تکنیک های برقراری ارتباط باخدا

                             

                                                                 

ایمان

 

? كساني كه در زندگي به خدا ايمان دارند، هرگز كم نمي­آورند؛ خدا به دادشان ميرسد .ایمان به خدا چیست که چنین نقشی دارد

امام علی (ع) می فرماید :
الايمان معرفة بالقلب و اقرار باللسان و عمل بالاركان .
ايمان سه چيز است معرفت خدا به قلب و اقرار به زبان و عمل به جوارح

 

 

 يعنى به ايمان تنها لفظ و حرف بر زبان نيست بلكه حقيقت ايمان اول معرفت و شناسائى خداست به قلب و به وطن ذات قلب المومن عرش الرحمان براى آنست كه خدا را به قلب مشاهده مى كند پس ايمان اول معرفت و شهود خداست به چشم قلب و مطابق قلب بر زبان نيز جارى سازد تا خلق را هم به ايمان دعوت كند كه چون زبان با قلب مطابق شد سخن موثر خواهد بود الكلمة اذا خرجت من القلب وقعت فى القلب و اذا خرجت من اللسان لم تجاوز الآذان سخن كز دل برون آيد نشيند لاجرم بر دل ، و اگر به زبان تنها بود بگوش مى رسد و بدل نمى رسد و آنگاه كه قلب و زبان مطابق شد. باز عمل بار كان هم شرط ايمان است يعنى بايد مطابق قلب و زبان هر عمل نيكو كه به جسم يا به مال او مربوط است اعضاى او بايد به حكم ايمان بجاى آرد مانند نماز و روزه و انفاق مال و جهاد در راه دين و غيره تا به مقام ايمان براستى و حقيقت نائل شود و اگر ايمان در قلب نبود منافق است و كافر و اگر در قلب بود در زبان و در عمل و اركان نبود مومن است اما فاسق و مقامش در ايمان ضعيف است و هر گاه سه مقام بود ايمان كامل با عدل و تقوى است و معتزليان بين كفر و ايمان فاسق را واسطه دانند نه مومن و نه كافر شمارند و ما اماميه فاسق را مومن معصيت كار دانيم و قابل توبه و دخول بهشت شناسيم .

 ان الله لهو الغنى الحميدو مايفتح الله للناس ‍ من رحمة فلا ممسك لها و ما يمسك فلا مرسل له درى كه خدا بروى بنده بگشايد كسى نتواند بست و درى كه بست كس نتواند گشود لذا بنده حق هر چه مى خواهد از خيرات و سعادات دنيا و عقبى از كسى غير حق نمى طلبد و همه حوائج كلى و جزئى خود را از خدا بسيار مسئلت مى كند و مى داند از هر كس حاجتى به خواهد پيش او خوار مى شود مگر خدا كه هر چه بنده بيشتر از او حاجت خواهد آن بنده نزدش عزيزتر شود و اين معنى را حضرت در كلمه اى فرمود قريب به اين عبارت اكثار طلب الحاجة من الله يعزك و من الناس يذلك سوال بسيار از خلق موجب ذلت شود و از خدا موجب عزت است پس هر كس خدا را بهتر شناخت بيشتر از او سوال حاجت مى كند چون همه درها را بروى خودبسته مى داند جز درگاه لطف بى حساب و رحمت واسعه الهى

. ? مؤثرترين عامل آرامش در زندگي انسان، ايمان به خداست. وقتي شما بدانيد كه يك موجود قدرتمند، در همة صحنه­هاي زندگي از شما حمايت ميكند، احساس آرامش ميكنيد.

? منشأ بيماري عدم آرامش است. ، ابتلا به بيماري درانسانهايي كه به خدا ايمان دارند بسيار كمتر است


﴿ ... الا بذكر اللّه تطمئن القلوب ﴾ همانا با یاد خدا دلها آرام مگیرند.

? در دل و قلبمان بايد ايمان به خدا وجود داشته باشد و بدانيم خدا به ما نزديك است.

? خداوند ميگويد: هر وقت از من بخواهيد، ميدهم.ادعونی استجبلکم  

 

اصل الايمان (حسن ) التسليم لامرالله .
اصل واساس ايمان بخدا تسليم امر خدا شدنست .
يعنى حقيقت ايمان بخدا آنست كه انسان در اثر عبادات و طاعات و مجاهدات با نفس ‍ به مقام تسليم و رضا نائل شود و در معرفت حق بدان مقام رفيع رسد كه سراپاى فانى در اراده خدا گردد.

ايش

 

 

2- عمل صالح

هركس كه عمل صالح انجام دهد به خدا نزديك ميشود.

? انسان هميشه بداند خدايي هست كه هميشه او را تحت نظر دارد.

 

نزد خداوند سخنى پذيرفته نمىشود، مگر آن كه همراه با عمل باشد، و سخن و عملى پذيرفته نمىشود، مگر آن كه همراه با نيّت خالص باشد، و سخن و عمل و نيّتى پذيرفته نمىشود، مگر آن كه مطابق سنّت باشد

+ نوشته شده در  86/07/11ساعت 21  توسط |  آرشیو نظرات

1-     دعا

خدا مکانیزم عالم را طوری قرار داده که تا چیزی نخواهی نمی دهد .

ادعونی استجبلکم .... دعا در فارسي به معناي خواستن مي‌باشد و درخواست از خدا کامل‌ترين نوع خواست است. انسان اگر در اوج امکانات مادي باشد اما هدايت و حمايت الهي پشتيبان او نباشد به رشد و موفقيت واقعي نمي‌رسد. در مسألة دعا خداوند به نقل از (بزرگان دين) از بندگان خود خواستها ست هر چيزي را که مي‌خواهند، از او بخواهند و هرچه را که انسان از صميم قلب از خدا بخواهد و مقدمات آن را فراهم کرده باشدخدا آنرا به انسان مي‌دهد. در احاديث داريم که فرموده اند: نمک طعام خود را نيز از خدا بخواهيد و شايد منظور اينست که در برآورده شدن احتياجات خود به غير خدا التماس نکنيد، زيرا خدوند مبناي همة خوبيها (خير و کمالات)است . البته انسان در زندگي دنيوي خود ناچار از ارتباط با ديگران است، اما اين ارتباط تاجايي که به عزت و بزرگواري انسان آسيب نرساند، بدون اشکال است. و هر جا که درخواست از بنده موجب تحقير انسان شود، اين درخواست ممنوع است،‌اما درخواست از خدا حتي در مورد کوچکترين کارها باعث سربلندي و افتخار انسان است. تا آنجا که گفته اند:

در خواست از خدا  عزت است، اگر برآورده شود، نعمت وا گر برآورده نشود حکمت است. اما درخواست از بنده خفت است، اگر برآورده شود، منت است و اگر برآورده نشود ذلت است.

 

خداوند مى‏فرماید: «أُدْعُونى أَسْتَجِبْ لَکُمْ»(1)؛ مرا بخوانید تا به شما پاسخ دهم. مى‏دانیم که خداوند صادق است و در سخن او گمان خلاف نمى‏رود، لیکن یکى از بهترین شواهد بر صدق گفتار حق تعالى مواردى است که در قرآن کریم آمده است که انبیا، اولیا و بندگان صالح حق تعالى در شرایطى خاص خدا را خواندند و خدا هم دعاى آنان را اجابت کرد و آنها را از غم واندوه رهانید.

اگر شما چيزي را از صميم قلب بخواهيد، تمام موجودات عالم ( خدا و مخلوقات ) دست به دست هم ميدهند تا شما به خواسته­تان برسيد به شرط اينكه آن چيزي را كه ميخواهيد از صميم قلب بخواهيد.

? پيامبر اكرم (ص) ميفرمايند: خدا را بخوانيد و به اجابت دعاي خويش يقين داشته باشيد و بدانيد كه خداوند دعا را از قلب انسان غافل بيخبر نميپذيرد. کنز العمال ، ج 2 ، ص 72، ح (3176

? وقتي بنده از خدا بترسد، خداوند همه چيز را از او بترساند و اگر از خدا نترسد، خداوند او را از همه چيز بترساند.

 

 

وقتی خواستی کاری را انجام دهی  ، تأمل کن تا خدا راه آن را به تو نشان دهد .
کنز العمال ، ج 3 ، ص 99، ح (5677 (


 


گرچه درهاي رحمت الهي، همواره به سوي بندگاني كه صادقانه و مخلصانه او را مي خوانند، باز است و خداوند، به آنها وعده پاسخ داده است، امّا امامان معصوم ـ عليهم السلام ـ به بعضي از زمانها و اوقات، عنايت بيشتري داشته اند و احتمال استجابت در آن مواقع خاص، بيشتر دانسته اند. از آن جمله ماه مبارك رمضان بويژه شبهاي قدر، روز عرفه، روزهاي عيد فطر، قربان، غدير، و شبهاي جمعه... . امام باقر ـ عليه السلام ـ فرمود:
«إِنَّ اللهَ تَعالي يُنادي كُلَّ لَيْلَةِ جُمُعَةٍ مِنْ فَوْقِ عَرْشِهِ مِنْ اَوَّلِ اللَّيْلِ إِلي آخِرِهِ: اَلا عَبْدٌ مُؤْمِنٌ يَدْعُوني لِدينِهِ وَ‌دُنْياهُ قَبْلَ طُلُوعِ الْفَجْرِ فَاُجيبُهُ...»
خداي بزرگ در هر شب جمعه از اول تا آخر شب از بلنداي عرش ندا دهد كه آيا بنده مؤمني نيست كه امشب مرا براي دين و دنياي خويش بخواند تا او را اجابت كنم.
امام صادق ـ عليه السلام ـ فرمود:
«إِذا زالَتِ الشَّمْسُ فُتِحَتْ اَبْوابُ السَّماءِ و اَبْوابُ الْجَنانِ وَ قُضِيَتِ الْحَوائِجُ الْعِظامُ...»
به هنگام نيمروز، درهاي آسمان و بهشت گشوده مي شود و حاجتهاي مهم برآورده مي گردد.
همچنين رسول اكرم ـ صليّ الله عليه و اله ـ دعا در ماه مبارك رمضان را مستجاب دانسته و فرمود:
«... وَ دُعاءُكُمْ فيهِ مُسْتَجابٌ...»
ج ـ توجّه به مكان دعا
جاي دعا كردن نيز در چگونگي استجابت دعا نقش دارد. مكان هر چه مقدستر باشد دعا به استجابت نزديكتر است. مانند: مكّه معظّمه، مدينه منوّره، مشاهد مشرّفه امامان، مساجد، امامزاده هاي معتبر مزار گلگون شهدا و....
+ نوشته شده در  86/07/11ساعت 21  توسط |  آرشیو نظرات
امام رضا ـ عليه السلام ـ درباره دعا كردن در شهر مقدّس مكّه فرمود:
«هيچ كس در اين كوهها (مكّه) نايستاد (و عدا نكرد) مگر اينكه مستجاب شد. اما دعاهاي مؤمنان در امور آخرتشان و دعاي كفّار در امور دنياشان به اجابت مي رسد.»
در جوار قبر رسول خدا ـ صلي الله عليه و اله ـ نيز دعا به اجابت مي رسد همچنين كنار مرقد مطهّر سيدالشهدا حسين بن علي ـ عليهما السلام ـ از مكانهايي است كه دعا مستجاب مي شود.
اسباب و عوامل اجابت
علاوه بر آداب ظاهري دعا، عوامل ديگري نيز در استجابت دعا موثرند، كه در اينجا بطور اختصار مي آوريم:
الف ـ قطع اميد از غير خدا
قطع اميد از غير خدا، عزم دعا كننده را در توسل به پروردگار و مبداء هستي قويتر كرده، با خلوص بيشتري خواسته هاي خود را از درگاه خدا طلب مي كند.
امام صادق ـ عليه السلام ـ در اين باره فرمود:
«هرگاه يكي از شما اراده كرد كه هر چه از خدا بخواهد به او بدهد بايد از همه مردم نااميد شود و جز به خدا اميدوار نباشد. اگر خداوند اين حالت را در قلب دعا كننده يافت هر چه از او درخواست شود عطا مي كند.»
ب ـ دسته جمعي دعا كردن
از ديگر عوامل مؤثر در اجابت دعا، گروهي بودن آن است و اين نشانه اهتمام اسلام به جمع و اجتماع است. يكي از حكمت هاي آن، اين است كه هر چه افراد، بيشتر باشند، هر يك به سهم خود و نسبت به خصايل نيكويي كه دارند، نظر پروردگار را جلب و دعا را به هدف اجابت، نزديكتر مي كنند. امام صادق ـ عليه السلام ـ فرمود:
«هرگاه امري پدرم (امام باقر ـ عليه السلام ـ ) را محزون مي كرد، زنان و كودكان را جمع نموده، دعا مي كرد و آنها آمين مي گفتند.»
ج ـ واسطه قرار دادن اهل بيت ـ عليهم السلام ـ
انسان غير معصوم، به طور معمول، مرتكب گناه و اشتباه شده، بدين وسيله در درگاه الهي خجل و روسياه است. از اين رو، اگر اولياي مقرّب درگاه خدا را واسطه قرار دهد به خاطر آنها دعا به اجابت نزديكتر مي گردد. در ميان امت اسلامي هيچ كس از پيامبر و خاندانش نزد خداي محبوب تر نيست. خداوند، خود فرموده است:
«محبوب ترين و گرامي ترين بندگانم نزد من محمّد و علي، حبيب و ولي من هستند، هر كس به وسيله آن دو و خاندان پاكشان از من چيزي بخواهد، خواسته اش را رد نمي كنم.»
رسول اكرم ـ صلي الله عليه و اله ـ نيز فرمود:
«... إِجْعَلُوني في أَوَّلِ الدُّعاءِ وَ في آخِرِه ِ‌وَ وَسَطِهِِ»
مرا در اول، وسط و آخر دعا قرار دهيد.
موانع اجابت
همان طور كه عواملي موجب تسريع در اجابت دعا مي شود، عللي نيز مانع اجابت دعا مي گردند، كه به شرح زير است:
الف ـ گناه
گناه، دشمن ديرينه و خطرناك انسان و دوركننده او از نعمتهاي مادّي و معنوي است و مانع بزرگي در مسير كمال او محسوب مي شود.
دعاي فرد گنهكار به اجابت نمي رسد و ناله هايش خريدار ندارد.
امام باقر ـ عليه السلام ـ فرمود:
«انسان گاهي حاجتي دارد و از خدا طلب مي كند و خداوند ضمن قبول آن انجامش را به وقت مناسبي وا مي گذارد، ولي بنده در اين مدّت مرتكب گناه مي شود. خداوند به مأمور اجابت دعا امر مي كند: خواسته اش را اجابت نكن و او را از اين لطف محروم نما كه خشم ما را برانگيخت و شايسته بي اعتنايي گرديد.
شخصي خدمت رسول خدا ـ صلي الله عليه و اله ـ آمد و گفت: دوست دارم كه دعايم مستجاب شود، حضرت به وي فرمود:
«طَهِّرْ مَأْكَلَكَ وَ‌لا تُدْخِلْ بَطْنَكَ الْحَرامَ»
خوراك خود را پاكيزه كن و غذاي حرام نخور.
ب ـ تقاضاي امر محال و يا غير جايز
اجابت دعا از جانب خداي سبحان پس از حصول شرايط در صورتي است كه آنچه از خدا خواسته ايم شدني و ممكن باشد و نامشروع نباشد. به عبارت ديگر، دعا در مسير مصلحت خلقت انجام گيرد و دعاي انحرافي نباشد. از حضرت علي ـ عليه السلام ـ سؤال شد:
«فَاََيُّ دَعْوَةٍ اَضَلُّ؟ قالَ: الدّاعي بِما لا يَكُونُ
كدام دعا گمراهي است؟ فرمود: دعا كردن و خواستن كارهاي نشدني و غير ممكن.
ج ـ عدم مصلحت
توانايي و قدرت خدا در انجام خواسته بندگان، مورد ترديد نيست، ولي گاهي مي شود بنده، چيزي را مي خواهد كه به مصلحت او نيست، در حالي كه خود نمي داند و خداوند كه به همه جوانب زندگي اش آگاه است، به دليل لطفي كه به بندگانش دارد، آن دعا را مستجاب نمي كند:
«عَسي اَنْ تَكْرَهُوا شَيْئاً وَ هُوَ خَيْرٌ لَكُمْ وَ‌عَسي اَنْ تُحِبُّوا شَيْئاً وَ‌هُوَ شَرٌّ لَكُمْ وَ اللهُ يَعْلَمُ وَ أَنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ»چه بسا چيزي بر شما ناگوار و ناخوشايند باشد، در حالي كه خير و صلاح شما در آن است (و شما نمي دانيد) و همچنين شايد چيزي را دوست بداريد كه ضرر شما در آن باشد و خدا آگاه است و شما بي خبريد.
د ـ مهيا نبودن شرايط و زمان اجابت
مناسب نبودن زمان و شرايط از جمله موانع اجابت دعاست. چه بسا شخص دعاكننده، گمان كند كه خواسته اش رد شده و نااميد گردد، در حالي كه نبايد قطع اميد كند.
+ نوشته شده در  86/07/11ساعت 21  توسط |  آرشیو نظرات

 

4: نماز

نماز از اركان دين شمرده شده و در اسلام هيچ عملي پس از خداشناسي به پاي آن نمي رسد. همچنين پذيرش عبادات ديگر بستگي به پذيرفته شدن نماز دارد و نماز همچون نهر آبي است كه آلودگي گناه را از قلب مي زدايدحضرت علي ـ عليه السلام ـ درباره اهمّيّت نماز فرمود:
«اوصيكم بالصلوة و حفظها، فإنّها خير العمل
شما را به نماز و حفظ آن سفارش مي كنم كه بهترين عمل است.
بديهي است كه با چنين اهمّيّتي كه اين عبادت بزرگ دارد، خدا، پيامبر و ائمه معصومين ـ عليهم السلام ـ بطور جدّي و پي در پي مسلمانان را به بزرگداشت آن فرا خوانند و رسول خدا ـ صلي الله عليه و آله ـ و امامان معصوم ـ عليهم السلام ـ خود بدان سخت پايبند باشند.
آنچه در زير مي آيد، گوشه اي از تأكيد فراوان اسلام پيرامون نماز است:
الف ـ سفارش قرآن
قرآن مجيد در آيات فراواني ـ حدود هشتاد آيه ـ با تعبير هاي گوناگون درباره اقامه نماز يا حدود و احكام آن سخن گفته است يا از نمارگزاران تمجيد نموده و بي نمازان را سخت توبيخ كرده. بطور مثال به رسول خدا ـ صلي الله عليه و آله ـ دستور مي دهد:
« وَ أْمُرْ أَهْلَكَ بِالصلوة وَ اصْطَبِرْ عَلَيْها »
كسان خود را به نماز فرمان بده و بر نماز پايداري كن.
در آيه ديگر مؤمنان را سفارش به نماز مي كند و مي فرمايد:
«قُلْ لِعِبادِيَ الَّذِينَ امَنُوا يُقِيمُوا الصلوة
به بندگان من كه ايمان آورده اند بگو نماز را به پا دارند.
ب ـ توجه ويژه معصومين ـ عليهم السلام ـ به نماز
آن برگزيدگان الهي در موقعيتهاي مناسب با سخنان شيواي خود به تشريح ابعاد وسيع نماز و نقش سازنده آن مي پرداختند و جايگاه ويژه آن را براي مسلمانان بيان مي كردند. در ميان فروع دين به هيچ مسأله اي به اندازه نماز اهمّيّت داده نشده است، حتي اولياي خدا هنگام ارتحال، آخرين سفارشي كه به مؤمنان مي كردند، توصيه به نماز بود. اهميت اين موضوع آنگاه روشن مي شود كه بدانيم هر انساني درآخرين لحظات عمر خود سعي مي كند كه درباره
بزرگترين و عزيزترين آرمان خويش سخن بگويد.
امام صادق ـ عليه السلام ـ در آخرين وصايايش فرمود:
«أحبّ الأعمال إلي الله عزّوجلّ الصلوة و هي آخر وصايا الأنبياء عليهم السّلام
نماز محبوبترين اعمال نزد خداوند و آخرين سفارش پيامبران است.
حضرت علي ـ عليه السلام ـ در وصيتنامه اش مي فرمايد:
«الله الله في الصلوة فإنّها خير العمل و إنّها عمود دينكم»
خدا را خدا را ( در نظر داشته باشيد) درباره نماز كه بهترين عمل و ستون دين شماست.
چگونه به نماز اهتمام ورزيم؟
شريعت مقدّس اسلام، براي هر چه باشكوهتر برگزار شدن اين واجب الهي، دستورات گوناگوني داده كه مهمترين آنها به شرح زير است.
الف ـ رعايت آداب نماز
نماز، آداب و حدودي دارد كه رعايت آن بر نمازگزار لازم و ضروري است و توجه و دقّت در آن نشانگر اهمّيّت دادن او به نماز است.
قرآن به مؤمنين دستور مي دهد:
«يا بَنِي آدَمَ خُذُوا زِينَتَكُمْ عِنْدَ كُلِّ مَسْجِدٍ»
اي فرزندان آدم! زينتهاي ( مادي و معنوي ) خود را هنگام رفتن به هر مسجدي با خود برداريد.
زينتهاي مادي شامل پوشيدن لباسهاي مرتب، پاك، تميز، شانه زدن موها، به كار بردن عطر و مانند آن مي شود و زينتهاي معنوي، صفات انساني، ملكات اخلاقي، پاكي نيّت و اخلاص را در بر مي گيرد.
+ نوشته شده در  86/07/11ساعت 21  توسط |  آرشیو نظرات

امام رضا ـ عليه السلام ـ در اين باره چنين فرموده است:
«هر گاه بخواهي نماز به جاي آوري، در حال كسالت و خواب آلودگي و شتابزدگي و هوا پرستي به نماز نايست، بلكه آن را با آرامش و وقار و هشياري به پا دار. و بر تو باد به افتادگي و فروتني در برابر خداوند بزرگ، بر تو باد به واهمه و پريدگي رنگ، بين بيم و اميد ... همچون برده فراري و سرافكنده در پيشگاه خدا بايست؛ پاهايت را استوار و قامتت را مستقيم بدار و به چپ و راست منگر، گويا او را مي بيني و اگر تو او را نمي بيني او تو را مي بيند؛ و در وقت نماز با ريش خود و با هيچ يك از اعضاي بدنت بازي مكن.»
امام خميني ـ قدّس سرّه ـ درباره رعايت آداب نماز مي نويسد:
«سزاوار است كه نمازگزار با حالت سنگيني و وقار با لباس آراسته و عطرزده ومسواك كرده و موهاي شانه كرده باشد.»
ب ـ مراعات اوّل وقت
پاسخ سريع به خواسته بزرگان، نشانه احترام و ادب نسبت به آنان است. از اين رو، افراد نمازگزار به مجرد شنيدن نواي ملكوتي اذان كه اقامه نماز را از جانب خدا اعلان مي دارد، همه كارهاي خويش را تعطيل كرده، به نماز مي ايستند و بويژه به هنگام سحر، خود را پيش از اذان صبح آماده حضور در پيشگاه خدا نموده و زمزمه هاي عاشقانه خويش را با نسيم سحري در هم مي آميزند، چنانچه قرآن درباره آنان مي فرمايد:
«وَ بِالْاََسْحارِ هُمْ يَسْتَغْفِرُونَ»
و در سحرگاهان از خدا بخشش مي طلبند.
امام باقر ـ عليه السلام ـ فرمود
«إنّ فضل الوقت الأوّل علي الاخر كفضل الاخرة علي الدّنيا
برتري اول وقت بر ديگر وقتها همچون برتري آخرت بر دنياست.
ج ـ شركت در نماز جماعت
حضور در نماز جماعت نيز يكي از نشانه هاي اهميت دادن به نماز است. اسلام تأكيد فراوان دارد كه مؤمنين در صف واحد و كنار يكديگر خدا را عبادت كنند. قرآن مجيد در اين باره مي فرمايد:
«وَ أَقِيمُوا الصلوة وَ اتُوا الزَّكاةَ وَ ارْكَعُوا مَعَ الرَّاكِعِينَ»
نماز را به پا داريد و زكات را بپردازيد و با ركوع كنندگان به ركوع رويد.
رسول خدا ـ صلي الله عليه و آله ـ در اين باره فرمود:
«هركس به سوي مسجدي براي نماز قدم بردارد (تا در جماعت شركت نمايد) خداوند با هر قدمي ده ثواب براي او مي نويسد و ده گناه از او بر مي دارد و ده درجه بر او مي افزايد و كسي كه مراقب باشد نمازهايش را به جماعت بخواند در قيامت همچون برق از صراط مي گذرد.»
در روايتي آمده است كه اگر يك نفر به امام جماعت اقتدا كند، هر ركعت از نماز آنان ثواب 150 نماز دارد و اگر دو نفر اقتدا كنند، هر ركعتي ثواب ششصد نماز دارد و هر چه بيشتر شوند، ثواب نمازشان بيشتر مي شود، تا به ده نفر برسند و عدّه آنان كه از ده گذشت، اگر تمام آسمانها كاغذ و درياها مركب و درختها قلم و جن و انس و ملائكه، نويسنده شوند، نمي توانند، ثواب يك ركعت آن را بنويسند.

د- حضور قلب درنماز
توجّه و حضور قلب از جمله اموري است كه روح و حقيقت نماز به آن بستگي دارد. مقصود از حضور قلب، تهي كردن دل از غير خداست.
نماز، حضوردر پيشگاه الهي و سخن گفتن با بزرگ مطلق است و در چنين جايگاهي هر گونه دلدادگي و التفات به غير او، بي ادبي و نشانه عدم حضور نمازگزار و رعايت نكردن مقام بلند نماز است. رسول خدا ـ صلي الله عليه و آله ـ فرمود:
«لا تلتفتوا في صلاتكم فإنّه لا صلوة لملتفتٍ
در نماز به غير خدا توجّه نكنيد؛ كه براي كسي كه به غير خدا توجّه دارد، نمازي نيست.
يعني: گويا نمازي به جا نياورده است. و نيز فرمود:
«إنّ العبد إذا اشتغل بالصلوة جاءه الشيطان و قال له: أذكر كذا، أذكر كذا حتّي يضلّ الرّجل أن يدري كم صلّي» وقتي كسي به نماز مشغول مي شود، شيطان به سراغش مي آيد و مي گويد: اين را به ياد بياور، آن را به ياد بياور، تا آنجا او را گمراه مي كند كه نمي داند چقدر نماز خوانده است.
آري طمع شيطان در انسان براي نفوذ در دل و ربودن ايمان اوست و اگر بتواند درحال نماز بر او چيره شود، گمراه ساختن او در غير نماز آسانتر خواهد بود.
پس نمازگزار بايد هشيار باشد و از اين دشمن خطرناك حذر نمايد و در هنگام نماز توجه كامل به خداي متعال نمايد، تا با ورود به حريم قدس الهي از وسوسه هاي شيطان و گمراهي نجات يابد.
بعد ديگر توجّه و حضور قلب، با طهارت و پاكي از گناه تحقق مي يابد، آيا ظرف كثيف و آلوده، جايگاه آب زلال يا غذاي پاكيزه است؟ آيا دل زنگار گرفته از گناه قابليت تجلّي انوار الهي نماز را دارد؟ پاسخ اين سؤال در نصيحت حكيمانه اميرمؤمنان ـ عليه السلام ـ به كميل چنين آمده است:
حضور قلب در عبادت دو درجه دارد، يكي حضور قلب اجمالي، يعني اينكه در عين اشتغال به عبادت، بطور اجمال ملتفت باشد كه در حال ثناي معبود است، اگر چه خود نمي داند چه ثنايي مي كند و ديگري حضور قلب تفضيلي است كه اين مرتبه جز براي خلّص اولياي خدا و اهل معرفت ممكن نيست.
اگر نمازگزار موفّق شود كه با تمام وجود متوجّه ذات مقدّس خدا باشد و در نماز جز او را به ياد نياورد، خداوند نيز لطف و عنايت خويش را متوجه او خواهد كرد، چنان كه پيامبر خدا ـ صلي الله عليه و آله ـ فرمود:
«إنّ الله مقبل علي العبد ما لم يلتفت»
تا وقتي كه فردي از خدا رويگردان نشده، خداوند به او توجه دارد.
آثار نماز
ترديدي نيست كه ايمان داشتن و انجام دستورات الهي، دشواريهايي را در پي دارد كه مؤمن بايد آنها را تحمّل كند و پشت سر بگذارد تا به آرمان مقدّس خويش كه همانا سعادت جاويد در مقام قرب الهي است، دست يابد.
از سوي ديگر حركت در صراط مستقيم الهي و اطاعت از اوامر او زندگي دنيوي مؤمن را نيز تنظيم مي كند و او از دنياي منظّم به آخرت خرّم و شاد قدم مي گذارد
+ نوشته شده در  86/07/11ساعت 21  توسط |  آرشیو نظرات

 

 

5- احترام بهوالدين  

نيكي به پدر و مادر، وظيفه اي اخلاقي است كه در واجب بودن شكر مُنعم ريشه دارد. انسان فطرتاً شاكر و سپاسگزار كسي است كه به او نيكي كرده است. سپاسگزاري از پدر و مادر، نشانه و گواه سلامت فطرت است و كسي كه به پدر و مادر خود نيكي مي كند، از فطرت خود پاسداري كرده است. اهميّت سپاسگزاري از پدر و مادر، چنان است كه خداوند پس از امر به شكرگزاري از خود، شكر پدر و مادر را آورده است:
وَ وَصَّيْنَا الْإِنْسانَ بِوالِدَيْهِ حَمَلَتْهُ أُمُّهُ وَهْناً عَلي وَهْنٍ وَ فِصالُهُ فِي عامَيْنِ أَنِ اشْكُرْ لِي وَ لِوالِدَيْكَ إِلَيَّ الْمَصِيرُ ؛

و انسان را درباره پدر و مادرش سفارش كرديم. مادرش (به هنگام بارداري) او را با ناتواني روي ناتواني حمل كرد و دوران شيرخوارگي او در دو سال پايان مي يابد (آري او را سفارش كرديم) كه شكرگزار من و پدر و مادرت باش كه بازگشت (همه) به سوي من است.
و همانطور كه كسي نمي تواند شكر پروردگار به جاي آورد، شكرگزاري از پدر و مادر نيز بسيار دشوار و در حدّ محال است. از پيامبر اكرم ـ صلّي الله عليه و آله و سلّم ـ روايت شده است:
لن يجزي ولد عن والده حتي يجده مملوكاً فيشتريه و يعتقه

هرگز فرزندي پاداش پدرش را ادا نمي كند، مگر آنكه پدر مملوك باشد و فرزند او را بخرد و آزاد سازد.
و نيز از ايشان روايت شده است:
برّ الوالدين افضل من الصلوة و الصوم و الحج و العمرة و الجهاد في سبيل الله
نيكي به پدر و مادر برتر از نماز و روزه و حج و عمره و جهاد در راه خداست.
نيكي به پدر و مادر چنان اهميتي دارد كه حتي پدر و مادري كه از نظر عقيده دچار انحراف هستند و يا به فرزند خود ظلم كرده اند، بايد مورد احترام واقع شوند و فرزند به آنان نيكي كند
مادر حق ويژه اي دارد و نيكي به او مقدم است. امام صادق ـ عليه السّلام ـ فرمودند:
شخصي نزد پيامبر اكرم ـ صلّي الله عليه و آله و سلّم ـ آمد و پرسيد اي پيامبر! به چه كسي نيكي كنم؟ فرمودند: مادرت. پرسيد: سپس به چه كسي؟ فرمودند: مادرت. باز پرسيد: سپس به چه كسي؟ فرمودند: به مادرت. دوباره پرسيد: سپس به چه كسي؟ فرمودند: به پدرت.

 وجوب پرهيز از آزار پدر و مادر
خداوند در قرآن كريم نيكي به پدر و مادر را وظيفه اي واجب معرفي فرموده است؛ وظيفه اي كه پس از «توحيد در پرستش» ذكر شده است:
وَ قَضى رَبُّكَ أَلاَّ تَعْبُدُوا إِلاَّ إِيَّاهُ وَ بِالْوالِدَيْنِ إِحْساناً إِمَّا يَبْلُغَنَّ عِنْدَكَ الْكِبَرَ أَحَدُهُما أَوْ كِلاهُما فَلا تَقُلْ لَهُما أُفٍّ وَ لا تَنْهَرْهُما وَ قُلْ لَهُما قَوْلاً كَرِيماً  
پروردگار تو مقرر كرد كه جز او را مپرستيد و به پدر و مادر (خود) احسان كنيد؛ اگر يكي از آن دو يا هر دو در كنار تو به سالخوردگي رسيدند به آنها (حتي) «اف» مگو و به آنان پرخاش مكن و با آنها سخني شايسته بگوي.
مطابق اين آيه نيكي به پدر و مادر امري واجب و كوچكترين بي احترامي به آنان ممنوع است. اين وجوب و ممنوعيت، چنانكه گفتيم، پس از بيان وجوب يگانه پرستي ذكر شده است و اين گواه اهميت حقوق والدين است.
اهانت و بي احترامي نسبت به والدين به هيچ روي پذيرفته نيست؛ حتي كوچكترين رفتار يا گفتاري كه موجب آزار آنان باشد بر طبق اين آيه ممنوع است. امام رضا ـ عليه السّلام ـ فرمودند:
اگر لفظي كوتاهتر و سبك تر از «اف» وجود داشت، خداوند آن را در آيه ذكر مي فرمود.
و در روايت ديگري آمده است كه مقصود از «اف»، كمترين آزار است و اگر كلمه اي وجود داشت كه بر آزاري كوچكتر دلالت مي كرد، خداوند از آن نهي مي فرمود

 روايات بسياري در نهي از آزار پدر و مادر آمده است. امام باقر ـ عليه السّلام ـ از پيامبر اكرم ـ صلّي الله عليه و آله و سلّم ـ نقل فرمودند:
اياكم و عقوق الوالدين فان ريح الجنة توجد من مسيرة الف سنة و لا يجدها عاقٌ...؛
از آزار پدر و مادر بپرهيزيد، زيرا بوي بهشت از هزار سال فاصله احساس مي شود، ولي آزاردهنده پدر و مادر آن را نمي يابد.
آزار والدين حتي اگر آنان ظالم باشند جايز نيست. امام صادق ـ عليه السّلام ـ فرمود:
من نظر الي ابويه نظر ماقت و هما ظالمان له لم يقبل الله تعالي له صلوة؛

كسي كه به پدر و مادرش به حالت دشمني و تنفر نگاه كند خداوند نمازش را نمي پذيرد.
فروتني در برابر والدين
فروتني در برابر پدر و مادر از سر مهرباني، سفارش خدا و مصداقي از نيكي به پدر و مادر است و نشانه اي از روح شكرگزاري به شمار مي رود:
وَ اخْفِضْ لَهُما جُناحَ الذُّلِّ مِنَ الرَّحْمَةِ وَ قُلْ رَبِّ ارْحَمْهُما كَما رَبَّيانِي صَغِيراً ؛


دو بال فروتني خويش را از سر مهرباني در برابر آنان فرود آر، و بگو: پروردگارا! آن دو را رحمت كن چنان كه مرا در خردي پروردند.
از اين بخش از آيه كه فرمود: «وَ قُلْ رَبِّ ارْحَمْهُما كَما رَبَّيانِي صَغِيراً» مي توان دريافت كه طلب رحمت و بخشايش براي والدين نيز ريشه در احساس شكرگزاري انسان دارد.
امام صادق ـ عليه السّلام ـ فرمودند:
لا تملأ عينيك من النظر اليهما الّا برحمة و رقّة، و لا ترفع صوتك فوق اصواتهما، و لا يدك فوق ايديهما، و لا تقدم قدمهما؛

. امام موسي كاظم (ع):

نارضايتى پدر و مادر، كمىِ روزى را به دنبال دارد و آدمى را به ذلّت مىكشاند.

امام موسي كاظم (ع):

بهترين چيزى كه به وسيله آن بنده به خداوند تقرّب مىجويد، بعد از شناختن او، نماز و نيكى به پدر و مادر و ترك حسد و خودبينى و به خود باليدن است.

 

.بهترين کارها در نزد خدا نماز به وقت است ، سپس نيکی به پدر و مادر ، آنگاه جنگ در راه خدا .
 
 کنز العمال ، ج 7 ، ص 285، ح (18897 )
 دو چيز را خداوند در اين جهان کيفر مي دهد : تعدی ، و ناسپاسی پدر و مادر .
کنز العمال ، ج 16، ص 462،