معیارهای اخلاقی ازدواج

از میان همه تصمیماتی  که انسان در طول زندگی خود می گیرد فقط تعداد معدودی از آنها بسیار با اهمیت هستند مثل انتخاب همسر که یک عمر  با او زندگی می کند  یک انتخاب نادرست  می تواند زندگی را تباه کند  وباعث افسردگی ناامیدی  وبه خطر افتادن سلامت روانی انسان شود . پيامدهاي يك انتخاب غلط و نارضايتي از زندگي زناشويي و يا حتي فرو پاشي آن، نه تنها زندگي شخصي فرد را نابود مي‌كند بلكه دود آن به چشم نسل بعدي كه از اوپا مي‌گيرد هم خواهد رفت.به همین جهت نیازمند معیارهایی تست که انتخاب نادرست نداشته باشد

در نظر داشتن خدا ،در خصوص مسئله ی ازدواج ،  یعنی اینكه فرد دریابد كه خداوند ، به چه وصلتهایی فرمان داده و از چه پیوندهایی هشدار داده است ، ظلمتها را از بین می برد و فرد را از جهالت بیرون می آورد .

 نگاه از منظر دین در انتخاب همسر ، روشن بینی زیادی را به انسان هدیه می كند و با توجه به اینكه راه دین ، مهمترین و امن ترین راه هاست ، لذا توسل به آن و پیروی از دستورات دین ، انسان را از فرجام های بد ، مصون می دارد .

 در یك انتخاب خوب  نداشتن هوی و هوس ، اولین شرط و بلكه مهمترین شرط تصمیم گیری عاقلانه و عادلانه است .

یعنی انتخاب فرد نبایستی بر اساس هوی و هوس باشد ، به عنوان مثال ، طمع و حرص شما نسبت به ثروت ، نبایستی ملاك انتخاب و عامل مهم در انتخاب یك همسر پولدار باشد یا به هوس رسیدن به ثروت ، سراغ انسانهای پولدار بروید ، یا غلبه شهوت بر شما یا وجود میل و گرایش به زیبارویان ، شما را تنها به سمت انسانهای زیبا رهنمون ننماید .البته این سخنها بدین معنا نیست كه با پولدار یا زیبارو و یا تحصیل كرده یا … نبایستی ازدواج كرد ، بلكه بدین معناست كه وجه غالب در تصمیم گیری و علت اصلی انتخاب ، نباید ثروت یا زیبائی یا مدرك یا این قبیل ملاكها باشد .

  با پولدار ازدواج بكنید ، اما نه بخاطر پولش و همچنین با افراد تحصیل كرده ، زیبا و … ازدواج بكنید اما نه به خاطر عناوین یا صفات ظاهری كه در آنهاست .

بیشتر انتخابهای بد فرجام ، انتخاب از روی هوی و هوس بوده است این افراد مسحور یكی دو عنوان یا صفات ظاهری فرد مقابلشان می شوند و صرفاً به همان دلایل پیوند ازدواج را با دیگری می بندند ،اما هیچگاه دوام یا شیرینی زندگی به این عوامل بستگی ندارد .

  چنانچه بتوان حداقل به هنگام انتخاب همسر ، به هوی و هوسهای اجازه ی دخالت نداد و فضای تصمیم گیری را از گرد و غبارهای ناشی از تاخت و تاز امیال هوس گونه پاك و سالم نگه داشت، مطمئناً خود را از یكی از مهمترین پرتگاههای زندگی دور نگه داشته ایم ، اما اگر به آنها مجال خودنمایی بدهیم و اگر بتوانند بر عقل و درایت غالب شوند ، مطمئناً تا بتوانند نامناسب ترین فرد را معرفی می كنند ، كه تنها باب دل هوس های زودگذر است نه كسی كه بتواند یك عمر با او زندگی كرد .

ملاک ها و معیار ها در انتخاب همسرداری دارای درجه بندی و اولویت هستند که به طور کلی می توان به دو درجه تقسیم نمود .

الف- ملاک های درجه اول

کار ارزیابی را باید از این ملاک ها شروع کرد.زیرا  این ملاک ها بسیار مهم هستند

1- اصالت ‏خانوادگي:

اسلام تاکيد دارد که درباره سابقه خانوادگي همسر، تحقيق لازم صورت گيرد و به خصوص، مراتب ايماني و اخلاقي او در نظر گرفته شود و نيز تا حد امکان، همسر از خانواده‏اي پاک و عفيف انتخاب گردد. اين اصالت‏خانوادگي در نحوه زندگي جديد و در نسل بعد تاثير دارد. اگر نطفه،که متاثر از خصايص وراثتي والدين است، ناسالم باشد، ديگر اميدي به اصلاح فرزند نيست. به همين دليل امام صادق عليه السلام مي‏فرمايند: «( حسن‏بن فضل طبرسي اصول کافي، ج 5، ص 327  ) با خانواده شايسته ازدواج کنيد; زيرا ژن‏ها خصايص والدين و اجداد را به نسل بعدي سرايت مي‏دهند. پيامبر گرامي اسلام (ص) در اين مورد به مردم آگاهي مي‏دهند و مي‏فرمايند: «( محمدبن يعقوب کليني، اصول کافي  ج 5، ص 332) اي مردم بپرهيزيد از گياهان سبز و خرمي که در مزبله دان‏ها پرورش يافته است. "زنان زيبا و خوب‏رويي در خانواده بد".

2- ایمان. ايمان و تقوا ملاک اصلي انتخاب همسر است. در سايه ايمان و تقواست که روابط عميق عاطفي بين زوجين ايجاد مي‏شود. نزد چنين همسراني، زمينه تا حدود زيادي براي پرورش صحيح فرزندان فراهم است و زن و شوهر مي‏توانند بر همه مشکلات زندگي، اعم از اقتصادي و رواني، فايق آيند و فرزندان خود را مطابق موازين و برنامه‏ هاي ديني تربيت کنند. در اين زمينه، رسول اکرم صلي الله عليه و آله مي‏فرمايند: «زن را براي زيبايي ‏اش به همسري مگير; چون ممکن است جمال زن باعث پستي و سقوط اخلاقي‏ اش بشود. هم‏چنين به انگيزه مالش، با او پيوند زناشويي برقرار مکن; زيرا مال مي‏تواند موجب طغيان او گردد، بلکه به سرمايه ديني ‏اش متوجه باش و با زن با ايمان ازدواج کن.» ( ملامحسن فيض کاشاني، محجة‏البيضاء، ج 3، ص 85)  دو اصل دين و اخلاق نيک، ملاک‏هاي اصلي براي شايستگي زن و شوهر است و اين اصل چه در دوران جنيني و شير خوارگي، و چه در ساير مراحل زندگي کودک و تربيت او نقش بسزايي دارد. پيامبر گرامي اسلام (ص) مي‏فرمايند: «بهترين زنان شما زني است که وقتي همسرش به او مي‏نگرد، شاد و مسرورش گرداند.» (جمال‏الدين‏محمدالابشيهي،المستطرف،ج‏2،ص‏218)

 

 3-اخلاق.  جابربن عبدالله انصاري مي‏گويد، در محضر رسول خدا صلي الله عليه و آله بودم. آن حضرت درباره همسر شايسته چنين فرمود: «بهترين همسران شما کساني هستند که داراي ده خصلت‏باشند: 1- براي آمدن فرزندان متعدد آمادگي داشته باشند. 2- مهربان باشند .3 - عفت و پاک‏دامني خود را رعايت کنند. 4- در ميان بستگان خود عزيز و سربلند باشند. 5- نزد شوهر فروتن باشند. 6- خود را براي شوهر بيارايند و خود را به او بنمايانند. 7- نسبت ‏به نامحرمان خود نگه‏دار باشند و پوشش خود را حفظ کنند. 8- از شوهر حرف شنوي و اطاعت داشته باشند. 9- در مسائل جنسي، ميل شوهر را جلب کنند. 10- در عشق و علاقه به شوهر، افراط نکنند و حد اعتدال را حفظ نمايند.» (محمدبن‏يعقوب کليني، فروع کافي، ج 5، ص 324)

 

در جايي ديگر، رسول اکرم صلي الله عليه و آله مي‏فرمايند: «من سعادة المرء الزوجة الصالحة‏»; (محمدبن يعقوب کليني، اصول کافي، ج 5، ص 327 4) از سعادت مرد اين است که داراي همسري شايسته و خوب باشد

4- هم کفو بودن :پژوهش های به عمل آمده نشان می دهد، که با ثبات ترین ازدواج ها آن است که زن وشوهر بیش ترین شباهت ها را با هم داشته باشند. میزان بی ثباتی و طلاق در زوجین شبیه هم کم مشاهده می شود. بعضی از روانشناسان شباهت های بین زوجین را در حکم سپرده بانکی مشترک تلقی کرده و اشاره می کنند اگر میزان سپرده بانکی شما بیشتر باشد در مقابل بحران اقتصادی و اجتماعی بهتر می توانید مقاومت و احساس امنیت کنید. در غیر این صورت دچار مشکل می شوند. این تشبیه نشان می دهد هر چه قدر میزان تشابه بین زوجین بیشتر باشد کمتر دچار بحران می شوند.

  هوش: اگر هوش زن وشوهر به یک اندازه باشد رابطه ی زناشویی آنان با گرفتاری کم تری روبرو می شود.

ارزش ها: لازم است که زن وشوهر به بسیاری از ارزش ها وحدت نظر داشته باشند. مثلاٌ: مهم است زن و شوهر از نظر معنوی و یا درک اقتصادی اختلاف نظر زیادی نداشته باشند.

علائق: اگر زن وشوهر در بسیاری از زمینه ها علائق مشترک داشته باشند زندگی به کامشان شیرین خواهد شد

 تشابه علاقه ها و سلیقه ها ازدواج با افراد هم‏کفو و هم‏شان باعث توافق بيش‏تر در زندگي مي‏شود; کفويت در جنبه‏هاي ايماني، فکري، اقتصادي و... مطرح است، اما تکيه اساسي اسلام در کفويت، بيش‏تر بر مساله ايمان و اعتقاد است. علت اين‏که پيامبر (صل)، حضرت علي عليه السلام را براي همسري دختر خود انتخاب نمودند، همين مساله بوده است. امام صادق عليه السلام مي‏فرمايند: « کفو (هم‏رديف در ازدواج) کسي است که عفيف باشد و مالي هم داشته باشد». ( وافي، ج 3، ص 18)

پيامبر فرمودند: «هر مؤمني کفو زن مؤمنه و هر مرد مسلماني کفو زن مسلمان است.» (محمدبن يعقوب کليني، اصول کافي ، ج 5، ص 34 8)

 

ب- ملاک های درجه دوم

ملاک های درجه دوم ( ثروت و تحصیلات) بستگی به شرایط اقتصادی و پایگاه اجتماعی آن ها دارد.کسانی که بیشتر از حد به این ملاک ها اهمیت می دهند دچار درد سرهای بزرگی می شوند ممكن است وضع اقتصاديتان نابسامان شود يا شايد هم در معرض بد رفتاري‌هاي جسمي يا زباني قرار گيريد، يا به‌عنوان همسري ناموفق درگير مسائل فرزندي شويد كه به تنهايي بايد از پس مشكلات او هم بر آييد.

عدم اعتنا به ثروت همسر و نامزد

آن چيزهايي که من بشدت آنها را مايلم نفي بشود، يکي مسأله ثروت است؛ يعني وقتي که جواني مي‌خواهد ازدواج کند- چه پسر و چه دختر- اصلاً نبايد ثروت همسر و نامزد ازدواجش مورد نظرش باشد. به نظر من يک چيز گمراه کننده است، يک جاذبه حقيقي نيست و اين نبايد موردنظر باشد.

عدم اعتنا به تشخّص اجتماعي

جنبه ديگري که اصلاً نبايد موردنظر باشد، عبارت است از« تشخّص اجتماعي» اين هم اصلاً نبايد موردنظر باشد به گوشم خورده است بعضي افراد مي‌گردند تا عروسي، يا دامادي را انتخاب کنند که حتماً وابسته به بيت و شخصيت معروفي يا سمت معروفي باشد. اين هم به نظر من معيار غلطي است و نبايستي موردنظر باشد.

بعضي از جاذبه‌هايي هم که به شکل صوري جوان‌ها را جذب مي‌کند، به نظر من براي ازدواج نبايد به شکل معيار به آنها نگاه کرد. مثلاً پسرها يا دخترها بگردند هرجا چشمشان را گرفت، آن را معياري قرار بدهند! هر موردي که چشمشان را گرفت و جذب کرد آن را کافي بدانند! اين هم به شدت مورد برحذر داشتن و پرهيز دادن ماست که ما مي‌خواهيم دخترها و پسرها دراين دام‌ها گرفتار نشوند.

از اينها که بگذريم، ممکن است دختري يا پسري مايل باشد که حتماً همسرش تحصيلات عاليه کرده باشد، يکي ديگر نه به اين اهميت نمي‌دهد. من اين مثال را مي‌زنم براي اين که معلوم شود معيارهاي مثبت و قابل قبول، محدود نيست. التفات مي‌کنيد؟ يا فرض کنيد کسي اهل منطقه‌اي از کشور است، دوست مي‌دارد که همسرش حتماً وابسته به آن منطقه باشد، يعني راه باز است. بعضي‌ها حتماً دلشان مي‌خواهد که همسرشان جزو کساني باشد که در راه خدا حرکتي کرده باشد، تلاشي کرده باشد، جانباز، خانواده شهيد و از اين قبيل باشد. بعضي اين را جزو معيارهاي خودشان نمي‌دانند. من مي‌خواهم از اين جهت معيار مثبتي گفته نشود تا اين که معناي محدود کردن باشد فقط مي‌خواهم آن مرزهاي منفي را ملاحظه کنم.»

 

در تجزیه وتحلیل معیارهای درجه یک ودو پنج نكته بسيار مهم وجود دارد كه بايد به آن‌ها توجه كرد:

1 - پيشينه خانوادگي و دوران بچگي

2 - رفتارها و فعا ليت‌هاي آگا هانه و پخته برخاسته از وجدان بيدار

3 - آگاهي از درجه ميزان سازگاري و انعطاف‌پذيري بالقوه خود

4 - ارائه نمونه‌هايي از ديگر الگوهاي ارتباطي

5 - داشتن توان لازم در كار برد مهارت‌هاي ارتباطي با ديگران

اين نكات به بهترين وجه شناخت لازم را از كسي كه مي‌خواهيد به همسري خود بر گزينيد به شما مي‌دهد