى سدير! ما و شماها با بلا صبح و شب مي کنيم.» (بحار الأنوار، ج64، ص208 )
و فرمودند: « إِنَّ لِلَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ عِبَاداً فِي الْأَرْضِ مِنْ خَالِصِ عِبَادِهِ مَا يُنْزِلُ مِنَ السَّمَاءِ تُحْفَةً إِلَى الْأَرْضِ إِلَّا صَرَفَهَا عَنْهُمْ إِلَى غَيْرِهِمْ وَ لَا بَلِيَّةً إِلَّا صَرَفَهَا إِلَيْهِم؛ خدا عزّ و جلّ را در روى زمين بندههايي پاک و خالص است كه از آسمان تحفه اي به زمين فرود نيايد جز كه خدا آن را از آن بندگان بگرداند به ديگرى، و بلايي نيايد جز اينكه آن را به سوى ايشان بگرداند. » (بحار الأنوار، ج64، ص 207 )
رسول خدا (صلي الله عليه و اله) فرمودند: « إِذَا أَرَادَ اللَّهُ بِقَوْمٍ خَيْراً ابْتَلَاهُم؛ چون خدا بر قومي خيري خواهد آنان را در بلا افکند. » (بحار الأنوار، ج64، ص236)
رسول خدا (صلّى اللَّه عليه و اله) فرمودند:« لَا يَزَالُ الْبَلَاءُ فِي الْمُؤْمِنِ وَ الْمُؤْمِنَةِ فِي جَسَدِهِ وَ مَالِهِ وَ وُلْدِهِ حَتَّى يَلْقَى اللَّهَ وَ مَا عَلَيْهِ مِنْ خَطِيئَة؛ مصيبت و گرفتارى همواره گريبان مرد و زن مؤمن را مىگيرد و آنها در مال و يا بدن خود نقصان مشاهده مىكنند و يا فرزندان خود را از دست مىدهند و اينها براى اين است كه هر گاه در محضر پروردگار حاضر شدند گناهى نداشته باشند.» (بحارالأنوار، ج64، ص236 )
امام صادق (عليه السّلام) فرمودند: « إِنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى لَيَتَعَاهَدُ الْمُؤْمِنَ بِالْبَلَاءِ إِمَّا بِمَرَضٍ فِي جَسَدِهِ أَوْ بِمُصِيبَةٍ فِي أَهْلٍ أَوْ مَالٍ أَوْ مُصِيبَةٍ مِنْ مَصَائِبِ الدُّنْيَا لِيَأْجُرَهُ عَلَيْهَا؛ خداوند متعال مؤمن را به مصيبت و بلاء گرفتار مىكند و او را به بيمارى در بدن مبتلا مىسازد و يا در مصيبت اهل و فرزند قرار مىدهد و يا يكى از مصيبتهاى دنيا را متوجه او مىكند تا او را پاداش دهد. » ( بحار الأنوار، ج64، ص 237)
و فرمودند: « إِنَّ فِي الْجَنَّةِ لَمَنْزِلَةً لَا يَبْلُغُهَا الْعَبْدُ إِلَّا بِبَلَاءٍ فِي جَسَدِه؛ در بهشت مقامى هست كه هيچ كس به آن جايگاه نمىرسد مگر اينكه در بدن خود ناراحتى و گرفتارى داشته باشد. » ( بحار الأنوار، ج64، ص 237)
حاصل کلام آنکه: گاه بلايا و مصائب براي مجازات مي باشند؛ گاه کفّاره ي گناهان هستند؛ گاه امتحانند به معني خاصّ آن؛ گاه شرط حصول برخي کمالات مي باشند؛ گاه براي ارتقاء درجه مي باشند و گاه نيز براي آن هستند که کمالات اولياء براي مردم ظاهر گردند. پس اگر بلا يا سختي يا بيماري براي ما حاصل شد بايد به وضع دينداري خود نظر کنيم. اگر حقيقتاً اهل تقوا و عدالت بوديم، آن دشواريها براي اين هستند که گناهان گذشته ي ما پاک شوند و قابليت هدايتها و پادشهاي خاصّ خدا در ما ايجاد گردد و استعدادهاي الهي ما شکوفا گردند. امّا اگر در دينداري خود سست بوديم و تقوا پبشه نبوديم، بايد بدانيم که آن سختيها براي تنبيه (بيدار نمودن) و ادب کردن ما هستند تا در آن شرائط خدا و آخرت را ياد نموده به سوي حقيقت و تقوا و عدالت باز گرديم؛ که اگر باز گشتيم، آن دشواريها براي ما نعمت خواهند بود؛ در غير اين صورت صرفاً مجازات و عذابند و کمالي در پي نخواهند داشت.
البته گاه اين مشکلات براي اين هستند که بنده ي مومن دچار طغيان نشود يا بنده ي غير مومن در طغيان خود زياده روي ننمايد. لذا خداوند متعال فرمود: «كَلاَّ إِنَّ الْإِنْسانَ لَيَطْغى؛ أَنْ رَآهُ اسْتَغْنى؛ چنين نيست (كه شما مىپنداريد) به يقين انسان طغيان مىكند؛ از اينكه خود را بىنياز ببيند» (علق:6 و7) همچنين فرمود: «وَ لَوْ بَسَطَ اللَّهُ الرِّزْقَ لِعِبادِهِ لَبَغَوْا فِي الْأَرْضِ وَ لكِنْ يُنَزِّلُ بِقَدَرٍ ما يَشاءُ إِنَّهُ بِعِبادِهِ خَبيرٌ بَصيرٌ؛ هر گاه خداوند روزى را براى بندگانش وسعت بخشد، در زمين طغيان و ستم مىكنند؛ از اين رو به مقدارى كه مىخواهد (و مصلحت مىداند) نازل مىكند، كه نسبت به بندگانش آگاه و بيناست.» (الشورى:27)
شايد بتوان گفت توجه و تفکر در حکمت و فلسفه ي بلايا و مصائب، يکي از بهترين راه هاي گذر از آن ها مي باشد.
از ديگر راهکارهاي عبور از مصيبت ها، تمرين صبر و استقامت است. صبر از مقامات سالكين و منازل دين و از مهمترين زمينههاى درك فيض و عنايت الهى است. تا جايى كه ائمه اطهار(عليهم السلام) به واسطه صبر عظيمشان و عزم استوارشان به مقام شامخ ولايت و امامت نايل شدند «وَ جَعَلْنا مِنْهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنا لَمَّا صَبَرُوا ...» «و از آنان امامان (و پيشوايانى) قرار داديم كه به فرمان ما (مردم را) هدايت مىكردند؛ چون شكيبايى نمودند ... » (سجده، آيهى 24)، يعنى ريشه امامت و رهبرى صبر است.
دنيا دار بلاست و مصيبتها و مشكلات براي امتحان انسانهاست كه تا چه ميزان ايمان دارند. هنگامه ي بلاها دل هاي كوچك ضحه و زاري مي كنند كه كشش غريزي انساني است و عاطفه ي سركش بر انسان تحميل مي كند و صبر و تسليم نشدن در برابر آن موجب تقويت عزم و ارادة انسان مي شود.
صبر انسان را از همه چيز و همه كس مستقل مي سازد و اين معناي حر بوده است و آزادمرد در همه احوال آزادمرد است و اگر مصيبتها بر او هجوم آورد هرگز او را نشكند و صبر كند تا خدا او را نجات دهد مانند حضرت يوسف كه خدا بر او منت نهاد و در اثر صبر به پاداش بزرگ الهي نائل شد.
و امام صادق عليه السلام مي فرمايد: هركه از مؤمنين به آزموني سخت گرفتار آيد و صبر كند اجر هزار شهيد را دارد. مانند امام سجاد عليه السلام كه آنچنان صبري بايد داشته باشد كه هر لحظه آن درد مرگ را دارد و در عوض چنين اجري مي برد. حضرت علي عليه السلام مي فرمايند: مشكلات دوره اي دارند كه مي گذرند و دستپاچگي وخودباختگي و بي تابي فايده ندارد بلكه بر نگراني مي افزايد. با صبر، تقدير جاري مي شود و انسان ستوده مي شود و با بي تابي هم تقدير جاري مي شود ولي انسان نكوهيده مي شود.
ذکر چند نکته:
نکته اول: صبر هرگز به معنى تحمل بدبختيها و تن دادن ذلت و تسليم در برابر عوامل شكست نيست بلكه صبر و شكيبايى به معنى پايدارى و استقامت در برابر هر مشكل و هرحادثه است. رسول خدا، صلّى اللّه عليه و آله فرموده اند : «... پس كسى كه صبر كند بر مصيبت تا آنكه برگرداند مصيبت و شدت آن را به نيكويى عزاى آن (يعنى با صبر جميل شدت مصيبت را ردّ كند) بنويسد خدا براى او سيصد درجه، ما بين هر درجه تا درجه ديگر مثل ما بين آسمان و زمين است... (اصول كافي ج2 ص 91)
نکته دوم : چيزي كه در اين زمينه بسيار مهم است اين است كه بدانيم با چه هدفي صبر مي كنيم. اگر هدف الهي باشد يعني براي وصول به خداوند و تقرب به او باشد، خوب بسياري از سختي ها در اين راه آسان مي نمايد، چون اين راه ارزش اين را دارد كه به خاطر آن انسان سختي هاي بسياري را تحمل كند و بردبار باشد. مانند كسي كه معشوقي بس زيبا دارد، خوب براي رسيدن به اين معشوق زيبا و قيمتي مي طلبد كه با موانع و دشواري هاي وصول بجنگد و در مقابل هر ناملايمي صبوري پيشه كند تا به مقصود برسد.
رسيدن به اهداف دين و قرب الهي و راه عشق خداي متعال كار آساني نيست، در اين راه مشكلات وسختي ها و رياضت هاي فراواني وجود دارد كه سالكان و طالبان حق با صبر و شكيبايي آن ها را به اميد لقاي الهي تحمل مي كنند و در اثر اين صبر زيبا محبوب خداي محبوب مي شوند و مورد تمجيد و ستايش او قرار مي گيرند.
در اين مسير است كه خداوند متعال در آيات متعددي از قرآن کريم صابرين را مورد تمجيد و ستايش قرار داده و وعده هاي بسياري از سوي خداوند متعال و معصومين عليهم السلام براي صابران ذکر شده است . (1)
حتي رسيدن به خواسته ها واهداف دنيوي خالي از سختي و دشواري هاي خاص خود نيست. هر هدفي و هر خواسته اي جز با صبر و تحمل دست يافتني نمي شود. گفته اند «گر صبر كني ز قوره حلوا سازم»؛ يا «در اثر صبر نوبت ظفر آيد».
نکته سوم : صبر داراي آفاتي مي باشد که بي توجهي به آنها عدم موفقيت انسان را در کسب اين ويژگي اخلاقي نيکو به دنبال خواهد داشت که برخي از اين آفات به شرح ذيل مي باشد :
1 ـ عجله و شتابزدگي: وقتي بر خلاف خواسته انسان چيزي پيش آيد تحمل او تمام شده و قانون اين جهان را فراموش مي كند و با عجله و شتابزدگي به دنبال فرار از آن مي باشد.
2 ـ عصبانيت و خشم: انسان در زمان عصبانيت و خشم ارزش صبر را فراموش مي كند.
3 ـ دل تنگي و بي تابي: انسان با اين دو، نيروي صبر و مقاومت خود را از دست مي دهد.
4 ـ نااميدي: بزرگترين آفت صبر است و براي هر فعاليتي انسان بايد بذر اميد در دل خود بكارد تا موفق شود.