تفاوت زنان ومردان با یکدیگر و تاثیر آن دراخلاق خانواده

مهترین عامل در داشتن یک زندگی سالم شناخت تفاتهای مختلف زن و مرد با یکدیگر است  شناخت این تفاوتها در حل مسایل وپیشرفت زندگی بسیار تاثیر گذار است وقتی زنان و مردان تفاوت های همدیگر را بپذیرند ، به جای مقاومت در برابر یكدیگر و یا تلاش برای تغییر دادن افكار و رفتار همسر،  به نقطه ای می رسند كه همكاری متقابل و همدلی را بهترین شیوه ارتباطی برای یك زندگی موفق می یابند.

اقتضاى وجودى هر كدام از زن و مرد، در نظام حكيمانه آفرينش و خلقت نوعى خاص و داراى ويژگيهائى است و ساختمان وجودى هر كدام عملكرد وظيفه ، مسئوليت و زيبائى خاص را ا قتضا مى كند تا هر دو جاى خويشتن را در واحد جهان به نحو احسن پر كنند و (نظام احسن ) جهان عرضه و ارائه شود.

بديهى است كه زن و مرد از جهات بسيارى مساوى ، اما مانند هم نيستند و در بسيارى از امور، تفاوتهاى فراوانى دارند .

زن و مرد از تفاوتهاى لطيف و زيباى روحى برخوردارند كه اگر اينها نبودند اين دو موجود نمى توانستند كامل گردند زيرا آنان مكمل يكديگرند و هر كدام بدون ديگرى ناقص است

تفاوتها، رمز نازها و نيازها هستند اين تفاوتهاى زيبا است كه نتايجى زيبا به بار مى آورد و عامل جذبه ها، كشش ها و كوشش ها مى گردد. اگر تفاوت هاى متناسب ميان زن و مرد نبود، تنوع و جذب و انجذاب ، در زندگى اين دو، مفهومى نداشت . و به يك زندگى سرد و بى روح مبدل مى گشت .

 زن و مرد به خاطر اختلاف جنیست، نیازهای متفاوتی دارند ، این نیازها نشأت گرفته از فطرت هر کدام آنهاست ،این نیازهای متفاوت  مکمل  یکدیگری است. نیازهای زن از روحیه زنانگی او سرچشمه می گیرد و نیازهای مرد از روحیه مردانگی او سرچشمه می گیرد ، گاهی زن و مرد به این نکته توجه ندارند ، نیاز متقابل همدیگر را نمی شناسند و برآورده نمی کنند . این امر موجب اختلافات و مشاجرات و عدم سکون و آرامش در کنار یکدیگر خواهد شد. لذا زن و مرد اولاً این اختلاف جنسیت را باید بپذیرند ثانیاً با توجه به این اختلاف جنیست نیازهای یکدیگر را بشناسند و ثالثاً پس از شناسایی سعی بر ارضاء نیازها همسر خود نماید.

بعضی از نیازهای زن و مرد با توجه به جنسیت آنها متفاوت است.گاهی اوقات باید نیازهای خود را با صمیمیت به همسر خود بازگو کنند.

مرد باآگاه کردن همسرنسبت به نیازهای طبیعی خود، به او کمک کرده تا بتواند نیازهای اورا برآورده کند.

« زن نیز باید نیازها و احساساتش را به همسرش بشناساند چون مرد قادر به خواندن زن نیست. با بیان احساسات، همسران اطمینان خاطر پیدا می کنند و وحشت طرد شدن را کنار می گذارند.

در اینجا به بررسی مهمترین اقسام تفاوتها می پردازیم

تفاوت درساخت و عملكرد اعضا و دستگاه های بدن زنان و مردان

ویژگی های ساخت و عملكرد اعضا و دستگاه های بدن زنان و مردان متفاوت است. این تفاوت طوری است كه مردان را برای زندگی فعال و پرجنب وجوش، و زنان را برای زندگی آرام آماده می كند.

جنس زن براي انجام وظايف متفاوتي با مرد آفريده شده و به همين دليل احساسات متفاوتي دارد. قانون آفرينش، گرمي كانون خانواده و پرورش نسل‏ ها را بر عهده او گزارده به همين دليل سهم بيشتري از عواطف و احساسات به او داده است. در حالي كه وظايف خشن و سنگين اجتماعي بر عهده جنس مرد گذارده شده و سهم بيشتري از دورانديشي به او اختصاص يافته. بنابراين اگر بخواهيم عدالت را اجرا كنيم بايد پاره‏ اي از وظايف اجتماعي كه نياز بيشتري به انديشه و مقاومت و تحمل شدائد دارد بر عهده مردان و وظايفي كه عواطف و احساسات بيشتري را مي‏ طلبد بر عهده زنان گزارده شود.

تفاوتهای کلامی زنان ومردان

زنان درمكالمات سؤالات بیشتری می پرسند. آنها سؤال كردن را راهی برای ادامه گفت و گو می دانند . در حالی كه مردان پرسیدن را راهی برای كسب اطلاعات بیشتر می دانند . مردان كمتر دوست دارند سؤالات شخصی را مطرح كنند آنها فكر می كنند كه اگر همسرم قرار است چیزی به آنها بگوید خواهد گفت . زنان نیز فكر می كنند اگر سؤال نكنند شوهرشان فكر می كنند آنها بی تفاوت هستند. مردان سؤالاتِ زیادی را نشان دهنده ی كنجكاوی بیجای سؤال كننده می دانند ؛ در حالی كه زنان آن را بیانگر ارتباط قوی و صمیمی زوجین می دانند.

تفاوت ها در زمينه شيوه ارتباطى

 زن و مرد از دو شيوه ارتباطى متفاوت استفاده مى كنند. اغلب مردها بر اين باورند كه وقتى كسى مسئله اى را با آن ها در ميان مى گذارد ، انتظار دارد كه مسئله اش حل شود و به همين دليل، بى درنگ راه حل ارائه مى دهند. از سوى ديگر، اغلب زن ها معتقدند كه در ميان گذاشتن مسائل خود با ديگران راهى براى پيوند و رسيدن به احساس حمايت است، حتى  اگر مسئله آن ها لاينحل باشد. بى توجهى به اين موضوع، اغلب ايجاد ناراحتى مى كند: زن از مسائلش شكايت مى كند و مرد راه حل نشان مى دهد. در اين شرايط، هرگز عجيب نيست اگر زن احساس كند كه همسرش به صحبت هاى او گوش نمى دهد، مرد هم به اين نتيجه برسد كه زنش تنها قصد شكايت دارد; زيرا هرگز به راه حل هاى پيشنهادى او توجه نمى كند.

 

وقتى از زمينه ارتباطى همسر خود بى اطلاع هستيم، اغلب به اشتباه فرض را بر اين مى گذاريم كه همسر ما از زمينه اى مشابه ما برخوردار است. اما اين تصور به روشنى مسئله ساز مى شود.

اما زوجى كه از تفاوت زمينه هاى ارتباطى زن و مرد آگاهند ، گرفتار اين سوءبرداشت از ارتباط نمى شوند; زيرا زن و مرد هر دو از مطلبى كه ديگرى مخابره مى كند اطلاع دارند. وقتى شما و همسرتان از تفاوت هاى موجود در زمينه ارتباطى يكديگر آگاه باشيد، اين تفاوت ها بسيار كمتر توليد اشكال مى كنند و به زندگى علاقه و تنوّع بيشترى مى بخشند.1

«زمينه ارتباطى» هر فرد در حكم عينكى است كه از پشت آن به همه اتفاقاتى كه در زندگى رخ مى دهد، نگاه مى كند. اگر بداند كه او و همسرش از چگونه لنزهايى استفاده مى كنند، به راحتى مى توانند ميان واقعيت ها و برداشت خود از واقعيت ها تميز قايل شوند.

بهترين راه براي شناخت نحوه ي ارتباط بر قرار کردن طرف مقابل ، صحبت کردن صحيح با يکديگر است. صحبت کردني که در آن هر دو نفر شنونده ي حرف هاي يکديگر باشند و سعي کنند شرايط طرف مقابل را درک کنند.

و راه ديگر هم آشنايي هر کدام از همسران با روان شناسي طرف مقابل است که به شناخت او کمک بيشتري مي کند.

احساسات متفاوت 

زن و مرد، در احساس ها و طرز برداشتها از حقايق و واقعيات متفاوتند تا آنجا كه در چگونگى عشق و علاقه به يكديگر كاملا تفاوت دارند با اينكه جذب و انجذاب طرفينى است ، معذلك نوع علاقه شان به يكديگر مانند هم نيست .

معمولا زن ، هنگامى احساس شكست مى كند كه مرد او را دوست نداشته و او نتوانسته است محبوب واقع گردد، در صورتى كه مرد، موقعى احساس  شكست مى كند كه زن و همسر دلخواهش را نيافته يا پس از يافتن نتوانسته است او را در اختيار داشته باشد.

تفاوت هاى روحی و روانى 

ويژگيها و تفاوتهاى زن ومرد موجب می شود كه هر دو مطلوب و طالب و معشوق و عاشق يكديگر باشند و هر كدام به شيوه مخصوص به خود، در مقام جذب ديگرى و آرامش جوئى از او برآيند.

اين جذب و انجذاب تنها از طريق غريزه جنسى و اقناع آن نيست ، كه بالاتر از آن و با شكوه تر از آن مى باشد. ویژگی طبیعی و فطری زن بر « ناز» است و مرد بر « نیاز» و ترکیب این دو چه زیبا و مستحکم می‏باشد.

شهید مطهری در بیان این ویژگی روحی و روانی زن و مرد می‏گوید:« طبیعت، مرد را مظهر طلب، عشق و تقاضا آفریده است و زن را مظهر مطلوب بودن و معشوق بودن. این یکی از تدابیر حکیمانه و شاهکارهای خلقت است که در غریزه مرد « نیاز و طلب» و در غریزه زن « ناز و جلوه » قرار داده است ... مرد خریدار وصال زن است، نه خریدار رتبه او [نمی‏خواهد بنده بخرد]. منتهای هنر زن این بوده که توانسته مرد را در هر مقامی و هر وضعی بوده است، به آستان خود بکشاند.»(2)

آنگاه که حیا و عفاف و خویشتن‏داری زن از میان برود و بخواهد در نقش مرد ظاهر شود، اوّل به زن مُهر باطله می‏خورد ، بعد مرد مردانگی خود را فراموش می‏کند، سپس اجتماع فرو می‏پاشد.

زن توانسته مرد را به عنوان خواستگار به آستانه خود بکشاند و مردها را به رقابت با یکدیگر وا دارد و با خارج کردن خود از دسترس مرد ، وضعی رمانتیک به وجود آورد. مجنون‏ها را به دنبال لیلی‏ها بدواند و آنگاه که تن به ازدواج با مرد می‏دهد، هدیه و پیشکشی از او به عنوان نشانه صداقت دریافت دارد.  زن همیشه مرد را می‏ساخته و مرد اجتماع را. آنگاه که حیا و عفاف و خویشتن‏داری زن از میان برود و بخواهد در نقش مرد ظاهر شود، اوّل به زن مُهر باطله می‏خورد ، بعد مرد مردانگی خود را فراموش می‏کند، سپس اجتماع فرو می‏پاشد.(3)

 نقش هر یک از زن و مرد در مسئله عشق ناهمگون نقش دیگری است. عارفان این قانون را به سراسر هستی سرایت می‏دهند. می‏گویند قانون عشق و جذب بر سراسر موجودات و آفریده‏ها حکومت می‏کند ، با این تفاوت که موجودات و مخلوقات از لحاظ اینکه هر آفریده‏ای وظیفه خاصی را باید ایفا کند ، متفاوتند. سوز در یک جا و ساز در جای دیگر قرار داده شده است. قانون خلقت، جمال و غرور و بی‏نیازی را در زن و نیازمندی، طلب، عشق و تغزل را در مرد قرار داده است. ضعف زن در مقابل نیرومندی مرد به این وسیله تعدیل شده است.(4)

 اینکه اولیای دین به زنان دستور پوشش و حفظ حریم و دوری از آمیختگی و همنشینی‏های دوستانه بین زن و مرد داده‏اند ، نیز حفظ حریم در رفتار و گفتار را لازم شمرده‏اند، برای این است که عرضه زن و زیبایی‏هایش در جامعه، بی‏ضابطه، ارزان و به وفور نباشد و مردها جز با پرداخت ارزش و بهای مناسب و در چارچوب‏های مشروع نتوانند از زیبایی‏های زن بهره گیرند تا هر گاه با زنی ازدواج کردند ، قدر او را بدانند و در استواری ازدواج بکوشند. حتی در دستورهای تربیتیِ دینی، به حفظ ناز در زن و پروردن نیاز در مرد توجه شده است.

 ویلیام جیمز فیلسوف معروف آمریکایی می‏گوید:

حیا و خودداری ظریفانه زن غریزه نیست بلکه دختران حوّا در طول تاریخ دریافتند که عزت و احترام‏شان به این است که به دنبال مردان نروند [و ندوند] ، خود را مبتذل نکنند و از دسترس مرد خود را دور نگه دارند. زنان این درس‏ها را در طول تاریخ دریافتند و به دختران خود یاد دادند.(5)

شهید مطهری این حالت را هماهنگ با طبیعت زن در جهت حرمت او ارزیابی کرده و می‏گوید:در روایات اسلامی وارد شده که مرد از زن پر تمایل تر نیست، بلکه بر عکس است لکن زن از مرد در مقابل تمایل خود، تواناتر و خوددارتر آفریده شده است. این خصوصیت همواره به زن فرصت داده است که دنبال مرد نرود و زود تسلیم او نشود و بر عکس مرد را وادار کرده است که به زن اظهار نیاز کند و برای جلب رضای او اقدام نماید ... جنس نر همواره حالت و نقش متقاضی را داشته، نه جنس ماده و جنس ماده همواره از خود نوعی بی‏نیازی و استغنا نشان می‏داده است ... (6)

طبیعت زن را به عنوان مظهر « ناز» و مرد را به عنوان مصداق « نیاز » آفریده ، در رفتار زناشویی حفظ این روحیه، سبب شیرینی و لذت زندگی است.

تفاوت در برخورد با فشارهای عصبی و روحی

ازجمله تفاوت های عمده زن و مرد نحوه برخورد آنها با فشارهای عصبی و روحی است . مردها در برخورد با فشارهای عصبی و روحی بیشتر گوشه گیر شده و در خود فرو می روند ؛ در صورتی که زن ها به هیجان آمده مسئله را برای  دستیابی به آرامش  و حالت عادی  مطرح می کنند. ، مرد در جهت حل مسئله می کوشد ، و زمانی که مسئله حل شد از لاک خود بیرون می آید . ولی زن بیشتر نیاز به همدردی دارد مردان علاقه مندند مسائل شان را به تنهایی حل نمایند ؛ لذا سعی می کنند مشکلاتشان را برای کسی مطرح نکرده و صحبتی از آن به میان نیاورند مگر آنکه موضوع محتاج کارشناسی و تخصص باشد. زیرا معتقدند وقتی کسی قادر به انجام کاری است این نشانه ضعف است که از دیگران کمک بخواهد و البته زمانی که به کمک احتیاج داشته باشند سعی می کنند با شخص مورد اعتماد مشورت کنند . به اعتقاد آنها گفت و گو در مورد مسئله با کسی ، به معنای درخواست کمک و یاری است. بنابراین زن ها باید متوجه باشند موقعی که مرد درخواست یاری ننموده است راهنمایی و گوشزدهای زن ممکن است برای مرد مداخله محسوب شود و اعتماد به نفسش را جریحه دار کند ، در صورتی که زن ها دوست دارند در مواقع ناراحتی با کسی حرف بزنند. زن ها روابط حمایتی را جستجو می کنند. زن ها رابطه گرا هستند و مردها هدف گرا.

  وقتی مرد خسته از کار روزانه به خانه بر می گردد به  آرامش  و استراحت نیاز دارد بنابراین به اخبار گوش می کند یا روزنامه می خواند و یا مسابقه فوتبال تماشا می کند. خواندن روزنامه و یا گوش کردن به اخبار وسیله ای برای فراموش کردن مشکلات زندگی مرد است،اگر زن با حالات روحی مرد آشنا باشد روزنامه خواندن مرد را بی اعتنایی نسبت به خود تلقی نمی کند. گاهی اوقات روزنامه خواندن آقایان برای خانم ها غیر قابل تحمل می شود

مرد، پناهگاه است و زن آرامش بخش 

زن علاوه بر ويژگيهاى خود و علاوه بر غرائز گوناگون ، آرزو دارد كه در پناه مردى قرار گيرد و آن مرد هم مخصوص به او باشد. به همين جهت از هنر دلبرى برخوردار است و در صدد صيد قلب مرد برمى آيد و اگر داراى اين خصيصه روحى و هنر نبود نمى توانست دل مرد را شكار كند و تسخير نمايد، اين خصيصه يك ويژگى زنانه است و از او زيبا.

مرد علاوه بر غرائز مختلف ، دوست مى دارد كه قهرمان باشد و او را به اين جهت بپذيرند، و نيز مرد در طوفان هاى زندگى ، به آرامش دل و نيروئى كه او را راحتى جان ببخشد، نيازمند است كه اين هر دو نياز، به وسيله زن ، رفع مى گردد و آفرينش با حكمت و تدبير، همه اين تفاوت ها نبود و اگر مرد حالت زنانه داشت ، نمى توانست قهرمان زندگى زن باشد و اگر زن همچون مردان بود هرگز قادر به تسخير دل مرد نمى گشت

بیانات آیت الله خامنه ایی

طبيعت زن و مرد، هر كدام ويژگى‌اى دارد. در داخل خانواده، كار و روحيات مرد را نبايد از زنان توقع كرد، روحيات زن را هم در خانواده نبايد كسى از مرد توقع كند. هر كدام يك خصوصيات طبيعى و روحى دارند كه مصلحت بشر، مصلحت جامعه، مصلحت نظام اجتماعى زن و مرد اين است كه روحيات و خصوصيات مرد وزن در تعامل اينها در داخل خانواده دقيقا رعايت شود، كه اگر رعايت شد، هم اين خوشبخت است و هم آن. اما كسى به كسى حق ظلم كردن، زور گفتن و استخدام كردن ندارد. بعضى از مردان خيال مى‌كنند كه زن وظيفه دارد همه‌ى كارهاى مربوط به آنها را انجام دهد. البته در محيط خانواده، زن و مردى كه به هم علاقه دارند، با كمال ميل و شوق، كارها و خدمات يكديگر را انجام مى‌دهند، اما انجام دادن از روى ميل، غير از اين است كه كسى احساس كند، يا اين طور عمل كند كه گويا وظيفه‌ى زن است كه بايد مثل يك مستخدم، خدمت مرد را به آن شكل انجام دهد. چنين چيزى در اسلام وجود ندارد. 7

خدای متعال طبیعت زن را ظریف قرار داده است. بعضی از انگشت‏ها خیلی درشت و گنده هستند و برای کندن یک سنگ از زمین خیلی خوبند، اما اگر بخواهند یک جواهر خیلی ریز را لمس کنند، معلوم نیست بتوانند بردارند.

اما بعضی انگشت‏ها ظریف و باریک اند، آن سنگ را نمی‏توانند بردارند، اما آن خرده جواهر و خرده طلا را می‏توانند از روی زمین جمع کنند. زن و مرد این طورند. هر کدام یک مسؤولیتی دارند. نمی‏شود هم گفت کدامیک مسؤولیتش سنگین‏تر است. مسؤولیت هر دو سنگین است. هر دو لازم است.

روح زن چون لطیف‏تر است، احتیاج به آرامش بیشتری دارد. او نیاز به آسایش و تکیه به جای مطمئن دارد. این تکیه گاه کیست؟ او شوهر است. کنار هم قرار داده است. 8

علامه طباطبایی در مورد سکون و آرامش زن و مرد در کنار یکدیگر می فرماید:« آفرینش انسان به صورتی است که زن و مرد در ساختمان طبیعی بدن، مکمل یکدیگرند و هر یک به تنهایی ناقص و محتاج دیگری است. این نیاز و احتیاج موجب می شود که زن و مرد به سوی یکدیگر حرکت کنند و بدین طریق، سکونت و آرامش یابند. 9

تکیه گاه  بودن مرد ولطافت و ظرافت زن

اسلام مرد را قوّام و زن را ریحان می‏داند. این نه جسارت به زن است، نه جسارت به مرد. نه نادیده گرفتن حق زن است و نه نادیده گرفتن حق مرد، بلکه، درست دیدن طبیعت آن‏هاست. ترازوی آن‏ها هم اتفاقاً برابر است، یعنی وقتی جنس لطیف و زیبا و عامل آرامش و آرایش معنوی محیط زندگی را در یک کفه می‏گذاریم، و این جنس مدیریت و کارکرد و محل اعتماد و اتکا بودن و تکیه گاه بودن برای زن را هم در کفه دیگر ترازو می‏گذاریم، این دو کفه با هم برابر می‏شود. نه آن بر این ترجیح دارد و نه این بر آن.

شراکت و رفاقت زن و شوهر

مرد براى پيدا كردن آرامش، به زن در محيط خانواده احتياج دارد، زن هم براى يافتن آرامش، به مرد در محيط خانواده نيازمند است ... هر دو براى سكون و آرامش، به هم احتياج دارند.

ما دیده بودیم که گاهی مرد، زن را موجود درجه دو حساب می‏کرد! اما موجود درجه دو نداریم. هر دو مثل هم هستند. هر دو از حقوق برابری در زمینه امور زندگی ـ مگر در جاهایی که خدای متعال بین زن و مرد فرقی گذاشته که آن هم روی مصلحتی است و به نفع مرد و به ضرر زن هم نیست ـ برخوردارند. باید مثل دو نفر شریک، مثل دو نفر رفیق، در خانه با هم زندگی کنند.  10

زن و مرد نیازهایی نسبت به یکدیگر دارند ، هر گاه این نیازها بوسیله ی دیگری برآورده شود ، در کناریکدیگر به آرامش می رسند.

تفاوت نقش های  زن ومرد در خانواده 

مردوزن هركدام برا‌ي كارخا صي ونه برا‌ي هدف واحدي آفريده شده‌اند. ساختار جسمي وعقلي مادي و معنوي و رسالت‌هاي سپرده شده به هريك ازاين دو، با هم فرق دارد.زن ومردشبيه بدن انسان اند كه ازاعضايي متعدد تركيب يا فته است وهرعضوي درادامه‌ي حيات انسا ن داراي نقش است واختلال هرعضوي كل حيات رابه اختلال مي‌كشد. لذا نمي‌توانيم قلب را مهمترازمغزيامغز رابا اهميت ترازكبد ويا كبد را مهمترازشش بدانيم. زيرا نبودهرعضوي ازاين اعضا بمعني مرگ انسا ن وايستا يي روند زندگي انسان است. بهمين جهت ما نمي‌توانيم نقش زن را كوچك بشماريم ويا نقش مرد را مهمترازنقش زن ارزيابي كنيم ونيز نابجا ست كه تلاش كنيم تا زن را وارد عرصه هايي ازحيات كنيم كه ويژه مردان است....زيرانقش زن مشابه نقش مردومكمل آن است وزندگي بي نيا زازنقش زن نيست.

زن ومرد مانند دو جريان مثبت ومنفي برق اند كه برا‌ي برافروختن نورحيات كنارهم قرار مي‌گيرند. اما اگراين دو ازسنخ واحد مي‌بودند واز عاطفه واحد‌ي برخوردار مي‌بودند وويژگي هايي رسالت اجتماعي وانساني كه از آنان انتظار مي‌رفت، سرافراز برايند.

با وجود  تفاوت ها‌ي فيزيولوژي ورواني بين زن ومرد- این تفاوت ها‌ به معني برتري مرد يا زن نيست. بلكه خداي متعال خواسته است با اين اختلافات به تحكيم وتقويت رشته محبت وسازگاري بين زن ومرد بپردازد.

ازين منظر زن به اموري درزندگي مي‌پردازد كه قابليتها و توانمندي‌ها‌ي آن را دارد و مرد نيز به ايفاي نقش‌هايي كه قابليت و استعداد آن در او موجود است، مي‌پردازد. اين تنوع و گوناگوني درايفاي نقش بوسيله مرد و زن امري است طبيعي و ضروري كه در قلمرو تشريع محدود نمي‌ماند بلكه در دايره امورتكويني نيزتوسعه مي‌يابد. لذا در تمامي نقاط هستي واجزا‌ي مادي قابل ملاحظه است. بنا براين عالم كثرت و تعدد به تنوع وتعددنيازها منجر ميگردد واين تنوع درنيازها تنوع در ايفاي نقش هارا موجب ميگردد ودرنتيجه بايدپذيرفت كه هرانساني ازقابليت واستعدادهاي ذاتي برا‌ي ايفاي نقشي برخور داراست كه به عهده او گذاشته شده است و اين قابليت ها‌ي تكويني اورا آماده‌ي انجام اين نقش مي‌سازد.

بیانات آیت الله خامنه ایی

بعضی از مسلک‏های غلط که مخصوص زن‏ها هم نیست. مردها هم گاهی همان مسلک‏ها را دنبال می‏کنند. دنبال این هستند که بگویند: نه! بیاییم اجناس این ترازو (نقش‏های زن و مرد) را جا به جا کنیم. حالا اگر این کار را بکنیم چه می‏شود؟ جز این که اشتباه می‏کنید و جز این که بوستانِ به زیبایی و نیکی پرداخته شده را خراب می‏کنید! غیر از این، کار دیگری نمی‏کنید. فواید همدیگر را می‏برید، محیط خانواده را هم بی‏اعتنا می‏کنید. زن و مرد را نسبت به هم دچار تردید و دودلی می‏کنید. آن محبت و عشقی را که مایه اصلی کار است، از دست می‏دهید.

گاهی اتفاق می‏افتد مرد در خانه نقش زن را پیدا می‏کند. زن حاکم مطلق می‏شود و به مرد دستور می‏دهد این کار را بکن، آن کار را نکن. مرد هم دست بسته تسلیم است. خب چنین مردی دیگر نمی‏تواند تکیه گاه زن باشد. زن یک تکیه گاه خوب را دوست می‏دارد.

گاهی اوقات از این طرف مرد چیزهایی را به زن تحمیل می‏کند، فرض کنید که تمام خرید و کار و سر و کله زدن با مراجعان با خانم است. چرا؟ چون من کار دارم، وقت ندارم. مبنا وقت نداشتن است! می‏گوید باید بروم اداره، کارها را باید آن خانم انجام دهد. یعنی کارهای بی جاذبه و سنگین برای زن. البته ممکن است چند صباحی سرگرمش کند، اما کار او نیست.

بعضیها از ما می‌پرسند: شما موافقید زنها بروند کار کنند؟ ما می‌گوییم : البته، ما با بیکاری خانمها مخالفیم، زن اصلاً باید کار کند. البته کار دو جور است: یکی کارِ داخل خانه و یکی کار بیرون خانه، هر دو کار است، اگر کسی استعداد دارد در کارهای مربوط به بیرون منزل، باید انجام بدهد، خیلی هم خوب است. منتها یک شرط دارد، باید جوری باشد که این اشتغال-حتی در داخل خانه- به پیوند زن و شوهر لطمه‌ای نزند.»  11

 

نگاه درست و مبتنى بر منطق به زنان، كه نيمى از جمعيت بشر را تشكيل مى‌دهند، آن هم نيمى كه اگر نگاه كاوشگر انسان بخواهد نقش آن را با نقش‌هاى ديگر مقايسه كند، خواهد ديد كه نقش اين نيم، حساس‌ترين، ظريف‌ترين، ماندگارترين و مؤثرترين نقش‌ها در حركت تاريخ انسان و در سير بشريت به سوى كمال است. خدا زن را اين‌گونه آفريده. اگر بناى آفرينش انسان و جهان را به دو بخش كارهاى ظريف و ريزه‌كارى و بخش كارهاى مستحكم - و به تعبير سازندگان بناها، سفتكارى - بگذاريم، بخش اول كه ظريف‌كارى‌ها و ريزه‌كارى‌ها و رشته رشته پروردن احساسات و عواطف بشر است، در اختيار زن است. گناه بزرگ تمدن مادى، تضعيف و گاهى به فراموشى سپردن اين نقش است. هرجا سخن از تضعيف خانواده است، نقش اين بخش مهم ناديده گرفته شده. هرجا سخن از بى‌اعتنايى به هنر مادرى و هنر تربيت فرزند در آغوش پر مهر و محبت مادر است، اين نقش ناديده گرفته شده. دنياى غرب اين جرم بزرگ را دارد كه اين نقش را تضعيف كرده و در مواردى ناديده گرفته است. بخشى از بزرگى اين گناه به اين مربوط است كه اين حركت فاجعه‌آميز را با نام «حمايت از زن» انجام مى‌دهد، در حالى كه اين حمايت از زن نيست، اين خيانت به زن و خيانت به انسان است. نقش مادر از دوران حمل و باردارى شروع مى‌شود و تا آخر زندگى انسان ادامه دارد. مردى كه به دوران جوانى رسيده يا از دوران جوانى هم عبور كرده، باز تحت تأثير عطوفت و محبت و شيوه‌هاى خاص مادرانه‌ى مادر است. اگر زنان ما از لحاظ رتبه‌ى معرفتى و بينش و معلومات، سطح خود را ارتقاء دهند، اين نقش با هيچ نقش ديگرى، با هيچ مؤثر ديگرى از مؤثرات فرهنگى و اخلاقى تا آخر قابل مقايسه نيست. يك وقت مادرى از لحاظ معرفت سطح‌اش پايين است، البته اين نمى‌تواند در دوران بزرگى اثرگذارى كند، اين گناه كم بودن معلومات يك انسان است، اين نقص تأثير مادرى نيست. مادر است كه فرهنگ و معرفت و تمدن و ويژگى‌هاى اخلاقى يك قوم و جامعه را با جسم خود، با روح خود، با خلق خود و با رفتار خود، دانسته و ندانسته به فرزند منتقل مى‌كند.  12

 

اين هنر نيست كه زن كار مردانه را تقليد كند، نه، زن يك كار زنانه دارد كه ارزش آن از هر كار مردانه‏اى بيشتر است. امروز دستهاى بشدت مشكوك موج ضد ارزشى را در دنيا به راه انداخته‏اند - كه در همه جا هست، در كشور ما هم متأسفانه در گوشه و كنار ديده ميشود - اينها ميخواهند زن را وادار كنند به اينكه بشود يك مرد! اين را كسر شأن زن ميدانند كه چرا فلان كارها را مرد ميكند، زن نكند! اين كسر شأن است؟ نگاه به اين مسأله، نگاه غلطى است. اين را عيب ميگيرند كه چرا شما ميگوئيد زن، زن است، مرد، مرد است. خوب، مگر اينطور نيست؟ شما دلتان ميخواهد كه ما بيائيم بگوئيم زن، يك مرد است، آن وقت يك مرد مصنوعى، كپى دوم مرد! اين چه افتخارى است براى زن؟ افتخار براى زن اين است كه يك زن باشد، يك زن كامل، يك مؤنث كامل. در مقام ارزشگذارى‏هاى والا اگر نگاه كنيم، اين ارزش - يك زن كامل بودن - از يك مرد كامل بودن كمتر كه نيست، در مواردى قطعاً بالاتر و بيشتر هم هست. ما چرا اين را از دست بدهيم؟ 13

 

ارجاعات

1- فرانك فينچام و همكاران، رابطه همسران، ترجمه مهدى قراچه داغى، تهران، پيك بهار، 1380، ص 47 / ص 49.)

2- نظام حقوق زن در اسلام، ص47 ـ 48

3- همان، ص234

4- همان، ص232.

5- نظام حقوق زن در اسلام، ص47.

6- همان، ص233

7- بيانات در اجتماع زنان خوزستان 20/12/1375

8- بيانات در سالروز ولادت حضرت فاطمه زهرا (س) 05/05/1384

9- طباطبایی، سید محمد حسین، تفسیر المیزان، جلد 4 صفحه 285.)

10- بيانات در سالروز ولادت حضرت فاطمه زهرا (س) 05/05/1384

11- خطبه عقد 12/11/1372

12- بيانات در سالروز ولادت حضرت فاطمه زهرا (س) 05/05/1384

13- بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامى‏ در ديدار گروه كثيرى از زنان نخبه‏ در آستانه‏ ى سالروز ميلاد حضرت زهراى اطهر (سلام‏ اللَّه عليها) 13/4/86